گی من با مجید

0 بازدید
0%

زود برم سر اصل مطلب چون زیاد نمیخوام سرتونو درد بیارم…
اولا بهتون بگم که حالم از کس شرایی که بعضیها مینوسنو اسمشو میزارن داستان بهم میخوره..یا داستان ننویسین یا اگه مینوسین یه جوری خالی ببنیدن که با عقل جور در بیاد!!
من اولین باریه که داستان ارسال میکنم..میخوام راجع به داستانی صحبت کنم که دو هفته پیش برام اتفاق افتاد… اگه هم فکر میکنی که این داستان هم مثل بقیه تخیلیه میتونی نخونی.. اما داستان :
من احسانم 18 سالمه ساکن یکی از شهرهای تهرون…داستانی سکسی که میخوام بنویسم مربوط میشه به سکس من و بهترین دوستم(مجید) که یه روز به چیزی که میخواستم رسیدم…یعنی حال کردن با مجید..
مجید از دوره ابتدایی تا آخرای دبیرستان همکلاسم بود… و همچنین از فامیلای دور منم به حساب میومد…کلا رفیق فابریک همدیگه بودیم…
یه روز من از علی (یکی از دوستام) یه حرفی شنیدم که باورش خیلی برام سخت بود..
بهم گفته بود که مجید به پسرخاله مادرش که 4 سالی ازش بزرگتر هم هست کون داده!!! اول باور نکردم بعد که از چند نفر دیگه هم شنیدم مطمئن شدم..
مجید اندام زیبا و دخترانه ای داشت و شباهت خیلی زیادی با مادرش که او هم خیلی زیبااندام و خوشگل بود داشت…
من که یه چند سالی میشه که معتادم نتم و صبح تا شب کارم دیدن فیلم و عکسهای سکسیه… خیلی دوست داشتم که منم یه روز مجیدو بکنمو یه حالی بهش بدم…
البته یه بار قرار شد که دوستم آمار یه دختره کسو بهم بده تا باهاش سکس داشته باشم عوضش اونم پول میگرفت ولی متاسفنه نشد و من تا به حال با کسی سکس نداشتم:(
بگذریم…مجید بیشتر موقعها خونشون خالی بود و پدرش که تا دیروقت سرکار بود و مادرش هم که بیشتر اوقات خونه مادربزرگ مجید بود!!
بنابراین ما بیشتر رفقا همش خونشون پلاس بودیم و ps بازی میکردیم..
یه روز ظهر که خونشون هیچکی نبود …مجید بهم تلفن زد که بیام خونشو با هم بریم خدمات کامپیوتری تا مانیتورشو بیاره خونه..
من هم که تو سرم نقشه هایی داشتم قبول کردم و رفتم…
بعد اینکه مانیتورو گرفتیم اومدیم خونشون و وصلش کردیم با pc
یه نیم ساعت آهنگ گوش کردیم و چند تا کلیپ خنده دار دیدیم!!
بعد من فلشمو که چند گیگ داخلش سوپر کرده بودم و درآوردم و وصل کردم به کامپیوتر…
به مجید گفتم خب : حالا شد یه فیلم درست حسابی..ببین حالشو ببر!!
سوپرهای خیلی باحالی بود…پنج دقیقه نگذشته بود که کیرامون سیخ سیخ شده بود!!!
من که اینو بهترین فرصت میدونستم تا مجیدو بکنم …. شلوارلیمو باز کردم و کیرمو که سیخ شده بود و درآوردم…
مجید هم بهم نگاه کردو با تعجب خنده کرد!!
داشتم با کیرم بازی میکردم که رفتم سراغ مجید گفتم بابا تو هم کیرتو در بیار تا حال کنیم خب!!
مجید هم مکثی کردو سرانجام کیرشو در آورد…کیرش هم نسبتا بزرگ بود اما از من یه سرو گردن کوچیکتر بود دی:
دیگه بعد جوری هوسی شده بودیم!! دلم میخواست سریع کیرمو بکنم تو کونش!!
شهوت بهمم ریخته بود…
به مجید گفتم میای یه کوچولو باهات حال کنم؟؟
مجید اول جا خورد بعد با تعجب پیشنهادمو رد کرد…
دلش میخواست که بهم بده ..از قیافش معلوم بود ولی انتظار چنین حرفی از من نداشت واسه همین بود که جا خوردو پیشنهادمو رد کردو…
اما من بهش گفتم که از قضیه تو و پسرخالت همه چیو میدونم و با دلخوری بهش گفتم که یه بار به اون دادی… یه بار هم به ما بده!!!
مجید صورتش سرخ شدو و فکرشم نمیکرد که من از این موضوع اطلاع داشته باشم ولی چون دستش رو شده بود قبول کرده بود که بهم کون بده!!
از آشپزخونه خونشون تو کاسه روغن کردم و آوردم تو اتاقش و در اتاقو هم قفل کردم!
صدای کامپیوتر رو که فیلم سوپر بودو هم زیاد کردم که صدای آه اوه بهم حال بده!!!
هرچی داشتمو در آوردم مجید هم همینطور..
رو تخت دراز کشید و من کیرمو با روغن حسابی چرب کردمو و نصف دیگه شم به کون مجید زده بودم…
آقا کونش حسابی چرب شده بود… اگه کیر خرم میکردی توش به راحتی میرفت…
من اول روی مجید خوابیدم اول باهاش لب گرفتم…
واااییییی چه حالی میداد… انگار با یه دختر داری لب میگری!!
مجیدم حتی از یه دختر هم زیبا تر بود..فقط یه کوس کم داشت…
بعد بوسه لباش سینهاشو لیسیدم…
مجیدهم خیلی دوست داشت بکنمش….چون بهش حال میداد
هنوز هیچی نشده بود یه خورده از آبم روی کیرم نشسته بود!!
دیگه وقتش بود که کیرمو بکنم تو کونش!!
خیلی آروم کیرمو فرو کردم تو کون نازش!!
بعد تا نصفه رفتم تو که آه بلندی کشید و کونشو درآورد!!
خیلی درد کشید.. بعد بهم گفت : خودم اول میشینم…
من اول یه انگشتمو کردم تو کونش تا کونش باز تر شه
بعد کم کم تا چهار انگشتمو کردم تو کونش…
بعد نشستم رو تخت و مجید اومد رو کیرم نشست..
خیلی آروم تا نصفه رفت بعد هم تا آخر کیرمو کرد تو کونش..
یواش یواش بالا پایین میرفت…
آخ خیلی حال میداد… خودشم آه و آی میکرد..
همینطور که کیرم بود تو کونش..خوابوندم رو تخت و اون رو به جلو خوابیده بود…
من هم میکردمش…
سرعت گایشمو بیشتر کردم…و کونش باز باز شده بود و کیرم به راحتی میرفت و میومد… باز هم سرعت تلمبه زدنو بیشتر کردم که حس کردم آبم داره میاد…
به مجید گفتم آبم داره میاد… میخوام بریزم تو کونت!!
روی مجید خوابیدم و لبامو گذاشتم رو لباش و آبم با فشار خارج شد تو کونش…
آبم گرمای خاصی داشت که هر دومون حسش میکردیم..
یه 5 دقیق بیحال و سست روش خوابیده بودم و همچنان کیرم تو کونش بود و باهاش لب میگرفتم..
مجید هم خیلی حال کرد حتی بیشتر از من..
پایان

دوستان این داستان کاملا واقعی بود و هیچ جاشو خالی نبسته بودم… حال خود دانی!!
من قصد دارم یه بار دیگه یه سکس با مجید داشته باشم..شاید داستان اونو اگه انجام شدو هم بنویسم..
امیدوارم که از این داستان لذت برده باشین..
بای

Date: می 21, 2018