لز زیبا از شاه کس ها

0 views
0%

 

کس به تمام معنا دوست دختر
با سلام خدمت دوستای آویزون
اول سکس از همه بگم که داستان واقعیه

و الکی نیست
از خودمم بگم قیافم خیلی شاخ نیست سکس قدمم ۱۷۸ و یکم چهارشونه و

هیکلم بد نیس
من یه رفیقی دارم سکس به اسم حامد که خیلی دختر

سکس به اسم حامد که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش
خلاصه

دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش
خلاصه یه شب زنگ زد

بگم قیافم خیلی شاخ نیست قدمم ۱۷۸ و یکم چهارشونه و هیکلم بد نیس
من یه رفیقی دارم به اسم حامد سکس که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش
خلاصه یه شب زنگ زد گفت با بچه

کس به تمام معنا از همه بگم که داستان فیلم سکسی واقعیه و الکی نیست
از خودمم بگم

و هیکلم بد نیس
من یه رفیقی دارم به سکس داستان اسم حامد که خیلی دختر دور و برش هست

کس به تمام معنا که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش
خلاصه یه شب

که خیلی دختر دور و برش هست البته صدقه سر ماشینش
خلاصه یه شب زنگ زد گفت با بچه ها میریم بیرون میای؟ منم که میدونستم بزم مشروب و سیگار و ایناس گفتم آره
اومد جلوی پاساژمون دنبالم. سوار ماشین شدم دیدم دو تا دختر سوار کرده
اونی که جلو بود رو خیلی نتونستم ببینم ولی اونی که عقب بود یه کُسِ به تمام معنا بود به اسم آیناز قدش حدود ۱۷۰ وزنشو که نمیدونم ولی ممه هاش خیییییلی گنده بودن منم تازه با دوست دختر خودم کات کرده بودم و کیرم زنگ زده بود پیش خودم گفتم برم تو نخ این دختره
یکم گفتیم و خندیدیم تو اتوبان بابایی یه شیشه شرابو خوردیم البته آیناز ادای تنگارو در آورد که من نمیخورم و لب نمیزنم به اینا
شماره ها رد و بدل شد و بعد یکم لاس زدن فهمید که من تو کار موبایلم
چن روز گذشت و من آمپر شهوتم جوری رفته بود بالا که داشتم خفه میشدم
به آیناز اس دادم که خونه خالیه بیا اینجا
یکم دیر جواب داد و شکلک خنده فرستاده بود بعد اینکه جق زدم پیش خودم گفتم چه کار کیری‌ای کردم بهش این اس دادم
چند ماه گذشت و با مامانش میومد مغازه منم که هر بار میدیدمش حشری میشدم
دلو زدم به دریا و گفتم میخوام باهات باشم قبول نکرد و گفت مث خواهر برادر باشیم
منم پیش خودم گفتم از هیچی بهتره و شاید بتونم بکنمش
چن ماه گذشت و رابطمون صمیمی شده بود جوری که روزی ۲ ۳ بار بهم زنگ میزدیم
چن بار الکی تعارف کرد بیا خونمون ناهار بخور مامانم سرکاره(باباش از ننش جدا شده بود) منم نه میاوردم با اینکه میدونستم اگه برم به آرزوم میرسم و میکنمش
یه روز شنبه از خواب بیدار شدم دیدم اس داده غذای مورد علاقتو (باقالی پلو) درست میکنم بیا خونمون منم که از خدا خواسته گفتم میام رفتم به خودم رسیدم و راه افتادم رفتم
نزدیک خونشون شدم قرص تاخیری انداختم بالا و رفتم خونشون
تا زنگ زدم رد تماس کرد پیش خودم گفتم یا مسخره کرده یا مامانش اومده تو این فکرا بودم زنگ زد گفت بیا بالا
منم که تو کونم عروسی بود رفتم بالا تا چشم بهش افتاد کیرم سیخ شد
یه تاپ که چه عرض کنم فقط ممه هاشو گرفته بود و یه شلوارک جین تنگ گفت بیا تو منم که ریده بودم به خودم رفتم تو یه شربت اورد نشستیم رو مبل(جونم براتون بگه مبلشون از اینایی بود که تو فیلم سوپرا روش سکس میکنن)
صداشو نازک کرد و پرسید خوشگل شدم؟ منم از دهنم پرید گفتم آره خوردنی شدی
ممه هاش منو دیونه کرده بودن یکم گذشت بهش گفتم یادته قبلا گفته بودم لباتو گاز میگیرم الان اجازه میدی؟
خودشو لوس کرد و گفت دلت میاد؟ منم گفتم آره دلم میاد خندید و گفت خیلی بیشعوری ساکت شدیم من صورتمو بردم جلو

Date: April 25, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.