کس پشمالو

0 بازدید
0%

یه هفته میشد كه خونه خالی داشتمیه آپارتمان كوچولو تو اكباتان بودوقت نداشتم كسی رو بیارمباید هرجور میشد تا آخر ماه كرایش میدادم.مال من نبود اگه من خونه از خودم داشتم كه … بگذریم.اگه میرفتم بنگاهی میگفتم دو روزه اجارش میداداصلا شاید همون موقع مشتری داشت.زود كرایه میرفتگفتم حتما باید توش یه سیخی بزنموقت نداشتم كه دنبال اینكار برمبالاخره یه روزمو خالی كردماگه همون روز اول به بچه ها میگفتم صد تا كس اورده بودندنمی خواستم این دفعه سر خر داشته باشمهمش یا باید نفر آخر برم تو كه طرف اینقدر روش فشار اوردند كه نای دادن ندارهآدم عذاب وجدان میگیرهكردنش كوفتش میشه انگار دارم شكنجش میدماون بنده خداهم لابد چمیدونم به فكر اجاره خونه و خرج بچه هاشو و حسین آقا سبزی فروش و ممد آقا بقال و .. ایناستواسه همینم صداش در نمیادولی خوب من كه می فهمماگه نفر اول برم تو كه دیگه هیچیباید یه ربعه بیام بیروناگه طول بكشه بچه ها خودمو میكننداین بود كه این دفعه گفتم برای یه بار هم كه شده همه كارا رو خودم بكنم.

صبح زود از خونه زدم بیرونمثل همیشه ، انگار دارم میرم سر كارماشینو برداشتم و راه افتادمحیف كه تو محلمون نمیشه وگرنه همون جا یكی سوار میكردماز كل تهران میان اینجا كس بلند میكنندخدا بركتش بدهاما ما خودمون بی بهره ایممثل تیم های فوتبال ته جدولی كه بازیكن درست میكنند و دو دستی تقدیم تیمهای صدر جدول میكنندیه جایی رو تو جنت آباد میشناختممی دونستم اونجا ایستگاهههمیشه دیده بودم سر كس دعواستتا یكی میاد لب خیابون صد تا پیكان و پژو و موتور میان جلوی طرفاولین جایی كه به ذهنم رسید اونجا بودرفتم اونجاخبری نبودآخه صبح زود بود هنوز ملت داشتند میرفتند سر كاركسی نبود.

لابد جنده هام مثل مدیر عاملها ساعت نه به بعد از خونه میان بیرونماشینو یه جا پارك كردمموتورو خاموش كردمچشمام فقط دنبال زن میگشتهیچ خبری نبودنمی تونستم بین زنهای عادی و زنهای جنده فرق بذارمولی چیزی كه مشخص بود خیلی ها اون موقع داشتند میرفتند سر كارچمی دونم شاید اونام كس میدن ولی به رئیس و همكاراشونتیپ و قیافه های مختلفیكی لاغر بود و مانتو خفاشی پوشیده بود تا مثلا چاق نشون بدهیكی چاق بود و چادرشو محكم دور خودش می پیچوند طوری كه كونش تو چادر قالبی معلوم میشدمثلا اینطوری خودشو لاغر نشون میدادبعضی ها هم معلوم بود كه اصلا اهل خلاف نیستندبعضی ها هم یه جوری به آدم نیگا میكردند كه انگار تو دلش میگفت من كس میدم ولی حیف كه الان كار دارم و باید برم سر كاربعضی ها هم همچین نیگا میكردند كه انگار میگنند كونت بسوزه كس دارم ولی بهت نمیدمو صد البته كون آدم میسوزههرچی وایسادم چیزی ندیدمنمی دونم شاید بودند و من نمی تونستم تشخیص بدمبه ساعتم نیگا كردم داشت نه میشددلم شور میزد زمان همینطوری میگذشتبا خودم میگفتم اگه به یكی از بچه ها میگفتم حتما یكی دست و پا میكرد.كس كشا دو تا دونه فرمولو حفظ نمیكنند ولی هركدومشون سی چهل تا شماره موبایل جنده رو بلدندراه افتادم و از جنت آباد اومدم بیرونوارد اتوبان آیت الله كاشانی شدمهمینطوری به سمت آریاشهر میومدم پایینبگی پرنده پر میزد شانس منه دیگهروزهای دیگه كه با خونواده میومدم همینطوری كس ریخته بودالتماس میكردند بیایید مارو بكنیدكسی نبودروبروی یه دكه روزنامه فروشی رسیدمزدم كنار و از ماشین پیاده شدمرفتم اون ور خیابون تا یه روزنامه بخرمدوسه تا مغازه دار از مغازه اومده بودند بیرونروزنامه فروشیه هم همینطور همه داشتند به یه جا نیگا میكردندیه همشهری برداشتم و می خواستم پول بدمولی انگار ملت تو باغ نبودندیه زن چادری وایساده بود كنار خیابونتاكسی رد میشد بوق میزد،‌اصلا اعتنایی نمیكرد،‌مینی بوس رد میشد همینطورروزنامه فروشه رو صدا زدم 

– آقا یه همشهری 

یه چیزی داشت میخورد دهنش می جنبیدپنجاه تومنی و از من گرفت و باز وایساد نیگا كردنبه مغازه دارا نیگا كردمهمشون دم در مغازه وایساده بودندبعضی ها دست به سینهانگار دارند فیلم سینمایی نیگا میكنند.

– آقا میشه اینو حساب كنی ما بریم؟ 

زورش میمود جواب بده.

– زنیكه جنده اومده اینجا وایسادههیشكی بلندش نمیكنه.

سر جام خشكم زداین جنده بود؟‌همه ملت فهمیده بودند الا منیارو از تو مغازش تشخیص داده بود من از دو متریش نهآخه از كجا می دونستم این چادریه جندس؟ هان؟ همینه دیگه بالاخره باید فرقی بین من و اونایی كه 30 ساله دارند كس میكنند باشه.

بقیه پولمو گرفتم و اومدم تو خیابون اومدم بغل جندهه وایسادممثلا می خوام از خیابون رد شم.

– اون ماشین منه اون ور خیابون بیا دنبال منخونه خالی هم دارم.

دیگه چی باید میگفتم؟ همینشم كه گفتم به زور گفتممثلا هرچی زور و جرات بود تو خودم بود جمع كردم و گفتمبه خیال خودم مثلا كسی نفهمیددیگه واینستادم از خیابون رد شدم و رفتم اون وردر ماشینو باز كردم و سوار شدمدر جلوی سمت شاگرد رو هم قفلشو باز كردمیه نیگا كردمهمه فهمیده بودند كه من می خوام بلندش كنمهم مغازه دارها هم زنه داشتند منو نیگا میكردندماشینو روشن كرده بودماگه دست خودم بود زده بودم تو دنده میذاشتم و میزدم به چاكروزنامه فروشیه از دكش اومده بود بیرونانگار داره پرتاب موشك به كره مریخو نیگا میكنهبا سر به زنه اشاره كردماز اونور خیابون اومد این ور خیابونداشتم سكته میكردماصلا نمی تونستم رانندگی كنمزیر نگاه ملت فضول و شهید پرور داشتم خفه میشدماومد وایساد كنار خیابونمعطلش نكردم زدم تو دنده و رفتم جلوششیشه رو دادم پایین.

– بیا بالا دیگه 

– خونت كجاست؟ 

اه اه عجب صدای كیریی داشتلهجه ای داشت كه تا اون موقع نشنیده بودم چاره نداشتماینجا بیابون بود و اون هم لنگه كفش.

– همینجا .اكباتانه زیاد دور نیست.

درو باز كرد و اومد نشست كنارمتا اون داشت می نشست یه نیگاهی به اطراف انداختمتا اون موقع جرات نگاه كردن نداشتمحالا همه نیششون باز شده بودحس كردم انگار دارند به یه قهرمان ملی نیگا میكنندانگار رستم بودم و از هفت خان گذشته بودمهنوز نیگاش نكرده بودم كه زدم تو دنده و راه افتادمزود از مهلكه فرار كردم.فكر میكردم تموم ماشینا دارند منو تعقیب میكنندبه میدون نور كه رسیدم زود پیچیدم پاییناتوبان گشاد میشد و بزرگ بود .هیشكی توش نبودپامو گذاشتم رو گاز و رفتمسرعتم تو سرازیری به 80 كیلومتر میرسیدتو آینه نیگاه كردم هیشكی پشت سرم نبوداینقدر تند میودم كه جنده خانم هم از ترس دستشو گذاشت رو داشبورد ماشینپشت چراغ قرمز بلوار فردوس وایسادمتازه فرصت نگاه كردن پیدا كرده بودمچادرش اینقدر كثیف بود كه نگوخوب كه دقت كردم دیدم خودش از چادرش بدترهحالم داشت بهم میخورددستاش زبر و خشن بودپشت دستش رو استخون انگشتاش پینه بسته بودیه نگاهی با لبخند بهم زددلم داشت بهم میخوردبا خودم فكر كردم كه اون مغازه دارها هم حتما داشتند به من میخندیدند كه عجب كس كپكی را بلند كرده بودم.

– اسمت چیه؟ 

– منیژه 

– بچه كجایی؟ 

– تو چیكار به جاش داری.

ترجیح دادم باهاش حرف نزنموقتی حرف میزد از صداش حالم بهم میخوردوقتی هم می خندید دندوناش میرخت بیرونمعلوم بود كه صد سالی میشه مسواك نزده.

– من گشنمه برام یه چیزی بگیر.

كس كش بذار برسیم بعدهنوز یه چهارراه اونورتر نرفتیم تیغ زدنو شروع كرده.

– چی میخوری؟ 

– ساندویچ نباشه هرچی میخواد باشه.

پیچیدم تو بلوار فردوس تا واسه شازده خانم یه چیزی بخرم.

– آخه الان اول صبحه هنوز غذاخوریها باز نكردند یكی دو ساعت تا ظهر مونده.

– پیتزاهم خریدی ایراد نداره.

سگ خور اینم یه پیتزااون همه پیتزا به اون دخترای كس قشنگ چس دادم ، اینم روش.

جلوی یه مغازه پیتزا فروشی نیگر داشتمرفتم تو مغازهیكی داشت كف مغازه رو می شست.

– دو تا پیتزا مخصوص میخوام.

– الان غذا نداریم 

– حالا نمیشه یه كاریش بكنید.

– مسئله اون نیستما كه از پول بدمون نمیادتنورمون خاموشه باید داغ بشه طول میكشه تازه الانم زوده فقط شما اومدیدكسه دیگه ای كه نیست.

– حالا تو فر بذاری نمیشه؟ 

كس كش انگار مفتی میخوام.جاروشو گذاشت كنار و رفت طرف آشپزخونش.

– ممد؟ ممد می تونی دو تا پیتزا مخصوص بذاری؟ 

– الان؟ 

– آره یه مشتری اومده تو فر بذار ایراد نداره.

ممد آقا اومد پشت پخچالی كه جلوی در آشپزخونه بودچه می دونم لابد میخواست ببینه كدوم كس خلی ساعت نه و نیم صبح پیتزا می خواد.

– سلام .دستت درد نكنه دو تا پیتزا مخصوص بذار ما ببریم.

– نوشابه هم میخوای؟ 

انگار مشكل نوشابه بود.

– آره یه دونه از این خانواده ها میبرم.

– یه ربع بیست دقیقه ای طول میكشه ها 

– ایراد ندارهدستت درد نكنه 

پولشو بهش دادم و اومدم تو ماشین تا اونجا منتظر بشممثه گرگ گرسنه به شكاری كه كرده بودم نگاه میكردمحداقل 25 سال و داشتخدا می دونه چقدر تا حالا كس داده بودخوب شد كه كاندوم گرفته بودم.

– چی شد؟ 

– الان حاضر میشه.

از اینكه من بی پروا بهش نگاه میكردم خجالت میكشیدبه نظر آدم مظلومی میوداصلا بهش نمیومد اهل دستور دادن باشه.بیشتر بهش آدم تو سری خوری میومدوقتی قیافه میگرفت صورتش مسخره میشدزود میفهمیدی كه داره فیلم بازی میكنه.

– چند سالته منیژه خانم؟ 

– بیست و سه 

– اصلا بهت نمیادجوونتر میزنی 

یه لبخندی زد و شروع كرد به شكوندن قلنج انگشتای دستشاصلا بگی یه ذره لطافت داشت، نداشتچاره ای نبوددیگه راه برگشت نداشتم.اگه می خواستم این دست و اون دست كنم دیر میشد و دیگه از كس خبری نبود.

پیتزارو گرفتم و به طرف خونه راه افتادیمماشینو پارك كردم و با منیژه از ماشین پیاده شدم.

– تو روتو سفت بگیر.

همین كارو كردنمی دونستم اگه یه نفر بهمون گیر بده چی بگم؟ حاضر بودم بگم این جندس و پاش وایسم و تاوان پس بدم ولی دروغی نگم كه این زنمهجلوی ورودی نگهبان وایساده بود و مارو نیگا كردسلام كردم و رد شدمچیزی نگفتنمی دونم شاید حدسهایی میزد ولی 

به هر صورت با آسانسور رفتیم بالاتو راهرو پرنده پر نمیزدبهترین ساعت بودهمه اونایی كه باید از خونه میرفتند بیرون،‌رفته بودندكلید انداختم به در و رفتیم تو.

تو آپارتمان هیچی نبودكفش موكت بود و لاغیریكی از پنجره ها رو روزنامه چسبونده بودمخیلی تاریك شده بود ولی برای كس كردن خوب بود.منیژه خودش رفت و تمام خونه رو سرك كشیدمنم رفتم تو آشپزخونه و چیزایی رو كه خریده بودم گذاشتم رو كابینت.

– اینجا چرا اینجوریه؟ هیچی نداری كه 

اوه چقدر بدشازده خانم شرمنده كه خونه خالیه.

– می خواییم اینجارو اجاره بدیم.

– چند اجاره میدی؟ 

– چطور؟ 

– من اجارش میكنم 

به به لابد منم میشم صاب جنده خونهباید بیام و دم در میز بذارم و ژتون بفروشم هان؟ 

– اجاره شدهیه ماه هم پول دادندمنتها هنوز نیومدند توش.

– بیا غذاتو بخور سرد میشه دیگه.

چادرشو از سرش در اورد و مانتوشم باز كردرفت و نشست كنار دیوار اتاقیه جعبه پیتزا بهش دادمخودمم اومدم و نشستم روبروشدو تا لیوان یه بار مصرف رو كه گرفته بودم پر نوشابه كردمدامن پوشیده بودپاهاشو تو سینش جمع كرده بود و كف پاشو گذاشته بود زمینجعبه پیتزارو گذاشت رو زاونوهاش و با دست دیگه از توش پیتزا بر میداشتمنم رفتم و به دیوار روبرو تكیه دادماصلا میل نداشتمولی برای همراهی با اون شروع كردم به خوردنمثل گاو میخوردانگار از قحطی در رفتهبا خودم فكر كردم گناه كس كردنم با سیر كردن شكم گرسنه این جنده خانم پاك میشهبهش نیگاه میكردم و خوردنشو تماشا میكردممعلوم بود كه گشنشهبیچاره راست میگفتدید كه من دارم بهش نیگاه میكنم.یه لبخند مرموزانه ای زد 

– دستت درد نكنه خوشمزه اس 

دامن پاش بودپر دامنشو گرفت و اورد بالا و انداخت رو شكمشپاهای سفید و خوشگلش مشخص شدعجب تیكه ای بودته روناش یه تیكه كس پشمالو دیده میشداصلا شورت پاش نبود.بدون نگاه به من غذاشو میخوردهیكل خوشگلی داشتپاهاش عضله ای بودندولی یه ذره سلیقه و لطافت نداشتشاید خیلی زنها آرزوی داشتن همچین هیكلی رو داشته باشندولی حیف كه تمیز نبوداصلا دیگه نمی تونستم پیتزا بخورمرفتم نشستم كنارش 

– من تازه صبحونه خوردم بیا مال منم بخور.

فقط دو سه تا تیكه ازش خورده بودمپاهاشو دراز كرددامنش هنوز بالا بوداما روی كسشو گرفته بوددسمتمو بردم لای دامنشروناشو بهم چسبوند و با پشت دستی كه پیتزاشو گرفته بود ، دستمو رد كرد 

– نكن 

– بذار فقط نیگاش كنمدست نمیزنم 

دستشو كشید كناردامنشو زدم بالابوی عرقی میداد كه نگو و نپرسراستی راستی حالم داشت بهم میخوردچطوری می تونستم اینو بكنم.منو بگو كه صبح زود رفته بودم حموم و مثلا خودمو واسه یه خانم شیك و تر و تمیز آماده كرده بودمپشمای سیاه كسش نمی ذاشت آدم چیزی ببینهولی پاهای خوشگلی داشتیه دونه مو روشون نبودجوراباش تا زیر زانوهاش بالا اومده بودندكف جورابش سوراخ شده بودزردی پاشنه پاش معلوم بود.

– آخرین بار كی رفتی حموم؟ 

– چطور؟ 

– می خوای اینجا با هم بریم حموم؟ تا حالا تو وان حموم نشستی؟ 

– نه من حموم نمی خوام برم 

عجب هپلیی بودپیتزاهای منم خوردتا حالا ندیده بودم دختر یا زنی بتونه یكی و نصفی پیتزا بخورههمیشه با هركی می رفتم بیرون پیتزاهای اضافی اونا رو هم من می خوردموقتی غذاش تموم شدواسه خودش نوشابه میریخت و می خورد.

یه آروغی زد كه صداش داشت سقفو میاورد پاییناه اه حالم داشت بهم میخوردحیف كیر كه بره تو كس این زناصلا بگی یه ذره جاذبه داشته باشهاگه همونجا وسط اتاق میرید تعجب نمیكردم.

– پاشو باهم میریم حمومهم اینكه با هم حال میكنیم،‌ هم اینكه تمیز میشیخیلی كثیفیبالاخره اینجا نری باید یه جای دیگه بری.

– آب داغه؟ 

– آره بابا اینجا همیشه اب داغه.

بردمش دم در حموم و توی حموم و بهش نشون دادم تا بلكی تشویق بشه.

– منكه اینجا لباس ندارم .

– ایراد نداره با لباس كه نمی خوای بری تو آب.

شروع كردم به لخت شدنوایساده بود و منو نیگا میكرد.

– من نمیام اگه میخوای بری تو برو من منتظر میمونم.

– چی چی رو من نمیام؟ می برمت 

رفتم تو حموم و شیر آب و باز كردم تا وان پر بشه.

– بابا همش پنج دقیقه میریم توش.

رفتم طرفش و دامنشو كشیدم پایینمقاومتی نكرددامنش كشی بود راحت در میومدجورابشم خودش در اوردیه بلوز هم بیشتر تنش نبود.كرست هم نداشت.زیر بغلش پشم داشت به چه اندازه از پشم كسش بلند تر.به عمرش به خودش تیغ نزده بودوان كه تا نصفه اب شد اوردمش تو حمومخودمم هم لخت لخت شدمكیرم اصلا از جاش تكون نخورده بودبدنش سفید سفید بود ولی بو میدادسینه هاش بزرگ بودندوقتی بهشون دست زدم و چلوندمشون باز دستمو رد كردبردمش تو وانهمونطوری وایساده بود و منو نیگا میكردتو اون خونه هیچی نداشتیم جز یه صابون دستشویی با یه حوله دست.

– بشین دیگه 

تا نشست دوشو باز كردم و سرشو آوردم زیرشتازه انگار خوشش اومده بودچیزی نمی گفتسرشو گرفت زیر دوشو خودش موهاشو زیر دوش خیس كرد و دست می مالیدچشماشو بسته بود و رو صورتش دست میكشیدصابونو آوردمو و شروع كردم به شستن موهاش.

– بده خودم 

صابونو دادم بهشمن هنوز بیرون از وان بودماگه خیس میشدم چیزی نداشتم كه خودمو خشك كنم.وقتی سرشو صابونی كرد صابونو داد من.شروع كرد به مشت و مال دادن موهاشمنم شروع كردم به صابونی كردن بدنشسینه هاش زیر دستمام سر میخوردنوكش برجسته شده بوداین دفعه دیگه چیزی نمی گفتخیلی دلم می خواست از جاش بلند شه و كسشو براش بشورمسرشو كه شست از جاش بلند شد.صابونو ازم گرفت و دوبار شروع كرد از بالا خودشو صابونی كردندلم می خواست باهاش برم تو وان و باهاش ور برمخیلی راحت پاهاشو باز كرد و صابونو لای كسشم مالیدبعد یه پاشو گذاشت لبه وان و تا پایین صابونیش كرد بعد اونیكی پاشو گذاشتبوی عطر صابون تو حموم پیچیده بود.بدنش لیز شده بوددستمو بردم لای پاهاش چیزی نگفتصابون كردن بدنش تموم شده بود فقط منتظر بود من دستمو از لای كسش در بیارم.پشماش كه خیس شده بودند تازه لبای كسشو میشد دیدهمه چیزش عالی بود فقط جذاب نبودیعنی كثیف بود و پشمالو.

حموم كردنش تموم شدچیزی برای خشك كردنش نداشتمیه حوله دست بوداونو دادم موهاشو خشك كنهچیز دیگه ای نداشتمبا زیر پوش خودم هم تنش خشك كردمتقریبا خشك شده بود ولی به موهاشو كه دست میزدی هنوز نم داشتچاره ای نبودسشوار كه نداشتیماز تو كیفش یه بورس در اوردبورس كه چه عرض كنمیكی در میان شونه هاش افتاده بودخوشگل شده بودهمونطوری كه جلوی آینه دستشویی وایساده بود و بورس تو موهاش گیر كرده بود از پشت بغلش كردمموهاش بوی صابون دسشویی میدادخیلی بهتر شده بودموهای زیر بغلش زیاد بودند ولی قابل تحمل بودندسینه هاشو می مالوندمچیزی نمی گفتبه كارش ادامه میدادموهایی رو كه تو بورسش گیر كرده بودند یكی یكی از توش می كشید بیرونكیرمو لای لپای كونش فشار می دادمهیچی نمی گفتكم كم سینه هاش سفت تر شدندنوكش كه خیلی وقت بود سیخ شده بودبدنش داغ بودوقتی گردنشو بوس میكردم دست از بورس كشیدن بر میداشتبورسو گذاشت لب كاسه دستشویی و خودش دستامو از دور كمرش باز كرد و برگشت طرفملباشو گذاشت روی لبامبه زور زبونشو هل داد تو دهنمحالا كه نمی خواستم از این یكی لب بگیرم خودش به زور ازم لب میگیرهدستاشو دور گردنم انداخته بود و سفت فشارم میداددستمو از پشت بردم روی كونش و چنگ زدمبا نوك ناخنم به پشت كمرش كشیدماونم همین كارو كرددیگه واسم مهم نبود كه دندوناش زرده یا اینكه گوشه لبش تب خال زدهاصلا به این چیزا اهمیت نمی دادمخوشمزه ترین لب و دهن و داشتولم نمی كرددستمو اوردم جلو و سینشو گرفتمهمین باعث شد كه لبامون از هم جدا بشهنگاهی به دستم انداختسینشو چنگ زدم و نوك سینشو لای دو تا انگشتم گرفتم و فشار دادمزبونشو از دهنش در اورد و سیخ كرد رو به منمنم همین كارو كردمخیلی با احساس و آروم نوك زبونهامونو به هم می مالیدیمیهو مثل وحشی ها هجوم اورد و زبون منو گرفت و كرد تو دهنشخیلی حال می دادكیرمو تو شكمش فرو میكردمشده بود به اندازه یه دسته تبردست انداختم و یه پاشو اوردم بالاپاشو دور زانوم حلقه كرداز پشت دست انداختم كونشو گرفتم و چنگ زدمبعدش با نوك ناخنم روی كونش دایره میكشیدماز خودش صدا در میوردحس میكردم اون بیشتر از من داره حال میكنهاصلا هیچ جنده ای اینجوری كار نمیكرد.

– بریم تو اتاق بسه دیگه 

دستشو از دور گردنم باز كردیه نیگاهی به كیرم انداختقرمز قرمز شده بودپوزخندی زد و دستشو دور كیرم حلقه زدسر كیرمو فشار میداد.خیلی حال میداداصلا نمی تونستم از جام تكون بخورماون یكی دستشو اورد و برد زیر خایه هامخایه هامو گرفت تو مشتشدستش گرم گرم بودخیلی حال میدادرو زانو نشست و كیرمو كرد تو دهنشقبلا موقع لب گرفتن گرمای دهنشو حس كرده بودماما حس كردن گرمای دهنش با كیرم یه چیز دیگه بودداشتم دیونه میشدمهمونطوری كه ساك میزد دستاشو از دور كیرم برداشت و شروع كرد با نوك انگشتاش روی پاهام خط كشیدندیگه تحملم تموم شدزود كیرمو از دهنش كشیدم بیرون و زود رفتم سر كاسه دستشوییآبم با فشار پاشید بیرونموقع اومدنش چشمامو بستموقتی چشمامو باز كردم دیدم دیوار روبرو و شیر اب ، آب كیری شدندهمه جا ریخته بود جز تو كاسه دستشوییشیر ابو باز كردم و همه جارو شستمبرگشتم دیدم منیژه نیسترفتم تو اتاق دیدم نشسته و تكیه داده به دیوار و داره سیگار میكشهاونطوری كه چمباته زد بود میشد راحت لبای كسشو دیدچوچولش گنده بود و زده بود بیرونكسش از هم باز شده بودچند تیكه گوشت اضافی ازش زده بیرون انگار نارنجك تو كسش تركیده بودرفتم نشستم كنارشدستمو از بالا بردم رو كسشخودش كاملا پهن زمین شد و پاهاشو از هم باز كردكسش خیس بودانگشتمو بالا و پایین میبردمدستم خیس و لزج بودانگار خیالیش نبودنه حرفی میزد و نه عكس العملی از خودش نشون میدادفقط سیگارشو میكشیدجرات كردم و یه انگشتمو تو كسش فرو كردمشروع كردم یواش یواش تكون دادن.

– تند تر 

چه عجببالاخره یه چیزی گفت تكلیف مارو روشن كردبه كارم ادامه دادماما هیچ عكس العملی تو صورت منیژه نمی دیدمزل زده بود و به انگشتم نیگا میكردبا هر بار فرو كردن من ، انگشتم تو جنگل پشم كس غیب میشدسیگارش تموم شددستشو اورد و كیرمو گرفت تو دستش.

– دوباره بلند شده ؟ 

چیزی نگفتم و به كارم ادامه دادم.

– بیا بكن توشبسه دیگه.

از جام بلند شدم.

– بذار برم یه شاش بكنم.

رفتم دستشوییدستمو نگاه كردمخیس بود و چسبناكچند تا دونه پشم هم به دستم چسبیده بوددستم و شستم و یه شاش حسابی هم كردموقتی برگشتم دیدم منیژه چادرشو كف اتاق پهن كرده و منتظره منهاز تو جیب شلوارم یه كاندوم در اوردم.

– من تمیزم به خدا 

– می دونم ولی میترسم حاملت كنم 

هرچی زور زدم نتونستم با دندون جلد روی كاندمو پاره كنمدستشو دراز كرد و كاندوم ازم گرفتخیلی آروم و ماهرانه با دست پارش كردرفتم جلوش سیخ وایسادمكیرمو گرفت تو دستشو شروع كرد به مالیدنكیرمو مثل دستگاه فشار خون گرفته بود تو دستشو و هی تلمبه میزد.دستش گرم بودقالب كیرم بود اصلا انگار دستشو واسه كیر گرفتن آفریده بودند.كیرم سیخ شده بود ولی نه به اون اندازه كه بشه روش كاندوم كشیددوباره كیرمو كرد تو دهنشآخ چه حالی میدادبا زبونش با كیرم بازی میكردیهو خیلی یواش دندوناشو رو كیرم كشیددیگه حسابی سیخ شده بودمكاندوم و راحت رو كیرم كشیدخودش خوابید رو زمین و مانتوشم مچاله كرد و گذاشت زیر سرشپاهاش و از هم باز كرده بود.هیچی معلوم نبودفقط وقتی پاهاشو تو سینش خم كرد میشد سوراخ كونشو دیدفكر كنم اون تیكه دچار ریزش مو شده بودبهر حال جلوش قرار گرفتم و كیرم گذاشتم لای لبای كسشخودش با دستش لبای كسشو از هم باز كردسر كیرمو یواش فرو كردم تو كسشرفتم و روش خوابیدمدستامو بردم زیر بدنش و بغلش كردمزمین سفت بودآرنجم درد میگرفتكس كردنمون هم مثل بقیه چیزامو با حداقل امكانات انجام میشدكسش خیلی تنگ بوداصلا بهش نمیومدبا اون كسی كه من دیده بودم حس میكردم باید گشاد باشه ولی نبودپاهاشو انداخت دور كمرمدستاشو گذاشت پشتم و منو به سمت خودش فشار میداداینقدر پاهاشو سفت كرده بود كه نمی تونستم تكون بخورماصلا جلو و عقب كردن سخت شده بودبهر زحمتی بود شروع كردم به كردنوقتی فرو میكردم اونم با دست و پاش منو بیشتر به سمت خودش فشار میدادكیرم اینقدر گنده شده بود كه فكر كنم تا زیر معدش هم میرفتخیلی حال میكردم ولی اصلا از آب كیر خبری نبودخیس عرق شده بودمبه زور دهنمو به طرف خودش كج كرد و لباشو گذاشت رو لبمزبونشو دوباره فرو كرد تو دهنماصلا برام این همه كار بطور همزمان و موازی امكان نداشت.دست از كردن كشیدمكیرمو تا ته تو كسش فرو كردم و شروع كردم لب گرفتن.خودش لبشو از لبم جدا كرد.دوباره شروع كردم به كردن.

– بیا جامونو عوض كنیم.

دیگه صداش برام عادی شده بودبهترین صدای دنیا بودكیرمو از كسش كشیدم بیرونخیس خیس بودكاندوم دور كیرم برق میزدمونده بودم كدوم به حالت باید ادامه بدم كه دیدم بلند شد.

– بخواب دیگه 

دراز كشیدماومد بالای كیرم و با دستش كیرمو گرفت و سیخ نگهش داشتبعدش مثل كامیونی كه میخواد بارشو خالی كنه یواش یواش عقب اومد و كسشو گذاشت رو كیرم و یواش نشست روشهمینطور كه كیرم تو كسش میرفتچشماشو می بست و دندوناشو بهم نشون میداد.دستمو انداختم رو كونشو شروع كردم به بالا و پایین كردنشاصلا دلش نمی خواست از جاش بلند بشهدوست داشت همونطوری كیرم تو كسش باشه و هی خوشو تكون تكون بده و عقب جلو كنهكیرم داشت تو كسش میشكستدستمو بردمو با نوك انگشتم درز كونشو پیدا كردم و یواش یواش انگشتمو فرو كردمانگار قلقلكش اومده باشهچشماشو باز كرد و دستمو از در كونش هل داد عقب.

– پاشو سگی بكنمت.

– الانیه خرده دیگه 

دوباره همون كارهای قبلی رو تكرار كرد اصلا نمی ذاشت من حال كنمنوك كیرمو تو كسش به یه جایی میمالوند یا شاید هم با نوك كیرم تو كسشو میخاروند.

وضعیتو تغییر دادیم و به روش سگی قرار گرفتیمكیرمو كه تو كسش فرو كردم دیگه رحم نكردمشروع كردم به كردنخیلی حال میداد ولی آبم نمیومدبا دستم لپهای كونشو گرفته بودم و عقب جلو میكردموقتی بدنهامون به هم میخورد كونش میلرزید و چلپی صدا میدادبا دستم لپهای كونشو از هم باز كردمسوراخ كونش معلوم بودقرمز رنگ بودمثل كون میمونبا دیدن سوراخ كونش بیشتر تحریك میشدممانتوشو كه قبلا بعنوان متكا ازش استفاده كرده بود اونجا بود و تو مشتش گرفته بودچنگ زده بود بهشمعلوم بود كه خیلی داره حال میكنهچشمامو بسته بودم و هیچی حالیم نبودنفسم داشت بند میومدو تمام حواسمو داده بودم به منیژهفقط منیژه و كس منیژه.

– پس چی شد؟ 

چشمامو باز كردم دیدم مشت دستاشو باز كردهسرشو به طرف من برگردونده بود.

– داره میاد 

به كون منیژه نگاه كردم و بعدش چشمامو بستمدیگه هیچی نفهمیدم.

وقتی كیرمو از تو كس منیژه كشیدم بیروندیدم به اندازه دو قطره ازم اب اومدهفكر میكردم الان به اندازه یه گالن بیست لیتری میاد ولی…. منیژه پاشد و رفت طرف دستشویی.

– خودمو كجا بشورم؟ 

توالت آپارتمان فرنگی بودو البته دستمال كاغذی هم نداشتیمای كاش از تو ماشین اورده بودم.

– برو تو وان و با دوش دستی خودتو بشور.

من اومدم تو دستشویی دیدم نشسته كف وان و با دوش داره كسشو میشورهاز جاش بلند شد با زیر پوش من خشكش كرددیگه این زیر پوش واس من زیرپوش نمیشد.ازش گرفتم و كاندومم لای زیر پوشم در اوردم.

دوتایی تو اتاق نشسته بودیمهنوز ته شیشه نوشابه بودنصفش كردم و برای خودم و اون ریختم.

– من چقدر باید بهت بدم؟ 

– هرچی دوست داری 

– من از این جمله بدم میادبگو تا بهت بدم.

– منو غذا بده و یه جاهم نگهم دار پول نمی خواد بدی.

– من جا ندارماین خونه هم دو سه روز دیگه توش میشینند.

– كسی نداری منو ببری پیشش؟ 

– تو مگه خونه و زندگی نداری؟ 

– نه از دست شوهر و مادر شوهرم فرار كردم اومدم تهران 

دختر فراری شنیده بودیم اما زن فراری نه.

– وایسا زنگ بزنم.

زنگ زدم و به یكی از بچه ها گفتمخودمون هم از خونه زدیم بیرونهنوز نیم ساعت نگذشته بود كه بچه ها بهم زنگ زدندجریان و براشون گفتمو باهاشون قرار گذاشتم و منیژه رو دادم بهشون.

منیژه تقریبا دو هفته پیش بچه ها بودكسی نبود كه منیژه رو نكرده باشهخودمم یه بار دیگه رفتم و كردمشاما اینبار كلی فرق كرده بودهم آرایش كرده بود و خوشگل شده بود هم پشماشو زده بود.

Date: ژانویه 28, 2018