کرده شدن در نوروز

0 بازدید
0%

باسلام این خاطره من زیاد طولانی نیس اما جزو خاطرات بد منه اسم من سعید الان بیست و دوسالمه قیافه خوبی دارم با بدن بی مو و خیلی لاغرم جوری ک وقتی حالت سگی میمونم لپ ها کونم وا میشه و سوراخ میزنه بیرون چهار سال پیش باپسرای فامیل براتعطیلات نوروزی رفتیم ک چادربزنیم ی جای باصفا من ی پسردایی دارم اسمش فریبرزه ک هفت سال ازم بزرگتره این قبل از قضیه هرجاخلوتی منوگیر میاورد انگلک میکرد و جالب اینه من تکون نمیخوردم تاخوب بم ور بره چادر زدیم فردا ظهرش فریبرز گف من با سعید برم ی کم چوب و خیمه بیارم وقتی راه افتادیم و ی کم دور شدیم دیدم گردنمو بوسید و من بو بردم ک بزودی دس دس میشم ی مسافتی رفتیم تا پشت کوه ی دره مانند بود و دورش چند تخته سنگ بزرگ گف صب کن دیدم رف پش سرم و باکیرش ک حسش میکردم فشار میداد ب کونم منم ک انگار هف جد وابادم این کارن دستامو ب تخته سنگ گذاشتم امادلم میگف این قضیه فرق داره قراره کون بدم وچون حرکات وحشیانشو میفهمیدم منم عین ی بچه بره حرف گوش کن شدم کیر کوچیکم سیخ شده بود بدنم داغ ترس هیجان دلهره گف برگرد دستمو گذاش ب کیرش سفید و کلفت بود اما دراز نبودعین ی تیکه کند ه چوب باساقه کلفت جوری ک بادستم گرفتمش انگشتام ب هم نمیرسید سرمو اورد نزدیک کیرشو ب زور سرشو چپوند تو دهنم ی کم فشار داد گف اخ دندون نزن دید دوباره زدم بیخیال ساک شد بلندم کرد شلوارمو باشرتم پایین اورد کیر فسقلیمو بادستش گرف ک انگار ی نصفه خودکار تو دسش بود شرو کرد ب خوردن کیرم محکم مک میزد ک صداش بلند بودحال همراه بادرد وقتی نالمو شنید فهمید دارم میشم دس نگه داشت ک ی جورایی ناراحت شدمبا فشار دستاش حالت سگی خوابوندمدستشو رو کمرم گذاش و فشار داد ناخوداگاه سوراخ بالا اومد گف عجب کونی سفیییید چ سوراخی بازش کن بازش کن بستس ک بابدبختی وانگشتش بازشد و شرو کرد ب لیس زدنش داشتم میمردم دستم رف سمت کیرم دستمو برداشت دیگ چقد تف زد چقد با انگشتاش و سر کیرش ب سوراخ فشار دادو نمیگم حالم بد بود شدید ترین حس شهوتی ک تجربه کردم با درد و گریم کیرشو فرستاد تو سوزش شدید کردن خیلی طول کشید باعث شد پشتم بیحس بشه شکمم بیحس شده بود چشام باز نمیشد درد زانوهام ک رو سنگ هابودوحس نمیکردم اونم بادستاش باسن کوچیکمو گرفته بود و بی وقفه میکوبید وقتی ی لذت عجیب تو بدنم حس کردم ک دیدم قطره قطره اب داره از کیرم رو زمین میریزه من ک تااونجاش هی میگفتم اخ یواش بسته بریم کسی نیاد اروم گفتم اااااه محکمتر ک بلافاصله ضربه بعدیشو باتمام ق درت زد رگ ها گردنم ازفشارباد کرده بود زور میزدم ی حالتی مث مدفوع کردن بدنم میخواس کیرشو بفرسته بیرون اما خب باقدرت فشارش میداد اب زیاد ازم میریخت زمین داشتم میمردم از حال زانوهام میلرزید و ب شکم رو زمین افتادم گوش هامو خورد و نفس هاگرمش میخوردحس میکردم باسنم شکافته شده دیگ برا همه چی دیر بود درد وجودمو گرفته بود اومدم پاشم فشارم داد رو زمین فقط میکوبید میکوبید میکوبید داد زدم اااااااخ بسته کشتیم دهنمو گرفت بیصدا گریه کردم این ادم نسبتا اروم ب ی حیون تبدیل شده بود داشت بدجوری ازم کام میگرف ن گریه میفهمید نه داد نه التماس موهامو میکشید دیگ کیرشو عقب جلو نمیکرد نگهش داشته بود بافشار و اروم عقب جلو میکرد عقب جلو کوچیک داشتم جون میدادم سنگ ها داشتن توشکمم میرفتن ک دیدم حرکاتش محکمتر شد کیرشو بالاخره عقب کشید وباقدرت تمام فرو میکرد جوری ک با کیرش باسنم از سنگ ها جدا میشد وبا کوبیدنش محکم ب سنگ ها میخورد تا بعد از ی کوبیدن حسابی و محکم کیرش ی هو از پشتم در اومد و بدون این ک بش دس بزنه و دستاشو از روکمرم برداره اب داغشو ریخ بالای باسنم تازه فهمیدم چ بلایی سرم اومده درد شدید تو سوراخ جوری ک نمیتونستم ببندمش دیدم لپ کونمو بوسید گف ببین عزیزم چقد وا شده با ی دستش طرف چپ کونمو گرف و ب بغل اورد وقتی ب بغل شدم نگا کیرم کردم ی حسی داشتم انگار میخواستم ارضاشم گف پاشو بریم گفتم نمیتونم پاهام حس ندارن در حالی ک دوس داشتم انجام بده گف کمکت میکنم پاشو گفتم میخوام ارضا شم میتونی بازم تا ارضاشم بخاطر این حرفم بعدها بم گف باورنمیکنم بار اولت باشه خلاصه گفت باش دوباره میکنم و کیرش ی لحظه بالا رف و اومد پایین ب بغل ک بودم لپمو بوسید گف ن تازه ارضا شدم درد داره اما تو زود ارضاشو بیا ءذاشتمش کیرش سیخ نبود اما نیمچه سیخ بود جوری ک توسوراخ خم میشد کیرش ک رف حال تمام وجودمو گرف اما فریبرز اروم عقب جلو میکرد جوری ک دلش نباشه ارومم میگف اخ د یالا زمین سنگه حس شاشیدن دارم گفت مش ی کم محکم بزن شرو کرد ب محکم زدن داشتم ارضا میشدم کمرمو قوس کردم کیرش داش سیخ میشد دستمو زدم ب کیرم ارضاشدم توارضام فریبرز دسموبرداشت و ابمو دید ک داره میریزه زدنو محکم کرد حال بدی و شدیدی تمام وجودموگرفته پاموسیخ کردم وقتی دیدم حالم رف و درد شرو شد دسمو زدم ب باسنش گفتم نزن کیر سیخشو در اورد و کلی اب از سوراخم در اومد و تو پشتم شاشیده بود گفتم شاشیدی گف اره نتونستم داشتی ارضامیشدی زور بزن زور زدم شاشش بیرون ریخت و گوزیدم ک هردومون خندیدیم دستشو زد زیرشکمم ک بلند شدم و خواستم بیفتم ک گرفتم بدنم بیحس بود گف شهوتی شدم گفتمش خفه شو و دو زدم رفتم توچاد ر نمیتونستم از پشت درد بشینم پسردایی دیگم ک علی اسمش بود گیر داد ب فریبرز ک چرا چوب نیاوردید و فریبرز ماجرا رو بش ک مجبور شدم فردا شب ب هردو بدم وقتی برا شاشیدن از چادر دور شدم منو بردن جا دورتری ب زور لباسامو در اوردن و شروکردن ب کردن من نوبتی میخوابیدن هم چند بار اونا ارضا شدن و هم من این حالت هنوز با منه ک تو کرده شدن ارضامیشم تمام نوشته

Date: August 15, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.