فانتزی معاینه

0 views
0%

اگر پزشک هستید لطفا تا انتها بخونید این یادداشت کمک چندانی به خودارضایی شما نمیکنه یه مدت خیلی ضعیف شده بودم زود خسته میشدم و همش خواب و خواب و خواب رفتم دکتر و آزمایش و این حرفا نتیجه این بود که ویتامین لازم دارم یه قرص مولتی ویتامین و یه سری آمپول و رژیم غذایی شد دوای دردم و هر سه روز برای تزریق یکی از آمپولا باید مراجعه میکردم بار دومی که رفتم مسئول تزریقات یه مرد هیکلی و نسبتا جوون بود که ظاهر خوبی داشت روی تخت خوابیدم و شلوارمو یکم دادم پایین مرد اومد و بدون حرفی خودش شلوارمو کشید پایین تر و گفت اینجوری بهتر شد راستش یکم از آمپول میترسیدم اون موقع ها و ناخودآکاه بدنم رو سفت میکردم دستش رو گذاشت روی رونم و فشار داد پرسید میترسی با خجالت گفتم بله در حالی که داشت سرنگ رو آماده میکرد گفت نگران نباش طوری میزنم که هیچی متوجه نشی بعد رونام رو ماساژ داد و گفت سعی کن ریلکس باشی ماساژ دادنش عادی نبود حس میکردم داره بازی میکنه باهام البته از بازیش خوشم اومده بود مردی با اون ظاهر و صدای جذابی که داشت خب حق داشتم خوشم بیاد نه من به روم میاوردم و نه اون کم کم دستش رو بی پروا میکشید روی کونم و از رو شلوار کسم رو نوازش میکرد منم بی حرکت روی تخت بودم و چشمام رو بسته بودم چند دقیقه ای گذشت تا این که آروم آروم دستاش رو جدا کرد و گفت عالیه الان عضلاتت آماده تزریقه و چند ثانیه بعد خنکای الکل رو روی پوستم حس کردم و به دنبالش خیلی سریع فرو رفتن سوزن الحق که خوب تزریق کرد و دردی نکشیدم بعد تزریق دوباره کمی جاش رو ماساژ داد و پرسید چطور بود گفتم کاش همه مثل شما تزریق میکردن واقعا چیزی نفهمیدم ممنون بلند شدم لباسم رو مرتب کردم و برگشتم خونه اما تصور اندام و ماساژ دادن و صداش ذهنم رو ول نکرد شب موقع خواب به شکم خوابیدم و ریز به ریز اتفاقات ظهر رو تو ذهنم مرور کردم ناخودآگاه دستم رفت رو کسم و شروع کردم به مالیدن که دیدم خیال پردازیم کار خودش رو کرده و کسم آب انداخته دیگه کنترلی رو افکار و تخیلم نداشتم برای خودش آزادانه داشت سیر و سیاحت میکرد تصور کردم که اون مرد مثلا پزشک زنانه و رفتم پیشش برای معاینه درست مثل یکی از فیلمایی که دیده بودم بهم میگه لخت شم و رو تخت مخصوص معاینه زنان بخوابم خودش میاد و پاهام رو میده بالا روی جای مخصوص پا و بعد دستکش هاشو دستش میکنه و شروع میکنه به معاینم ازم راجع به سابقه ی رابطه جنسیم میپرسه مثل امروز به بهانه درمان و معاینه ماساژم میده و باهام ور میره حسابی بدون این که چیزی به روم بیاره البته تو ایران هیچ وقت به این تخیل نمیشه رسید چون پزشک زنانِ مرد و جوون دیگه نداریم اون شب با همین فکرا ارضا شدم و برای بار بعدی که میرفتم تزریق برعکس همیشه ذوق زده بودم بار بعد رفتم و دیدم اثری از اون مرد نیست روم نشد چیزی بپرسم و ناچار رفتم دراز کشیدم و یه خانومی اومد تزریق کرد و رفت بار بعد دیگه آخرین تزریقم بود باز به امید بودن اون مرد رفتم اما بازم نبود و همون خانوم تزریق کرد از اون روز فانتزی من شد این که یه پزشک مرد خوشتیپ معاینم کنه و به بهانه معاینه لمسم کنه و باهام ور بره حالا ازین ماجرا نزدیک به دو سال گذشته و تصمیم گرفتم یه بار برای همیشه این فانتزی رو عملی کنم اما مراجعه هایی که به پزشک این مدت برام پیش اومد همه عادی بودن و منم آدمی نبودم که بخوام عشوه ای بیام که توجه دکتر بهم جلب شه قصدم از نوشتن این خاطره این بود که اگه پزشکی اینجا بود و این رو خوند و خواست فانتزیمو برام به واقعیت تبدیل کنه بهم پیام بده نوشته

Date: June 3, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.