نازی کونی چادری

0 بازدید
0%

میدونم قراره کلی فحش بخورم اما عین واقعیتو میگم 2 سال پیش من یه شرکتی داشتم که واحد بغلیم آرایشگاه زنونه بود یه روز یه دختر چادری دیدم تو راه پله نشسته منتظر آرایشگا باز بشه بهش گفتم بیایید داخل تا اومدن شمام برو خلاصه اومد داخلو نیم ساعتی بود تا آرایشگا باز شد و رفت هی تو دلم میگفتم عجب استایلی داره کونش کردنیه چند روز بعد ظهر موقع خواب تلم زنگ میخورد جواب دادم خودشو معرفی کرد گفت نازی هستم اونروز اومدم خلاصه گفت ازت خوشم اومده کی میای دفترت منم کیرم راست گفتم همینجام اومدم از خونه تا دفترو نمیدونم چطور رفتم رفتم جلو در بود اومدیم داخل چادرشو درآورد نشستیم صحبت کردن منم از بیکسیو تنهایی و شکست عشقی گفتم بچه خام شد با دروغام 2 ساعتی باهم بودیم ک باید میرفت خدافظی و حسرت یه کون شب اس داد گفت ۲ بهمن تولدمه یعنی فردای اونروز بعد فک کردم از این تیغ زنهاست گفت فردا هرچی من گفتم باید انجام بدی رفتم تو فکر که مثلا چی گفت گاگول بازی در نیار 2 زاریم افتاد منظورش سکسه آقا دل تو دلمون نبود این کیره راست انفجاری فرداش برف میومد شدید سرد تو دفتر پتو ردیف کردم و بالش صبح اومد دفترم نشست روم رو صندلی لب بازی انقد لب خوردیم ک آب دهنمون تموم شد آها اینم بگم ک میگفت تاحالا نداده ولی مث سگ دروغ میگفت خلاصه لباساشو در آورد منم لخت شدم کیرمو دادم دستش شروع کرد به ساک زدن تا ته میخورد و میمکید حرفه ای بود منم با سوراخ کونش بازی میکردم نزدیک بود آبم بیاد از دهنش کشیدم بیرون قنبل کرد تف انداختم سوراخش سر کیرم ب راحتی رفت توش شروع کردم تلمبه زدن تنگ نبود اما بلد بود حال بده بعد کلی تلمبه زدن آبمو ریختم تو سوراخش بیحال شدم کیرمو شستم اون روز 3 بار سکس کردیم خلاصه روز 4 ام 5 ام از کون دادنش فیلم گرفتم به رفیقام نشون دادم بلوتوث کردم یکی از رفیقام بهش گفت بیا این فیلم ازت داره و باید به منم بدیو از این حرفا دیگه بماند ک میخواست شکایت کنه و راضیش کردیمو دوباره دوس شدیم ولی تو اون مدت بجز من به 3 تا از رفیقامم کون داده بود تازگی ها دیدمش چادر از سرش برداشته نامزد کرده دیگه بهم نگا نمیکنه ولی بدنش خوب بود فیسشم بامزه اینو بگم من الان 25 سالمه اونم 23 ببخشید زیاد بود فقط خواهشا فحشای ناموسی ندبن داستان عین واقعبت بود نوشته

Date: August 15, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.