کردن بز به درخواست دختره

0 views
0%

سلام من رضام 24 سالمه بچه کرمان دانشجو ترم 3 کارشناسی ام یه روز که خیلی حشری بودم خواستم بعد 2 هفته یه جق حسابی بزنم رفتم تو پیج دنیا جهانبخت و کامنتارو وا کرده خخخخخ ماشالا پیج دنیا هم که پیج نیس جنده خونه س خلاصه دیدم یه دختره کامنت گزاشته لایو میدم از کس و کونم منم که از خدا خواسته فالوش کردم بعد از چند دیقه لایو گزاشت اووووووف اوووف چه کس و سینه هایی داشت لامصب مثل هلو حدود سه دیقه لایو داد منم حسابی داشتم حال میکردم طوری بود که اب شهوتم از سر کیرم در میومد لایوم که تموم شد رفتم دایرکتش گفتم یه حال بده خصوصی باشه گفت دو تا شرط داره یا 20 تومن شارژ بده یا کاری که میگم بکن گفتم چه کاری گفت من دوست دارم یه پسر یه حیوونو بکنه منم ببینم گفتم چراا اخه گفت به تو مربوط نیس یا شارژ بده یا کاری که میگم بکن منم که خسیسسسسسس پول نت خودمو بزور میدم چه برسه بخوام شارژ بدم خلاصه بیخیال شدم کیرمم که ابش نیومده بود شق درد گرفتم و گرفتم خوابیدم عصری مامانم بیدارم کرد گفت پاشو یه دوش بگیر که میخوایم بریم مهمونی خونه دایی اینا داییم هم یه دختر داشت اسمش فریبا بود 19 سالش از اون دخترای به قول رفیقم جننننننده بود منم از خدا خواسته رفتم دوش گرفتم تو حموم وسوسه شدم بجقم ولی گفتم بزار شهوتم بیشتر بشه خلاصه شب رفتیم خونه دایی جوووون فریبا هم خونه بود یه ساپورت تنگ پوشیده بود و یه تاپ تقریبا باز اومد دست داد و گفت رضا مارو نمیبینی خوشی ههه جووووووووون جه صدایی هم داشت بیشرفت تو دلم گفت بکنمت صدا خر بدی فقط از اول مهمونی تا اخرش فکرم فریبا بود اون خودشم متوجه شده بود نگاهم بهش از رو شهوته عشوه میومد و هی بدن نمایی میکرد پاشو مینداخت رو پاش تا کونش معلوم بشه خلاصه رفتم خونه و دوباره گفتم بزار به اون دختره پیام بدم ببینم شاید بشه مخشو زد که یه لایو توپ بده پیام دادم جواب نداد منم فکر فکر فکر تا اینکه به این نتیجه رسیدم یه برنامه بچینم بریم روستای پدریم یه فردا همون شب به بهونه دیدن پسر عموم که خونشون روستا بود راهی شدم رفتم روستا پسر عمومو دیدم بهش گفتم سعید به نظرت حیوون کردن حال میده گفت نمیدونم والا تا حالا امتحان نکردم اما یه بار یه مرغه رو انگشت کردم تو کونش هههه منم که خیلی کنجکاو بودم ازش بیشتر توضیح خواستم گفت خیلی کونش داغه و تنگ منم که شق کرده بودم سعید گفت چیه چرا کیرت راست شد نکنه کسخول شدی گفتم نه نه گفتی داغ یاد دوست دخترم افتادم بگزریم گفت باشه پاشو بریم یه ناهار بزنیم چون شاید من زود برم ده بقلی دنبال اجر و ماسه واس خونه گفتم باشه و رفتیم جاتون خالی یه ابگوشتی زدیم به رگ و یه چرت خوابیدیم بیدار شدم دیدم سعید نیست یادم افتاد رفته دنبال کارش اومدم از خونه بیرون ساعت 4 عصر بود دیدم از تو تویله صدا گوسفند میاد رفتم دیدم یه بز ترو تمیز هست راستش نمیدونستم چیکار کنم یاد اون دختره افتادم همون جا بهش پیام دادم دیدم جواب داد گفتم میخوام بز بکنم میشه تو هم لایو بدی من ببینم تو هم ببین گفت جووووون باشه خلاصه کس و سینه شو نشون داد منم مست شدم ولی گفتم ولش کن و سریع قطع کردم و وسوسه شدم بزه رو بکنم بزه رو اوردم ته تویله یه دست به کون و کسش کشیدم خوشش اومد انگاری چون دمب کوچیکشو برد باالا یه تف رو کیرم انداختم و به زود کیرمو کردم تو کسش وااااااااااای واااااااااااای اوووووووووف عجب کسی بود داغ و لیز و تنگ یعنی باورم نمیشد اینقدر خوب باشه به یاد فریبا بزه رو کردمش کیرمو جلو عقب میکردم تو کسش وااااااااای سوختم اااااااخ که یهو ابم اومد سریع کیرمو در اوردمو ریختم زمین ولی ناموسن خیلی خوب بود حتما تجربه کنید پشیمون نمیشید 9 10 97 نوشته

Date: March 2, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.