کون دادن به دو نفر کمتر از یه ساعت

0 views
0%

سلام داستانهای زیادی تو اینجا خوندم نزدیک دوساله میام سایت شهوانی داستان من برمیگرده به چند روز پیش که گفتم تا داغه بنویسم داستانم گی هستش پس هرکس دوس نداره نخونه واقعی هم هستش باور کردنش با خودتون راستشو بخواید حدود 22 سالمه اسمم پارسا هستش اندامم هم بخوام بگم کلا بدن بدون مویی دارم خیلی کم مو در میارم اونا رو هم هر هفته یا دوهفته یبار با پودر مو بر تمیز و صاف میکنم جوری که خودم واسه خودم راست میکنم انقدر سایتای سکسی میرم و داستان میخونم هر روز حشری حشری هستم اکثر داستانای گی رو میخوندم بخودم میگفتم چجوری آخه یه کیر گیر میارن من برعکس همه دنبال یه کیر کوچیک بودم و خوش فرم که زیاد دردم نیاد بعضی وقتا تفریحی سیگار میکشیدم ولی پایه قلیونم خفن یه روز به خودم گفتم امروز هر جور شده باید یکی باشه و با وجود اون خودمو خالی کنم نه اینکه خود ارضایی پاشدم رفتم پارک محل اولین نفری که به ذهنم رسید و دیدم دربون پارک بود دیدم تو کیوسکش نشسته داره سیگار میکشه راستشو بخواید چون آدم فوق العاده تمیز وحساسی هستم دلم نمیومد برم پیشش دنبال یه سیگاری میگشتم که با آتیشش سیگارمو روشن کنم حالا انگار همه واسمون مثبت شده بودن مجبورا رفتم پیش همون نگهبانه دیدم بغل پنجره کیوسکش نشسته داره سیگار میکشه رفتم جلو گفتم آقا آتیشتو میدی اشاره به در کرد چون جلو پنجره شمشاد بود و دستش نمیرسید تا درو وا کردم روزمین دیدم یه پتو هستش یه دلم میگفت برم بشینم همونجا ولی چون اولین بارم بود میترسیدم هیچی فندکشو گرفتم و روشن کردم و اومدم رو یه صندلی که حالت انگلیسی کنج بود نشستم همینجور که نشسته بودم یه نخ تموم شد و داشتم یکی دیگه روشن میکردم که یه مرد حدود 35 40 ساله اومد گفت سیگار داری گفتم آره بفرما یه نخ دادم روشن کرد و تشکر و خیلی آروم قدم زنان رفت پیش خودم میگفتم چی میشه یه مکان داشته باشه و بریم اونجا بهش بدم تو همین فکرا بودم که بعد 5 دقیقه دوباره اومد از جلوم رد بشه یه خنده ملایم کرد منم گفتم سیگار میخواید هستا گفت نه خیر سرم اومدم یکم قدم بزنم حال و هوام عوض شه گفتم خلاصه تعارف نکن اومد کنارم نشست و شروع کرد چند سالته و منم پبش خودم گفتم فک کنم خودشه همونیه میخواستم همینجوری گرم صحبت بودیم که گفتم سیگار میکشی گفت تنگی نفس دارم کم میکشم یدونه روشن کن آخرشو بده به من منم گفتم پس بشین برم روشن کنم رفتم پیش نگهبانه که برگشتم گفتم حاجی فندکتو میدی برگشت گفت دوست پیدا کردی منم کونم خارید و گفتم شما هم دوست مایی گفت فندک بمونه یادگاری حالا فندکه از این دوتومنیا بودا از من انکار و از اون اصرار خلاصه گفتم ممنون و گفت خواهش میکنم به ما هم سر بزن دوست من هیچی نگفتم و اومدم پیش یارو بعد چند دقیقه دستشو انداخت پشت گردن من رو پشتی نیمکت پارک و شروع کرد زید داری و چجور پسری هستی و من دیگه داغ کردم بعد یکم حرف زدن بهش گفتم خیلی آدم داغی هستم و همیشه دوس دارم زیدمو بمالم و من ازش پرسیدم گفت زنم مریضه و چند وقتیه چیزی به تور ما نخورده یهو برگشت گفت نمیدونم چرا رفتیم تو این بحثا و حالمو خراب کردی منم گفتم خوب برو دسشویی اینجا خودتو خالی کن گفت من دیگه انقدر سکس و اینا داشتم که به این زودیا آبم نمیاد گفتم برو حالا الان داغی زود ارضا میشی گفت باشه تو میشینی گفتم پ ن پ میام آبتو ببینم نشستم تا بیای تا پاشد بره گفت کاش میومدی بازم ترس برم داشت گفتم برو تا یه سیگار بکشم تمومه و میای یارو تا رفت کونم شروع کرد به خاریدن گفتم کاش ساک میشد میزدم آبشو میاوردم خلاصه پاشدم رفتم دسشویی پارک سه تا دسشویی داشت با یه فرنگی بزرگ دیدم دوتاش پره اولی رو زدم گفتم اینجایی که یهو در واشد یه پسره اومد بیرون گفت اونجا بودم اینجام انقدر داغ کرده بودم میخواستم بگم اونجات تو اینجام پسره دستاشو شست و خندید و رفت منم فهمیدم اونیکیه در زدم گفت اهه گفتم اینجایی گفت اره گفتم نیومد گفت بذار برسم گفتم بیا دسشویی فرنگیه بزرگتره منم ببینم اومد بیرون کمربند باز کیرش از رو شلوار پف کرده بود خالیبندی دوتا از دردسشوییا رو بستم که مثلا آدم هست توشون یکیشو هم آبشو باز گذاشتم که صدا آب یکم صدا داشته باشه رفتم تو فرهنگیه یارو تا منو دید روشو کرد اونوری و یه تف انداخت کف دستش و داشت جق میزد بمن گفت روم نمیشه نبین منم شلوارمو کامل درآوردم و آویزون کردم گفت چیکار میکنی گفتم هیس یواش صدات میره بیروت میخوام دسشویی کنم شرتمو تا زانو دادم پایین و رفتم از بغل کیرشو گرفتم یهو برگشت نشست رو دسشویی فرنگی و گفت میخوری گفتم آخه تفی شده گفت بشورش گفتم نمیخواد آروم کردمش تو دهنم اولش یه مزه شوری میداد یواش با ناخنام با تخماش بازی میکردم و آروم واسش ساک میزدم یه 5 دقیقه که زدم دهنم سست شد بهش گفتم خبری نیس چرا نمیاد گفت دیر آبم میاد گفت برگرد برگشتم گفت قنبل کن کونتو بذه عقب منم دادم و آروم یه کم تف مالید دم سوراخم و با یه انگشت کرد تو اولش یه کوچولو درد داشت ولی شهوتم بالا بود بعدش که دوتایی کرد تو اومدم سمت راستش وایسادم انگشت اشاره و وسطی دست راستش تو سوراخم بود واقعا درد داشت من موندن بعضیا میگن کیر 20 سانتی با قطر 6 7 رفت تو کونمون چجوری تحمل کردن قطر 2 تا انگشت 3 سانت هم نمیشد خلاصه منم خم شدم و واسش ساک زدم جوری که دستش به سختی به سوراخم میرسید دیدم دست چپش بیکاره اونم از زیر آوزدم رو کیرم گذاشتم تا باهاش بازی کنه همینجوری که سوراخمو با یه دستش میکرد و با اونیکی دستش کیرمنو میمالید دیدم محکم داره میکنه تو و دردش بیشتر شد یهو گفت داره میاد منم سرعت ساک زدنمو بیشتر کردمو یه آه کشید و آبش ریخت تو دهنم از اونور هم من آبشو تف کردم بیرون و داغ شدم و آبم بافشار اومد و نصف بیشترش ریخت روشلوارش یه نمه از دستم ناراحت شد و پاشد شلوارشو پوشید و گفت من اکثرا تو این پارکم فعلا که گه زدی به ما و رفت منم درو بستم و داشتم خودمو جمع و جور میکردم که دیدم در میزنن گفتم اهه یهو یکی گفت پسر جون این تو هستی گفتم شما گفت باغبونم باز کن دودل بودم خلاصه باز کردمو اومد تو من فقط شرت داشتم گفت دیدمتون اومدید تو و از اون موقع جلودر صداتون رو میشنیدم گفت پایه هستی به کیر ما یه حالی بدی واقعا حال نداشتم بهش گفتم نمیشه یه وقت دیگه بدون هیچ حرفی دیدم برگشت سمت در و گفت مرسی دلم به حالش سوخت دستمو گذاشتم رو دستش نذاشتم درو بازکنه برگشت نگام کرد دستمو گذاشتم رو کیرش و دیدم راسته راست کرده بهش گفتم تمیزه گفت لباسامو نبین روزی دوبار حموومم بعد گفت ساکت مردم میان دسشویی و صدامون میره میفهمن بعد آروم کمربندشو باز کردم و شلوارشو داذم پایین یه شرت آبی پاش بود اونو تا دادم پایین کیرش مثل فنر افتاد بیرون گرفتم دستمو یارو رو نشوندم رو دسشویی فرنگی یه بوس کردمش و یه تف انداختم رو کیرش کیرش زیاد کلفت نبود ولی خیلی دراز بود خوش فرم و خوشکل بود تف رو انداختم رو کیرشو شرتمو دادم پایینو آروم تنظیمش کردم تا بره تو سوراخم یکم درد داشت ولی چون یارو قبلیه با انگشتش سوراخمو باز کرده بود زیاد درد نداشت من دوباره راست کردم کیرش از اینور میخورد ته معدم خیلی داغ بود احساس میکردم یه آبی از سوراخم میاد بیرون یجورایی سوراخم عرق کرده بود انقدر گرم بود خودمم خیس عرق بودم بعد یه ذره کردن پاشدم که قنبل کنم از پشت منو گرفت برگردوند رو به خودش و دوباره کرد تو سوراخم از جلو بعد یکم کردن تا اومدم بلندشم که قنبل کنم خودش ضربه بزنه آبش بیاد دیدم محکم گرفتتم و پیرهنمو داد بالا و نوک سینه هامو میک میزد سینه هام کم موئه و خوش فرمه دیدم دیگه داره گاز میگیره واقعا داشت دردم میومد داشت گوشت سینه هامو میکند با دندوناش داشت تندتر تلمبه میزد و منو رو کیرش بالا پایین میکرد دیگه صدای شالاپ شلوپ همه جارو پر کرده بود خیلی ضایع بود صداش یعنی اگه کسی تو دسشویی بغلی یا حتی جلو در ورودی بود میشنید منم به خودم میگفتم این دربون پارکه اگه چیزی شد این هستش اول اینو میفرستم بیرون آمار بگیره بعد خودم میرم این باغبونه هم مثل اونیکی آبش دیر میومد یهو یه داد بلند کشبد و یه آه گفت و منو محکم رو کیرش نشوند و خالی کرد آبشو تو سوراخم واقعا حس کردم یه لیتر آب توم خالی کرد سوراخم داغ داغ بود یه حس سوزش هم داشتم داشتم شرتمو میدادم بالا که یهو گفت نامردیه تو خالی نشی کیرمو گرفت دستش و از اونوز فک کنم از سوراخم آب یارو میومد کیرمو کرد دهنش و فک کنم 10 بار عقب جلو نکرده بود آبم اومد و اولشو خورد و دهنشو سریع کشید بیرون و آبم ریخت رو زمین یارو خودشو مرتب کرد و داشت میرفت بیرون یه دستی رو کونم کشید و گفت خیلی حال داد و ممنون بهش گفتم یه آمار میگیری ببینی کسی نیس من بیام تا یارو رفت بوی آب منیع خفن میدادم خودمو شستم و جمع جور کردمو یارو در زد گفت بیا پیشم یه سیگار بکشیم خبری نیس از در دسشویی اومدم بیرون و رفتم پیش یارو تو کیوسک نگهبانی گفت سیگار میکشی گفتم نه گفت از دستم ناراحتی گفتم نه حال داد مرسی خلاصه موقع خدافظی بهم گفت تنها زنذگی میکتمو زن بچه ندارم خواستی در خدمتم گفتم مزاحم میشم با اجازه اومدنی به خودم گفتم تو یه ساعت به دوتا غریبه دادم و کونیه کونی شدم رفت بازم داستان دارم ولی نه با اونا شرمنده اگه بد نوشتم بای نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.