طعم کس استاد

0 بازدید
0%

من دانشجوی رشته ی پزشکی سال 5 ام. میخوام داستان خودم با استاد اناتومی رابگم داستان ازاونجای شروع شد که پزشکی ها باید برای هر عضو بدن اناتومی جداگانه بخوانیم.خوشبختانه این اناتومی دربارهی مبحث دستگاه تناسلی زن (به قول خودمون کس)بود استادمربوطه خانم محمدی بود 30سال بیشتر نداشت .و دارای اندامی سکسی بود که هرکسی را حشری میکرد من هرروز برای رفع اشکال به بخش اناتومی مرفتم داخل اتاقش یه روز بچه های کلاس برام گفتندکه مجرد است .من با شنیدن این حرف انگیزه پیدا کردم.رفتنم را بیشتر کردم ودرمورد هیچ موضوع دیگری سوال نمی پرسیدم یه روز بهم گفت مثل این که علاقه ی شدیدی به این موضوع دارم من که منتظر فرست بودم شروع به وراجی کردم که امروزه مشکلات این به خاطرتماسهای جنسیی زیاد شده است. صداش داشت می لرزید ومن احساس شهوت رادر چشماش میدیدم میخواستم حرف بزنم اما روم نمی شد وتندتند شروع به نفس زدن کردم دو دل بودم زیرا که ریسک بود اگر قبول نمی کرد نمره ی اناتومیم صفر بود وشایدی هم اخراج میشدم ولی مزه ی کس استاد به همه چی می ارزید. اروم! به عمد دست را به کونش زدم دیدم هیچی نگفت ومثل اینکه بدش نمی اومد دوباره این کار را تکراکردم اماین دفعه دستمو برنداشتم .دیگه کلم داغ شده بود وقید همه چی را برای اون بدن سکسی زده بودم نگاه کرد توی صورتم گفت :که این سوال ها بری درس نبوده من خجالت کشیدم ودستم را کشیدم اما دیدم در اتاق را قفل کردو کیرم را از روی شلوارم فشار داد. منم سینه هاشو شروع به مالوندنشون کردم یه کم حال کردیم. اما اتاق جای خوبی نبود وزود دست کشیدیم بعد از این رفتنم را زیادتر کردم اما برای حال .نه درس .ولی بخاط این پیش بچه ها به خرخون کلاس معروف شده بودم .شمارش راگرفته بودم وشبها SMSبازی میکردیم یه شب توی خوابگاه داشتم SMSمیدادم . فکرکردم که ترم داره تموم میشه ومن کاری نکردم تصمیم گرفتم که ادرس خونش را ازش بگیرم واین کار راهم کردم وبهش گفتم : که امشب برای رفع اشکال مزاحمتون میشم.منظورم را گرفت وخندیدو گفت حتما” مزاحم بشین اون روز اصلا” به درس گوش نمی کردم.و همش توی فکر شب بودم. بالاخره وقت موعود فرا رسید .بهش زنگ زدم وگفت :که منتظرت هستم منم تاکسی گرفتم ورفتم در خونش پیاده شدم وایفون را زدم ……… در را باز کردرفتم توی وقتی رسیدم دم در داخلی خواستم برگردم وای که چقدر خوشگل شده بود از موقعی که میومد دانشکده خوشگل تر شده بود یه تاب توری صورتی با یه شلوارک که به اندامش می اومد سلام کردم دم در یه لب ازش گرفتم ورفتم داخل بهم گفت که بنشین روی مبل تا برات ابمیوه بیارم منم منتظر نشستم. اومدابمیوه رابه ممن داد من ابمیوهرا خوردم ورفتم کنارش نشستم شروع کردم به ماساژ کمرش گفت خیلی عجله داری اینا تا صبح مال خودته بلند شو برو داخل اتاق پشتی ولباسهایت را عوض کن تا من سر به غذا بزنم منم رفت لباسهامو عوض کردم واسپری که گرفته بودم را به خودم زدم رفتم روی مبل نشستم اونم اومدوگفت که بریم شام بخوریم بعداز شام شروع می کنیم امامن که کیرم مثل اب پشت سد که میخواد سد را بشکونه داشت شلوارم پاره میکرد قبول نکردم نشوندمش پیش خودم وسینه هاشو مالیدم وازهم لب میگرفتیم من سینه هاشو ول کردم لباسهای همدیگه را در اوردیم حالا فقط با دوتا شورت بودیم واصلا” باور نمی کردم که یه روزی بتونم اینو داخل بغلم ببینم.یه کم با سینه هاش دوباره بازی کردم.دیدم نفس هاش تند شده خودش گفت:که بسه برو کسم را بخور منم بلند شدم وزیر مبل نشستم و سر شرت یه زبونی کشیدم بعد شرتش را دراوردم شروع کردم به دست کشیدن بین لبه هاش که صداش اآه و نالهاش بلند شد آآآآآآآآآههههههههه……ووووااااایییی زبونم را کردم توی کسش وچوچولشش را میکیدم که دادو فریادهاش بیشتر شد وفهمیدم داره ارضا میشه به کارم ادامه دادم تا یه جیغ کشیدو سکت شد منم ابش را خوردم وای که چه مزه ای میداد بعد بلندشد و منو نشوند کیرم را گذاشت توی دهنش و شروع به مکیدن کرد من که اسپری زده بودم حالا حالا ها ابم نمی یومدتا حالا هم کیرم را به این بزرگی ندیده بودم بلندش کردم و به حالت چهار دست وپا گذاشتمش روی زمین اب دهنشو ریخت روی کیرم واونو گذاشتم در کونش که گفت من از درد کون میترسم گذاشتمش درکوسش واروم هول دادم داخل یه اهی کوچکی کشید. مثل اینکه قبلا”هم سکس داشته چون خبری از پارگی پرده وخون نبود شروع کردم به تلمبه زدن که دوباره آه ونالش بلند شدآآآآآآآآآهههههههههه……وووووواااای ومدام میگفت که کس مال خودته بکن توش می خوام جرم بدی من سیر نمیشم بزار تااخر بره داخل با این حرفاش منو حشری میکرد منم با تمام نیرو تلمبه میزدم. از توی کسش درش اوردم وگذاشتم در کونش که دوباره مخالفت کرد بهش گفتم یه کم میذارم بره تو اگه دردت گرفت درش میارم …… بااسرار من قبول کرد ورفت از توی کیفش کرم اورد زدم به کیرم وریختم اطراف سوراخش بعد اروم گذاشتم در سوراخش وهول دادم داخل یه کمش رفت که داد کشید درش بیار تورا جون هر کسی که دووست داری درش بیار پاپاپاپارررهشدم دارم میسوزم…..وای که چقدر تنگ بود منم که دیدم حال میده بهش گفتم اولشه یه کم صبر کن .او فقط می گفت درش بیار منم یدفعه هولش دادم تا اخر داخل صداش بند اومد. من تکون نخوردم تا دوباره اروم می گفت که درش بیا جر خوردم دارم پاره میشم من شروع کردم به تلمبه زدن. اوهم جیغ میکشید تا بعداز چند دقیقه ای ابم اومد وریختم توی کونش ……اونشب تا صبح خال میکردم بعد ازون شب داخل هفته یه بارمیرم بهش حال میدم***پایان ترم .هم 20بهم داد وهم طعم کس استاد را چشیدم …………………….از شما هم میخوام درس بخونین شاید گیر شما هم کرد

Date: April 30, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.