ممدی و دخترخاله

0 بازدید
0%

گرفته و 23 سالم سنشه اون با من خیلی خودمونیه و هر وقت میرم خونشون پیش من خیلی راحته منظورم اینه که براش فرق نمیکنه پیشم چطوری باشه و من باید بگم یه پسریم که خیلی هوسیه و اینم اولین خاطره سکسیه منه که براتون تعریف میکنم چند ماهی بود دخترخاله ام رو می پایدم که کجاها میره وبا چه کسانی دوسته یه روز که از تو شهرمون می گذشتم دیدم با یه هم محلیمون داره حرف میزنه وبا هم بلند بلند میخندند خیلی تعجب کردم وقتی نزدیکشون شدم دخترخاله ام منو دید و سریع بحث رو عوض کردن من یه سلام کردم و از کنارشون گذشتم من دیگه خیلی شک کرده بودم از این اتفاق یه چند ماهی گذشت پدر و مادرم می خواستن برن مکه و اینا برای دیدن و خداحافظی اومدن خونمون من تو اتاقم در حال درس خوندم بودم که دیدم یکی داره در می زنه دیدم دخترخالمه زیاد تحویلش نگرفتم به من گفت چیه مارو تحویل نمیگیری گفتم من فردا امتحان دارم و وقت سر خاروندن هم ندارم گفت من پیشت میمونم هر کاری داشتی برات میرسم من گفتم باشه ولی اون گفت من یه چیزی گفتم زود سوء استفاده نکن بعد درباره ی اون روز باهاش صحبت کردم واون اول به من قضیه رو نگفت بعد هرجور بود از دهنش درآوردم می گفت یه چند بار باهم رابطه داشتیم بعد بهش گفتم فامیل رو ول کردی به غریبه میدی گفت تو کیرت کوچیکه حال نمیده بهش گفتم تو مگه با کیرم بازی کردی گفت نه حدس میزنم آخر راضیش کردم که وقتی بابا و مامانم رفتن مکه یه روز براش زنگ بزنم بیارم خونم تا کیرم رو بهش نشون بدم اون گفت باشه یه هفته ای از رفتن مامان و بابام به مکه گذشت بهش زنگ زدم و آوردمش خونمون قبل از اومدنش خیلی استرس داشتم چون میترسیدم لو بریم چون دور و اطراف خونه ما خیلی شلوغه چون تو کوچمون نانوایی داشت و نانوایی هم همیشه شلوغ بود زنگ خونمون رو زد و من در رو باز کردم و وقتی در رو باز کردم یه چیزی یادم اومد که کاندوم نخریدم داشتم میرفتم که بخرم دخترخاله ام بهم گفت من تو کیفم دارم بعد با هم رفتیم تو اتاقم و با هم درباره سکس حرف زدیم من دیگه طاقت نداشتم و افتادم سرش و شروع کردم به لب گرفتن و سریع لباساشو در آوردم و با دو دستام سینه هاشو بازی میدادم سینه هاش زیاد بزرگ نبود ولی برای من چون اولین سکسم بود خوب بود سینه هاشو مثل وحشی ها میخوردم و اون هم آه و ناله میکرد ولی یه چیزی باید بگم قبل از این که کارم با دخترخالم شروع کنم یه تاخیر انداز زدم وگرنه تا حالا باید یه چند دفعه آبم میومد از سینه هاش گذشتم ورسیدم به کوسش زیاد قشنگ نبود با کوس هایی که تو فیلم سوپر میدیدم فرق داشت یه کوس داشت که رنگش سبزه بود و من شروع کردم چوچولش رو لسیدن و اون هم چون هوسش زیاد شده بود گفت کیرت رو بزار تو کوسم و جرم بده گفتم عجله نکن تو هنوز کیرم رو ساک نزدی همین که این حرف رو زدم سریع بلند شد ساک زدنشو شروع کرد خیلی قشنگ ساک میزد وقتی که ساکش تموم شد اونو رو زمین درازوندم و کیرم رو یواش یواش تو کوسش فرو کردم اوایل بلد نبودم تلمبه بزنم ولی کم کم راه افتادم طوری میزدم که باور نمیکرد که اولین کوسه دارم میکنم کم کم داشت آبم میومد گفتم آبو چیکار کنم گفت در بیار بریز تو کونم من سریع در آوردم و فرو کردم تو کونش و همه ی آبمو ریختم تو کونش هردو هنوز به خوبی ارضا نشده بودیم و بعد من دوباره شروع کردم به تلمبه زدن تو کوسش بعد از چند تلمبه دیدم آه و ناله دخترخالم زیاد شده فهمیدم داره ارضا میشه وقت ارضا شد گفت حالا کونم رو بکون بعد میخوام آبتو بخورم رفتم سراغ کونش و کردمش سوراخ کونش زیاد گشاد نبود و خوب نمیشد تلمبه زد بعد از چند دقیقه داشت آبم میومد سریع در آوردم و کردم تو دهنش و اون هم آبم رو خورد و روی زمبن یه درازی کشید و بعد بلند شد لباس هاشو پوشید و گفت من دیرم شده باید برم قبل از رفتنش بهش گفتم تو این یه ماه یه حالی هم به ما بده گفت باشه بعد از رفتنش رفتم حموم و یه جق تو حموم زدم و همینطور وقتی این داستان رو مینوشتم یه جق دیگه هم به یاد دخترخالم زدم نظر یادتون نرههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه نوشته

Date: آگوست 14, 2018