گی 50 50 2

0 بازدید
0%

8 5050 قسمت قبل اون توی یه کلاس دیگه بود تو مدرسه همیشه سعی میکردم باهاش ارتباط برقرار کنم یا اینطوری بگم حداقل جلوی چشمام باشه تو زنگ تفریح سر صف به هر حال همیشه با دیدنش احساس خاصی بهم دست میداد سوال این بود که چطور با هاش دوست شم منتظر یه فرصت بودم چندین بار بود که تا در خونشون تعقیبش میکردم اونم یه جورایی بو بورده بود بالاخره مچمو گرفت اونم جلوی در خونشون از ترس ریده بودم سلام کردم داشتم جیم میشدم که گفت بیا اینجا کارت دارم گفتم با منی گفت نه با درختم آخه غیر منو تو کس دیگه ای هم هست گفت یه مدت تو منو بعد مدرسه تعقیب میکنی من من کنان گفتم آره گفت چرااااااا جواب من این بود دلم میخواد با تو دوست شم گفت از نگاهت تو مدرسه معلوم بود سرخ شدموگفتم روم نمیشد خندید گفت غروب میرم استخر بیا باهم بریم من قند تو دلم آب شد قرار رو واسه ساعت 4 دور میدون گذاشتیمو خداحافظی کردیم وقتی رسیدم خونه از خوشحالی و استرس گیج میزدم به ارزوم رسیده بودم خلاصه بعد اینکه دور میدون به هم ملحق شدیم تاکسی گرفتیم و رفتیم استخر وقتی وارد سونا شدیم کسی توش نبود کنار هم نشستیم گفت امروز بخارش خیلی زیاده گفت ماساژمیخوای گفتم بدم نمیاد حین ماساژ تابلو بود داره با کونم ور میره کیرم راست شد گفت حالا نوبت تو موقع بلند شدن کیرم تابلو شد اونم متوجه شد ولی چیزی نگفت بعد استخر موقع خداحافظی شمارمونو رد و بدل کردیم فرداش روز تعطیل بود ساعت 9 زنگ زد گفت بیا خونمون خالیه بیا بازی کنیم رفتم و موقع بازی بود که دیدم پاشو انداخته رو پام و مدام پاشو تکون میداد بازی قطع کرد و گفت مشروب میزنی گفتم بدم نمیاد خلاصه پیکارو ردیف کردو خودشم شد ساقی بعد 3 یا 4 شات یه دفعه بدون مقدمه گفت تا حالا با هیچ پسری حال کردی گفتم دیوونه شدی معلومه نه تو چی اون گفت آره خیلی حال میده یه امتحانی بکن حدس زدم میخواد منو بکونه تو این فکر بودم که یهو گفت اول تو بکون و بعد دستشو برد طرف کیر نیمه راستمو اومد رو پام نشست و شروع کرد به خوردن گردن گفتم چیکار میکنی گفت از کیر راستت معلومه لباساشو در آورد و منو لخت کرد رو کاناپه درازم دادو کیرشو گذاشت رو کیرمو از پشت کونمو چنگ میزد فوقالعاده سفید بود اونم با موهای مشکی 69 شدیم بعد چند دقیقه گفت بریم حمام توی وان حال کنیم گفتم یکی میاد تابلو میشه گفت رفتن لواسون رفتیم حموم دیدیم حال نمیده دوش گرفتیم اومدیم بیرون علاقه عجیبی به لب خوردن داشت میگفت اب دهنت خیلی خوشمزست اون روز لاپایی حال کردبم خیلی خوش گذشت فردا تو مدرسه دیدمش داشتم آدامس میخوردم منو یه گوشه برد و گفت آدامس داری گفتم نه یدونه داشتم که خوردم گفت همونی که تو دهنته رو بده رفتم بدم دور و برو نگاه کردو لبو چسبوند گفتم نکن خیلی خطرناکه یکی میبینه اونم گیر داده بود حالا ول نمیکرد گفت شب میای خونمون گفتم مگه خالیه گفت نه ولی میریم تو اتاقم شب شد و بعد اجازه گرفتن از خونه رفتم خونشون درو باز کرد پدر و مادرش تو آلاچیق حیاط بودن بعد سلام علیک با پدر مادرش پیداش شد اون پسر بزرگ زیبای بابا مامان بود رفتیم اتاقشو درو بست و دست کرد تو شلوارم و شروع کرد همزمان به مالوندن کونمو و لب گرفتن گفت تو هم همین کارو کن دیدم بساط ردیف کرده کرمو اسپریو گفتم چیه میخوای فیلم سوپر بازی کنی گفت نه میخوایم قشششنگ همدیگرو بکنیم گفتم بیخیال یه لاپایی که این حرفا رو نداره گفت وقتی میگم قشششنگ منظورم سوراخه در و قفل کردو لخت شدیم این بار بدونه ساک زدن رفتیم سر اصل مطلب گفت داراز بکش میخوام رو کیرت سوار شم کونشو چرب کردو گفت بیا یکم با دست تحریکش کن بعد رو کیرم آروم آروم سوار شد و یه حال اساسی داد منم آبمو ریختم تو کونش بعد ازمن لب گرفت و گفت نوبت توو بخوابو وصیت کن گفتم سوارخم تنگه دردم میگیره گفت حالا حالتو کردی میخوای تیز بازی در بیاری گفتم چی میگی بیا همش مال تو فقط میگم آروم بکن دردم می آد خلاصه ترتیبمو داد اتاقش حمام داشت رفتیم به نوبت دوش گرفتیم و بعد رو تخت بغل هم تا صبح خوابیدیم نوشته

Date: August 22, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.