عاشقانه های هایما و شایان ۲

0 بازدید
0%

9 80 8 9 87 8 7 8 9 85 8 7 9 88 8 4 8 7 8 8 7 9 86 1 قسمت قبل ســـــــــــــلـــام به ادمین و دوستان خوب شهوانی این داستان ادامه داستان گی هایما و شایان هست و همونطورکه از اسمش مشخصه یک داستان عاشقانه گی هست امیدوارم واسه هم نوع هام جالب باشه و واسه بقیه دوستان که خوششون نمیاد سرگرمی پیشنهاد میکنم بخونید چون یه گی همراه با عشقه یادآوری الان 24سالمه و داستان برمیگرده به موقعی که19سالم بود اسم خودم هایما بدن پر سبزه قدم178 وزنم74 دوستم شایان بدن پر سفید قدش176 وزنش74 ادامه داستان فرداش تو بغل هم و جوری که نفسای همدیگه رو با صورتمون احساس میکردیم بیدارشدیم لبخند میزدیم و تو چشمای هم نگاه میکردیم که اروم دستشو اورد سمت صورتم و با انگشت اشاره ش لپ هامو نوازش میکرد اول صبح بود پرتو های خورشید از لابلای پرده اتاق به موهاش میتابید و موهاشو برق انداخته بود قشنگ تر از همیشه به نظر میرسید چشمای بزرگ و قهوه ای صورت صاف و سفید دماغ کوچیک و سربه هوا لبای قرمزش که باعث شده بود منو تو دریای قشنگیش غرق کنه شایدم از چشم من زیبا بود چون شما مو میبینید ولی من پیچش مو میدیدم انگار خدا اول صبح با صبر و حوصله آفریده تش منم دستامو انداختم تو موهاش و موهاشو نوازش میکردم لباشو بوس کردمو گفتم بریم سروصورتمونو بشوریم شورتو و زیر پراهنی پوشیدیم و بلند شدیم جلوی رو شویی صورت همدیگه رو شستیمو خشک کردیم رفتیم صبحانه بخوریم سر میز صبحانه کنار هم نشستیم خیلی عجیب بود دستمون خودبه خود میرفت روبه دهن همدیگه و واسه هم لقمه میگرفتیم خودمون هم به کارامون میخندیدیم ولی نیرویی به اسم دوست داشتن مارو کنترل میکرد چه گرفتاری شده بودیم ماهم خودمونو تقدیم همین نیرو کرده بودیم صبحانه تموم شد ورفتیم روبروی تلویزیون رو مبل نشستیم اولش من نشستم اومد کنارم نشست و سرشو گذاشت رو سینه م قشنگ یادمه داشتیم نگاه میکردیم سرش که رو شونم بود قلبم داشت منفجر میشد گفت هایما دیشب خوش گذشت به نظرت گفتم شایان جان شبی تکرار نشدنی بود با صدای خندان گفت دوس داری یه صبح فراموش نشدنی هم بسازیم منم خندیدم ولی چیزی نگفتم به جاش دستمو بلند کردم و با پشت دستم گردنشو شونه هاشو نوازش میکردم اونم دستشو رو زانو هامو رون هام میکشید چون شرت پامون بود چند دقیقه همین کارو تکرار میکردیم که بلند شدو رو پاهم نشست جوری که صورتمون روبروی هم بود کونشو گذاشت رو کیرم با رون هام پشت رونهاشو لمس میکردم و ساق پاهاشو چسبونده بود به کنار رون هام همدیگه رو نگاه میکردیم نمیدونم چرا ولی بیشتر دوست داشتیم قبل از سکس سرو صورت وبدن همدیگه رو نوازش کنیم دستامونو تو موهای هم کشیدیمو شروع کردیم لب گرفتن زبونامون تو دهن همدیگه داشتن باهم میرقصیدن حتی زبونمونو رو دندونهای هم میکشیدیم لبای همو بوس میکردیم نوک زبونمو رو خط وسط بینیش میکشیدم اینقدر از وجود هم لذت میبردیم که انگار فقط هایما و شایان دارن رو این کره خاکی زندگی میکنن چند دقیقه به بدن هم دست نمیزدیم تا حسابی حشرمون بزنه بالا زیر پراهنامون رو در اوردیم دستمو گذاشتم زیر چونه ش و کشیدمش پاین تا به وسط سینه ش رسیدم با کف دستام سینه هاشو میمالیدم و اونم دستاشو حلقه کرده بود دور گردنم حسی بود که خیلی سخت میشه به زبان قلم بیانش کرد ولی دارم سعی خودمو میکنم بعداز حسابی لب گرفتن خودشو کشید جلوتر بیشتروسنگین تر کونشو از رو شرتهاش میمالید به کیرم و سینشو روبروی صورتم گذاشت منم حسابی سینه هاشو میبوسیدمو میمکیدم وهمزمان دستمو از پشت کردم تو شرتهای قرمزش و قمبل کونشو نوازش میدادم از دوطرف لپهای کونشو میکشیدم سمت خودم تا فرق کونش باز شه که بیشتر شهوتی بشه اینقد سینه هاشو زبون زدم که به آه و ناله افتاده بود بلند شد و رفت پاین مبل نشست دستشو گذاشت پشت ساقهای پام و همونجوری که رو مبل نشسته بودم کشیدم پایین تر حسابی رون هامو بوس کرد تا رسید به کیرم از رو شرتای سفیدم کیرشق کردمو میمالید به صورتش نمیدنم چرا این حرکتو دوست داشت ولی بعضی مواقع آروم کیرمو گاز میگرفت و لبخند میزد یکم کونمو دادم بالا که بتونه شرتهامو در بیاره شروع کرد به لیس زدن کیرم خایه هامو بوس میکرد و کیر تپلمو میکرد تو دهنش مث آبمیوه که میکشن تو دهن اینجوری کیرمو میکشید تو دهنش قشنگ با سر کیرم حلقشو احساس میکردم منم کمکم صدای آه و ناله م در اومده بود وبی صبرانه منتظر بودم تا نوبت من برسه پاشدم شرتهاشو در آوردمو گذاشتمش جای خودمو منم رفتم جای اون کیر سفیدو خوشکلش هم مث دماغش سربالا بود راحت میشد خایه هاشو لیس زد اول حسابی بوسش کردم و سر کیرشو با کل زبونم لیس میزدم حسابی واسش ساک زدم و آخرش واسه اینکه بفهمه چقد درد داره منم یه گاز کوچولو از کیرش گرفتم با لحن آرومی گفت آیــــــــی و خندید رفتیم رو زمین دراز کشیدیم و به حالت69 واسه هم ساک زدیم و کیرو خایه همو بوسیدیم برش گردوندمو رو مبل نشوندمش به همون حالت که رو مبل نشسته بود قبلا دستمو گذاشتم پشت زانوهاشو پاهاشو دادمشون بالا حالا کامل سوراخ خوشکلش روبروی صورتم بود سوراخو کون و بدنش تمیز بود چون شب قبلش تو حموم اینقد همدیگه رو مالونده بودیم که یه لایه از پوست همو کنده بودیم اطراف سوراخشو لیس میزدم که آتیش بگیره بعد یهو سوراخشو بوس میکردم خواهش میکردو میگفت هایما جان زودتر بکن توش منم هی لفتش میدادم پاشدم یه چندلحظه کیرمو گذاشتم دهنش که لیز بشه دوباره پاهاشو دادم بالا و سوراخشو تف مالی کردم سر کیرمو گذاشتم رو سوراخش و آروم فشار میدادم بره تو به این راحتیا تو نمیرفت فشارش میدادم که سانت به سانت بره تو بدم میاداز کسایی که فقط به فکر اینن که سریع بزارن تو طرفشون و درد کشیدن طرف مقابل مهم نباشه واسشون بیشتر ازینکه به فکر لذت باشم به فکر شایان بودم که دردش نگیره عزیزم کامل کیرمو گذاشتم تو کونشو یه دقیقه تکونش ندادم این حالت کردنشو دوس داشتم چون همزمان هم حال کردنشو میدیدم هم ازش لب میگرفتم اولش یواش یواش عقبو جلو میکردم تا دردش تبدیل به لذت شه وقتی فهمیدم داره حال میکنه محکمتر میکردم توش چشماشو بسته بود و آروم آی و آوی میکرد همزمان که میکردمش خم شدمو ازش لب میگرفتم فهمیدم که داره آبم میاد تلمبه زدنو قط کردم یه چند لحظه لباشو میخوردم و کیرم تا ته تو کونش بود کیرمو در آوردم و جا عوضی کردیم اونم پاهامو داده بود بالا و داشت کونمو میلیسید به خاطر اینکه تلافی کنه چنددقیقه فقط حرسم میداد باسوراخم بازی میکرد و نمیزاشت توش تا اینکه بلند شد و اونم آروم آروم شروع کرد کیرشو با صبر و حوصله فرو کرد تو کونمو داشتیم حال میکردیم دستاشو گرفتمو صورتشو نزدیک صورتم کردم از یه طرف گرمی کیرشو تو کونم احساس میکردم و از طرفی شیرینی لباش یه دستشو گذاشته بود پشت گردنم و یه دستش رو کیرم بعداز چند دقیقه اونم یهو وایستاد گفتم چیشد شایان گفت هایما یکم مونده بود آبم بیاد سریع کشید بیرون بهش گفتم به زانو رو مبل وایسه به زانو وایساد و کونشو قمبل کرد طوری که من سرپا پشتش وایمیستادم قشنگ کیرم میخورد به سوراخش بازم سوراخشو با زبون لیز کردم و بلند شدم کیرمو با زحمت کردم تو کونش یکم تلمبه زدم که بهتر جا باز کرد و عقبو جلو کردنش راحتر شد خودشم گهگاهی کمک میکرد و من ثابت وایمیستادم و خودش کونشو تکون میداد صورتشم چرخونده بود همزمان نرمی گوشش رو میمکیدم و با دستمم کیرو خایشو میمالوندم هرموقع میفهمیدیم آبمون داره میاد سریع میکشیدم بیرون چون اسپری و اینا نداشتیم و نمیخواستیم سریع آبمون بیاد در گوشش با زمزمه گفتم دوس داری چطور بکنیم گفت میخوام دراز بکشمو هایما خودش واسم بردگی کنه گفتم چشم رفت رو تشک دراز کشید کونمو گذاشتم نزدیک دهنشو سرمو بردم سمت کیرش اون کونمو لیز میکرد منم کیرشو تف مالی میکردم بعد چرخیدمو یه پامو گذاشتم اینور بدنش و یه پامم اونو بدنش کیرسفید روبه بالاشو بادستم راست نگه داشتمو آروم سوراخمو گذاشتم سر کیرش و رو کیرش نشستم خیلی لذت بخش بود کونمو خودم بالا پایین میکردم وبا دستاش رونهامو میمالید بالاپایین کردنمو تند کردم که گفت هایما جان آرومتر میخوام لذت ببرم گفتم چشم عزیزم یه چند دقیقه هم اینجوری حال کردیم خواستم ازش یه لب کوچولو بگیرم گفت هایما دلم کیر میخواد گفتم به چشم دمر خوابوندمش یه بدن سفید و صاف با یه کون خوش فرمو برآمده جلوم بود کونش اینقدر خوش فرم بود که آدم فقط دوست داشت بوسش کنه و سوراخشو لیس بزنه تا بکندش منم از رونهاش شروع کردم به بوسیدن تا سوراخ کونش یه لحظه برش گردوندم رو سینه ش نشستم و سر کیرمو گذاشتم رو لباش یه جوری ناز میکرد و لباشو غنچه میکردو دهنشو باز نمیکرد که کیرمو بزارم توش که حشر آدمو میبرد آسمان هفتم دوس داشتم حسابی بکنمش بعد ازینکه کیرمو یکم خورد بازم دمر خوابید دیگه کیرم راحتر از دفعات قبل تو میرفت کیرمو تا ته کردم توش جوری که چال پشت کمرشو با شکمم پر کردم کمرمو بالا پایین میکردم و تلمبه میزدم داشتم سریعتر میکردم تو کونش که شروع کرد با صدای نازش آه و ناله کردن خیلی ناز آه میکشید که نتونستم جلوی خودمو بگیرم که آبم نیاد صداش آدمو ارضاء میکرد پشت گردنشو یه بوس محکم زدمو کل آبمو ریختم تو کونش خیلی حال داد اونم به اندازه من حال میکرد به همون حالت یکی دو دقیقه کیرم تو کونش بودو روش دراز کشیدم بعد بلند شدمو با یه دستمال تمیزش کردم گفت هایما جان به حالت داگی واستا به همون حالت وایستادم اول اومد جلوم کیرشو کرد تو دهنم سر کیرشو تو حلقم احساس میکردم نصف کیرشو کشید بیرون ولی نصفش تو دهنم بود با کف زبونم سر کیرشو قلقلک میدادم بعد رفت پشتمو اونم با زبون از خجالت سوراخم در اومد کیرشو گذاشت تو کونم و شروع کرد به کردن خیلی حس خوبی بود وقتی از زیر خایه هاش میخورد به خایه هام لرزه رون هاش که میخورد به کونم کل بدنمو یه تکون ناگهانی میداد خودمم برعکس اون عقب جلو میکردم که شدت کردنش بیشتر بشه داشت میکردم که محکم شونه هامو گرفت و بدنمو کشید سمت کیرش گرمای آب کیرشو تو کونم حس میکردم که تو چند نوبت پاشیدش تو کونم ابش اومده بود ولی بازم چند لحظه تلمبه زد کیرشو در اوردو دورو بر سوراخمو تمیز کرد من حالت عادی دراز کشیدمو اونم از روبرو کیرشو چسبوند به کیرمو روم دراز کشید چند دقیقه همینجوری لب گرفتیم از هم همدیگه رو نوازش میکردیم و قربونو صدقه هم میرفتیم بلند شدیم کیرمو مث افسار گرفت تو دستشو منو با خودش کشوند سمت حموم چند دقیقه زیر دوش دیوانه وار همدیگه رو به آغوش کشیدیم نمیدونم این حسو تجربه کرده باشید یا نه ولی سکس با عشق خیلی حال میده الالخصوص عشقی که دوطرف وحشتناک همدیگه رو دوست داشته باشن از موقعی که شروع کردم به تایپ کردن تا الان به یاد شیرینی این خاطره لبخند رو لبامه و کیرمم شقه دست خودم نیست درک کنید خواهشا بعداز حموم به هم لباس پوشوندیم قرار بود مامانوباباش ظهر برگردن قیامت خداحافظی برپا بود انگار میخواستن واسه همیشه از هم جدامون کنن حاظر نبودیم لبامونو از رو لب هم جدا کنیم ولی چاره ای نبود به امید روزهای قشنگتر از هم خداحافظی کردیمو من برگشتم خونه ازون روز به بعد دوس داشتیم عین همدیگه باشیم من سعی میکردم مث اون رفتار کنم اونم سعی میکرد عادات منو تکرار کنه حتی عین هم لباس میپوشیدیم به همین خاطر به نقطه اشتراک فوقالعاده ای رسیده بودیم همیشه میگفتیم هایما و شایان یک روحن در دوجسم یکسان خواهشا اگ با این داستان جق میزنید فقط جنبه ی شهوتشو درنظر نگیرید یکم به عشقمون هم فکرکنید شیرینی آخر داستان اینه که باهم رفتیم یه دانشگاه من با کنکور و اونم ثبت نام آزاد یه استان دور از محل زندگیمون و باهم یه واحد کوچولو اجاره کردیمو دونفری زندگی میکردیم هر شب عشق بازی میکردیم ولی حداکثر ماهی یکبار سکس میکردیم که لذت موقع سکسمون زیاد باشه به فکر همه جاش بودیم چه خاطره هایی از زندگی دانشجویمون و سکسمون دارم اگ دوس داشتید واستون تعریف میکنم میتونید با نظرهاتون و یا لایک هاتون منو از علاقه مندیتون به ادامه نوشتن خاطره هام مطلع کنید امیدوارم خوشتون اومده باشه دوستتون دارم

Date: February 18, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.