غافلگیریم با ۲ تا کیر و عاقبت کارم با ۴ تا کیر

0 views
0%

سلام دوستان این خاطره مال ۵ سال پیشه بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب من حمید ۲۶ ساله زنانه پوش هستم یعنی لباس زنانه و آرایشو دوست دارم دوست دارم شبیه زنا باشم با یکی تو یاهو اشنا شدم که اهل گی بود سنش حدود ۴۰ سالش بود باهم که صحبت میکردیم خیلی زبون میریخت منم گفتم اگه میخوای بیام پیشت باید لباس و لوازم ارایش برام بخری اونم قبول کرد فرداش دیدم عکس لوازمو لباسارو فرستاد ددیگه قرار گذاشتم رفتم پیشش ی مدتی باهم بودیم تا دیگه گفتم بهتره باهم نباشیم تنوع رو دوست دارم میخوام با ادمای جدید باشم اونم قبول کرد چند روز بعد گفت یکی از دوستام هست میخواد ببینتت بیا خونم منم ۶ تیغ کردم رفتم دیدم ی مردی هم سن خودش خونشونه اول روم نشد بعد گفت بیا پیشمون منم ی خورده ارایش کردمو رفتم وسطشون نشستم اسمش علی بود ی خورده باهم صحبت کردیم اونم دستش رو ران من بود هی میبرد بالا پایین همینجوری که صحبت میکرد خودشو حل داد سمت من ی بوس از گردنم کرد بهش گفتم مکان داری گفت اره دیگه ادرس گرفتمو اون شبم هیچ اتفاقی نیوفتاد فرداش رفتم مکانش مکانش تو مغازه بود دیر وقت بود رفتم پیشش کرکره رو داد پایینو شروع کرد باهام ور رفتن اونجا نشد لباس و ارایش کنم ی ساک مجلسی براش زدمو ابش اومد ریخت تو دستمال و اونشب تموم شد بعد ی جا ردیف کرد که میرفتیم اونجا تا ی روز بهم ی ادرس جدید داد گفت بیا اینجا گفتم کجایت گفت پیش رفیقمم گفتم من دوتایی نمیسکسم گفت اون کاری نمیکنه رفتم به ادرسو دیدمش با رفیقش نشستن رو مبل منم ماسک زده بودم گفت برو خودتو درست کن بیا رفتم ی ارایش توپی کردمو لباسامم پوشیدم اومدم تو اتاق دیدم رفیقشم نشسته گفتم بگو این بره گفت کاری نداره البته اون ته ته دلم دوست داشتم کاری داشته باشه درکل شروع کردم برا علی ساک زدن هر بار یبارم پشتو نگاه میکردم دیدم داره کیرشو میماله من مشغول ساک زدن بودم که دیدم ی دستی اومد رو کونم گفتم چیکار میکنی گفت دارم نازت میکنم گفتم باشه کار دیگه نکنی مشغول ساک زدن بودم که دیدم صدای کمربند باز کردن داره میاد انگار که متوجه نشدم ب ساک زدنم ادامه دادم یهو دیدم دم سوراخم ی چیز گرم داره میره بالا پایین برگشتم گفتم مگه قرار نبود کاری نکنی گفت کاری نمیکنم دارم میمالمش گفتم باشه نکنی تو فقط همینجوری که داشتم میساکیدم یهو دوتا دستشو انداخت رو شونم کیرشو گذاشت رو سوراخم فشار داد تو خیلیم کلفت و دراز بود نالم درومد گفت جوووووووون خوشم اومد از ی طرف ساک از ی طرف کردن اون ی ۵ دقیقه ای تلمبه زد علی گفت بیا بشین رو کیرم تکیشو داد به دیوار منم نشستم رو کیرش کیر اونم ۱۶ سانتی بود داشتم میرفتم بالا پایین دیدم احمد از عقب چسبید بهم من وایسادم گفتم چیکار میکنی گفت میخوام گشاااااادت کنم پااااارت کنم اومدم بلند شم گرفت گفت بشییییین البته خوشمم میومد امتحان کنم ۲ تا کیر همزمانو هولم داد تو سینه علی کیرشو با فشاد داد تو سوراخم وااااای احساس میکردم دارم میشم دوتا ولی شانسی که اورده بودم وارد بودن هیچی فشار داد تا ته علیم فشار داد حالا دیگه دوتا کیر تو سوراخم بود وای درد ی طرف حاله عجیبی که داشتم ی طرف تقریبا دوتاشون همزمان ابشون داشت میومد کشیدن بیرون خوابوندنم زمین رو صورتم جق میزدن که اب احمد اول اومد ریخت تو دهنو صورتم بعد علی منم با آب منی شده بودم یکی شب خوبی بود البته دردم داشتم عجیب این گذشت تا یشب دعوتم کردن باغ دوست علی گفت حمید ۴ نفریم میخوام امشب حالی کنیم عجیب رفتم دیدم ۴ تا مرد با ی زن زنه از اون خرابای خوشکل بود علی به زنه گفت مهتاب اینو ارایش کن اونم ی سر تکون داد با مهتاب رفتیم تو اتاق گفت پسر جون دوست داری زن باشی کسشو نشون داد گفت دوست داشتی مال تو بود گفتم اره همینجوری که حرف میزد ارایشمم میکرد خیلی وارد بود اخر کار که خودمو جلو آینه دیدم باورم نمیشد من باشم ی جنده به تمام عیار به مهتاب گفتم چرا اینا با تو حال نکردن گفت حال کردن ولی علی از تو تعریف کرد اونارم خوششون اومد گفتن بگو بیاد مهتاب گفت اول که رفتی تو عشوه بیا اینا پولدارن براشون برقص باورتون نمیشه از مهتاب خوشکلتر شده بودم رفتم تو اتاق یهو علی منو دید گفت قوربونت برم چه کسی شدی باهام ور میرفتو میرقصیدیم که ۳ تای دیگه هم بلند شدن هی خودشونو میمالیدن ب من ی ۱۰ مینی رقصیدیم که یکیشون دستمو گرفت برد تو اتاق اون یکیارم اومدن همه لخت شدنو کیراشونو میمالیدن ب سرو صورتم وای چه حس قشنگی بود علی گفت این کون خودمه باید اول من بکنم علی خوابید منم نشستم رو کیرش برا اونارم ساک میزدم که علی گفت حمید گشادت کنیم گفتم من مال شمام یکیشون گفت جوووون و کیرشو فشار داد تو شانسی که اوردم کوچیک بود برا اون دوتاهم میساکیدم علی گفت تاقت داری ۳ تایی گفتم امتحان میکنیم یکیشون اومد جلو منو قشنگ چسبوند به سینه علی کیرشو فشار داد تو یعنی ۳ تا کیر تو سوراخ من منم اسپری زده بودم به کیرم که ابم زود نیاد اون میرفت اونیکی میکرد تو اونیکی در میاورد اونیکی میکرد تو دیگه دستو پاهام از جون افتاده بود که اب یکیشون اومد ریخت تو دهنم یکی پس از دیگری ارضا شدن ابشونو ریختن رو صورتم و رفتن بیرون منم بی جون افتاده بودم وسط اتاق که مهتاب اومد دید وسط اتاقم اومد گفت جنده خانوم خوش گذشت گفتم جات خالی تو چرا نیومدی گفت وایسادم الان بیام با تو حال کنم شروع کرد لب گرفتنو با زبون آبای اونارو میداد تو دهنم برام ساک زد براش کسشو لیس زدم خیلی باهم حال کردیم دیگه دستام جون تایپ کردن نداره اینم داستان من بود ممنون حوصله ب خرج دادین نوشته حمید زنانه

Date: July 14, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.