ماجرای کون کردن ما

0 بازدید
0%

سلام این داستان یکی از دوستام واسم تعریف کرده من گی نیستم واز گی حالم بهم میخوره از زبون دوستم مینویسم چند وقت بود یک خانواده از یه شهر دیگه اومده بودن محله ما شهر ما تقریبا تومرکز ایران هستش وتقریبا نزدیک تهرانه این خانواده چندتا دختر خوب خوشگل داشتن ولی پسرشون هم دسته کمی نداشت اقا مابااین پسره طرح دوستی ریختیم البته من سوم دبیرستان بودم اون دوم راهنمایی نظام قدیم من خودم بایکی دیگه از دوستام قرار گذاشتیم که این ببریم گوشه ای خرابه ای بکنیم یک روز باپسره سوار موتور شدیم از شهر زدیم بیرون حالاتوراه هی گرفتمش به صحبت نفهمیدکجا میریم اقارفتیم محلی که قرار گذاشته بودیم همون که از موتور پیاده شدیم دوستم پرید جلو پسره خفت کردش وکشوندیمش گوشه خرابه گفتیم باید بدی تا بری اینم یکم مقاومت کردولی نه زیاد شلوارا رو کشیدم پایین یکم با کیرامون ور رفتیم نگو این دوستم یدونه قرص تاخیری کامل خورده بود هرچقدر کیرش مالید بلند نشد که نشد اخر سر ضایع شد کلا بی خیال شد منم باکیر شق شده یه نگاه قهرمانانه بهش کردم رفتم پشت پسره انقدر گفتم یواش میکنم که راضی شد یکم وازلین مالیدم دم کونش وکاندوم کشیدم سرکیر بعد از یک ربع تلاش یکم سر کیر رفت تو همون که کشیدم بیرون دیدم سرکیر گهی شده کیرم جوری خوابید که صدای خروپفش میومد کلا دیگه منصرف شدم پسره اوردیم تو محل ول کردیم دیگه تااخر عمرم به خودم قول دادم که سراغ کون پسر نرم به همون جق راضی باشم نوشته یکی از بچه

Date: ژانویه 3, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.