استخر و جذابيت هاش

0 views
0%

يه روز که از سر کار اومدم خيلي خسته بودم تصميم گرفتم برم استخر و راهي شدم اول يکم شنا کردم تو حين شنا متوجه يه مرده شدم که داشت نگام ميکرد يه مرد 45 ساله خوش اندام رفتم جکوزي يکم که اونجا بودم اونم اومد و بعد اونم دنبالم اومد تو سونا بخار 5 دقيقه مي گذشت من داشتم با سر و کولم ور ميرفتم و خودم و ماساژ ميدادم که يدفعه مرده اومد جلو سلام کرد و سر حرف و باز کرد سلام داد و منم جواب دادم گفت من علي هستم منم گفتم اميد هستم خوشبختم گفت آقا اميد خسته اي آره گفتم خيلي امروز انگار کوه کندم همه جام درد ميکنه بعد دستشو گذاشت رو شونم و يکم فشار داد و گفت دوست داري ماساژت بدم گفتم نه بابا زحمتتون ميشه گفت نه من دوره ماساژ ديدم عاشق ماساژ دادنم منم خنديدم گفتم اتفاقا منم عاشق ماساژ گرفتنم لبخند زدو گفت خوبه بخواب ماساژت بدم من خوابيدم و اونم شروع کرد واي نميدونيد چي کار ميکرد با دستاش دست از يه جاهايي قولنج در آورد که اصلا فکرشم نميکردم خيلي داشت حال ميداد ماساژ صورتم برام انجام داد واقعا داشتم لذت ميبردم و احساس ميکردم که خستگيم داره از تنم ميره بيرون کم کم ماساژش داشت تبديل ميشد به يه نوازش نرم و منم داشت خوشم ميومد کم کم دوباره حس دادن اومد و منم سعي داشتم که جلوي خودم و بگيرم که تابلو نشه گفت اميد جان مشکلي نداري که کمر به پايين تنه هم ماساژ بدم که منم گفتم مشکلي که نيست ولي شما خسته ميشي بيخيال گفت کي من تا صبح هم ماساژ بدم خسته نميشم منم لبخند زدم و گفتم پس ممنونت ميشم و باز شروع کرد از کف پا شروع کرد که واقعا کيف ميداد بعد به ساق رسيد و بعد رون که ديگه باز داشتم يه جوري ميشدم رون هام و خيلي آروم و با احساس ميماليد منم مايوم اسليپ بود و قشنگ تا لمبرهاي کونم دستش رو مي مماليد ديگه داشت خوشم ميومد و بي اختيار يکم خودم و بالا پايين ميکردم اونم هي به بالا که ميرسيد دستشو هول ميداد که بره تو مايوم بهد از چند دقيقه گفت اميد جان ميدونستي کل خستگي بدن تو باسن جمع ميشه من نه گفت آخه تو چه بخواي چه بشيني همه فشار مياد رو باسن ميخواي باسنت رو هم ماساژ بدم من گفتم ممنون ميشم گفت ولي از رو مايو نميشه دستم سر ميخوره با اجازه دستمو از زير شورت ميدم تو ماساژ ميدم که منم چون حس کردم که ميخواد يه حالي ببره گفتم باشه مشکلي نيست شايد باور نکنيد ولي چنان لذتي داشت که نگو وقتي لپ هاي کونم و ميماليد احساس ميکردم داره يه چيزي از تنم خارج ميشه خيلي خوب بود که باز طبق معمول مالشش به نوازش تبديل شد و منم که دوست داشتم ديگه تکون خوردانم بيشترم شده بود و اونم فهميده بود که يک آن دستش خورد به سوراخم خيلي خوشم اومد و هيچي نگفتم اونم ديد هيچي نميگم هي دستشو ميزد به سوراخم که آخرش کلا انگشتش رو سوراخم بود و منم براش سوراخم رو تکون ميدادم ولي هيچ کس حرف نميزد داشتم حال ميکردم ولي نفسم داشت ميگرفت آخه 20 دقيقه اي مي شد که اونجا بوديم من گفتم علي آقا من برم بيرون نفسم داره ميگيره اونم از بغلم داشت بلند مبشد که يک آن کيرشو که راست شد رو پهلوم حس کردم فهميدم که آقا هم راست کرده يک به کيرش نگاه کردم که از رو مايو معلوم بود و گفتم شما نمياي گفت تو برو منم الان ميام رفتم دوش گرفتم و برگشتم تو قسمت کم عمق استخر وايسادم که علي آقا از سونا اومد بيرون ديدم که کيرش خوابيده پس به خاطر همينم دير تر اومده دوش گرفت و اومد پيش من تو آب من ازش تشکر کردم به خاطر ماساژ که با خنده گفت نه بابا خودم داشتم لذت ميبردم من گفتم تو چرا گفت از بدن هاي نرمو گوشتي خوشم مياد و حرفشو قطع کرد بعد شروع کرد از خودش تعريف کردن که هر روز اينجام و دوست دارم استخرو از اين حرفا که تايم استخر تموم شد يه جوري بهم نگاه ميکرد فهميده بودم رفته تو نخم تو راه گفت اميد جون هر روز من اينجام هر موقع خواستي بيا ماساژت بدم منم گفتم من ماساژ دوست دارم هر روز ميام يه وقت ها خنديدو گفت من که از خدامه و خداحافظي کرد ورفتيم شب که رفتم خونه هي ياده نوازشش ميافتادم و دلم حالي به حالي ميشد و خلاصه ما از فرداش به عشق علی آقا ميرفتيم استخرو اونم مارو ماساژ ميداد و هر روزم به زماني که با کونم ور ميرفت اضافه ميشد ديگه علني انگشتم ميکرد منم که دوست داشتم هيچي نميگفتم با هم رفيق شده بوديمو گاه گداري زنگم ميزد بهم يه دو هفته اي گذشت و من يه چهارشنبه نرفتم استخر و حالم خوب نبود شروع کردم با خودم ور رفتن و خيار اينا تو کونم ميکردم تا اين که علي آقا بهم اس ام اس زد و گفت امروز کجا بودي عزيزم منم دادم کار داشتم ولي تو فکرت بودم گفت چه تفاهمي منم 24 ساعته تو فکر خودت و اون بدن گوشتي توام عزيزم منم گفتم قابل نداره و ديگه جواب نداد منم رفت تو مخم دوتا اسپري بر داشتم و رفتم تمام مو هاي بدنم و زدم و حسابي تميز کردم فرداش شب جمعه بود که رفتيم استخر چون شب جمعه بود خيلي شلوغ بود علي آقا تا منو ديد يکم نگاه کرد و گفت امروز چه جيگري شدي که منم با اشوه گفتم ديشب که گفتم قابل نداره يه جون ريز گفتو رفتيم تو استخر هي ميومد سمتم و يواشکي من و ميمالوند يه جا اومد نزديکم که بهو دستم خورد به کيرش راست راست بود تا دستم خورد بهش خودشو کشيد عقب منم ديدم بهترين فرصت هستش يهو با دستم کيرش و گرفتم و 2 ثانيه مالوندم که ديگه علني کنم که ميخوام اونم خنديد و گفت بريم سونا با هم رفتيم تو سونا 5 دقيقه نشستيم و گفت اميد امروز اينجا شلوغه ميخواي بريم يه روغن زيتون بگيريم بعد بريم خونه من با روغن ماساژت بدم تازه مشروبم دارم با هم ميزنيم بريم من خنديدم و گفتم اره اره تا حالا با روغن تست نکردم از سونا اومديمو که سريع دوش گرفتيمو روغنم گرفتيم و رفتيم خونش تا رسيديم بساط رو چيد مشروب رو آورد دو تا آبجو با دوتا ويسکي قاطي کرد و ريخت تو ظرف و شروع کرديم ديگه آخراش بود مست بودم که ديدم ديگه طاقت ندارم به بهونه گرم شدن پيرهنم و در آوردم بدنم خبلي سفيد شده بود و تو چشم بود علي آقا هم دم به تله داد و گفت جون اميد چه سفيد مفيد شدي گفتم ديدم تو ماساژ ميدي موهام اذيتت ميکنه به عشقه خودت زدم يکم بهم نزديک شدو با دستش نوک سينه ي باد کردمو گرفت و گفت خدايي سينهات خيلي خفنه آدم و يه جوري ميکنه که گفتم منم خوشم مياد که اينو اون يه جوري بشن همين جوري که حرف ميزديم دستش رو سينم بود و با نوکش بازي ميکرد داشتم نفس نفس ميزدم که دستشو کشيد رفت يه پتو آورد و پهن کردو لباسشو در آورد و گفت تا من روغن و بيارم لخت شو ماساژت بدم تا بره روغن بياره لباسم رو در آوردم و با يک شرت لا کوني که جفت لپهاي کونم انداخته بود بيرون خوابيدم علي آقاي که اومد تو اتاق کپ کرد و بلند گفت جون چه کوني داري تووو منم خنديدم و گفتم لطف داري شما همين جوري نگاه ميکرد گفتم نميخواي ماساژم بدي گفت آره ميام اومد کنارم و شروع کرد 30 ثانيه نگذشت که گفت من ديگه طاقت ندارم و اومد شرت و از پام در آورد و روغن و خالي کرد رو کونم و شروع کرد باهاش بازي کردن منم داشتم حال ميکردم رفت سوراغ سوراخمو با انگوشت باهاش بازي ميکرد که من کونمو دادم بالا انگشش ليز ليز بود و رفت تو کونم گفت جون دوست داري منم برگشتم و گفتم خيلي که بلند شد و شرتش و در آورد و دوباره انگشتش رو کرد تو کونممنم واسه اولين بار کيرش و ديدم يه کير 16 سانتي خوش فرم از زير دستم و بردم و کيرش رو گرفتم تو دستم که يه آه کشيد و خودشو آورد جلو گفت پسر تو منو ديونه ميکني من و برگردوند و گفت سينه هات اينه يه دختر 15 ساله ميمونه شروع به خوردنش کرد و منم که ميدونيد به سينه حساسسسسسسسس سرشو گرفتم فشار دادم به بدنم اونم هي ليس ميزد و يدفعه نوک سينمو ميکرد تو دهنش ديگه با اونيکي دستشم ميکرد تو کونم از يه انگشت شروع کرد تا 3 انگشت که سينم و ول کرد و گفت اميد جون من که انقدر ماساژت ميدم تو بجاش ميخوري برام منم که داغون بودم گفتم اره ميخورم شوهر گلم که گفت جون تو زن مني از زن قبليمم بهتري خوشگل من شرو ع کردم به خوردن کيرش نميدوني چه حالي ميداد از زير تخمش ميخوردم و ميومدم تا سر کيرشو تا اونجايي که ميشد ميکردم تو دهنم اونم هي آخ و اوخ ميکرد و کيرش و در آورد و بلندم کردو گفت سجده کن وقتي خم شدم کير شو گذاشت دم سوراخم هي آروم هل ميداد تو تا ميومد بره ميکشيد بيرون که من يهو گفتم علي منو بکن کيرت و ميخوام بکن تو لامصب که يهو تا ته هول داد تو آخه همه جام روغني و براق و ليز بود نفسم گرفت يه لحظه و با اين که درد داشت هيچي نگفتم و تحمل کردم دردش که رفت خيلي حال ميداد با تمام وجود ميکرد تو کونم از خوردن تخم هاش به کونم عشق ميکردم وهي ميگفتم تا ته بکن يدغعه بلند شد رفت از يخچال يه بادمجون آورد و خوابيد رو زمين گفت بيا 69 بخواب روم دوباره کيرشو ميخوردم اونم کونمو ليس ميزد و زبونشو ميکرد تو هر چي اون تند تر ليس ميزد منم سرعت خوردنمو بيشتر ميکردم که زبونشو در اورد بادمجونو چرب کرد و بادمجون تا نسفه کرد تو کونم هي بازيش ميداد خيلي حال خوبي داشتم يه چيزي تو کونم تکون ميخورد و يه کيرم تو دهنم بود اصلا نميفهميدم چي ميگم گفتم علي جون پاشو منو از کون بکن دلم کيرتو ميخواااد و گفت باشه عزيزم بادمجون و در آورد و بلند شد اومد بغلم از پلو کرد تو کونم و با دستش سينمو ميمالوندو ميگفت ميخوامت هميشه کونو سينه هاي زنونت بايد ماله من باشه منم دستشو ميماليدمو ميگفتم باشه عزيزم تو شوهرمي فقط ماله تو هستش بلند شد اومد پاهامو داد بالا و گذاشت رو شونش با تمام قدرت ميکرد تو کونم گفت داره مياد و سرعتش و زياد کرد همين طور که تند تند ميکرد آبم اومد و ريخت رو شکمم اون يه دفع داد زد گنده شدن سر کيرشو تو کونم حس کردم آبش اومد تمام آبشو ريخت و کونم و دراز کشيد روم جفتمون نا نداشتيم بلند شيم از جامون بعد 10 دقيقه کير خوابشو از کونم در آورد و بلند شديم تمام بدنم روغني بود آبشم از کونم چکه ميکرد جولو آيينه که خودمو براق ديدم تازه فهميدم که بدبخت چرا نتونست طاقت بياره با هم رفتيم حموم و همديگرو شستيم شب اونجا بودم و دوباره سکس کرديم و صبح برام صبحونه درست کرده بود همين طور که ميخورديم ميگفت من همون موقعه که ديدمت طلبه سينه هاتو اون کون نازت شده بودم خنديدمو گفتم به مرادت رسيدي خنديدو لبمو بوس کرد و گفت رسيدم ديگه هم ولش نمي کنم الان 1 ماه ميگذره بازم رابطه داريم که بعدا براتون مينويسم نوشته

Date: April 9, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *