شیدا جون

0 بازدید
0%

سلام من اسمم علیه یه پسر ۲۲ ساله با قیافه کاملا معمولی نه مثه همه که برد پیتن کیرمم مثه آفریقاییا نیست که ۳۰ سانت باشه اندازه نگرفتم ولی دور و بر ۱۷ ۱۸ سانت چون نسلمون عربه داستان منو شیدا از اونموقع شروع شد که تو خانه شطرنج من قهرمان استان زیر ۱۸ سال شدم پسران و اونم دوم دختران شد برا همین تیم منتخب استانی که تشکیل دادن من و اون بودیم و نفر دوم پسران و قهرمان بانوان زمانی که رفتیم مسابقه من خیلی نقش بچه پولدار ورداشته بودم همش هرحا میرفتیم برا غذا و اینحور داستانا من حساب میکردم تو همین بین بود که با شیدا تقریبا صمیمی شدم مسابقات تموم شد و ما برگرشتیم تهران وقتی که اومدیم من همش دوس داشتم شیدا رو ببینم یه جور علاقه ای که نمیتونستم درک کنم بینمون به وجود اومده بود گرشت تا که هر دو ۲۰ سالمون شد من دانشجوی برق بودم و اونم عمران همش تو دانشگاه پیش هم بودیم دیگه راحت دستشو میگرفتم تو خیابون من میرسوندمش تا خونه و این داستانا گذشت تا اینکه روز تولدم قرار شد همه بیان خونمون چون مادرم اینا رفته بودن کانادا خونه خواهرم منم قبول کردم که بیان بیشتر بچه ها اومده بودن و یه تولد حسابی برام گرفتن مراسم که تموم شد بچه ها رفتن و فقط ۳نفر موندن پیش من شیدا و علی و نگار علی و نگار دوستای صمیمی من بودن با شیدا موندن که کمک من وسایل رو جمع کنن وسیله ها که جمع شد علی و نگار رفتن شیدا موند که کمک من ظرف هارو بچینه تو ماشین ظرفشویی و یه جارو بزنه من کلی تعارف مردم که برو خودم جمع میکنم ولی قبول نکرد اون روز شیدا یه مانتوی ساده و پوشیده بود وقتی که داشت جارو میزد دیدم میگه هوا گرمه اسپیلت رو روشن کردم و اون روسریو مانتوش رو درآورد منم کلا بچه ی مثبتی بودم تا حالا یه دختر به این خوشگلی رو از نزدیک ندیده با این وضع ندیده بودم یه لیوان آب پرتقال براش ریختم و بردم وقتی که نشستم جلوش احوالم بهم ریخت چون سینه هاش بدجور اذیتم میکرد وقتی که شروع کردیم حرف زدن بهش گفتم عاشقتم امروز تو هم اینو به من ثابت کردی دیدم یهو سرخ شد و خندید رفتم کنارش نشستم نمیدونم چی شد یهو شروع کردم لب گرفتن اونم منو همراهی کرد تا حالا تو زندگیم این کارو نکرده بودم فقط تو چندتا فیلم دیده بودم همون جور ادامه دادم به خوردن گردنش تا رسیدم به سینه هاش نمیدونستم باید چکار کنم فقط تاپش رو دادم بالا و سوتین مشکیش رو آروم در آوردم شروع کردم به خوردن یادم اومد یه جا خوندم که برای دخترا هر چی بهتر بخوری بیشتر حال میکنن منم به بهترین شکلی که بلد بودم خوردم اونم فقط ناله میکرد زیر چشمی که به صورتش نگاه میکردم میدیدم که چشماش رو بسته برا همین فهمیدم داره حال میکنه رسیدم به نافش آروم شلوارش رو در آوردم و بعدشم شورتش بعد برا اولین بار شروع کردم به خوردن کسش خیلی خوب بلد نبودم خودش با دست سرمو گرفت و راهنمایی میکرد که کجا رو بخورم انقدر براش خوردم که دیدم داره میگه تروخدا منو بکن منم که ترسیده بودم نمیدونستم چکار کنم که یهو دیدم شلوارم رو کشید پایین نگاه کرد تو صورتم گفت ترو خدا منو بکن منم گفتم از عقب چون از جلو نمیشه اونم گفتم جلو مشکل نداره پردم ارتجاعیه منم آروم کیرم رو گذاشتم تو کسش و شروع کردم عقب جلو کردن ولی خوب بلد نبودم چون تا ته نمیرفت داخل همینطور که داشتم ادامه میدادم یهو دیدم آه و ناله هاش داره تغییر میکنه و بدنش لرزید فهمیدم که ارضا شده شل شد و افتاد جلو من در گوشش گفتم پس من جی خندید کیرمو گرفت دستش و گذاشت دهنش شروع کرد ساک زدن لامصب خیلی خوب بود فقط بهم گفت نریز تو دهنم همینجور که داشت ادامه میداد دیدم داره آبم میاد از دهنش که کشیدم بیرون نتونستم کنترلش کنمو پاشید رو گردن و سینه هاش بعدش خندید منم تا حالا اینطور ارضا نشده بودم با هم رفتیم حموم ولی تو حموم اصلا کاریش نداشتم بعدش که اومدیم بیرون لباساشو پوشیدو رسوندمش بعد از این ماجرا چندبار دیگه هم همین کارو داشتیم و الانم نامزدیم این بهترین خاطره من از سکس بود امیدوارم لذت برده باشین نوشته

Date: February 5, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.