شکار زهره

0 views
0%

سلام به تمام شهوانی های عزیز کوچیک همتون سامان هستم 20سالمه و اهل اهواز هستم این اولین داستانی هستش که میخوام براتون بنویسم داستانم رو کامل مینویسم واسه همین طولانیه که امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید یکی از همکارای بابام خارج از شهر یه باغ داره هر چند وقت یبار هم مارو دعوت میکنه بریم اونجا واسه تفریح حدودا 1ماه پیش بود که واسه آخر هفته ما رو دعوت کرده بودن که واسه شکار و بعدش هم ناهار بریم اونجا ساعت 7صبح رسیدیم اونجا با ماشین راه افتادیم تاب خوردن دنبال گله های پرنده تا حدود ساعت 11 شکار کردیم و اتفاقا خیلی خوب شکار کردیم 4تا اردک زدیم و 7 8تا هم از یه پرنده ی دیگه که اسمش رو نمی دونم اون روز فقط ما مهمون نبودیم 3تا خانواده ی دیگه هم اونجا بودن یکیشون یه زن و شوهر با 2تا پسرشون بودن که من نمی شناختمشون ولی مثل اینکه مرده همکار بابام و این اونا طرفای 11 30 رسیدن باغ اسم زنه زهره بود هیکلش هم خیلی توپ بود مخصوصا کون بزرگی داشت البته چاق نبود آقا منم که یه 2 3 ماهی میشد بخاطر درس و مشق دور زید و زیدبازی رو خط کشیده بودم و حسابی هم تو کف بودم سریع تیز کردم اونجا خانوما مانتو و روسریشون رو در اورده بودن این زهره خانوم هم داشت با یه شلوار لی و تی شرت میگشت مثل بقیه ی خانومایی که اونجا بودن منم حسابی بازوهای سفید و البته کون درشتشو دید میزدم تا ناهار آماده بشه کلی طول می کشید واسه همین من و بقیه ی پسرا رفتیم تو استخر همه ی پسرا با شلوارک پریدن تو آب ولی من یه مایوی نسبتا تنگ پوشیده بودم یه جورایی میخواستم کیرم رو به رخ بقیه پسرا بکشم آخه از قبل با پسر دوست بابام یه بحثی سر اندازه ی کیر داشتیم من کیر نسبتا درشتی دارم طولش 19سانتی میشه به اندازه ی کافی هم کلفت هست اون روز هم به خاطر دید زدن زهره به حالت نیم خیز دراومده بود آقا خلاصه حسابی شنا کردیم و کلا حال داد جای رخت کن طوری بود که باید از نزدیک جایی که خانوما نشسته بودن داشتن صحبت میکردن رد میشدم منم اومدم زرنگی کنم از پشت سرشون رد بشم که متوجه نیم خیز بودن کیرم نشن ولی از بخت بد من مامانم دید دارم رد میشم صدام کرد ازم بپرسه موبایلش کجاست منم یه لحظه ایستادم فکر کنم ببینم موبایلش رو کجا گذاشتم که دیدم بقیه ی خانوما هم برگشتن دارن منو نیگا میکنن من چون 6سالی میشه که بسکتبال و بدنسازی کار میکنم هیکل سرفرم و درشتی دارم داشتن هیکل لخت منو ورنداز میکردن که یه لحظه احساس کردم این زهره خانوم رو کیرم زوم کرده بالاخره یادم اومد گوشیه مامانم کجاست بهش گفتم و سریع رفتم تو رخت کن همزمان که لباسامو عوض میکردم داشتم یه این فکر میکردم که درست متوجه شده بودم که زهره داشت کیرکو دید میزد یا نه که البته بعدا خودش اعتراف کرد که من درست متوجه شده بودم بگذریم ناهار رو حدود 1 30 زدیم ما داشتیم میگفتیم و میخندیدیم که دیدم زهره داره به گوشیش ور میره و حرص میخوره گوشیش مثل گوشیه من آی فون بود مثل اینکه میخواست یه عکس به مامانم نشون بده ولی چون تازه گوشی رو گرفته بود بلد نبود باش کار کنه منم خودمو انداختم وسط خلاصه بهش یاد دادم چجوری به عکس های دوربینش دسترسی پیدا کنه خانوما بلد شدن برن بگردن پدرا هم که خواب بودن پسرا پیشنهاد دادن بریم سگا رو بگردونیم من اومدم گوشیم رو از رو میز بردارم که دیدم گوشی زهره هم رو میزه یه فکر شیطانی به سرم زد سریع یه بهونه اوردم که چند دقیقه بتونم بمونم تو ساختمون پسرا که رفتن بیرون سزیع گوشی زهره رو برداشتم خوشبختانه رمز نداشت یه تک زنگ به خودم زدم شمارشو سیو کردم شماره ی خودمم از تو لیست تماساش پاک کردم آقا خلاصه اون روز حسابی خوش گذروندیم و این زهره خانوم رو دید زدیم گذاشتم یه چند روزی بگذره بعد شروع کردم اس ام اس دادن به زهره با سختی بسیار زیاد نرمش کردم خلاصه شروع کرد به راه اومدن البته هنوز خودم رو معرفی نکرده بودم خیلی میترسیدم اگه خودمو معرفی کنم آبرومو ببره بالاخره بعد از 2هفته راضیش کردم بیاد سر قرار حسابی میترسید که از طرف شوهرش در حال آزمایش باشه ولی بالاخره اومد تو پارک ساحلی قرار گذاشتم وقتی فهمید اون منم حسابی شوکه شد خواست بره کلی التماسش کردم تا راضی شد بمونه تو ساحلی تاب خوردیم بعدش هم با کلی خواهش رفتیم شام خوردیم بعد ار شام گفت امشب و فردا بهم اس ام اس نده زنگ هم نزن باید در مورد ادامه ی رابطمون فکر کنم منم قبول کردم اون شب وفرداش گذشت بهم زنگ زد گفت که اونم از من خوشش اومده دوست داره رابطمون ادامه پیدا کنه خلاصه دیه اس ام اس بازی و این داستانا منم آروم آروم شروع کردم به اس ام اس های مورد دار و سکسی اونم پایه بود و بدش نمیومد گذشت تا 3روز پیش که بهم زنگ زد صحبت کردیم موقع خداحافظی گفت که شوهرش و پسراش رفتن مسافرت تهران و ازم دعوت کرد واسه فردا ناهار برم پیشش منم گفتم باشه فرداش حسابی به خودم رسیدم با توجه به اینکه ممکن بود جور بشه سکس کنیم حسابی تمیزکاری کردم یه تیپ اسپرت حسابی زدم و رفتم به آدرسی که داده بود سر راه هم یه دسته گل خوشگل خریدم در نزدم زنگ زدم به گوششیش گفتم دم درم در رو باز کرد رفتم داخل وقتی دیدمش برق گرفتم خیلی خوشگل تر و کس تر از او روز که تو باغ دیده بودم شده بود یه آرایش ملایم کرده بود خیلی بهش میومد یه تاپ و یه دامن پوشیده بود تا بالای زانوش بوی عطری هم که به خودش زده بود دیوونه کننده بود رفتیم داخل خونه راهنماییم کرد به اتاق پذیرایی واسم شربت اورد نشستیم به صحبت کردن اصلا متوجه گذشت زمان نبودم 1ساعتی حرف زدیم گفت برم غذا رو چک کنم رفت تو آشپزخونه 2 دقیقه بعد اومد با ناز گفت ناهار حاضره قربان منم پشت سرش راه افتادم کونشو دید میزدم ناهار لازانیا درست کرده بود خوردم جاتون خالی حسابی هم خوشمزه بود گفت دوست داری فیلم نگاه کنیم گفتم چه فیلمی گفت حالا یه چی نیگا میکنیم دیگه رفتیم فیلم پنگون های آقای پاپر رو گذاشت خودش ندیده بودش فکر میکرد جدیده نشستم کنارش فقط حواسم به پاهاش بود بدجور تحریک شده بودم گفتم زهره روشو کرد سمتم گفت جان زهره گفتم دوست دارم یه لبخند زد گفت منم همینطور آروم لبامو بردم جلو چسبوندم به لباش اونم همکاری کرد یکم یه همدیگه رو بوسیدیم دستمو بردم رو سیه هاش شروع کردم به مالوندن سینه هاش مثل سنگ سفت بودن لباشو از لبام جدا کرد آروم گفت بریم تو اتاق خواب بلند شدیم رفتیم تو اتاق اومد سمتم تی شرتم رو از تنم در اورد هلش دادم رو تخت حمله کردم بهش خیلی سریع لختش کردم بازم شرو کردم به خوردن لب و گردنش آروم آروم میرفتم به بین پاهاش که رسیدم تازه کار اصلی شروع شد شروع کردم به خوردن کسش اونم سر و صداش بلند شد ناله میکرد چند دقیقه گذشت ازم خواست دیگه ادامه ندم شلوارمو از پام در اورد شورتمو کشید پایین کیرمو که دید یه خنده ی عصبی کرد و گفت وایییییییی چقدر بزرگه گفتم همش مال خودته شروع کرد واسم ساک زدن خیلی خوب و حرفه ای ساک میزد 4 5دقیقه که واسم ساک زد بهش گفتم بسه خوابوندمش رو تخت کیرمو مالوندم به کسش بعد آروم فرو کردم داخل یه ناله ی قشنگ کرد شروع کردم به تلنبه زدم آروم آروم سرعتمو زیاد کردم اونم شدت ناله هاش بیشتر میشد چند دقیقه به همین صورت تلنبه زدم بعد برش گردونم به حالت سگی کیرم رو از پشت کردم تو کسش و شروع کردم به تلنبه زدن با هر ضربه ای که میزدم کونش مثل ژله میلرزید صدای برخود بدنهامون کل اتاق رو پر کرده بود هردوتامون خیس عرق شده بودیم دیگه به حداکثر سرعتم رسیده بودم اونم صداش خیلی بلند شده بود که یدفعه یه جیغ خیلی بلند کشید و ارضا شد ولی من هنوز ارضا نشده بودم یکم مکث کردم تا اونم حالش جا بیاد حالش که جا اومد دوباره به همون حالت سگی شروع کردم به کردنش یکی دو دقیقه که گذشت احساس کردم آبم داره میاد سرعتم رو زیاد کردم و چند لحظه قبل از اینکه آبم بیاد کیرم رو از کسش کشیدم بیرون و تمام آبی که تو آون 2 3ماه مجردی جمع شده بود رو خالی کردم رو کون و کمرش کنارش دراز کشیدم بهم گفت اگه میشه آبت رو از رو کمر پاک کن به زور آبم رو از رو کمرش پاک کردم دیگه واقعا نا نداشتم همونجا رو تخت خوابم برد اون روز از کون هم کردمش نظر بذارید اگه به نظرتون خوب بود بگید که بقیشم بنویسم بازم ببخشید که طولانی شد نوشته

Date: آگوست 31, 2018