عاشق کون دادن بودم

0 بازدید
0%

باسلام خدمت همه دوستان شهوتی این داستان نیست بلکه واقعیت من هست ازبچگی عاشق کون دادن بودم ولی از کجا و چجوری باید شروع میکردم قبل هرچیزی ویژگی های خودمو بگم اسمم اشکان هستم۲۵ساله قدم ۱۷۰ وزن ۷۰ چهره نسبتا خوشگل و تو دل برو کونم گرد و تپل زیاد سفید نیستم دروغ چرا یه کم مو هم داره که همیشه تر و تمیز نگهش میداشتم ازوقتی که جقی شدم یه مدت گذشت شاید ۱۵ سالم بود ولی دیگه حال نمیکردم وکیف نمیداد تو ایینه به کون خودم نگاه کردم دیدم کونم خیلی خوش فرم هست چند تا عکس گرفتم و نگاهش میکردم و جق میزدم یه هو به سرم زد که انگشت بکنم توش با عجله توف زدم ویه انگشت تا بند اول فرو کردم درد داشت ولی حس عجیبی داشت یه نگاه به کیرم انداختم دیدم اوهم داره منو نگاه میکنه اینقدر صفت شده بود که دیگه خشک شده بود ناخن دستم اذیتم میکرد وبیشتر هم نمیتونستم فرو کنم چون دستم دیگه نمیرسید انگشتمو زیاد نمیتونسم عقب جلو کنم چون درد داشت مخصوصا وقتی خواستم در بیارم کونم ناخود اگاه صفت میشد وسوز میزد تو همون لحضه صدایی اومد داداشم بود مجبور شدم سریع خودم و جمع جور کنم سکسم نا تموم مونده بود و باید خودمو یه جوری خالی میکردم هول شدم سریع رفتم تو اشپز خونه دریخچال اب بخورم دهنم خشک شده بود یهو با دیدن خیار تو یخچال برق از چشام پرید یکیشو سریع تو جیبم کردم ویکیش هم خوردم داداشم مشغول تی وی شد منم گفتم حالا چیکار کنم بهترین مکان حموم بود با هیجان زیاد و استرسی که نمیدونم از کجا اومده بود رفتم حموم کیرم که بازم راست شده بود و منو بیشتر تشویق میکرد به اینکه هرچی زودتر اون خیار رو تو کونم بکنم شیر اب رو باز کردم خیار رو شصتم با کیرم مقایسش کردم نصف کیرم بود حدودا خیار ۱۰ سانتی بود توف زدم وخیار گذاشتم دم سوراخ کونم فشار دادم ولی نمیرفت تو دهنم خشک بود و دیگه نمتونستم لیزش کنم شامپو اوردم حسابی کفی کردم دوباره امتحان کردم یه کم رفت تو درد داشت نگه داشتم سوراخ کونم حسابی خیار روصفت گرفته بود وازجازه نمیداد بیشتر تو بره یه کم گدشت بیشتر فرو کردم اولین حس جدید رو تجربه میکردم خیلی هیجان داشتم ولی درد و سوزش کونم اجازه نمیداد بیشتر حال کنم کونم خیلی تنگ بود تا حالا خروجی ولی من میخواستم این بار ورودی بشه دستمو بردم سمت کیرم و شروع کروم به جق زدن اوج شهوتی بود که تا حالا تجربه میکردم کونم یه کم جا باز کرد و خودم شروع کردم به بالا و پایین پرییدن و همزمان جق زدم زمانی که ابم داشت میومدم انگار برق سه فاز منو گرفته بود چه چیزی بهتز از این میشد باشع شهوت وجودمو گرفته بود خیلی کونم با وجود اون خیار حس خوبی بهم هدیه کرد و زمانی که ابم داشت میومد پا هام شل شد بی حال شدم و خیار تا ته رفت تو کونم احساس پارگی کردم اما چاره چی بود کونم دردش گرفت و صفت شد سوراخم با دو انگستم سعی کردم بکشمش بیرون ولی نمیشد ابم که اومد درد جای لذتمو گرفت پشیمون بودم از کاری که کردم با خودم به هر ترتیبی بود زور زدم و تمرکز کردم و رها شدم از دستش احساس کردم دستشویی دارم کونم شروع کرد به سرو صدا و مواد شامپو باعث سوزش شده بود باید خارج میشد یه نگاه کردم زیر خودم دیدم داره خون میاد من پار شده بودم سوراخ کونم بازو بسته میشد به خودم گفتم این اخریین بار هست گذشت و گذشت غافل از این که تازه اول ماجرا شده و من دوباره تا حشری میشدم باید سریع یه چیزی پیدا میکردم و تو کونم میذاشتم این ماجرا چند سالی طول کشید خیار ها کم کم جای خودشونو به بادمجون و هویچ یا هرچیز دیگه ای داد فیلم سوپر نگاه میکردم و خودمو جای زنه میزاشتم بامجون رو تو خودم میکردم تا ۱۵ سانت که میرفت زیاد درد نداشت اما جلوتر که میرفت انگار گیر میکرد و بن بست بود مقایسه میکردم با پورن استار ها میدیدم اونا انگار کونشون جای بیشتری میگره کنجکاو شدم که من میتونم حتما بیشتر فرو کنم هر روز حرصم بیشتر میشد اینقدر ور میرفت تا جایی موفق شدم برا اولین بار یه بادمجون که به اندازه کیر اون سیاه پوسته که هم کلفت بود و تقریبا ۲۰ سانت بود تو کون خودم جا کنم تو همون حالت بدون اینکه دست به کسرم بزنم ابم اومد و خیلی کیف داد احساس میکردم تا معده رفته تو وقتی بادمجون کشیدم بیرون ویه نگاه بهش کردم باورم نمیشد همیچین چیزی رو تو کون خودم جا کردم وبیشتر حشری میشدم دیگه اعتیاد به این کار داشتم دیگه هیچوقت جق نزدم و خودم با کونم ارضا میکردم کم کم گرایش جنسی من عوض شدبی انکه خودم متوجه بشم دیگه همه افکار رو لذت جنسی من با گاییدن کونم تخلیه میشد چند وقتی اینکار رو انجام میدادم ولی دیگه دیگه مثل ثابق حال نمیداد و دوست داشتم یه کیر واقعی تو کونم بره دیگه دنبال یکی بودم که منو بکنه ولی میترسیدم از بی عابرویی چند گزینه مد نظرم بود ولی جراعت نمیکردم بهشون کون بدم برا همین دنبال فروی نا اشنا میگشتم که هیچ ردی از من نداشته باشه تازمانی که حشری بودم این طرز فکرم بود ولی تا خالی میکردم خودمو دوباره پشیمون میشدم که چه خوب شد به کسی ندادم نبرد بین غرور و شهوت همیشه ادمه داشت که بدم یا ندم نمیدونم چند سال ولی حدودا شاید ۱۰ سال مقاومت کروم وبه همون خیار وبادمجون غناعت کردم گذشت و چرخه روزگارکسی رو سر راه من قرار داد که تو رویاهام دنبالش میگشتم اسم او امیر بود ۳۵ ساله هیکل درشت وبلند قد شاید ۱۰۰کیلو وزن داشت ماجرا اشنایی ما به کارم مربوط میشد من مجرد بود وتو یه شرکت مشغول بود و مجبور شدم خونه مجردی راه بندازم امیر هم شریط منو داشت و من بهش پیشنهاد دادم که شبا میتونی بیای پیش من و نمیخواد بری خونه داییت او هم قبول کرد همیشه زیر نظر داشتمش وبه هیکلش نگاه میکردم وقتی لخت میشد بیشر عاشق هیکل مردونه اش میشدم از زیر شرتش معلوم بود از اون کیر کلفتای روزگار هست خیلی خود نمایی میکرد وارزو داشتم کیرشو بکنه تو کونم امیر اصلیتش عرب بود ولی دو رگه بود مادرش شیرازی بود خوشگلیش به مادرش رفته بود و کیرش و هیکلش به باباش او خیلی با ادب و مهربون بود و احترام خاصی برا من قاعل بود ومنو داداش صدا میکرد وهمین موضوع باعث خجالت من میشد وکار رو سخت میکرد برا من گاهی وقتا دعوتش میکردم به کشتی گرفتن و همین برا من کافی بود که چند لحظه ای خودم بندازم زیرش و کونمو بمالونم بهش من که تا شروع میشد کشتی خودمو شل میکردم وامیر خودشو مینداخت سرمن و شروع میکرد به بارانداز کردن من حس خوبی بود ولی امیر زیاد خودشو به من نمیچسبوند بهش گفتم تو خیلی سریع منو بارانداز میکنی یه حرکت بهم یاد بده تا بیشتر مقاومت کنم او هم گفت تا من خواستم کمرتو بگیرم تو سریع خودتو دراز کن و دست وپاهانو بیشتر بار کن تا من نتونم کاری بکنم هردومون یه شلوارک فقط داشتیم مال امیر گشاد بود ولی من از این چسبون ها تنم بود و میخواستم کونمو به نمایش بزارم ۴دست و پا وایسادم جلوش از قصد کونمو قمبل کردم امیر دستشو گذاشت رو باسن من من تو عالم دیگه ای بود میشه تو این جالت کیرشو بکنه تک کونم یا نه امیربا گفتن ۳ من سریع خوابیدم ک نزاشتم دستش رو دور کمرم بنداز یه دستشو گرو گرفتم امیر ناخواسته خوابید رو من چه حسی وای خدای من سرو گردن اورد پیش گوش من گفت افرین سعی کن دست رو همیشه گرو بگیری که حریف موفق نشو گرمای نفسش منو بیشتر حشری کرد کیرم راست شد کیرشو لای کونم حس کروم ولی نرم بود تا تونستم خودمو مالوندم بهش چند وقتی گذشت ولی او انگار متوجه رفتار من نشده بود یه بار ازم فیلم خواست منم ۹۰ درصدشون فیلم گی فرستادم براش تو لابه لای اونا هم چندتا عکس ازکون خودم براش فرستادم ولی نشد که نشد به خودم گفتم بهش بگم جریان رو ولی روم نمیشد برا همین میخواستم اون بیاد سراع من تو حموم به بهنانه پشت گردن صداش میزدم و کونمو در مغرض دیدش قرار دادم اون بلد بود امپول بزنه برا همین من هم چند بار دگزا گرفتم و میدادم اون بزنه وشلوار بیش از حد پایین میوردم هرکاری کردم ماساژ استخر خم شدنا و غیره به ناچار رفتم سراع بامجون خودم و تو حموم مشغول گاییدن خودم شدم امیر صدام زد بیا بیرون منم میخوام دوش بگیرم اجاز نداد کارمو تموم کنم فکری به سرم رسید بانجون رو تو حموم جا میزاشتم بهتر بود گفتم بهش حوله رو بیار ووقتی که اورد تو حین ردو بدل شد از دستم بیفته و ببینه این کار رو انجام دادم و دلو زدم به دریا وقتی بادمجون دید خودشو به ندیدن زد ورفت تو هیچ عکس العملی نشون نداد به خودم گفتم خاکبر سرت هم عابرو خودتو بردی هم هیچی گیرت نیومد رفتم تو اتاقم یه کم کرم زدم به کونم که بهتر بشه سرخیش و یه شرت پوشیدم و دراز کشیدم رو تختم و یه پتو کشیدم رو خودم خونه ساکت بود امیر از حموم در اونده بود بعد ۱ساعت که چرتم گرفته بود احساس کردم در باز شد امیر صدام کردو من جوابی نداشتم بدم وبی محلش گذاشتم دیدم اومد نزدیکتر اروم دستی کشید به پتو ومن خودمو زدم به بخواب چند ثانیه طول نکشید که پتو رو تکون داد وامیر اومد زیر پتو باور نکردنی بود یعنی اومده واقعا منو بکنه هزار تا فکر کردم اروم اروم اومد نزدیکتر منم قمبلترکردم کونمو تا زمانی که چسبید بهم لخت بود منو تو بغلش کرد داشتم به ارزوم میرسیدم اما خجالت اور بود کیرش داشت در کونم تکون میخورد وبزرگتر میشد کونم حشری شد و خارشش میکرد براش حس گردم داره میاد سمت گوشم و میخواد چیزی بگه که اروم گفت عزیزم منو ببخش این چند وقت خودمو کنترل کردم ولی حالا دیگه باید بکنمت و کلا منو با یه هول سریع به سکم خوابوند ودراز کشید سر من قانونندگفتم دیگه باید بیدارمیشدم ومنم با تندی بهش گفتم چیکار میکنی امیر گفت ببخش اشکان جان دیگه کنترلم دست خودم نیست میخوام کونت بزارم من تو کونم که عروسی بود ولی الکی یه کم مقاومت کردم دستامو محکم گرفت وشروع کرد به خوردن گردن و گوشام وای که چه حس خوبی بود موهام سیخ شد تنم لرزید زیرش بودم گرمای کیرش وحشیم کرده بود ومحکم منو تو بغل گرفت دوست داشتم سریع اون کیرشو تا ته جا کنه تو کونم ولی باید یه کم التماس چاشنی کار میکردم که منو نکنه دید من انکار میکنم بلند شد از روم ونشست پشت کونم و انگشت کرد منو گفت به به اماده هم که هست الان یه جوری بکنمت که دفعه ای دیگه هوس کون دادن نکنی کیرشو هنوز ندیده بودم که واقعا چقدر دراز هست اومدم بلند شم که یهو تو حالت سگی منو گیر انداخت و سرش برد لای کونم و شروع کرد به خوردن دستو پام شل شد زبونم بند رفت حس باور نکردنی بود فقط باید تجربه کنید تابفهمید من چی میگم شروع کرد به تعریف کردن ازکونم وتهدید به پاره کردنش میکردم وبا سیلی میزد در کونم چی بهتر از این بود بهش گفتم دیگه بسه ولم کن بهم گفت مگه تو همینو نمیخوای پس دیگه زیاد زرنزن چون دیگه چاره ای جز کردنت ندارم وسعی بچه خوبی باشی وگرنه بدجوری حالتو میگیرم بچه کونی شروع کرد به خورون کونم حسابی حشرم بالا زد گفتم امیر گفت خفشه لاشی گفتم بابا بسه دیگه تورو خدا بکن توکونم این لامصبو جر بده فقط بکن منو بلند خندید و گفت چشب عزیزم سرکیرشو گذاشت دم کونم داغ و نرم بود دل تو ولم نبود لحظه رویایی داشت به واقعیت تبدیل میشد یه کم فشار داد نرفت تو کرم اورد ونصفش تو کونم خالی کرد و دوباره امتحان کرد من حسابی قمبل کردم و خودم شل کردم با یه فشار سرش رفت توش خیلی با حال بود اولیت تجربه دردو که حس میکردم متوجه شدم که کیرش از همه اون چیزایی که تو کونم گذاشته بودم بزرگتره وکیف میداد حالا تا نصفه کیرشو جاکرده بود واه اوه میکرد دراز کشید رو من و گوشم و خورد این حالتو خیلی دوست داشتم زبونشو کرد توگوشم عجیب حال دادگفتم تا تهشو میخوام با این حرف من تحریکش بیشتر شد وبا یه فشار محکم تا ته کردتو خیلی درد داشت اشکمو در اوردداعونم کردانگار بار اولم بود شروع کرد عقب و جلو کردن من تو این حالت خیلی دردم گرفت ولی امیر محکمتر میزد تو سر کیرش چیزی بود که منو اذیتت میکرد انگار دستشو کرده بود تو وقتی عقب میومد انگار روده هامو داشت میکشید بیرون سنگینی وزنش نفسمو گرفته بود و داشت از حال میرفتم اشکمو دید و گفت جون دردت میاد تازه اولشه عشقم مدل رو عوض کرد ومنو به پشت خوابوند وپاهامو انداخت رو شونه هاش مثل خر کیف میکرد بهش اعتراض کردم یواش بزنه ولی کو گوش شنوا یه لبخندی بهم زدو اومد نزدیکم ولبام خورد خیلی تحقیر شدم انگار زنش بودم ولی چاره ای نبود خودم باعث شده بودم بهد زبونش کرد تو دهنم منم دیگه خودم به بیخیالی زدم و زبونشو خوردم بهم گفت تو دیگه ازاین بعد زن منی و همیشه جرت میدم با این حرفش اول خجالت کشیدم ولی تو دلم یهو خالی شد دیگه کونم حسابی جا باز کرده بود ودرد نداشت لذت بود بهش گفتم امیر تو اولین نفری هستی که منو میکنی و این مدت تو کف کیرت بودم که مال خودم باشه اولش باور نکرد ولی بهسختی فهموندمش اونم گفت ای بلا از این به یعد همیشه میکنمت لبخندی زدیمو ادمه دادیم دوست نداشت این لحظه تموم بشه انواع اقسام مدل ها رو من پیاد کرد و حسابی گایید منو کیرش تو اوج شهوت ۲۴ سانتی میشد و خیلی کلفت بود باورم نمیشد این همه کیرو چجوری جا دادم داست ابش میومد شرکه کرد داد وبی داد کردن وحشاینه تلنبه میزد همزمان اون منم جق زدم و با هم ارضا شدیم احساس کردم اب جوش ریخته تو کونم و کیرش که تکون میخورد سرش حس میکردم و امیر شل شد و افتاد رو من و لباشو خوردم بعدش بلند شد از رو من وقتی کیرشو دراورد حسابی باد کرد بود و یه کم خونی شده بود و گفت عشقم پاره شدی گفت معلوم دیگه با این کیر خری که تو جا دادی باید از این بدترا میشد کلی ازم تشکر کرد وقربون صدقه من رفتم الان دعا میکنم کاش من زنش بودم و همیشه در کنارم باشع واقها کون دادن به من خیلی حس خوبی میده وهیچ چیزی نمتونه جای کیرو بگیره واونایی که با اشیاه کونشون جر میدن برید یه کیر خوب بزارید توش که زمین تا اسمون لذتش فرق میکنه امیدوارم که از این داستان من لذت برده باشید و تا حالا تونسته باشم شمارو به خواسته هاتون نزدیک بکنم کونتون اگه واقعا کیر میخواد ازش دریغ نکنید من که به ارزوم رسیدم و هروقت بخوام کونمو در اختیار اقا امیر میزارم دوستون دارم بای نوشته

Date: نوامبر 13, 2018