عشق ناتمام ما ۱

0 بازدید
0%

سلام خدمت بچه های خوب شهوانی امیدوارم لحظات و ایام بکامتون باشه و همیشه اتفاقای خوب سر راه زندگیتون قراربگیره اسمم سوده است و این دومین باره ک داستان سکسمو براتون مینویسم اونم با تنها مرد زندگیم ک الحق و الانصاف چیزی تو راه عشق و سکس برام کم نمیذاره و جریان نیمه ی گمشده اگه واقعیت داشته باشه جواد همون نیمه ی گمشده ی منه از مشخصات خودم براتون بگم ۳۳سالمه قدم ۱۶۸ وزن ۸۵ پوستم سفیده خیلی خوشگل و خوش اندام نیستم ولی اون کسی ک باید ب دهنش شیرین بیام خیلی وقته وارد زندگیم شده و تحمل دشواریهای دنیا رو برام اسون کرده و اما بگم از جواد ک پسر سبزه رو ۲۸ ساله و قدبلند ۱۸۵ چشمو ابروی مشکی و ی دل مهربون ک با لبخندش زیبایی صورتش بیشتر تو چشم میاد و دل هر زنی رو آب میکنه من خودم یکی از همون زنهام _ ک این اقا رو با مهربونی و چشوندن طعم واقعی سکس ۴ساله مال خودم کردم و با لوندی تو مشت خودم گرفتمش و کاری کردم باهاش ک دست میذاره رو سرم میگه بجان سوده بجان خودم چشام جزتو هیچ زن و دختری نمیبینه و همش دور سرم میگرده و قربون صدقم میره میدونم باز میاین اخر داستانم مینویسین ک داستان مزخرف بود دروغ بود یا ک جلقی و فلان ولی اینطور نیست و نیازی نمیبینم بخوام واقعیتهای قشنگ زندگی خودمو تو قالب دروغ بنویسم تا کسی بخونه و لذت نبره اره داشتم میگفتم من و جواد ۴ساله ک باهم هستیم و تو این راه خیلی شده ک کم بیارم و واقعا نتونم جواب خوبیاشو بدم ولی اون عین ی کوه پشتم واستاده و هیچوقت نشده صداش کنم و جواب نشنوم جواد جونم عشقم جونم زیبای من دلم خیلی سکس میخاد بنظرت پنجشنبه جورمیشه ک ببینمت اره نفس چرا جور نشه ایشالا ک جوره خخخ باشه ببینیم و تعریف کنیم میگذره و پنجشنبه میاد همون پنحشنبه های داغ و شهوانی ک تا همو میبینیم ی دل سیر میچسبیم بهم تا غمامون و اذیتایی ک شدیم رو فراموش کنیم همون پنجشنبه سرظهر اول صبح یا دم غروب هایی ک کنار هم دلمون خنک میشه و ب ریش دنیا و ادمای ازاردهنده اش میخندیم از در ک وارد میشه محکم بغلم میکنه فشار میده منو ب سینه اش و منم دستامو حلقه میکنم دور کمر باریکش و داغ میشم از برخورد تنم ب تنش ک جام تو این آغوش امنش همیشه راحته و مطمئن و وقتی میگه قشنگم من جزتو دلخوشی ای ندارم باورمیکنم ک راست میگه و دوز و کلک تو کارش نبوده و نیست وقتی روبروش وایمیستم و تو چشاش نگاه میکنم تازه میفهمم ک چ چشمای خوشگل و نگاه گیرایی داره این پسر و من چقد با اذیت کردنام اونارو گریوندم و دلشو رنجوندم و از خودم بدم میاد لبامون میره تو هم و اینقد خوب و عاشقانه میبوسه لبامو ک چشامو میبندم و میرم اسمون بعد گونه ها و نوک دماغ و پیشونیمو میبوسه و دستمو اون همیشه دستمو میبوسه و میگه عشقم هرچی دارم ازتو دارم و من از این غرورنداشتناش میفهمم ک چقد عاشقه و پیدا کردن همچین عشقی تو این زمونه ی خراب خیلی سخته خیلی سخت یکم میشینیم و میحرفیم بعد دوباره لبامون تو هم جفت میشه و من دراز میکشم تا عملیات فتح رو شروع کنه اونم ک از خدا خاسته ی بار نشد ببینمش و کیرش خاب باشه اتفاقا پریروزا بهش گفتم ارزو بدلم موند ک ی بار خودم با ساک یا با دست خودم کیرتو بیدار کنم اونم خندید و گفت اماده باشه عزیزم و در خدمتگزاری حاضر راستم میگه واقعا حقم بهش میدم اخه سکسای من و جواد جزو بهترین سکسای دنیاست الان اگه بگم تو هرجلسه ک ما سکس داریم جواد چهار پنج یا شش بار ارضا میشه و هردفعه اش بیشتر از یک ساعت طول میکشه فحش میدین و میگین برو چرت نگو ولی واقعا همینطوره البته بعضی وقتام اگه بدونه من دلم سکس طولانی و خشن میخواد ازقرصی چیزی استفاده میکنه تا منو خوشحال کنه و منم برا ب خطر انداختن سلامتیش واقعا ازش ناراحت میشم ولی اینم بگم ک هیشکی بدش نمیاد با همچین مردی ی سکس بلند مدت و هات داشته باشه و کلی حال کنه ازینجا ازش معذرت میخام و ازش خواهش میکنم ک دیگه این کارو نکنه چون من با همون حالت معمولی خودمون هم ارگاسم میشم و هم اغنا سرتون بدرد اومد عزیزان واقعا شرمنده ولی خب دوس دارم کامل و باجزییات بگم ک خوشتون بیاد و ی داستان کامل خونده باشین وقتی حرارت نفساشو رو پوست تنم حس میکنم ک چجوری پشت گوشمو لیس میزنه و با دندوناش لاله ی گوشمو اروم گاز میگیره و نوک زبونشو میکنه تو گوشمو و صدای نفساشو میشنوم خدامیدونه ک چه حالی بهم دست میده و بارها بهش گفتم اگه تو همین حالت بمیرم هم هیچ گله ای ندارم تازه از خدامم هست گردنم با نم زبونش خیس میشه و با نفساش خنکی خاصی پیدا میکنه ک ب وجد میام و جریان خون تو رگام شدت پیدا میکنه تپش قلبم میره بالا و همینجاهاست ک جواد تی شرتمو میزنه بالا و از زیر سوتینم نوک سینه هامو اروم میگیره لای دندوناش انگار شوک بهم وارد میشه و آه های ممتد میکشم و میگم اره اره عزیزم بخورشون بخور ک مال خودته دوتاش مال خودته عشقم سینه هام نرم و گنده ان با نوک قهوه ای کمرنگ ک نقطه ضعف حسی منم همین جای بدنم هستش و وقتی جواد با اون لطافت و حرارت خاص میفته ب جونشون و میخوردشون دیگه هیچی نمیتونم بگم و بدنم شل میشه و داغتر از هرحالت ممکنی میشم تی شرت و سوتین و شلوارمو درمیارم و فقط با ی شورت میخابم کنارش و اون هر چند دقیقه یکبار قربون صدقه ی پوستم میره و میگه سوده قربون پوستت بشم ک اخرشه منم میگم عشقم زندگیم من مال توام و واقعا هم مال جوادم هستم و ی تار موشو ب تموم دنیا نمیدم و ایکاش این علاقه ی بینمون هیچوقت تموم نشه اروم اروم میره رو شکمم و لیس میزنه کل بدنمو منم ک یکم قلقلکی ام خنده ام میگیره و لذت خورده شدن پوستم با حس قلقلک ی جا میشه و کلی خوشم میاد ولی یهو نبضم شدت میگیره و نفسام تندتر میشه سرمو بلند میکنم نگاش میکنم ک میبینم جواد از رو شورت داره زبونشو میکشه روی چوچولم و با لباش شورتمو میگیره و داغی نفسشو حس میکنم ک میخوره ب قسمت بالای کسم و خون تو رگام پمپاژ میشه شورتمو با کمک خودم درمیاره و میفته ب جون کسم منم چنگ میندازم تو موهاشو راهنماییش میکنم ک کجارو بخوره تا بیشتر حال کنم زبونشو رو کسم بالا پایین میکنه و لیسای حشری کننده اشو میزنه ب پایین تا بالای کسم و این منم ک زیر این حرکتای دیوونه کننده اش جون میدم و میگم بخور آه بخورش جواد مال خودته بخور فقط تورو دوس داره بخور کسمو دارم دیوونه میشم اونم حرکتاشو تندتر میکنه و چوچولمو محکم میک میزنه و زبونشو تندتند میزنه ب بالای کسم و حرارت واژنمو تا سرحد جنون میبره بالا میکشم موهاشو و مجبورش میکنم بیاد بالا جلوی صورتم و باز لبامون تو هم قفل میشن زبونمو میکنم تو دهانش و میچرخونم اونم محکم میخوردش و حسابی جیغم میره هوا هیچی حسی بالاتر از حسی ک بهم میده سراغ ندارم و اونم جز من و تنم و روحم کسی رو نخاسته و نمیخاد اینو از ولعی ک بهم داره میفهمم و همین دلیلم باعث میشه نتونم جز سکس با جواد ب کس دیگه ای فکرکنم و تک پرش بمونم تا اخر عمر بقیه ی داستانمو براتون مینویسم عزیزان نوشته

Date: December 31, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.