گی با علی

0 بازدید
0%

برای مدتی شهرستان زندگی می کردیم و دوباره برگشتیم همین جا در مدتی که انجا بودم چند تایی دوست پیدا کرده بودم از جمله آنها پسری بود به اسم علی که بعد ها برای دیدن من به خانه مان آمد آن روز ها علی نوجوانی تازه بالغ بود چیزی که من بعدا فهمیدم اون روز که علی به خانه مان آمد از دیدنش بسیار خوشحال شدم او چهره ای روستایی داشت و در اثر کار های سنگین تنومند بود و بسیار درشت اندام تر از سن ش رشد کرده بود البته با توجه به دیگر افراد خانواده شان او بخشی از این درشتی اندام را مدیون ارث ژنتیکی بود علی وارد شد و همان احوالپرسی ها و خبر خواهی های متدوال تا عصر آن روز که خانواده ما برای دیدار کسی بیرون می رفتند علی و من خانه بودیم و او میخواست حمام کند من که تمام آن روزهایی را که در شهرستان بودیم حسرت اندام علی را خورده بودم حالا احساس کردم فرصت مناسبی را یافته ام و در واقع همین طور هم بود علی داخل حمام بود من از لای در هر ار گگاهی بخشی از بدن او را می دیدم که از لابلای بخار و پشت شیشه مشجر به چشم میخورد چندین بار به بهانه های مختلف و الکی در زدم و رفتم و آمدم اما در هیچکدام از این دفعات نتوانستم به درستی با علی حرفی بزنم و یا توجه او را به خودم جلب کنم حتی پیشنهاد کمک کردن در تن شوی هم جواب نداد حسرت شهوت دلشوره و انواع و اقسام احساس های ناشناخته به سراغم آمده بودند اما بیشتر از هر چیز تمنای تن علی در من می جوشید تا آنکه دل به دریا زدم و برهنه شدم و به درون رفتم علی هاج و واج نگاهم کرد و دستش را روی کیرش گذاشت و به قول بعضی ها ستر عورت کرد من کمی روبرویش ایستادم و بی پرده و ناگهانی گفتم علی منو میکنی علی با دهان باز نگاهم کرد آب روی سر وصورتش می ریخت و مانده بود چه بگویئ که گفتم من دلم میخواد بهت بدم همیشه دلم میخواسته تو منو بکنی ولی نشده حالا که هر دو مون تنهاییم و فرصتش رو هم داریم منو بکن علی شوکه شده بود و برای لحظه ای دستهایش از دو طرف انندامش آویزان ماند در همان لحظه بود که تصویر کیر درشت او که زیر آب دوش جلوه زیبا تری اشت در جان من آتشی دیگر به پا کرد و تنم پر از تمنا شد تا علی به خودش بیاید و بخواهد مخالفتی کند به سرعت پیش رفتم و کیرش را در دست گرفتم و علی که میخواست خود را عقب بکشد سر جایش میخکوب شد برای لحظاتی هیچکدام از ما نمیتوانستیم به چیزی فکر کنیم آتشی انگار از سر انگشتانم که دور کیر علی حلقه زده بودند تا تمام جانم شعله می کشید سکوت طولانی داشت اوضاع را خراب میکرد و هر لحظه ممکن بود فرصت به دست آمده از دست برود برای همین بلا فاصله روی دوزانو نشستم و کیر علی را در دهان گرفتم آب از دوش به تن علی و روی کیرش و سپس روی صورت من می ریخت و همراه با کیر او به دهانم میرفت نفسم بند می آمد و جای درستی نداشتم اما می ترسیدم علی را از دست بدهم برای همین فقط کمی صورتم را به یک سمت متمایل کردم خایه های علی را در دست گرفته بودم و کیرش را می خوردم و چشمهایم بسته بود تا آنکه احساس کردم دستهای علی روی سرم قرار گرفته است آن موقع بود که توانستم چشمهایم را باز کنم و کیرش را در دست بگیرم و تازه فهمیدم تمام آن انتظاری که کشیدم بیهوده نبوده است در واقع هر تصوری که الان از آن کیر بدهم ممکن است با اغراق و توهم در گیر بشود و درست نباشد اما همان وقت یادم بود که از تمام کیر هایی که حتی در عکس ها دیده بودم بزرگ تر بود و داشت هر لجظه بزرگتر هم می شد علی که انگار تازه فهمیده بود چه خبر شده و چه تکه ای گیرش آمده به یکباره مست شده بود و با تقلای زیادی کیرش را در دهانم من عقب و جلو میکرد من کمی از تکان های شدید سرم ناراحت بودم برای همین هم دستهای او را از روی سرم برداشتم و خودم به آرامی شروع به لیسیدن و خوردن کیرش کردم اما بیشتر بیتاب دادن به اون بودم برای همین هم بلند شدم و کنار علی وایستادم و دستش رو گرفتم و گذاشتم روی باسنم علی نمیدونست باید چکار کنه و چی بگه بهش گفتم فشارش بده علی جان بمال منو علی با ناشیگری مشهودی اینکارو میکرد و من کم مونده بود از مود این کار بیرون بیام برای همین هم خودم رو کنار کشیدم و ازش خواستم بشینه لب وان و خودم دوتا پام رو دوطرفش باز کردم و اروم کیرش رو گذاشتم دم کونم دستهام رو دور گردنش حلقه کردم علی با دست کیرش رو درست گذاشت دم سوراخ کونم و نگهش داشت و من آروم نشستم روی کیرش و ای وای که هنوز هم وقتی فکر میکنم به اون لحظه درد و سوزش خوشایند و مست کننده اون دادن توی تموم تنم می ریزه بعد از اون دیگه هیچ فرصتی برای با هم بودنمون پیش نیومد و علی هم برگشت یه شهرشون سالها بعد یک بار علی رو همراه زن و دوتا بچه ش توی فرودگاه دیدم لبخندی زدم از کنارش رد شدم اما انگار اون منو یادش نمی

Date: August 22, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.