من و عشقم نازنین

0 views
0%

سلام من مهران هستم 20 ساله اولین بارمه داستان مینویسم بعضی جاهاشو خودم اضافه کردم اگه اشتباهی داشت ب بزرگی خودتون ببخشید جقی هم هستم دوس داشتید بگید ماجرا از اونجا شروع شد که من 18 سالم بود با یه دختری به اسم نازنین دوست شده بودم واقعا عاشقانه دوسش داشتم اونم همسن خودم بود همه جوره میخواستمش اصلا به فکر سکس نبودم چون جق زدن بهتر از خراب کردن یه دختر پاک بود از قد و هیکلم و قیافم که بخوام بگم قد 184 وزن 66 و قیافم هم زیاد جالب نیست و قیافه و هیکل نازنین قد 160 وزن 50 و هیکل هم خوب بود من از دخترای تپل بیشتر خوشم میومد چون با نمک و تو دل برو تر هستن بگذریم بریم سراغ داستان من اون موقع 18 سالم بودفوق العاده حشری بودم و هر روز جق میزدم ولی نازنین از سکس متنفر بود حتی از حرفای سکسی ب همین خاطر من هم چون عاشقش بودم کلا باهاش حرفای سکسی نمیزنم عاشقانه با هم حرف میزدیم حتی جوری عاشق همدیگه بودیم که با رفیقاش هم به خاطر من قطع رابطه کرده بود چون منو مسخره میکردن پیشش هرموقع با هم حرف میزدیم آرامش خاصی بهم دست میداد قصد ازدواج باهاش داشتم و دارم ماجرای سکس مال تابستون بود که خانوادم رفته بودن مسافرت تا ده روز هم قصد برگشتن نداشتن منم خوشحال که میتونم جایی با عشقم تنها باشم پیام دادم به نازنین که خانوادم رفتن مسافرت که اونم خوشحال بود که بالاخره میتونیم دوتامون جایی تنها باشیم و با خیال راحت همدیگه رو ببوسیم خلاصه با هزار بدبختی هماهنگ کردیم و اونم تونست خانوادش رو بپیچونه و بیاد خونمون با ماشینم رفتم سراغ چندتا همسایه فضول داریم که همیشه دم درن بهش گفتم برو دراز بکش عقب تا بریم تو خونه اونم رفت دراز کشید دیگه هرجور شد رفتیم داخل از ماشین پیاده شدیم واسه اولین بار تونستم بگیرمش تو بغلم و ببوسمش حس عجیبی برام داشت دوتامون اولین عشق همدیگه بودیم از استرس قلبم داشت از دهنم میزد بیرون رفتیم داخل هال نشسته بودیم کنار همدیگه و داشتیم حرف میزدیم یه دفعه یادم افتاد که اصلا یادم رفته پذیرایی کنم پا شدم رفتم تو آشپزخونه دست و پام میلرزید آخه اولین بارم بود که یه دختر پیشم بود اونم متوجه استرسم شده بود زیاد نمیچسپید بهم خلاصه به هر بدبختی بود وسایل پذیرایی رو اوردم داشتیم ظرفای خوردنی رو درو میکردیم ماشالا دوتامون هم اشتهامون زیاد بود تموم که شدن نگاهم به لب هاش افتاد که فاصله عشقم باهام نیم متر بود استرسم پریده بود گرفتمش تو بغلم دستم رو اروم گذاشتم رو صورتش داشتم نازش میکردم صورتم رو نزدیک صورتش کردم لبامو گذاشتم رو لباش هنوز دهنش پر بود بی حرکت موند سرمو اوردم عقب نگاش کردم داشت با تعجب تو چشمام نگاه میکرد بعد خندم گرفت هولم داد رو مبل افتاد روم آروم با مشت میزدم من هم هی داشتم میخندیدم اینقد خندیدم که اشک از چشمام اومد و دلم درد گرفته بود دیگه خسته شد افتاد روم سرشو گذاشت رو سینم بهم گفت خیلی بدی آقایی سرشو بوسیدم دست کردم تو موهاش داشتم نازش میکردم بوی خیلی خوبی میداد انگار رو زمین نبودم دوس داشتم تا آخر عمرم همونجور بودم ولی نمیدونم من احمق چرا به فکر پورن هایی که دیدم افتادم دستم کم کم رفت رو کمرش بعد آروم رفت رو کونش که یهو سرشو اورد بالا تو چشمام نگاه کرد یه جوری نگام کرد انگار داشت از تو چشمام میخوند که میخوام چیکار کنم با اینکه بهم گفته بود از سکس متنفره اومد لباشو گذاشتم رو لبام داشتیم لبای همدیگه رو میخوردیم که دوتا دستم رفت رو کونش داغ داغ شده بودیم با اینکه قبلش جق زده بودم بازم داغ کرده بودم نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم اونم دستاش دو طرف صورتم بود داشتم دیونه میشدم دیگه اولین بارم بود ولی از بس فیلمای عاشقانه و پورن دیده بودم کیرم شق شق شده بودم و چسپیده بود شکمش خاک تو سرم آبم اومد اون که چیزی از این کارا نمیدونست داشت شاخ در می اورد بهش گفتم زندگیم پاشو باید برم دسشویی خودمو تمیز کردم رفتم شلوارک پوشیدم اومدم پیشش داشت تلوزیون نگاه میکرد چشمم که تو چشماش افتاد فهمیدم چشماش خماره ولی نمیتونستم مستقیم برم سراغ اصل کاری نشستم جفتش داشتم ازش معذرت خواهی میکردم که یهو گریم گرفت عاشقش بودم که یهو در کمال ناباوری بهم گفت زندگیم من آخرش مال توام فرقی نداره چ کاری بکنیم بعد پاشد نشست رو پاهام مانتوش رو که از قبل دراورده بود الان فقط با یه تاپ و ساپورت بود قسم خوردم که هدفم از دوستی با تو ازدواجه گفت میدونم بعد دست برد تاپشو دراورد من که تو آسمونا بودم واسه اولین بار سینه دختر میدیدم از نزدیک دوباره داشتم راست میکردم که بهم گفت اینم که همیشه آماده به کاره گفتم آره دیگه ب خاطر خانومم آماده میشه بعد دست بردم پشت سرش اوردم جلو داشتیم لبای همدیگه رو میخوردیم ی لحظه ازش دور شدم تی شرتم رو دراوردم پشمای سینم رو نزده بودم چشمش ب سینم خورد چشماش برق زد دست کرد توشون دستمو بردم قفل سوتینشو باز کردم واااای خداااا چی میدیم عشقم تپل بود به همین خاطر هم سینه هاش بزرگ بود 70 بود فکر کنم لباشو بوسیدم و دستامو بردم دور کمرش گرفتمش تو بغلم گذاشتمش رو مبل منم روش بودم داشتم سینه هاشو میمالیدم و لباشو میخوردم رفتم سراغ گردنش گاز میگرفتم و لیس میزدم آهش رفته بود بالا همه جاشو لیسیدم زیر بغلشو بغل سینه هاشو سینه هاشو شکمشو دستشو کرده بود تو موهام جفتمون فوق العاده حشری شده بودیم نگاش کردم گفتم اجازه هست با سر قبول کرد منم ساپورت و شورتش رو باهم دراوردم کوس کلوچه ای جووووووون چشماشو بسته بود دهنمو گذاشتم رو کوسش داشتم وحشیانه لیسش میزدم دستام هم رو شکمش بود آه و ناله هاش حشری ترم میکرد انگار اصلا مو نداشت این بشر نمیدونم با چی زده بودشون اینقد لیسیدم که شروع کرد ب لرزیدن آبش پاشید رو صورتم و تو دهنم اولش فکر کرد کار بدی کرده ولی من دوس داشتم این کارو داشت ازم معذرت خواهی میکرد اینقد دختر پاکی بود که نمیدونست این چی بود که از کوسش اومد خلاصه براش توضیح دادم که اونم گیر داد که منم میخوام همین کار رو بکنم قبلا خودم براش چندتا عکس سکسی فرستاده بودم که سر همین موضوع هم چند روزی جوابم رو نمیداد خب از داستان دور نشیم حالش که جا اومد پا شد نشست لباشو بوسیدم خیلی حال کرده بودم با شیطنت خاصی هولم داد رو مبل دیگه نمیدونست ادامشو باید چیکار کنه بعدش گفتم چته دیونه داری چی میکنی گفت نمیدونم باید چیکار کنم گفتم فکر نکن فقط انجام بده نگاش ب کیرم افتاد که زیر شلوارک باد کرده بود دست آروم گذاشت روش راستی اینم نگفتم کیرم 16 سانته و5 5 سانت قطرشه داشت با تعجب کاراشو انجام میداد من خندم گرفت گفت مرض نخند کثافت بعد انگار بهش بر خورده بود شلوارکم و شورتم رو دراورد گفت وااااای بزرگه ولی از نظر خودم بزرگ نبود ولی خب واسه اون که تاحالا کیر ندیده بود بزرگ بود سرشو برد نزدیک کیرم بوش کرد ولی چون تازه شسته بودمش بوی بدی نمیداد واسه همین ی لیس کوچولو بهش زد واسه اولین بار زبون بهش خورده بود داشته منفجر میشد سر کیرم گرفتش دستش سر کیرم رو بوس کرد کرد دهنش قربونش برم دهن کوچولوش جای کیرم رو نداشت یکم که خورد آبم اومد ریخت تو دهنش پا شد بدو بدو رفت سمت دسشویی من پشت سرش رفتم پشت در گفتم تو رو خدا ببخشید زندگیم عمدی نبود نمیخواستم این کارو بکنم جوابم رو نمیداد وقتی اومد بیرون من گفتم الان شروع میکنه ب زدنم و فوش میده و میره برا همیشه ترکم میکنه ولی اینجور نبود دختر با فکری بود خودشو گذاشته بود جای من چون خودشم بی اختیار ریخته بودش رو من بهم گفت اشکال نداره بعد پرید بغلم بوسیدمش و بردمش تو اتاقم رو تخت درازش کردم بودم تو بغلم داشتم نازش میکردم ولی من هنوزم دلم میخواست بکنم کیرم دوباره شروع کرد ب راست شدن اونم متوجه شد ب کیرم گفت چه خبرته بابا بعد دوتامون خندیدیم بهش گفتم ی چیزی میگم قول میدی ناراحت نشی اونم گفت نه بگو آقاییم داشتم نازش میکردم گفتم یه چیز جدید امتحان کنیم با تعجب گفت چییییی فکر میکرد میخوام کوسش رو بکنم بهش گفتم کونت گفت کونم چشه گفتم ای بابا کونتو بکنم دیگه گفت چیییییی نمیزارم بکنیم با هزار التماس قبول کرد بیچاره اگه خبر میداشت چه دردی در انتظارشه قبول نمیکرد اون برا کثیف بودن کون میگفت نه من بهش گفتم خوب من بهت میگم چجوری تمیزش کنی من در موردش خونده بودم بهش توضیح دادم اونم قبول کرد رفتیم سمت دسشویی اون رفت داخل بهش گفتم چیکار کنه اونم تمیز تمیزش کرد اومد بیرون اونو فرستادم تو اتاقم خودم رفتم از تو یخچال وازلین اوردم چون شنیده بودم وازلین خوبه واسه کردن کون رفتم تو اتاقم دیدم منتظرمه رفتم نشستم جفتش بوسیدمش گفتم آماده ای زندگیم گفت واسه آقاییم آماده ام بعد بهش گفتم دراز بکش رو شکمت اونم دراز کشید یه بالشت گذاشتم زیر لگنش کونش اومد بالا رفتم پشتش سرمو بردم سمت کونش داشتم سوراخ کونشو لیس میزدم آه اوهش رفت هوا شروع کردم ب انگشت کردنش کونش سفت میکرد بهش میگفتم شل کن دردت نگیره عزیزم شل میکرد ولی دست خودش نبود باز سفت میکرد اینقد انگشتش کردم و لیسش زدم تا براش عادی شد بعد کونشو چرب کردم با وازلین ب انگشتام هم زدم بعد دو انگشت کوچیکم رو آروم کردم تو کونش دردش میکرد ولی آروم انجام میدادمش تا دردش نگیره خیلی آروم آروم پیش میرفتم فکر کنم نیم ساعت طول کشید تا تونستم سه انگشت بکنم توش خیلییییی تنگ بود هی قربون صدقش میرفتم تا بلکه شاید دردش براش کمتر بشه التماسم میکرد تمومش کنم خیلی درد میکشید ولی با هزار بد بختی راضیش میکردم دیگه کونش باز شده بود گفتم زندگیم دارم میرم سراغ اصل کاری بهم گفت باشه نشستم رو رونهاش دوباره کونش و کیرمو چرب کردم دلم نمیخواد این کارو بکنم ولی بدجور حشری بودم سر کیرمو گذاشتم رو سوراخ خوشکلش فشار دادم سرشو کرده بود تو بالشت داشت جیغ میکشید میگفت تو رو خدا نکن ولی من کارمو انجام میدادم سر کیرم با یه حالت تلپ مانند رفت تو کونش حلقه کونش افتاد پشت کله کیرم گریه اش گرفته بود نمیدونستم باید چیکار کنم برم ادامه بدم یا بکشیم بیرون اون التماس میکرد که بکشم بیرون ولی من نگه داشتم داخل تا دردش براش عادی شد شل کرد برام منم دور کیرمو وازلین زدم خیلییییی آروم فرستادمش تو دیگه کیرم تا خایه رفته بود داخل خوابیده بودم روش داشتم قربون صدقش میرفتم و بوسش میکردم منتظر بودم تا کونش خوب جا باز کنه که کمتر درد بکشه گردنشو اینقد بوسیدم که اونم حشری شد بهم گفت بکن آقایی منم گفتم ای به چشم از روش پا شدم داشتم آروم آروم تلنبه میزدم که آخ اوخش تبدیل شد به آه اوهدیگه کیرم راحت میرفت و میومد آبم دیگه داشت میومد کیرمو کشیدم بیرون با شدت پاشید رو کمرش ولی اون هنوز ارضا نشده بود دستمال اوردم کمرشو تمیز کردم برگردوندمش رو کمر بوسیدمش خیلی درد داشت از چهرش مشخص بود نمیدونستم باید چیکار کنم که یهو خودش گفت میبریم حموم منم بلندش کردم تو بغلم بردمش سمت حموم داشتم ب خودم لعنت میفرستادم که چرا اینکارو باهاش کردم گذاشتمش تو حموم آب رو باز کردم با آب گرم خوب شستمش باید براش جبران میکردم باید یه کاری میکردم که فکر نکنه سکسمون یه طرفه بوده این بود که دراز کشیدم کف حموم گفتم بشین رو سینم اول قبول نمیکرد بهش اصرار کردم تا اومد نشست رون هاش دو طرف سرم بود بهش گفتم حالا کوستو بزار رو دهنم میخوام لیسش بزنم برات دوس داشتم ب خاطر دردی که کشیده بود کاری کنم که بعدا حس انتقام ازم نداشته باشه قبول نمیکرد خودم کشوندمش سمت دهنم داشتم کوسشو لیس میزدم و میک میزدم که ارضا شد و آبش پاشید تو دهنم منم برا اینکه درد کونش یادش بره و آبشو قورت دادم و گفتم به به اون شیطون هم با شیطنت گفت نوش جونت بعد لبخند اومد رو لباش و تو دلم خوشحال شدم که ازم ناراحت نیست از روم پا شد سینمو که نگاه کردم خون روش بود فهمیدم از کونش خون اومده بدون اینکه بفهمه سینم رو شستم حموم کردیم رفتیم بیرون داشت میلنگید و راه میرفت که بلندش کردم تو بغلم میفهمیدم که کونش درد داره شروع کردم ب بوسیدنش بعد با دستمال کونشو تمیز کردم و سوراخشو بوسیدم و ماساژش دادم بعد رفتم خوراکی اوردم و خوردیم که دیگه وقتش شده بود دیگه باید میرفت خونه خودم لباساش رو پوشوندم براش خودمم لباسام رو پوشیدم و بردم رسوندمش کلی ازش معذرت خواهی کردم که بهم گفت اشکال نداره خودمم حال کردم اینو که گفت تو کونم عروسی بود وقتی رسیدیم خدافظی کردیم لباشو بوسیدم پیاده شد رفت یکم میلنگید ولی حداقل اینو میدونم که راضی بود و بهش تجاوز نکرده بودم هنوز هم عاشق هم دیگه هستیم و به همدیگه خیانت نکردیم هر موقع هم خونه یکی ازمون خالی میشه میریم پیش هم و بعضی وقتا سکس میکنیم کسی رو ب جز همدیگه نداریم که رابطمون رو به هم بزنه همه ی رفیقامون رو هم کنار گذاشتیم امیدوارم همتون به عشقتون برسین و روزای خوبی داشته باشین با عشقتون چاکر شما مهران

Date: May 14, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.