پرده زنی دختر مومن

0 views
0%

این داستان صددرصد برای من اتفاق افتاده یعنی حتی یک واو هم بهش نمی خوام کم یا زیاد کنم فقط امیدوارم خودش نخونه اینجا رو موضوع برمیگشت به زمستان چندسال پیش تو یکی از دانشگاهها یک سمیناری بود که منم شرکت داشتم و یکم طول کشید و خورد به تاریکی شب راستی این بگم که خودم ۳۸سالمه اون موقع فکر کنم ۳۳ ساله بودم تازه میخواستم سوار ماشین بشم که یک دختر خیلی قد بلند و خوش تیپ از من سراغ ایستگاه مترو رو گرفت منم بهش گفتم اینجا رو خوب نمیشناسم ولی یک ایستگاه مترو تو مسیرم هست اگه میخواهی تا اونجا برسونمت و البته شب خیلی سردی هم بود اونم سوار شد و اتفاقا تو راه هم حسابی ترافیک بود و یک یکساعتی طول کشید تا رسیدیم ایستگاه مترو تو راه هم از هر دری سخنی و از دانشگاه و رشته و این حرفها حرف زدیم و متوجه شدیم اون تو کاری که میخواد بکنه من تجربه دارم و خداییش منم فکر بدی نداشتم و شماره ام رو گرفت تا اگه کمکی ازم خواست زنگ بزنه خوب خیلی طول کشید تا یک روز زنگ زد و چندتا سوال و خودش گفت این شمارمه و گاهی زنگ میزد ولی نه خیلی زیاد کم کم حرف رسید به اینکه چرا مجردی و از این سوالها چون گاهی شب زنگ میزد یا دم غروب و من همیشه جواب میدادم متوجه شده بود که تنهام البته اون موقع من زن داشتم ولی به هر دلیلی با زنم زندگی نمیکردم بعد از اون دیگه گاهی با هم راحت تر حرف میزدیم و از دانشگاهش و اتفاقای اونجا و شاید چند ماه طول کشید تا دیگه رومون به هم باز شد و با هر زبونی بود یکروز اومد خونه من چیزی که برام جالب بود این بود که نه نزدیک من نشست نه اجازه داد لمسش کنم نه حتی صحبت غیر رسمی میکرد تا اینکه از کیفش یک تیکه کاغذ مثل کاغذ روزنامه درآورد و بقول خودش صیغه محرمیت خوند و سه ماهه انگار زن من شد همون شب برای اولین بار از کون به من داد بقول خودش از اون سوپر حشری ها بود که نمیتونست جلو خودش رو بگیره و بقول خودش من نفر اول هم نبودم راستش چون خودم هم کون رو ترجیح میدادم و پرده هم داشت سراغ کسش نمی رفتم ولی از کون دادن و حال دادن هیچ کم و کسری نمیذاشت شاید ماهی یکبار میومد و چندبار من کونش میذاشتم و میرفت کم کم فهمیدم دختر فوق العاده خوبیه کمی مشکلات تو زندگی داشت ولی چشم و دل سیر و خیلی مثبت بود میگفت به تو میدم چون دردسر درست نمیکنی و درکم میکنی من هم خداییش هر کاری از دستم برمیومد کم نمیذاشتم دوتا موضوع رو تو این رابطه میخوام براتون تعریف کنم که خیلی جالبه یکی اش اینکه یکبار برده بودمش باغ بیرون شهر قرار بود تا شب اونجا بمونیم چون دختر خونه بود و باید شب برمیگشت خونه اشون و یک مدتی هم بود ندیده بودمش دیدم تو ماشین نشسته و خیلی سرد و اصلا جواب درست و حسابی نمیده و نمیذاره بهش دست بزنم با خودم گفتم لابد از دستم ناراحته یا کاری کردم بالاخره نزدیک باغ رسیدیم گفتم چرا امروز اینجوری سردی از جوابش از خنده روده بر شدم گفت آخه صیغه امون هفته پیش تموم شده و الان نامحرمیم حالا میخوام ببرم باغ بکنمش اونم هیچ رقمه پا نمیده هر چی من آسمون ریسمون بافتم که بابا هنوز یک هفته مونده از محرمیت ما فایده نداشت تاریخ و ساعتش هم یادش بود میگ فت فقط عین دوتا غریبه میریم یک گشتی میزنیم میاییم یا اینکه صیغه بخونیم باز محرم بشیم منم گفتم خوب بیار کاغذت رو که گفت همرام نیست حالا چکار کنیم اگه میخواهی برو پیدا کن متن صیغه رو چشمتتون روز بد نبینه تموم اون منطقه رو گشتم محض رضای خدا یک دونه هم کتابفروشی نبود همه یا تعمیرماشین یا رستوران و اینجور چیزها دیگه بعداز ظهر رفتیم باغ اونجا هم آنتن نمیداد اون موقع هم اینترنت گوشی ها خیلی بدرد نخور بود بالاخره با هر زحمتی بود با رو پشت بوم رفتن که آنتن بهتر بده و دوساعت معطلی متن صیغه رو دانلود کردم و همین که خوندیم مثل فنری از جا در رفته باشه پرید تو بغلم و چقدر حشری بود اون روز خدا میدونه یک مدت از کون کردن ادامه میدادم تا اینکه گاهی خودش میگفت کسش رو بخورم یا انگشت کنم ولی بقول خودش کون دادن رو بیشتر دوست داشت یکبار در کمال تعجب به من گفت از جلو بکنمش ولی تا سرش جوری که پردش طوری نشه منم سعی ام رو میکردم ولی حتی یک ذره هم تو نمیرفت قابل توجه اونهایی که میگن سر کیرمون رو گذاشتم دم سوراخش و هول دادیم تو پردش پاره شد مال من یک ساعت طول کشید البته اینم بگم دفعه اولم هم نبود کلا دختری که تابحال نداده باشه عمرا همینطور ساده بره تو کیر آدم خیلی شبیه کون کردن دفعه اوله البته یکم راحت تر ولی نه خیلی راحت بره تو اول یک انگشتی بعد کم کم انگشتم رو تو سوراخش تا ته میکردم و بعد کم کم دو انگشتی و باور نمیکنین چقدر از کس این دختر آب میومد کم کم خودمم حشری شده بودم دیگه دست خودم نبود دو تا انگشتم رو تا ته کرده بودم تو کسش و میچرخوندم خودمم با چوچولش رو میمکیدم و مثل مار به خودش میچرخید و التماس میکرد با کیر بکنمش منم بلند شدم و سر کیرم رو گذاشتم دم سوراخش بعد بهم گفت هر وقت رسید به پردش میگه دیگه جلوتر نبرم منم کم کم سر کیرم رو جا دادم تو کسش بالاخره سره کیره رفت تو و کم کم فشار میدادم تو کس دختره وحشی شده بود در حد تیم ملی میگفت سینه هام رو فشار بده باور کنین اونقدر فشار داده بودم عین بادکنک از زیر انگشتام قلمبه میزد بیرون ولی میگفت بازم بیشتر ولی خبری از اینکه کیرت رو جلوتر نبر نبود مطمئن بودم پردش حلقوی چون معلوم بود تا بحال از جلو نداده ولی حس پرده پاره شدن هم نداشت کیرم تا اینکه تمام کیر گنده من رو تو کسش جا داد خیلی باحال بود هم من حشری شده بودم هم خودش همچین تلمبه میزدم خودش و تخت تکون میخورد تازه خودش هم منو فشار میداد بعد یکهو انگار یادش افتاده باشه دختره از من میپرسید تا ته که فرو نکردی منم فقط مونده بود تخمام رو جا بدم تو کسش بهش میگفتم نه فقط سرش رفته تو یکبار هم وسط گاییده شدن دستش رو آورده بود زیر کیر من ببینه تا کجا داره میره تو کسش حالا انگار اون موقعی که زیر من خودش و تخت جابجا میشدند وتوجه نبود که تا دسته تو کسشه منم اون موقع کیرم رو کشیدم عقب گفتم ببین هنوز اینقدرش مونده چقدر خندیدم بابت این صحنه بعدا گاییدنش که تموم شد سر کیرم به اندازه یک لکه کمرنگ خون بود فقط همین ولی بقول خودش کون براش بیشتر حال میداد از اون روز هر وقت میومد پیش من هم از کون میکردمش هم از کس کسش تا چند بار بعد هم همون لکه خونی رو داشت بازم قابل توجه اونهایی که فکر میکنند پرده فقط یکبار پاره میشه تجربه من که این البته اولین پرده زنی نبود میگه دختر حداقل دو سه بار باید تا ته از جلو گاییده بشه تا پردش پاره بشه نه یکبار تازه اگه گاییده شدناش پشت سر هم باشه و اگرنه دفعه دوم و سوم مثل دفعه اول خون میاد تازه من کیر گنده ایی دارم و مطمئنم تمام کسش رو هر بار پر میکرد بالاخره یک مدت میومد و من حسابی باهش حال میکردم بی اغراق بگم تو تموم دخترهایی که کرده بودم شاید فقط یکی بود که از این حشری تر بود تا اینکه یک روز اومد گفت میخواد ازدواج کنه چند ماهه بعد هم یکبار زنگ زد به من شماره همون پسره که میخواست باهش ازدواج کنه داد که تو بهش بگو رابطه ای که داشتیم همه اش شرعی بوده و با خوندن صیغه نامه بوده و اینحرفها منم چند بار زنگ زدم ولی موفق نشدم با پسره حرف بزنم و بعدش هم دیگه شماره اش دیگه قطع شد و هیچ ارتباطی با من نگرفت امیدوارم هر جا هست خوشبخت بشه چون واقعا دختر خوبی بود نوشته بی

Date: April 6, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.