انتقام زن همسایه از زنم با عرق کف پا

0 views
0%

ما یه زن همسایه داریم به اسم رحیمه خانوم که خیلی فضوله و ما رابطه خوبی باهاش نداریم من و زنم راحله 26 سالمونه و رحیمه 32 سالی داره 2 تا هم بچه داره که علی 10 سالشه و بیتا دخترش 20 سال داره ما توی یه آپارتمان 4 طبقه زندگی میکنیم یه روز رحیمه اومد دمه دره خونه و به راحله گفت شما چرا درها رو محکم میبندین صدای رفت و امدتون ما و همسایه ها رو عصبی کرده شما فرهنگ اپارتمان نشینی ندارین و خلاصه هر چی از دهنش در اومد به راحله گفت منم دخالتی نکردم و رفتم توی اتاق خودم بعد از 2 دقیقه دیدم دره خونه بسته شد و داره صدای جیغ و داد رحیمه و راحله میاد از بالای دره اتاق نگاه کردم دیدم راحله گلوی رحیمه رو گرفته و داره سرش داد میزنه رحیمه هم داره به راحله فحش میده دعوا بدجوری بالا گرفته بود راحله در همین لحظه به رحیمه گفت تو خیلی فضولی و من باید درسی بهت بدم تا دیگه از این غلط ها نکنی بعد اومد توی اتاق من و گفت تو صدات در نیاد میخوام دهنه رحیمه رو سرویس کنم بعد طناب ها از توی کمده من برداشت و برد و دست و پاهای رحیمه رو به زور بست من خیلی تعجب کرده بودم که راحله میخواد چه کار کنه رحیمه هم زورش به راحله نرسید و راحله دستاش رو محکم از پشت بست بعد دیدم راحله کف پاهاش رو برد نزدیک صورت رحیمه و گفت امروز تو باید از عرق کف پاهام بو کنی و بخوری تا ولت کنم بری تا درسه عبرتی برات بشه دیگه فضولی نکنی رحیمه شروع کرد به التماس ولی راحله با تمامه وجودش کف پاهاش رو فشار میداد روی صورت رحیمه و رحیمه فقط میگفت اوفففف اومممممم راحله رفت و کفش های اسپرتش رو اورد و یکی از پاهاش رو کرد توی کفش و اون یکی پاش رو روی صورته رحیمه نگه داشت حدود نیم ساعتی با کف پاش رحیمه رو خفه کرد و کفشش رو دراورد کف پاش خیلی توی کفش عرقی شده بود و خیس بود دیدم کف پای پر از عرقش رو شروع کرد به مالوندن روی بینی و دهنه رحیمه رحیمه بدبخت هم اشکش دراومده بود که یه زنه کم سن تر از خودش داره عرق پاهاش رو میماله روی صورتش و داره با بوی کف پاهاش خفش میکنه رحیمه میگفت اومممم تو رو خدا غلط کردم اوفففففف کف پات خیلی بو میده تو رو خدا ولم کن دیگه کاری بهت ندارم اومممممم راحله گفت تو باید از عرق کف پاهام بخوری و حالت به هم بخوره تا درسی برات بشه خیلی حال میده که من دارم تو رو که از من چند سال بزرگتری با کف پاهام میگایم واقعا تو چه حالی داری وقتی داری با بوی عرق پاهام خفه میشی رحیمه گفت من بزرگتر از تو هستم احترام بزرگتر کوچکتر کجا رفته اوفففففف اوممممم عرق پاهات خیلی بد بوه احساس خفت و خواری دست داده بهم اوفففففف راحله از روی رحیمه بلند شد و کف پاهاش رو از صورتش برداشت و گفت همین رو میخواستم ازت بشنوم افرین راحله خواست دست های رحیمه رو باز کنه که در خونه زنگ خورد و راحله در رو باز کرد علی پسره رحیمه بود 10 سالش بود و وقتی دید مادرش اینجوری گرفتار شده اومد توی خونه تا مادرش رو نجات بده ولی راحله یه ضربه کف پا به صورت علی زد و کف پاش رو فشار داد روی دهن علی و علی نقش بر زمین شد بعد رفت بالا ی سره علی و کف پاش رو گذاشت روی صورت علی شروع کرد به مالوندن روی صورت علی علی بدبخت داشت شاخ درمیاورد و نمیفهمید چه کار کنه و فقط میگفت اوفففففف کف پات چه بوی عرقی میده رحیمه هم به راحله میگفت تو رو خدا کار ی به پسرم نداشته باش نامرد ه جنده ولش کن بیا هر کاری داری با من بکن ولی راحله کف پاش رو محکم تر فشار داد روی صورته علی و علی داشت زیره پای زنه من له میشد یه بچه ده ساله راحله واقعا دیگه شورش رو دراورده بود اگه از اتاق میرفتم بیرون اونوقت قضیه بدمیشد و من گفتم هر چی هست بزارم بین خودشون باشه دوباره دیدم راحله داره با کف پاش میکوبه توی دهنه علی و به رحیمه نگاه میکنه میگه دهنه پسرت رو هم گاییدم دیگه از این گوه ها نخوری رحیمه گفت باشه غلط کردم بزار بریم راحله اومد دست های رحیمه رو باز کرد و و علی بیچاره صورتش سرخ و عرقی و خیس شده بود رحیمه پسرش رو بوسید و گفت اوفففف صورتت بوی کف پاهای این جنده رو گرفته بیا بریم پسرم به موقعش درسی بهش میدیم راحله گفت مثل این که دوباره تنتون میخاره رحیمه جواب نداد و در رو باز کرد و با پسرش از خونمون رفتن من از اتاق اومدم بیرون و به راحله گفتم این کاری تو کردی خیلی کثافت کاری بود مطمعن باش رحیمه حالت رو میگیره راحله گفت جکیمه حقش بود من گفتم چرا اینجوری کردی با کف پاهات راحله گفت بهترین راه همین بود که با عرق پاهام بگایمش گفتم منتظره انتقامشون باش راحله گفت هیچ غلطی نمیتونه بکنه مثلا میخواد چه کار کنه خلاصه 1 ماهی از این ماجرا گذشت و رحیمه هر وقت راحله رو میدید روش رو میکرد اونطرف و حتی سلام هم به هم نمیکردن یه روز صبح من مرخصی بودم و سره کار نرفته بودم دره خونه زنگ خورد دیدم رحیمه از راحله پرسید آقاتون خونه نیست راحله هم گفت نه چه کارش داری من که توی اتاق بودم در رو بستم چون میدونستم الان دوباره راحله میخواد دهنه رحیمه رو سرویس کنه از بالای پنجره اتاق نگاه کردم دیدم 3 تا زنه خوش هیکل و تقریبا 28 تا 30 سال همرا رحیمه توی خونه مون هستنو رحیمه داره راحله رو تهدید میکنه و میگه یادته که با من چه کار کردی راحله گفت گمشید از خونه من بیرون دیدم 4 تای راحله رو گرفتن و خوابوندن روی زمین و کف پاهاشون رو دارن میمالونن روی صورت راحله خواستم برم دخالت کنم باز گفتم بزارم بین خودشون باشه نخواستم کار به جاهای باریک بکشه اون موقع باید جواب شوهره رحیمه رو هم میدادم و بحث ناموسی میشد خلاصه دیدم با کف پاهاشون دارن صورت زنه من رو له میکنن رحیمه گفت این 2 تا خواهرشوهرام هستن این هم خواهرم هست انصافا 3 تاشون خوش هیکل بودن راحله رو با کف پاهاشون گاییدن کف پاهاشون رو میمالوندن رو دهن و بینی راحله و خفش میکردن رحیمه کف پاهاش رو میکوبوند توی دهنه راحله حدود نیم ساعت این کارا رو تکرار کردن و صورت راحله رو سرخ کردن و عرقی دوباره زنگ خونه زده شد و رحیمه در رو باز کرد دیدم علی و بیتا دخترش هم اومدن بیتا سریع پرید روی صورت راحله و با کف پاهاش صورت راحله رو له میکرد بدبخت زنم رو گایید کف پاهاش هم کثیف بودن و راحله داد میزد و میگفت تو رو خدا بسه اوفففف اومممممم علی هم میگفت بیتا له کن صورتش رو کف پاهای بیتا زرد رنگ بودن و کثیف حدود نیم ساعت فقط بیتا صورت راحله رو با کف پاهاش ماساژ داد صورت راحله سرخ و خیسه عرق شده بود رحیمه گفت دیگه تموم شد تو یه گوهی خوردی ما هم انتقام گرفتیم دیگه کاری به هم نداریم خلاصه بدون خداحفظی رفتن و از اون روز دیگه کاری به هم نداریم نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *