مسابقه عصر عجیب!

0 بازدید
0%

مسابقه عصر عجیب! طنز
به همت دوستان در سایت سکس قرار شد مسابقه روایت بهترین داستان

سکسی رو تو تالار آویزون ! و در بین کاربرهای سکس همیشه درصحنه شهوانی برگزار کنیم.
مسابقه ای

با هدف ترویج انواع سکس و سکس با شعار “برای هم جق نزنیم،

سکس با شعار “برای هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم”

سخت ترین کار واسه اجرای

با هم جق بزنیم”

سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب چهار داور

شهوانی! و در بین کاربرهای همیشه درصحنه شهوانی برگزار کنیم.
مسابقه ای با هدف ترویج انواع سکس و با شعار “برای سکس هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم”

سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب چهار داور از بین این

مسابقه عصر عجیب! قرار شد مسابقه روایت بهترین فیلم سکسی داستان سکسی رو تو تالار شهوانی!

ای با هدف ترویج انواع سکس و با سکس داستان شعار “برای هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم”

سخت

مسابقه عصر عجیب! هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم”

سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب

هم جق نزنیم، با هم جق بزنیم”

سخت ترین کار واسه اجرای مسابقه انتخاب چهار داور از بین این همه کامنت نویس قهار و مستعد با دایره واژگان نامحدود تو فحش! بود.

باید واسه جذابیت مسابقه داورهای متفاوت رو انتخاب میکردیم. یه داور سخت گیر و بددهن! داوری با تریپ منطق و علم! داوری شوخ و شوت و کمدی! و در کنار اونها یک داور زن با کلی احسااااس…..

دونفر اول از قبل مشخص و حضورشون قطعی بود! روزی که از بین فحش ها و کامنت ها گذر میکردم و چشمم به پاشنه طلا افتاد با دیدن همون لفظ انترش گفتم این خود خودشه! سخت گیر و بددهن!

وقتی در ادامه دیدم یه نفر به اسم ناصر39 واسه دوخط داستان 6خط کامنت گذاشته و داستان رو تجزیه تحلیل کرده خیالم از بابت دومین داور هم راحت شد!

واسه داور احساسی بین خانمها اما انتخابم سپید بود. وقتی در جواب پیام سلامم سی بیت غزل با کلی رز برام فرستاد به خودم بابت انتخابم تبریک گفتم!

بین کامنت ها اما مدام کامنتهای کمدی و بی ربط کاربری پرادعا رو میدیدم که فیلمی بود واسه خودش.
داور کمدی ما اصرار داشت اسمش آورده نشه و من هم به احترامش اون رو تو شرح مسابقه “مجهول” نامگذاری میکنم.

اسپانسر هم بدون تغییر نام همون به پرداخت ملت بود! نمیدونم چرا ولی از اسمش خوشم میومد! چون هم خوب پرداخت میکرد و هم کسی رو دست خالی رد نمیکرد!

واسه دادن بار علمی به مسابقه هم کلی بنر و شعار آموزشی به همت عمو کاندومی تو تالار نصب شده بود:
_سکس در هر زمان، در هر مکان…..
_با کاندوم رویای خود را بسازید…..
_با کاندوم در هر سکس مطمین برانید.

بالاخره شب اول مسابقه فرا رسید. تو ورودی تالار به هر کاربر یه گلنار داده می شد و تو تمام مسیر تالار و گوشه کنارش جامایعی های پر از کف مخصوص دوستان قرارداده شده بود.
ستاد بحران شهوانی هم صد گالن تف واسه حوادث غیرمترقبه و کمبود کف حین مسابقه پیش بینی و آماده کرده بود.
…………………………………………………………….
داورها با بیلاخ حضار تو جایگاه خودشون قرار گرفتن و بالاخره مسابقه آغاز شد.

نفر اول: سلام من آرمانم 17 ساله اسم داستانم تجاوز 25 مرد همزمان بهم تو استخر!
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:
ناصر39 : شما تابلوی ورودی مسابقه رو نگاه کردین؟؟ فقط بالای 18 سال! من به دلیل نه به ترویج سکس با کودکان! رای منفی میدم.
پاشنه طلا: آخه کون دادن که دیگه این همه آب و تاب نداره پلشت. نظرم منفی انتر!
مجهول با نیش باز: اگه مثل من زرنگ بودی میتونستی در بری از دستشون! اما بدلیل هم ذات پنداری باهات نظر من مثبت!
سپید: تلخ بود! من رو سوار چرخ وفلکی کردی و با تعریف از هر تجاوز بهت یه دور من رو تو آسمون قلبت چرخوندی! به خاطر روح زخمی و بال شکستت منم مثبته نظرم!.

با مساوی شدن رای داوران کار به انتخاب تماشاگران رسید. بین جمعیت یکی فریاد میزد کونده 30 تاش میکردی تا ارضا بشیم! یکی تقاضای کف میکرد و یکی با کیر خوابیده میگفت از تجاوز بیزارم!
درنهایت پسر حذف و به گی خانه شهوانی عودت داده شد.
…………………………………………………………………….
شرکت کننده دوم: سلام. من ژیلا هستم. 25 سالمه. مطلقه. اسم داستانم: روزی که صفر مرا زن کرد!
نظر داوران پس از شنیدن داستان:
پاشنه طلا: نگفتی انتر مامانت چند سالشه؟؟؟ تو یه جقی بیشتر نیستی گوساله پلشت! منفی….

ناصر39: یک ایده بکر! یک روایت قوی! متنی همچون قامت شما استوار! فضاسازی منطقی! ممکنه یه چرخ بزنید؟؟ بله! لوکیشن هم بسیار خوب و جذاب! من مثبتم. کماکان برامون بدید (بنویسید)!

سپید: الهی…. با تک تک جمله ها، بوسه ها و تلمبه های داستانت زندگی کردم! مثل یه ماهی تو اقیانوس جرخوردنت گم شده بودم. واسه لذت از بارون قید چترت رو زدی و با خیس شدن تنت به بهار سلامی تازه کردی! نظرم مثبته با یه شاخه رز!

مجهول با نیش باز: به نظرم اشتباه کردی به شوهرت دادی! من خودم پردمو تو استخر از دست دادم و درکت میکنم. ولی نظرم منفی.

با مساوی شدن آرا دوباره نوبت به انتخاب کاربرها رسید:
یکی میگفت: بانو برده نمیخواین؟؟ من عاشق کس لیسیم! از ته تالار یکی داد زد طلاقش بده صفر لاشی رو!
یکی هم میگفت: ژیلا خانم من و همسرم دنبال یه زوجیم واسه ضربدری! با صفر خصوصی بهم پیام بدین!

درنهایت با کف و بوس کاربران دست به کیر و جووووووووووون گویان، ژیلا به فینال راه یافت.
……………………………………………………………………….
نفرسوم: سلام. کیر کلفتم! 35 سانت کیر دارم. ورزشکارم……اسم داستانم: کردن خالم با 7 تا دخترش همزمان!
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:
پاشنه طلا: قول میدم یه نخود هم لاپاهات نیس بچه کونی! گوساله گربه های محله خالت هم بهت نمیدن انتر! منفی.
ناصر 39: حتی اگر بحث سکس با محارم رو هم در نظر نگیریم، بنده با افتخارعنوان میکنم که خزعبلی بیش نبود!!! منفی
سپید: نتونستم با داستانت پربگیرم و تو فضای خونه خالت سکس شما رو درحال پرواز تجسم کنم. شلختگی روحت با ادبیاتت، روح من رو هم آزرده کرد. منفی با یه رز پژمرده!

مجهول: من خودم 40 سانت کیر دارم و میفهمم چی میگی! من یه بارخواستم ترتیب دو تا خاله هام رو با هم تو حموم خونمون بدم! ولی با شنیدن صدای اب و دیدن وان یاد استخر و بچگیم افتادم و در نهایت…….. من مثبته نظرم!

کیر کلفت حذف شده بود و داشت خارج می شد که تنی چند از مفعولان شهوانی به شوق 35 سانت کیرش تالار رو ترک و به وی پیوستند!

………………………………………………………….

نفر چهارم پسری 20 ساله بود که با ساپورت و تاپ وارد شد!
سلاااام. من فرشادم. اسم داستانم: زنانه پوشی و دادن های من!
(لازم به ذکر است درحین گفتن داستان تعداد زیادی از کاربرها با ناله و فریاد، اووووف گویان ارضاها شدندی)
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:
پاشنه طلا: تو اون مغز نداشتت یه سرچ کن ببین به من ندادی قبلن؟ تو به کی ندادی تا حالا گوساله ی پلشت؟؟ کیر سقراط تو کونت انتر! منفی
ناصر39: اجازه بدین دو نکته رو عنوان کنم! داستان به شدت غیرواقعی وغیرقابل باور بود! گاف های زیاد داستان تو ذوق میزد و من هم نظرم منفی است.

مجهول خندان: من خودم یه بار شرت و سوتین خالم رو پوشیدم و کون دادم. حال کردم. نظرم مثبته!
سپید: عاشق تناقض شیرین داستانت بودم. قد و اندام مردونت با ظاهر زنونه پوشت! صحبت از آلت بزرگت کردی ولی درنهایت کون دادی! حتی رنگ متضاد ساپورت مشکی و تاپ سفیدت ذهن آدم رو درگیر یه کشمکش دلچسب درونی میکرد! یه چالش دلنشین واسه ذهن! مثل دریایی که دوست داره کویر باشه! من نظرم مثبته!

دوباره رای مساوی و دوباره حضار.
دو نفر از حضار واسه بررسی صحت زنانگی بدن فرشاد و میزان پشم و لطافت پوستش گوشه ی تالار اونو لخت کردن و بعد از تاییدشون فرشاد در میان تشویق و هیاهوی جمعیت غیب شد و به فینال رفت!!
………………………………………………………………..

نفر پنجم: سلام. مرجانم. اسم داستان: سکس رویایی من با بردیا.
نظر داوران بعد از شنیدن داستان:
پاشنه طلا: انتر بردیا شاشید روت و تو لذت بردی؟ رویات و خودتو گاییدم جنده. منفی

_ناصر39: تعجب میکنم چطور دختری مثل شما حاضر می شود کیر پسر رو پس از سکس از پشت، ساک بزند و لذت ببرد؟؟! من توهین نمیکنم ولی سوال میکنم از ادمین عزیز! که چرا اجازه ورود چنین دوستانی رو به مسابقه داده! دیسلایک!!!

مجهول: من خودم زیاد شاش خاله هام رو خوردم و فانتزی بازم! درکت میکنم! مثبت.

سپید: عزیزم بردیای داستانت واسم ملموس نبود! انگار یه خیال و یه رویا بود تو ذهن مغشوش دختری که تمام آرزوهاش رو محدود به جیش مَردش کرده! من به داستانت منفی میدم ولی به خودت یه دسته رز!

مرجان در حالیکه نیمی از کاربرها تشویقش میکردن و نیمی دیگه داورها را هووووووو میکردن از تالار خارج شد.

……………………………………………………………..
طبق برنامه و با حمایت به پرداخت بین تمام کاربران شیرموز جهت تجدید قوا واسه جق بعدی پخش شد و بعد از چند دقیقه نفر بعد وارد شد.

نفر ششم: سلام. اسمم رضاست. اسم داستان: سکس خشن با آبجی نازم!
با اتمام داستان نیمی از کاربرها فریادِ دوباره دوباره سر می دادند و عده ای هم شعار بی غیرت! بی غیرت! خجالت! خجالت! رو فریاد میزدن.
درگیری ها بالا گرفت. ادمین با نهایت سرعت حساب کاربرهای معترض روغیرفعال میکرد! و پلیس ضدشورش سایت به رهبری….. وارد عمل شد و بالاخره بعد از دقایقی پرتنش، جو آروم شد.

نظر داوران بعد از شنیدن داستان:
پاشنه طلا: یه نگاه به جمعیت پشت سرش کرد! انتر و پلشت گفتن رو بیخیال شد و آروم به دادن رای مثبت اکتفا کرد!
ناصر39: بنده به شدت اعتقاد دارم که سکس با محارم …… صدای هوووووووووووووووووووی حضار نزاشت جمله خودشو کامل کنه و با شست برعکس دستش رای منفی خودش رو نشون داد.

سپید: کی شعر تر انگیزد… خاطر که حزین باشد/ یک نکته ازین معنی…. گفتیم و همین خیزد….. اشکم رو درآوردی قلمت خاصه! ولی چیزی از من بهت نمیماسه! من نظرم منفیه!

مجهول: ببین من درسته با خواهرم سکس خشن نداشتم ولی خاله هام خشن ترتیبمو دادن. واسه همین نظرم مثبته!

وقتی کار به نظر حضار کشیده شد، رضا خواهرش رو دعوت کرد کنارش قرار بگیره!

دوباره درگیری ها به اوج رسید. از هردوسمت کاربرها با کیرهای شق در دست واسه هم شاخ و شونه میکشیدن. آمار سرهای شکسته با گلنار رو به افزایش بود. ضدشورش سایت به کمک تنی چند از نیروهای مردمی کنترل تالار رو بدست گرفتن.

با وخامت اوضاع در نهایت رضا هم به فینال راه پیدا کرد و با بوسیدن لبهای خواهرش خوشحالیشو با هواداراش تقسیم کرد!
………………………………………………
نوبت به آخرین نفر رسید. تمام کاربرها کیر به دست و ایستاده منتظر شنیدن داستان آخر وارضا شدن بودن.
همه پاکت های مخصوص اسپرم که با آرم به پرداخت کنار صندلیشون تعبیه شده بود رو تو دست گرفته بودند و آماده واسه پرتاب آب تو پاکت بودند.!
شهوت تو وجود همشون بیداد میکرد…..

نفر هفتم: سلام. اسمم آرشِ. اسم داستانم: خاطرات خدمت! فقط ببخشید داستانم سکسی نیست ولی باحاله و واقعی……

با گفتن این جمله داورها با عجله و با اسکورت به سمت در خروج فرار کردند و هزاران کاربر حشری و زخم خورده به سمت آرش حمله ور شدند.

هنوز هم بعد از گذشت چند روز کارشناسان شهوانی کوچکترین رد و اثری از بقایای آرش پیدا نکرده اند……..

Date: April 22, 2019
فیلم سوپر خارجی آرزوهاش آرمانم آموزشی احترامش احساسی ادبیاتت ارضاها استوار اسکورت اشتباه اعتقاد افتادم افتخارعنوان افزایش اقیانوس انتخاب انتخابم انگیزد اووووف ایستاده باحاله بارخواستم بالاخره ببخشید برامون بردیای برگزار برنامه بقایای بهترین بوسیدن بیخیال پرادعا پربگیرم پرداخت پنداری پوشیدم تابلوی تاییدشون ترتیبمو تشویقش تقاضای تماشاگران جامایعی جایگاه جذابیت جرخوردنت جووووووووووون چرخوندی حالیکه حضورشون خاطرات خانمها خزعبلی خندان: خوابیده خواهرش خواهرم خودشون خوشحالیشو خونمون داستان داستانت داستانم داوران داورها داورهای درآوردی درصحنه درگیری درنهایت دریایی دستشون دقایقی دلنشین دوباره دوستان دوستانی روغیرفعال رویایی زنانگی ساپورت شلختگی شهوانی شیرموز صندلیشون ضدشورش ضربدری غیرمترقبه غیرواقعی فانتزی فرستاد فرشادم فریادِ فضاسازی قرارداده کاربران کاربرها کاربرهای کاربری کارشناسان کامنتهای کاندوم کاندومی کماکان کوچکترین کودکان کیرهای گاییدم گذاشته گوساله لاپاهات لوکیشن مامانت متفاوت مرجانم مردونت مسابقه مفعولان میتونستی میدیدم میفهمم میکردم میکردن میکردی میکردیم میکشیدن میگفت: نامحدود نامگذاری نتونستم نداشتت نداشتم نگیریم نمیخواین نمیدونم نمیکنم نمیماسه نیروهای هردوسمت هزاران همزمان هواداراش هووووووو هوووووووووووووووووووی هیاهوی واژگان ورزشکارماسم وغیرقابل

Leave a Reply

Your email address will not be published.