گی من و یه مفعول خوشتیپ

0 views
0%

سلام این داستان گیه اگه دوس ندارین لطفا نخونید اسم من رضاست بیست و سه سالمه تاحالا با چند نفر سکس داشتم و تو روابطم فاعلم اکثر کیس ها رو از فیس بوک پیدا میکنم یه بار که داشتم تو فیس پرسه میزدم یکیو دیدم که قیافش به دلم نشست و اددش کردم سلام دادم و اصلم رو براش گذاشتم بعد دو روز جواب داد بیست و پنج سالش بود و مفعول اولش شک داشتم عکس خودش باشه ولی بعد اینکه چند تا عکس رد و بدل کردیم مطمئن شدم خلاصه قرار گذاشتیم همو ببینیم من زود تر سر قرار رسیدم و تو فکرم بود که همه چی سر کاریه ولی بعد دو سه مین پیداش شد بعد از احوال پرسی و روبوسی و یه کم حرف زدن قرار شد بریم مکانی که اون گفته بود داره من پیاده بودم ولی اون یه پراید داشت سوار شدیم و راه افتادیم راستی تا یادم نرفته بگم که اسمش احسان بود یک و هشتاد قد وزن متعادل ومو های مشکی و ته ریش و خلاصه همونی بود که من میخواسم تو ماشینم با هم حرف میزدیم و من خیلی خوشحال بودم که این اقا پسر گیرم اومده از شهر خارج شده بودیم جلوی یه باغ وایساد و پیاده شدیم وقتی از در رفتیم تو من شروع کردم به نوازش کونش و اون میخندید بعد دو سه مین به یه ساختمون رسیدیم اون منو به داخل راهنمایی کرد و در راهرو رو قفل کرد بهش گفتم اینجا که کسی نیست و اون گفت کار از محکم کاری عیب نمیکنه من جلو تر میرفتم و اون پشت سرم بود در پذیرایی رو که وا کردم دو تا پسر بیست و سه چهار ساله روی کاناپه نشسته بودن جاخوردم و خودمو عقب کشیدم ولی احسان هلم داد تو می دونستم داد زدن و فریاد کشیدن تو اون باغ به کارم نمیاد شوکه شده بودم و حرفی نمیزدم احسان هلم داد رو کاناپه اون یکی پسره که بعدا فهمیدم اسمش وحیده منو گرفت و بلا فاصله ازم لب گرفت خواستم مقاومت کنم ولی زورم بهشون نمی رسید احسان شروع کرد به باز کردن کمر بندم اون یکی هم که اسمش امیر بود شروع کرد به در اوردن لباسای خودش خلاصه منو لخت کردن و خودشونم لباساشون رو در اوردن من مدام التماس میکردم و از احسان میپرسیدم که چرا بهم دروغ گفته ولی بی فایده بود کیراشون متوسط بود هفده هجده سانتی میشد تقریبا اندازه ی کیر خودم بعد ازم خواستن براشون ساک بزنم منم بی رغبت شروع کردم اول برای امیر ساک زدم کیرش تو دهنم جا نمیشد و دندونام گیر میکرد و اونم بی رحمانه سیلی میزد و سرمو روش فشار میداد برای هر سه شون ساک زدم ولی هیچکدوم ارضا نشدن حالا فهمیده بودم نوبت کونمه خیلی میترسیدم احسان منو رو کاناپه خوابوند و پاهام رو داد بالا بدن من کمی مو داشت وحید یه ژیلت اورد و مو های اطراف سوراخ و کونم رو زد حالا همه چی امادهبود وحید شروع کرد به خوردن سوراخم خودم قبلا خیلی این کارو کرده بودم تو سکسام تنها فرقش این بود که اونایی که من باهاشون سکس داشتم راضی بودن همشون وحید سر کیرشو گذاشت رو سوراخم وفشارداد من چشام رو بستم اولش نمیرفت چون خیلی تنگ بودم ولی یهو رفت تو و من درد بدی حس کردم و خودمو جمع کردم شدتش به حدی بود که لبم رو گاز گرفتم اون در حال تلمبه زدن بود که امیر اومد بالا سرم و کیرشو کرد دهنم و وادارم کرد به ساک زدن بر عکس اینایی که میگن دردشون به لذت تبدیل شد درد من هر لحظه بیشتر میشد وحید داشت ابش میومد و اخ و اوخ میکرد ابش رو تو کونم ریخت علی رغم اینکه من ازش خواسته بودم این کارو نکنه وحید اونور ولو شد و امیر اومد پایین و بی مقدمه کیرشو داد تو با اینکه کیرشون هم اندازه بود ولی درد بیشتری کشیدم نمیدونم چرا شاید امیر ناشی بود خلاصه بعد چند تا تلمبه ابش اومد اونم ابشو تو کونم ریخت چون کیر امیر چند مین تو دهنم بود ابش زود اومد خیلی همین کارارو احسانم باهام کرد از ظهر که رفتیم تا شب ساعت ده تقریبا چند بار با پوزیشنای مختلف کونم گذاشتن و منم خودم رو یه سره فحش میدادم که چرا اینکارو کردم تو همون پوزیشنای مختلف چند بار سعی کردن دو کیره بکنن که خوشبختانه موفق نشدن خلاصه بعد اینکه حسابی سیر شدن ولم کردن احسان و امیر منو با ماشین رسوندن سر قرار ظهرمون منم تو مسیر اصلا باهاشون حرف نویزدم ولی امیر که با من عقب نشسته بود ول کن نبود و باهام ور میرفت اون شب تا صبح نخوابیدم بعد چند روز تو فیسبوک احسان بهم پیام داد و بازم ازم خواست برم پیشش نمی دونم با چه رویی این کارو کرد به هر حال جواب من بهش بلاک بود همین دیگه امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.