پرستويي که خيلی زشت بود

0 views
0%

سلام
من ممد رضا هستم 25 سالمه و ….. بريم سر اصل ماجرا
2 سال پيش يه هم محلي جديد اومد کوچه ما يه زن وشوهر بودند که يه دختر 8 ساله داشتند .مرده کارمند بود آدم تو دار وکم حرفي هم بود.زنش از همون روزاي اول يه جورايي منا ديد ميزد ولي من اصلا ازش خوشم نميومد چون قشنگ نبود تازه به نظر من خيلي هم زشت بود ولي اون بدجور چشمش منا گرفته بود و هميشه سعي ميکرد به من نزديک بشه و من ازدستش در ميرفتم.يواش يواش با مامانه من هم دوست شد ودايم به بهونه هاي مختلف ميومد در خونه ما
ولي من هر چي با سعي ميکردم يه جورايي تحويلش بگيرم نميشد چون هم سياه بود هم دندوناي زشتي داشت هم صورت خيلي لاغر و خشکيده اي……
يه روز طرفاي ظهر که هوا هم خيلي گرم بود از دانشگاه اومدم خونه .کسي خونه نبود ومن هم اون روز از صبح سر کلاس بدجور حشري شده بودم يه راست رفتم سر تلفن و به چند تايي از دوستان زنگ زدم که ببينم ميشه يکيشونا بيارم تو خونه و…. که نشد که نشد .خلاصه حسابي کف کرده بودم رفتم سر کامپيوتر و شروع به ديدن فيلمه سکس کردم راستشا بخوايند ديگه ميخواستم جلق بزنم که يهو صداي زنگ اومد….
درا که باز کردم ديدم پرستو خانم زنه همسايه جديدمونه .فکر کردم کاپي بهتر از هيچيه پس حسابي باهاش سلام وتعارف گرمي کردم اون بيپاره که تعجب کرده بود(اخه جواب سلامشا هم نميدادم)گفت: مامانت هست ؟منم گفتم نه نيستش رفته خونه خالم بفرماييد تو!!
اونم يه کم من من کرد و يه ديدي تو کوچه زد و اومد تو.وقتي که رسيديم تو پذيرايي تازه گفت پس سارا کجاست؟(سارا اسم خواهرمه)گفتم اونم امروز رفته اردو
گفت :فکر کردم خونست ببخشيد پس من ميرم گفتم خوب من که هستم بعد از يه خنده مليح که حسابي حشريم کرد .مثل يوز پلنگ پريدم روش چشماما بستم شروع به لب گرفتن کردم من که از دهن و دندون و لب خانوم بدم ميومد 10 دقيقه لباشا ميخوردم آخه نميدونيد چه جوري لبلما ميخورد داشتم از حال ميرفتم بعد رفتيم اتاق خواب مامان و بابا سريع لباسامونا در آورديم چشمم که تن و بدنش افتاد داشتم شاخ در مي آوردم چه هيکلي داشت خار کسده.سينه هاي سايز 75ولي مثل سنگ به اون سفتي با سري روشن.باسنا که نگو يه بغل کون داشت که اگه باسناشا ميبريدي وزنش فکر کنم از نصفه هم کمتر ميشد.و يه کس جمع وجور با يه رنگ صورتي خوشرنگ
خانوم اود زانو زد جلوي من و کير بنده را تا ته کرد تو دهنش و شروع به خوردن کرد.اوستا بود کسده !تا اون زمان کسي اينجوري برام ساک نزده بود با ميک سومي ديدم داره آبم مياد خواستم درش بيارم که ديدم پرستو که متوجه ماجرا شده بود محکم کايرما گرفت وشروع به ليسيدن کرد منم نزديک يک پارچ آب ريختم تو دهنش اونم بالذت خورد.
بعد پا شد رفت خوابيد روتخت و گفت خوب آقا رضا نميخواي مزه کس منا بچشي؟؟؟
منم که راستشا بخوايند اون روز نه صبحونه خورده بودم نه ناهار افتادم به جون کسش حالا بخور کي نخور.آب از کسش سرازير شده بود صداي جيغش هم خونه را جا برداشته بد.
بعد برش گردوندم و شروع به خوردن کونش کردم چه کوني!!!!!!!!(حالا که بعد از دو سال اينا را مينويسم دهنم آب افتاده)پرستو که فکر کنم تو اين اصناف دو باري ارضا شده بود التماس کنان گفت بسه ديگه بيا روم ميخوام کسما بکوني!!! من م رفتم روش سر کيرما گذاشت رو کسش و گفت بکن تو ولي تورا خدا يواش منم يواش يواش دادم تو وااااااااي چه کسي اينقدر تنگ بود که با وجودي که آب از کسش راه افتاده بود کيرم به زور ميرفت توو تازه مثل تنور داغ بود که احساس کردم کيرم داره آتيش ميگيره.
شروع کردم به تلمبه زدن وخوردن اون سينه ها که مثل انار سفت بود آآآآآآآخ خ خ خ چه حالي ميداد بعد يواش در ه گوشش گفتم ميزاري کونتا بکنم گفت:نه دردم مياد ولي من ول کن نبودم بالاخره زور شدم گذاشتم تو کونش ووووووووواااااااااااااااي ي ي ي ي چه کوني .کيرم داشت ميشکست از بس تنگ بود خلاصه بعد از چند بار تلمبه زدن آبما با تمام فشار خالي کردم تو کونش…………………
البته ديگه قسمت نشد بکنمش 3 ماه بعد از اونجا رفتند تا يه مدتي تلفني با هم حال ميکردي الان هم ازش سراغي ندارم ولي هر جا هست الهي خوشش باشه چون تا اين زمان اون سکس من با پرستو بهترين سکس من بوده خيلي خيلي حال داد اونم پرستويي که خيلي زشت بود.

Date: February 18, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.