مادر خوانده خوش بدنم

0 بازدید
0%

حدود پنج سال پیش مادرم مرد من بودیم و پدرم بعد از چهار سال به اصرار فامیل بازم زن گرفت جوون بود حدود سی سال یا کم تر سن داشت مو های تقریبا بلوندی داره سینه هاشم بزرگه تقریبا اون موقع من فقط ۱۷ سال داشتم و خیلی ازش متنفر بودم همش دعوامون بود تا چند ماه پیش تابستون شده بود دیگه کل روزو باید خونه تنها با اون میبودم عذاب بدی بود ولی عادت کردم یه روز بهم گفت خیلی دوس داره رابطمون خوب باشه منم که اصلن حواسم به این چیزا نبود گفتم باشه گفتش پس باید راحت تر باشیم منم باز با بی حوصلگی گفتم باشه یهو دیدم رفت تو اتاق و با شلوارک برگشت یهو شوکه شدم گفت چیکار میکنی گفتش خودت قبول کردی راحت باشیم حالا نوبت توئه گفتم مثلا چی کار کتم گفت نمیدونم خلاقیتتو نشون بده منم حوصلشو نداشتمو رفتم تو اتاقم رو مبل و شروع کردم به چت کردن با دوس دختر جدیدم که اسمش محدثه بود اونم اندامش عالی بود و مو های فری داشت میگفت تو تصادف پردشو از دست داده ولی خب خودشم میدونست من باور بکن نیستم با این حال عاشقش بودم خلاصه برگردیم سر مادر خوندم چند روز گزشت کم کم به نظر مهربون میومد با هم راحت تر بودیم کنار من با تاب وشلوارک مینشست تا بابام میومد میپرید اونا رو عوض میکرد یه بار از بازار برگشت خونه منو صدا کرد تو اشپز خونه و یه پودرو نشونم داد گفت اینو از داروخونه گرفت محرک خیلی قویه جنسیه منم به شوخی گفتم بابام پارت میکنه خندید و گفت توم بخور التتو درشت میکنه تو اینده زنت عاشقت بشه خلاصه خیلی خندیدیم دو قوطی گرفته بود یکیشو داد به من التبه یکیش کاملا زنونه بود که خودش میخورد اینو بعدا فهمیدم که به پدرم هیچی نمیداد بعد از یه ماه مصرف پودر کیرم دو برابر شده بود ابمم خیلی زیاد شده بود یه جورایی بی حد حشری شده بود روزی دو بار میزدم تابستون نصف بودو تولد من نزدیک با مادر خوندم خیلی راحت و صمیمی شده بودم و همو به شوخی عشقم صدا میکردیم بش گفتم تولدم نزدیکه کادو میخوام بابام که واسه ماموریت کاری طبق همیشه نبودش تا دو سه هفته دیه اونم گفت سرپرایزت میکنم چند باری با محدثو همو دیده بودن و شماره همو داشتن منم دارو رو همچنان مصرف میکردم و تقریبا تموم شد کیرم حدود سه برابر اولش شده بود رگ های روش قلمبه کرد بود مثل پورن استار ها شده بود روز تولدم شدو بابام هنوز ماموریت مادر خوندم سر صبح اومد کنار تخت بیدارم کرد و بم تبریک گفت گفتش بدجوری پشتش درد میکنه بهتر نشه نمیتونه سورپرایزم کنه رفت تا دوش بگیره و قتی رفت تو حموم در رچ باز گزاشته بود وقتی از جلو در رد شد لخت دیدمش وااااای عجب بدنی داشت کون بزرگ و ممه هاس خیللییی بزرگ تر که با اون چهره مظلومش خیلی سکسی میشدن رفتمو صبحونه رو خوردم که یهو صدام زد رفت دیدم تو وان خوابیده رچشو کف گرفته خیلی تلاش کردم کسشو ببینم وای نشد گفت میشه یه قرص سردرد برام بیاری رفت گم از اشپز خونه واسش اوردم و دادم بشتشکر جرد و گفت انگاری خیلی دنبتل دیدن بدنی گفتم قبلن دیدم لازم نیس خندید و گفت برو بیرون عوضی رفتم تو اتاق رو تخت بودم و با محدثه چت میکردم که خونه خالی امروز بیاد پیشم اونم قبول کرد شب بیاد رفتم تاخیری بابامو برداشتمو کیرمو تو تاخیری غرق کردم مادر خوندم یهو گفت عشقم بیا یه لحظه رفت گفت بیا یکم پشتمو ماساژ بده اگه سورپرایز میخوای منم رفتم یکم ماساژ دادم که دیدم یهو ازم لب گرفت کل بدنم یه لحظه یخ زد گفت لباساتو درار بیا تو ون هنو نفرته بودم تو که کیرمو که حسابی شق شده بود تو دستش گرفت و گفت انگاری دارو کار کردم و شروع کرد به ساک زدن گفت بیا کسمو بخور رفتم وای عجب کسی خبس خیس بود وقتی زبون میزدم گرماشو احساس میکردم خلاصه کیرمو اوردم و نزدیک کسش کردم اروم کردم تو و شروع کردم به کردن بعد از حدود نیم ساعت ابم داضت میومد بش گفتم قسمم داد که بریزم توش اینکارو کردم وقتی کیرمو اوردم بیرون اب مثل ابشار میریخت بیروت ادامه دادیم و چند باری اون ارگاسم شد وسط کار بودیم که یهو زنگ زدن برداشتم دیدم محدثس اومد تو و مادر خوندمو کردم مسئول راضی کردنش اونم تو شرباش محرک ریخت و بعدش تری سام رفتیم ولی اینبار ابمو ریختم تو کون محدثه خلاصه تا شب سکس کردیم و خیلی خوش گزشت الان هر موقع با مادر خوندم تمها بشیم سکس میکنیم یبار با اوت به یه سکس پارتی رفتم که اشتباه نکنم بابای یه چهار تایی بچه شدم که بعد پارتی به همه دارو ضد بارداری دادن تو پارتی یه دختر خیلی خوشگل بود که به کسی نمیداد رفتم و جلو دهنشو گرفتمو تندی کیرمو کردم تو یهو دیدم که دختره پرده داره خون کسش همه جا رو برداشت خلاصه یه کریم پایم با اون رفتیم نوشته

Date: February 4, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.