پاهای دیوونه کننده لاله جون

0 بازدید
0%

سلام این داستانی که براتون مینویسم واقعیه شاید خیلی صحنه نداشته باشه ولی خالی بندی و اینکه دستمو بکنم تو شرتمو کس شر بگم نیست تمامی اسم ها هم مستعاره امید وارم اهل دلاش لذت ببرن ماجرا بر میگرده به حدود 1سال و نیم پیش اسمم سهیله 21 سالمه و قد حدود 180 و پوست گندمی ما یه دختر عمه داریم به اسم لاله حدود 33 سالشه باقد 160 و وزن 70 اینا تا حالا قسمت نشده دقیق بکشمش ببینم چقدر گوشت نصیبمون میشه روابطمون کلا خیلی خوبه و خودمونیم نزدیکه 4 سال پیش از شوهرش طلاق گرفته تنها زندگی میکنه و یه پسر بچه 8 9 ساله داه استیلش خوبه معمولیه ولی لامصب بدجور به دل میشینه و ادم کرمی هستش یعنی واقعا میخواره شاید قصدش دادن نباشه ها ولی علائمش همونه اقا ما یه دوسالی بود تو کف این بودیم و بنده فوق العاااده به فتیش علاقه دارم و اصلا لاله رو از زانو به پایین کلا میشناختم هروقت تنها تو اتاقش میشدم دنبال جوراباش میگشتم لامصب همیشه دست و پاهاش لاک زده و مرتبن پاهاش از این پاهاس که نه لاغره تو ذوق بزنه نه گوشتی مث دیوه همچی به تناسب و سکسی یبار دوتایی تنها بودیم سر راه برگشت از دانشگاه من زودتر رفته بودم که کمکش کنم واسه شب الان میگید لابد اومد کیرمو گرفت دستش گفت منو بکن سهیل جوننننن نه باو گوش کنید کثافت یه شلوارک تنگ تا بالای زانو پوشیده منم حشریه حشری جوری که دلم میخواست بپرم پاهاشو بگیرم لیس بزن بمیکمو کریم بزارم لاش یهو گفت سهیل اگه حالشو داری پاشو برو خرید فلان چیزارو بخر اگه حال نداری خودم میرم منم خودم زدم به بیحالی گفتم نه برو خستم از دانشگاه اومدم میخواست بره تره بار حداقل نیم ساعت طول میکشید بره برگرده تا رفتش منم حالم خیلی بد بود سریع رفتم اتاقش دیدم به به چند تاجوارب هستش یه جوراب سفید و کرم جدا کردم که بوشم واقعا ادمو مست میکرد انقددد که من عاشق پاهای لاله بودم کیرم داشت میشکست از شق تو شلوار تا کشیدم پایین یهو افتاد بیرون تازه هم شیو کرده بودم جورابو بو میکردم و کیرمو میمالوندم یائ لحظه ای می افتادم که لاله پاش میکنه اینو بعد از ور رفتن جورابو کشیدم رو کیرم ویزره انگولک کردم یهو ابم اومد گفت ولش فوقش جورابشو میندازم دور نمیفهمه که همهی ابمو خالی کردم فکر کنم قشنگ نصف جوراب پر اب کیر شد ولی خیلی لذت داشت یه لنگشو گذاشتم تو فریز گزاشتم تو کیفم که بندازم بیرون بعضی وقتا میگفت سهیل بیا پاهامو ماساژ بده زیاد راه رفتم امروز منم روغن زیتونو بر میداشتم حسابی حال میکردم با ساقای پاش و کف پاش جوری بود که بعد ماساژ باید یرب میشستم تا شق دردم بخوابه یبار دیگه که قسمت اصلی داستانه 5 6 نفر بودیم دختر عمه و عمه و پسر عمه و اینا شام خوردیم رفتیم خرید اخر شب برگشتیم خسته هم شدیم گفتیم بخوابیم فلانی برو تو این اتاق و اون یکی گفتم من میرم اون یکی اتاق خود لاله گفت من تو حال میخوابم سهیل تو کجا میخوابی منم گفتم همین جا خوبه پیش تو جا مو بنداز اقا خوابیدیم یه یساعت گذشت من خوابم نمیبرد یهو شیطونی زد بسرم لاله هم خواب خواب بود گفتم بزار یه امتحانی کنم تهش فهمید میگم خواب بودم نفهمیدم برعکس شدم جوری که سرم پیش پاهاش بود واااای خدا چی میدیدم انگشتای پای لاله جلو صورتم بود البته تاریک بود زیاد چیزی معلوم نبود اروم صورتمو بردم نزدیک کف پاش بو میکردم جان عجب بووی میداد بوی پا نبود یه رایحه حشری کننده یه چند دقیقه اینجوری حال کردم نفسمم اروم میدادم بیرون که نخوره بهش متوجه شه گفتم من که تا اینجا رفتم بزار زبون بزنم حالت مکیدنم نکردم که اگه فهمید بگه از قصد بود دهنمو گزاشتم پایین انگشتاش واااای عجب طعمی داشتم میترکیدم یه دونه هم از پاشنه پاش گرفتم فرداش پاشدیم صبونه بخوریم تو اتاق اومد موهاشو شونع که گفتم الان مثل این داستانای شهوانی میاد بگه عزیزم چرا اونکارو کردی و منم توضیح بدم و یزره بمالمشو بره تو کار ولی هیچ اتفاق خاصی نیافتاد ولی انقد تو کف اون بودم عقدمو سر یکی دیگه خالی کردم ی زنه بود تو سنای همون لاله بود شمارشو از دوستم گرفتم پس فردا رفتم واسه سکس انقد باپاهای طرف ور رفتم یارو شاکی شد گفت کارتو انجام بده برو دیگه خخخخ نوشته

Date: February 5, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.