طلسم کره خر کدخدا

0 بازدید
0%

سلام با بچه ها نقشه کشیدیم اولین شب که مهتابی میشه بزنیم به دل باغ و کر خر کدخدا که قد و بالاش خوب شده بودو بکنیم شب موعود رسید همراه استاد دوستم بخاطر مهارتهای ویژه ای که داره بهش میگفتیم استاد پسر عموم و یکی دوتا از دوستام نصف شب سمت باغ کدخدا راه افتادیم مخفیانه و با سرعت حرکت میکردیم قسمت هایی که پوشش درختا زیاد بود واقعا تاریک بود و موهای کیر و کون آدم سیخ میشد اما قبلش کیرمون سیخ شده بود و سوراخ می خواست پس اینجور چیزا حالیش نبود هوا تابستونی بود و شانس خوب ما خر و کره خرو بیرون طویله بسته بود شانس استاد ی گاو هم بود من و یکی از دوستام رفتیم سراغ کره خره پسر عمو و دوستش رفتن سراغ خر ماده و استادم گاو رو برای خودش ردیف کرد خلاصه اینکه یه مجموعه ای از متجاوز به حیوانات اهلی ی جا جمع شده بودیم این وسط من هرکاری کردم بخاطر کیر خجالتیم توو جمع راست نمیشد تقریبا نیم خیز شده بود اما برای کس کره خره که دست نخورده بود و باید پردش پاره میشد کافی نبود دو نفری لنگا کره خرو بالا نگه داشته بودن کسشم خوب تنظیم بود اما هرکاری کردم این کیر کیری من راه نیومد انگار بی هوش شده بود همه جمع شده بودن به کیر من میخندیدن کلا کلافه بودم و حسابی کم آورده بودم بیخیالش شدم گفتم خودتون بزنید پردشو استاد رفت رو کار کیرش نیم خیز بود اونم هرکاری کرد نشد هر کی اونجا بود و ادعا کون و کس کنی داشت کیرشو امتحان کرد آقا تا صبح ما معطل این کس خره بودیم اما کیر هیچ کس شق نمیشد استرس عجیبی داشتیم و همدیگرو مسخره میکردیم جالب این بود رو ماده خره و گاوه امتحان میکردیم راست میشد اما رو کره خره هرکاری کردیم نفسشون بالا نیومد بترتیب ی بار گاو و ی بار ماده خرو کردیم اما هیچ کس نتونست اون شب برا کره خر راست کنه بخاطر استرس زیاد بود فکنم این هیچی تازه دوتا دیگه از احمقای روستا سر رسیدن و هی داد و بیداد میکردن بیایید که خر و کره خره کدخدارو گاییدن راه فراری نبود اما تعداد ما بیشتر بود ترسیدن اونام شریک شدن خلاصه اون شب یه ارتش برا عملیات بودیم و هیچ کس نتونست کره خرو بکنه تا صبح همه کسایی که ادعایی داشتن عاجز شده و هر کدوم ی گوشه ای افتادن معلوم نبود کدوم دهن لقی رفته بود تعریف کرده بود کل پسرای روستا درمورد چند نفر متجاوز حرف می زدن که کیراشون برا ی کره خر راست نشده بود آقا این کره خره بین پسرای روستا طلسم شده بود هیچ کس نتونست اونو فتح کنه تا اینکه دادن یه خر دیگه طوری گاییدش که عر عرش به عرش رسید همه روز موعود جمع شده بودن ک شکستن این طلسمو ببینن اما به دستان کیر مبارک خر تا زد داخل خره تا دسته رفت داخلش انگار از اول کسش باز بوده باشه همزمان از جمعیت صدای سوت و صلوات بلند شد بطوری که حس کردم بار سنگینی از رو دوش جوانان روستا برداشته شده بود نوشته

Date: August 23, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.