قصه های دنباله دار آقا معلم ۲

0 بازدید
0%

9 82 8 5 9 87 9 87 8 7 8 8 9 86 8 8 8 7 9 84 9 87 8 8 7 8 1 8 2 9 82 8 7 9 85 8 9 9 84 9 85 1 قسمت قبل مقدمه تو قسمت اول توضیح دادم برای چه کسی می نویسم پس لازم هم نیست که جواب همه کامنت های قسمت اول را بدم ولی ولی در مورد کسانی که از توصیه های بین داستان من خوششون نیومد لازمه که توضیح بدم که من دوست دارم توصیه هام را بنویسم چه تو خوشت بیاد چه نیاد فقط اهل دل حرفهای من رو میفهمن پس سعی نکن به همه ثابت کنی که بچه جقی هستی نکته مهم یک نفر در کامنت ها گفته بود گور بابای اون که میگفت معلمی شغل انبیاست اتفاقا باید بگم یکی از همکارهای سوپرکس باز ما همیشه میگفت معلمی شغل انبیاست همون جور که انبیا تا می تونستن زن مردم رو میکردن ما هم باید زن مردم رو بکنیم به پیر و جوون و مرد و زن هم رحم نمیکرد و توی سوراخ موش هم کیرش رو فرو میکرد و میگفت این طریق انبیاست پس درود بر شغل انبیا فصل دوم از شیطنت های اولیه تا خیانت های واقعی یک روز که از سر کار به خونه بر می گشتم مثل همیشه مسافر زدم دختری چادری بود که عقب نشست بعضی وقت ها روی همون حسی که بهم میگفت یه روز یکی پیدا میشه میکنمش دیگه مسافر نزدم و سعی کردم سر حرف را با دختره باز کنم بهش گفتم معلمی گفت نه چطور مگه گفتم آخه شبیه خانم معلم هایی الکی گفتم که حرف زده باشم خندید و گفت جدی نه کاش معلم بودم الان از دادسرا دارم میام گفتم خدا بد نده چرا گفت دارم از شوهرم جدا میشم اهل دل می دونن که وقتی یک زنی این حرف رو بزنه یعنی تقریبا داره میگه بیا منو بکن فقط یک قدم تا کردن اون زن باقی خواهد موند توصیه اگه با زنی که درد دل میکنید همش حرف از اختلافاتش با شوهرش میزنه یا از یکی دو ویژگی شوهرش ناراضی هست و مدام اونها رو تکرار میکنه یا این که داره از طلاقش با شما حرف میزنه مطمئن باشید تو دلش داره داد میزنه بیا منو بکن کوتاه کنم حرف رو تا اونجا رابطه م با اون دختر پیش رفت که توی کوچه و خیابون دور زدیم و تو ماشین مالوندمش و لب ازش گرفتم و سینه هاش رو مشت کردم ولی لحظه آخر خانم عذاب وجدانش گرفت و از من توی اس ام اس خواهش کرد دیگه باهاش تماس نگیرم و خواهش کرد شماره شو برای همیشه پاک کنم من اون روزها هنوز کار بلد نبودم برای همین مثل یک جنتلمن براش آرزوی موفقیت کردم و شماره ش رو از رو گوشیم پاک کردم الان میفهمم که فقط ۵ دقیقه اصرار از طرف من کافی بود که به ۱۸ روش سامورایی به من کس و کون بده ولی خب من ناشی بودم و فکر کردم دارم کار درست و جوانمردانه ای انجام میدم توصیه وقتی زن یا دختری براتون حرف از عذاب وجدان میزنه و الکی میخواد پا پس بکشه باور نکنید اون فقط داره ناز میکنه و توی دلش میخواد هرچی سریعتر شما تا دسته فرو کنید تو پس ناز کردن و ادای عذاب وجدان در آوردن در واقع یعنی شما تا وسط راه را درست رفتید و فقط یک حرکت تا ضربه فنی باقی مونده مدتی دوباره سرگردان و حیرون بودم تا این که یکی از همکارهام بهم گفت فلانی رو میبینی اولیای دانش آموز ۱۰ دفعه از کون کردمش من هم نگاه کردم دیدم خیلی خوشگل نیست ولی عجب کونی داره خیلی رفتم توی فکر اون زن از طرفی تا حالا به هیچ اولیای دانش آموزی شماره نداده بودم پیشنهاد نداده بودم روش کار را بلد نبودم از طرف دیگه وقتی فهمیده بودم این زنه رو دوستم کرده پیش خودم حشری شده بودم و فکر می کردم اگر ناشیانه هم برم جلو و بهش پیشنهاد بدم نهایتش بهم میگه نه و بی سر و صدا ضایع میشم ولی به تجربه ش می ارزه پس یه روزی که همین خانم را توی سالن دیدم رفتم جلو و گفتم خانم یک لحظه تشریف بیارید طبقه بالا کارتون دارم خیلی ناگهانی کیرم سیخ شده بود و عقل خودم رو از دست داده بودم زن بیچاره تعجب کرده بود اومد بالا سالن بالا خلوت بود و بچه ها سر کلاس ها بودند یک کلاس خالی بود که می دونستم کدوم کلاسه بهش گفتم بیا تو کلاس اومد چسبیدم بهش و بوسیدمش از تعجب داشت شاخ در میاورد سر یک دوراهی بدی گیر کرده بود اگر کسی میدید برای خودش هم بد میشد و مجبور بود ساکت بمونه از طرف دیگه خودش هم اهل حال بود و بدش نیومده بود از جسارت من ولی بهش بر میخورد اگه به این راحتی به یک نفر پا داده باشه برای همین خودش رو جمع و جور کرد و من رو هل داد عقب و خیلی آروم گفت چیکار داری میکنی گفتم شماره ت رو بده و گوشیم رو در اوردم و گفت چی داری میگی گفتم بعد برات توضیح میدم زود باش شماره تو بده حالا یکی میاد توی عمل انجام شده قرار گرفت و شماره ش رو داد و سریع دوید و رفت پایین توصیه یک زن در موقعیت عمل انجام شده بیشترین احتمال پا دادن را داره یعنی نه میتونه داد و بیداد کنه نه میتونه از خودش دفاع کنه نه میتونه ادای تنگ ها را در بیاره نه میتونه از کیر خوشمزه شما صرف نظر کنه پس در این شرایط حالش رو میبره اس ام اس بازی ما شروع شد زیاد اس ام اس بازی نکردیم بیشتر توی ماشین واقعی کار می کردیم با ماشین بعد از مدرسه میرفتم دنبالش و توی خیابون ها دور میزدیم و برام تو ماشین ساک میزد لب میدادیم و میمالیدیم هم دیگه رو تا این که یه روز جور شد و رفتم خونه ش یواشکی و دزدکی وقتی رفتم داخل با دامن و تاپ به استقبالم اومد و من روی مبل نشستم کنارم نشست و توی چشمهای هم نگاه کردیم بدون حرف همدیگه را بوسیدیم و رفت توی اتاق رفتم دنبالش و لخت شد و از پشت چسبیدم بهش و شروع کردم خیلی کوتاه ۱۰ دقیقه هم نشد و بعد از ارضا شدنم خودم را شستم و زود از خونه ش اومدم بیرون هیچ حرفی رد و بدل نشد خیلی مصنوعی و ماشینی بود بدون احساس و بدون عشق این زن یکی از زن هایی بود که هیچ وقت به نام صداش نکردم اصلن حس بهش نداشتم فقط برام یه سوراخ بود یه کس بود و یه دهن که خوب و حرفه ای ساک میزد بر خلاف کون بزرگش که دوستم ۱۰ بار کرده بودش فقط یک بار به من کون داد و اونم به زور و بدون لذت این اولین خیانت واقعی من به زنم بود بعد از اولین باری که اون زن رو کردم هیچ وقت یادم نمیره وقتی رفتم خونه روم نمیشد تو چشمای زنم نگاه کنم دپرس بودم ازم پرسید چی شده گفتم یه روزی میفهمی گفت بهم بگو سر گذاشتم روی پاهای زنم و بغضم ترکید خیلی گریه کردم و هرچی از من پرسید چی شده فقط گفتم هیچی نپرس ولی یه روزی خودت میفهمی مدتی گذشت که فهمیدم چه بلایی سرم اومده بعد از اون دو بار دیگه خونه اون زن رفتم و یک بار اون رو خونه خودمون بردم توی خیابون زیاد با هم بودیم و یک بار هم توی ماشین توی تاریکی هوا با استرس شدید که هر لحظه ممکن بود نیروی انتظامی گشت سر برسه سکس کردیم ولی هیچ وقت با هم حرفهای احساسی و عاشقانه نمیزدیم و حتا همدیگه رو با اسم صدا نمی کردیم انگار میدونستیم فقط قراره با هم سکس کنیم و بریم دنبال کار خودمون تا این که ازش خسته شدم و دیگه کم کم خودش هم فهمید و رابطه کم رنگ شد و هر کدوم رفتیم دنبال کار خودمون در این وقت بود که رابطه ای دیگه رو با یک نفر دیگه شروع کردم با یکی توی تلگرام آشنا شدم با کسی به اسم مریم خیلی اتفاقی توی یک گروه طی یک اتفاق با خانمی که اون هم شوهر داشت و یک بچه آشنا شدم و رابطه ما کمتر از یک هفته عاشقانه شد و به دیدار رسید یک رابطه عاشقانه عجیب بود عشقی به این شدت توی زندگیم تجربه نکرده بودم کل رابطه ما چند ماه بیشتر نبود ولی پر از اتفاق های عجیب بود بار اول توی خیابون هم رو دیدیم و به بوس کوچولو گذشت بار دوم رفتم خونه شون و با استرس سکس کردیم دفعه های بعد توی پارک همدیگه رو توی ماشین میدیدم بوس و بغل و ساک و ممه و این ها را داشتیم تا اینکه اتفاق بدی افتاد در حالی که توی یک پارک خلوت هر دو روی صندلی عقب بودیم و شلوارهامون تا زانو پایین بود و لبامون قفل و دستامون به کس و کیر هم یک پراید سفید با دو مامور انتظامی از این لباس سبز ها با یک لباس شخصی جلوی ما پارک کردن و گفتن بیاید بیرون توی اون لحظه صد بار آرزوی مرگ کردم دنیا روی سرم تاریک شد در حالی که لباسم رو درست می کردم پیاده شدم و رفتم سراغ گنده ترین اونها که یک مرد خیکی با لباس درجه دار بود دستش رو بوسیدم و افتادم به التماس غلط کردم آبرو دارم ببخش جون بچه هات آبروی منو نریز من زن دارم این زن شوهر داره و نزدیک به یک ساعت این سه نفر ما را در وسط اون پارک خلوت که خوشبختانه شلوغ هم نشد به باد فحش و ناسزا و تهدید و دستبند و گزارش و کلانتری گرفتند و ما دو تا التماس و غلط کردم و گوه خوردم و گریه و زاری خدا زد پس سر اونها یا هوای ما را داشت یا معجزه شد نمیدونم ولی سه نفری با هم حرف زدن و چی گفتن به همدیگه که یهو سوییچ ماشین رو پرت کرد سمت من و گفت گمشید برید تا پشیمون نشدیم نشستم پشت ماشین و گازش رو گرفتیم و دود شدیم رفتیم تو هوا پیاده ش کردم سر خیابونشون و خودم بر گشتم خونه تا یک هفته از سایه خودم هم می ترسیدم توصیه هیچ وقت در ماشین متوقف شده در هر جای خلوتی هر جایی کار سکسی نکنید همیشه ماشین های متوقف مورد شک ماشین های گشت یا آدم های فضول قرار می گیرند اگر مکان ندارید توی ماشین بدید براتون ساک بزنه همین فقط اونم در حال حرکت باز هم توصیه هر وقت بیرون میرید با کسی که اگه بگیرنتون کونتون پاره ست پول تو جیبتون باشه که بتونید رشوه بدید و از مهلکه فرار کنید من اون روز همراهم یک قرون پول نداشتم که رشوه بدم برای همین یک ساعت خودم را خوار و خفیف کردم البته بعد از اون تجربه وقتی ترس ما دو تا ریخت باز هم دل دادیم به هم و یک بار دیگه اوردمش خونه مون باز هم تکرار کنم تجربه عشق مریم تجربه عجیبی بود که تا آخر عمر توی قلب من جای خودش را حفط میکنه مریم نازترین و حشری ترین زنی بود که به عمرم دیده بودم از توی آسانسور شروع کرد به خوردن لب های من و تا رسیدیم داخل خونه من رو لخت کرد و چسبید به کیرم و شورع کرد به خوردن مریم کون عجیبی داشت کس معرکه ای داشت سینه هاش درشت و سنگین بودند مهارتش توی سکس مثال زدنی بود آب کسش تمیز و خوشبو بود و هرچی میخوردم منو تشنه تر میکرد کیرم رو با ولع میخورد و با آب کیرم که روی لباش میریخت بازی میکرد به حدی لذت به من میداد که احساس میکردم پادشاه عالمم اون روز که بردمش خونه خودم ۴ بار من ارضا شدم و ۵ بار اون بی وقفه سکس کردیم ۴ ساعت خونه م بود و حسابی از خجالت هم در اومدیم اون آخرین سکسی بود که با هم داشتیم چون بعدش اتفاق بد دیگه ای افتاد یکی از اس ام اس های مریم روی گوشی من مونده بود و صبح زود زنم اومد بالای سرم و گوشی من رو نشونم داد و گفت این کیه توصیه هیچ وقت با گوشی اصلی تون خانم بازی نکنید همیشه گوشی یواشکی قایمکی برای خانم بازی هاتون داشته باشید و اینجوری بود که من بعد از این فاجعه گوشی دوم تهیه کردم 9 82 8 5 9 87 9 87 8 7 8 8 9 86 8 8 8 7 9 84 9 87 8 8 7 8 1 8 2 9 82 8 7 9 85 8 9 9 84 9 85 3 ادامه نوشته

Date: February 15, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.