عاشقانه ی من

0 بازدید
0%

بنام انسانیت پانزدهم اسفند 94 بود یه گروه تو تلگرام داشتیم که رفیقم و دوس دخترش باز کرده بودن هردو دوستاشونو انداخته بودن یادم نیس چجوری ولی من با یکی از این دخترا صمیمی شدیم با هم درد و دل میکردیم که کم کم چت های ما رنگ و بوی عاشقی گرفت و قرار گذاشتیم همو ببینیم دو روز قبل روز مادر بود و هوا بارونی دنبال یه مغازه کادو فروشی بودیم و هردو کم صحبت میکردیم بعد خرید کادو ها تو مسیر بارون شدید شد کلی خیس شدیم تاکسی گرفتیم و کل مسیر برگشت دستامون تو دست همدیگه بود گذشت و گذشت فقط به همدیگه حرص میدادیم و هردومون چن باری به همدیگه خیانت کردیم ولی یه روز همدیگه رو تو پارک تصادفی دیدیم اون با دوستاش بود و منم با دوستام نشستیم با همدیگه حرف زدیم و کلی بحث کردیم سر حرص دادنامون من میگفتم باعثش تویی و اون منو مقصر میدونست وسط حرفاش یهو دستشو گرفتتمو گفتم بیا همه چیرو فراموش کنیم و از نو بسازیم و دو روز بعد آشتی کردیم و داستان عاشقی ما روز به روز گرم ترشد به یه جایی رسید که هفته ای دوبار میومد خونمون کلی عشقبازی میکردیم وبغل هم دراز میکشدیم اون موقع هم خواهرم تازه به دنیا اومده بود و مامانم خونه مادربزرگم میموند کلا خونه خالی بود ظهر یه روز گرم وسطای تابستون بود و زنگ زدم بهش و کلی حرف زدیم و گفت اماده میشه بره کلاس کنکور و اینا خداحافظی کردیم و بعد نیم ساعت زنگ زد گف کلاس کنسل شده بیا بریم بیرون وگفتم بیرون گرمه و حوصله ندارم و تو بیا خونه تنهام واینا و بعد 40 دقیقه اومد طبق معمول شالشو برداشت و پرید بغلم دختر تو پری بود وزنشو نمیدونم ولی از من بیشتر بود یه ده دقیقه ای از پشت بغلش کردم و موهاشو نوازش میکردم و پاشد مانتوشو دراورد شلوار جین مشکی و تاب سفید تنش بود دوباره خوابید بغلم به گردنش خیلی حساس بود همینجوری که داشتم نازش میکردم سرمو بردم تو گردنش نفسام که به گردنش خورد چرخید و رو به من شد حالا دستم رو کمرش بود و لبامون رفت رو هم خیلی با آرامش ادامه میدادیم لبای برجسته ای داشت عاشق رژ و لاک مشکی بودم خیلی بهش میومد هر دفعه که آرایشش مشکی بود و میومد خونمون کلی نگاش میکردم واقعا عاشقش بودم و عاشقم بود شایدم تو چشم من زیبا بود دیگران نه ولی تو این یکی من مهم بودم دیگران نه دستم رو کمرش بود و لبامون روهم و پشت دست دیگمو رو صورتش میکشیدم و اروم اروم میوردم پایین تر تمام بالاتنشو با دستام لمس میکرم و لبامو از لبش جدا کردم و اروم اروم به سمت گردنش با بوسه های ریز میکشندوم و هر قدر که به گردنش نزدیک تر میشدم منو بیشتر به خودش فشار میداد خودمو کشیدم روش و با ولع زیاد گردنشو میبوسیدم دستام رو سینه هاش بود و فشار میدادم سینه های نسبتا بزرگی داشت دستامو رسوندم از زیر تاب و دستامو رو شکمش میکشیدم و کم کم رسوندم به ممه هاش و محکم فشار میدادم صداش درومده بود تابشو زدم بالا ولی درش نیوردم سوتین سبز کم رنگی داشت باز کردم و سینه راستشو یه گاز کوچیک گرفتم یه آخ گفت دستاشو میکشید لای موهام و منم سینه چپشو گرفتم دهنم و نوبتی میخوردمشون کم کم اومدم پایین با بوسه هام زبونمو دور نافش میچرخوندمو همینجور پایین میومدم دستاش لای موهام بود همینکه دستمو گذاشتم رو دکمه شلوارش زود دستاشو گذاشت رو دستم و گف علی توروخدا نزار رابطمون خراب شه تا همینجاشم زیاده روی کردیم دستشو گرفتم و بوسیدم و گفتم باشه عزیزم ولی کاری که نمیخوایم بکنیم تا هرچی که بخوای ادامه میدیم هرجا هم بگی دیگه ادامه نمیدیم با تردید نگام کرد و همین که خواست حرف بزنه لبامو گزاشتم رو لباش و دکمه های شلوارشو باز کردم اومدم پایین تر و از پاهای شلوارش گرفتم و کشیدمش پایین شرتشم با سوتینش ست بود و یه پاپیون جلوش بود پای راستشو گرفتم و از کف پاش شروع کردم به بوسیدن و رسیدم به رونش و بعدش پای چپشم همینجور بوسیدم و رسیدم به رونش از رو شورتش لبامو گذاشتم رو کسش گاز ریز میگرفتم و صداش داشت دیوونم میکرد اسممو صدا میزد همش انگشتاشو لای موهام میکشید با دندونم شرتشو گرفتم کشیدم پایین درش اوردم کامل از پاش و نگاش کردم دیدم چشاشو بسته منم سرمو گزاشتم لای پاهاش و زبونمو کشیدم بالای کسش داشت به خودش میپیچید اروم اروم زبونمو اوردم پایین تر و رسیدم به لبه های کسش خیلی لزج بود زبونمو روش کشیدم که لرزید و سرمو گرفت و محکم به کسش فشار داد برای بار اول ارضا شد و منم اومدم بالا دستمو گزاشتم زیر سرش و پنج دقیقه خوابید بغلم و اینبار خودش شروع کرد به لب گرفتن و منم همراهیش کردم تیشرتمو دراورد و دستاشو هی به شیکمم میکشید میبوسید اومد پایین تر و شلوارکمو دراورد و از رو شرت کیرمو میبوسید اروم شرتمو کشید پایین دو دل بود فک کنم دوس نداشت ولی با تردید سر کیرمو گزاشت دو دهنش و اروم ساک میزد و کم کم منم کیرمو تو دهنش عقب و جلو میکردم پنج دقیقه بعد کشیدمش زیرم و کیرمو از جلو گزاشتم لای پاش و اروم عقب جلو میکردم خیلی حال میکرد و منم گردنشو میخوردم درگوشش گفتم عزیزم از پشت بکنمت نزاشت و گفت همینجوری ادامه بده علی منم چزخوندمش به شکم خوابید و زیر کونش بالش گزاشتم و سوراخ صورتیشو که دادم یه لیس زدم و خوابیدم روش و از پشت گزاشتم لای پاش و کم کم داشت ارضا میشد که سر کیرم و با اب دهنم خیس کردم و سوراخ کونشو هم خیس کردم اروم کیرمو می مالیدم به سوراخش و یواش یواش میکردم تو و اونم دستاشو گذاشت رو دستام و گفت علی نکن دیگه منم دستاشو کشیدم و کامل خوابیدم روش و سر کیرمو رو سوراخش تنظیم کردمو و شروع کردم خوردن گردنش و اروم اروم کیرمو فشار میدادم تا سرش تو کونش بود و دستامو از زیر رسوندم و ممه هاشو گرفتم و فشار میدادم اونم یه دستشو گزاشته بود رو دست من و با دست دیگش کسش رو میمالوند منم اروم اروم فشار میدادم تا جایی که نصف بیشتر کیرم تو کونش بود و اروم اروم تلمبه میزدم اونم از دردش داشت کم میشد و جاش رو به لذت میداد بعد 5دقیقه ارضا شد و منم همزمان با اون ابمو خالی کردم تو کونش و چن دقیقه ای همینجوری روش خوابیدم بعد هم رفت دسشویی و برگشت کنارم دراز کشید و گفت درسته دو بار ارضا شدم ولی هیچی لذت لب بازی رو نمیده و بعدش کلی حرف زدیم و قربون صدقه هم رفتیم و زدیم بیرون بعد اون چندبارهم عشقبازی کردیم هربار از بار قبلی عاشقونه تر الانم باهمیم و زیاد دعوا میکنیم ولی از قبل عاشق تریم دوستان عزیز برای اینکه لذت بیشتری ببرید شاخه و برگ بهش دادم و با جزییات توضیح دادم ولی درون مایه داستان واقعی هست ممنون از اینکه وقت گزاشتین نوشته

Date: January 7, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.