صدای شهوت انگیز

0 views
0%

این داستان مربوط به سالگی من که تویه روز بهاری اواسط اردیبهشت ماه بود که حشرم بد جوری زده بود بالا و حوس یه لب بازی کرده بودم که یو حو نا خود آگاه زدم زیر آواز و حی سروع کردم به آواز خوندن که صدام شبیه به جسیکا سنچز شده بود و خودم خبر نداشتم به خوندنم تو خیابون ادامه دادم تا نظر پسرا به سمتم جلب شد و حی واسم سو می کشیدن تا اینکه یه ماشین هیوندای جنسیس زرد جلوم ترمز زد رانندش یه پسر ساله خوش تیپ و قد بلند بود ازم پرسید تو با این صدای خوشگلت و با این اصتیلت نمیخوای سوار شی منم از خدا خواسته کمی من و من کردم و بلاخره قبول کردم و سوار شدم اولش یه سری کسشر گفتیم که چند سالته و بچه کجایی و چقدر خوش صدایی و و بعد هی دست کشید رو رونام و بعد کیرم و بعد رفت بالاتر به سمت سینه هام که رسید یه مالش داد و بعد یه فشار مختصری داد که منو خیلی حشری کرد منم رفتم سمت رونش هی مالوندم حسابی حشریش کردم که رسیدیم خونشون و اول اون برام ابمیوه اورد یه فیلم گی پلی کرد تا ببینیم که لون وسط فیلم حشرش زد بالا و منو بغل کرد و برد نشوند رو تختش و با هم لب بازی کردیم اول منو گذاشت رو پاهاش بعد دستشو گذاشت پشتم و بعد لبش گذاشت رو لبم و لب گرفت و بعد بلند شد و منم بلند شدم یه کام به یاد ماندنی از لبش گرفتم و اون سینه هاشو فشار دادم که هشرش بیشتر زد بالا و لخت شدیم و همدیگرو بغل کردیم اون برای اینکه حشر من ببر بالا هی گردنم مبوس می کرد هی لیس میزد و هی لب گرفتن ادامه داد تا جفتموم هشری شدیم و اون گفت بذار یه نیگا به کون قشنگت بکنم گفتم من دو طرفم گفت باشه قبول اول تو شروع کن منم دیدم یه کون سپید مثل برف البته کمی مودار جلوم سریع دست به کار شدم کرم مرطوب کننده از جیب لباسم در آوردم به کونش و به سر کیرم مالیدم اول به دست راشو باز کردم و بعد آروم آروم کردم تو و بعد از پنج دقیقه تا ته بردم تو وبعد پسر حال کرد و نمیدونم چرا آبش اومد و ریخت رو سرامیک بعد از یه دقیقه آب من اومد ریختمش تو یه شیشه که خالی بود بعد به من گفت که حالا نوبت تو که اون کونت نشون بدی من به پشت خوابیدم و اون دستش کرد تو کمی نگه داشت تا جا باز کنه و بعد به اون کیرش کرم زد کرد تو انقدر کیرش کلفت بود که داشتم زمین گاز می گرفت ولی بعد از یه مدت که تنش حس کردم دردش به نظرم نیومد و با تن گرمش و اون کیر کلفتش حسابی حال کردم و اونم هی تلمبه زد و منو بر گردوند سمت خودش ازم لب گرفت قشنگ مثل فیلم بود و تا به حال از نزدیک این کار نکرده بودم هی فرو می کرد و هی با لبام بازی می کرد منم هی دردم میومد چون این عوظی کیر نداشت دسته بیل داشت انقدر کیرش بزرگ بود که تا سه روز کونم درد می کرد بیرون که راه میرفتم قشنگ معلوم بود که بعد که کارمون تموم شد من دوباره زدم زیر آواز که داشت باز حشری می شد که من از ترسم سریع قطعش کردم چون دیگه کشش دادن و کردن نداشتم گفت چی شد گفتم دیگه نمیتونم ادامه بدم گفت چرا گفتم سر همون یه راه گفت اچقدر بچه ننه ای گفتم رو نیست که سنگ پا قزوین اون کیر مثل دسته بیل تا ته فرو کردی بعد توقع داری بازم ادامه بدم گفت به من که خیلی حال دادی شمارتو میدی در دسترس باشیم گفتم اول بزرگتر گفت قدیم که میگفتن اول کوچکتر آب بخوره بعد بزرگتر حالا برعکس شده شمارشو بهدم داد و هر هفته از خجالت هم در میومدیم و دو سه بار همدیگر میذاشتیم و هنوزم که دارم می نویسم چند روز قبل از خجالتش در اومدم و توش جا کردم و توم جا کرد هر وقت که میام سر قرار بعد از کار پر تهرک و فیزیکی منو میرسونه دم خونم خودش میره خونشون ما که یه فضول تو محلمون داریم ازم می پرسه این پسره کیه که هر پنج شنبه شب می رسونت خونه منم سریع جواب میدم به این پسر آهنگسازی و آواز و گیتار زدن یاد میدم اونم منو هر دفعه خجالت زده می کنه میرسونه خونه بنده خدا خیلی آدم به فکری میترسه که شب من توی راه خفت کنن احساس مسئولیت می کنه من میرسونه خدا خیرش بده خلاصه هر دفعه که من زدم زیر آواز یه خبری شده بچه بودم یه خبری بود الانم یه خبری نشد ما نزنیم زیر آواز واسمون سو نکشن فکر کنم آمار تاپ و وستال تو ایران زده بالا که همه جا پره از اینجور آدماست نوشته

Date: جولای 15, 2018