من و همسایه جنده مون مامان محمد

0 views
0%

این داستان من مال دوران دبیرستانمه زمانی که از شدت حشر به کیرم رحم نمیکردم هی جق میزدم خیلی جق میزدم اینم داستان من با همسایه جندمون صابرینه اون زمانا 18 سالم بود یه پسر خوش تیپ قد بلند ورزشکار یه روز بعد مدرسه برگشتم نهار خوردم که بعدش بخوابم به بقیه درسام برسم که خواب دیدیم دارم همسایمون مامان محمد رو که یه سوپری سر کوچه دارن میکنم وای یه زن زیبای تپل با اون کون ژله ایش یه بار که رفته بودم خیارشور بخرم خم شد تا شیشه خیارشور رو برام تو کیسه بزاره منم اون سینه های تپل قشنگشو دید میزدم کیرم از فشار زیاد شق کرده بود اونم یه نگاه بهش کرد یه نیش خندی کرد من همیشه خواب مامان محمد میدیدم که باهاش سکس میکنم با اون کون تپول کس داغش غیر از خواب میومد پیش مادرم و اوقاتی که بیکارن با هم صحبت میکردن خودش مامانم یه بار یواشکی به حرفاشون گوش میدادم بهش میگفت با یه صدای سکسی میگفت پسرت هانی بزرگ قوی شده کیرشم خیلی بزرگ شده یلا دختر دیگه باید زنش بدی ازش خلاص شی مادرم هم میخندید آروم میزدش تا ساکت بشه البته من زیاد فال گوش وا میستادم حرفاشون درباره تراشیدن موی کس حموم کرداناشون منو حشری میکرد ارتباط بصری قویی بین من و مامان محمد وجود داشت طوری که وقتی تو خوابم میکردمش آب منیم با فشار میپاشید رو لحاف تشک منم هروز صبح باید میرفتم حموم خودمو تمیز میکردم یه روز صبح با صدای در زدن بلندی از خواب بیدار شدم هیچ کس به غیر از من تو خونه نبود به همین دلیل فکر کردم مادرمه رفته بیرون و کلیداشو یادش رفته منم با عجله رفتم تا رو براش باز کنم اصلا هواسم نبود که رو خودم خراب کاری کرده بودم آب منیم حتا روی پاهام ریخته بود بوی بدی ازم یاد درو باز کردم دیدم مامان محمده همون همسایه که شبا خوابشو میبینم همونی که پیش مادرم غیبتمو میکنه سلام کردم پرسید مامانت کجاست گفت نیستش رفته بیرون باشه منتظرش میشم تا بیاد امد داخ منم هول شدم ازم پرسید چته هول کردی از چی ترسیدی من کاری کردم بعدش جنده خانوم بدون اجازه رفت تو اتاقم وقتی بوی اتاق به دماغش زد آب منی خش شدم رو لحاف دید دهنش از تعجب باز مونده بود هانی این خیسی آب منی چیه که رو لباساته من هول کردم از خجالت دستمو گذاشتم رو کیرم اونم مثل گرگ بو میکشید بدش نیومده بود با یه شیطنت خاصی میخندید چشمو انداخته بود رو کیرم که شق کرده بود با خنده میگفت پسر جون این آبا رو حروم کی کردی دیگه بسه تو خری نه تو اسبی گذاشتم هرچی میخواد بهم بگه منم سرمو انداخته بودم پایین منو فرستاد حموم اوندم دنبال یه نشونه از دختری که من بخاطرش این کارو کردم میگشت از حموم امدم بیرون دیدم ملحفه تختمو داشت عوض میکرد بهم رو کرد گفت اگه یه کاری ازت بخوام برام میکنی گفتم اگه بتونم برات انجام میدم اونم با خنده گفت حتما میتونی شک نکن ضربان قلبم با حرفاش بالا رفت کیرم دوباره داشت شق میشد با جدیدت گفتم تو دقیقا چی میخوای با ناز عشوه گفت منم خسته شدم پسر جون من خیلی وقته خسته میتونی خستگیمو رفع کنی از چی راحتت کنم بهم نزدید شد گفت من یه مدت پیش انجامش دادم با تعجب پرسیدم چکار کردی نمی فهمم جنده خانوم خندید دم گوشم آهسته گفت خودت میدونی منم با تعجب بهش نگاه کردم یعنی با من بخوابی همون کاری که یه مرد با یه زن میکنه برقی تو چشمام درخشید بهش نگاه کردم دم گوشش گفتم یعنی یعنی بکنمت خونم جوش امد گفتم راست میگی اونم پاهاشو باز کرد شروع کرد از رو لباس با کسش ور رفتن منم مثل این ندیده ها بهش حمله کردم پستوناشو گاز میگرفتم نمیدونستم باید چکار کنم همینه که لباسشو کند برای بار اول یه کس واقعی دیدیم آبم امد دوباره کیرم شق کرد رفتم مامان محمدو رو تختم بکنم یه دست دو دست سه دست تمام آبمو تو کسش خالی کرد برای بار اول بود که گرمای کس شیرینشو میچشیدم بعد از بار سوم کیرمو گرفت برام ساک میزد تا آبم تو صورتش بپاشم کیرمو تو دستش گرفته بود برام جق میزد آروم دم گوشم به کیرم میگفت خدا برام نگهت داره بعد از این همه مدت آرومم کردی سخنی از ترجمه گر بله بله خودمم فهمیدم این داستان مال یه ذهن فوق جقیه ترجمه

Date: June 17, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.