اولین رابطه ی من با یه دختر

0 views
0%

سلام به همه من 19 سالمه و تا بحال با هیچکسی دوست نبودم چند ماه پیش یسری اتفاق افتاد باعث اشنایی من با دختری به اسم ساناز توی اینستا گرام شد من قبلش با هیچ دختری چت نکرده بودم بعد از دو هفته چت کردن با ساناز بهش علاقمند شدم و بهش پیشنهاد دوستی دادم و اون هم قبول کرد اونم با کسی دوست نبود قبل از من جفتمون اولین رابطمون بود بعد از 9 ماه دوستی بالاخره راضی شد بیاد خونمون البته قبلش باهم بیرون میرفتیم ولی تو اون 9 ماه حتی لب هم نگرفتم ازش خیلی دوسش داشتم و هربار که میدیدمش بیشتر دلم واسه دوباره دیدنش تنگ میشد خلاصه بعد از 9 ماه اومد خونمون بعد از پذیرایی نشستم کنار ساناز و یک دقیقه بهش زل زدم چشماش آدمو مسخ میکرد موی فر و بلندی داشت که وقتی شالشو درآورده بود ریخته بود روی صورتش و بدجوری منو مجذوب خودش کرد بدون اینکه چیزی بگم بلندش کردم و نشوندمش روی پام دستمو دورش حلقه کردم و بهش زل زدم پیشونیشو بوسیدم و موهاشو نوازش کردم دستمو روی گونه هاش میکشیدم و میبوسیدمش بعد از 10 دقیقه بلندش کردم و بردمش روی تخت من خوابیدم و ساناز اومد روم موهاش ریخته بود روی صورتم بینظیر ترین صحنه ی عمرم بود فاصلمون خیلی کم بود داشت برام حرف میزد و درهمین حال صورتشو بهم نزدیکتر میکردم بعد از چندلحظه اولین برخورد بین لبامون صورت گرفت و من دیگه نتونستم تحمل کنم و با اشتیاق لباشو میخوردم نمیتونم توصیف کنم که چقدر حس خوبی داشت غلت زدم و حالا من اومده بودم روش کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد اروم کیرمو روی کسش از روی شلوار میکشیدم و همینجور لباشو میخوردم دستمو از زیر پیراهنش بردم داخل و سینه های برنزه و کوچیکشو لمس میکردم تو حال خودم نبود داشتم از شهوت میمردم از لبش رفتم سراغ لاله ی گوشش و درحالی که با سینش بازی میکردم گوششو میخوردم صدای آه ساناز هم داشت بیشتر میشد بعدش رفتم سراغ گردنش و با اولین بوسه روی گردنش بدجوری به خودش پیچید و منم وقتی این حالتو دیدم حشری تر شدم و بیشتر گردنشو میبوسیدم دستمو بردم توی شلوارش و از روی شرتش با کسش ور میرفتم به بغل خوابیدیم و تو چشای هم نگاه میکردیم ساناز بهم گفت پارسا عاشقتم حرفاش حالت چهره اش تو اون وضعیت داشت هوش از سرم میپروند جوری حشری شده بودم که کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد حسابی با کسش ور میرفتم و با حرفای عاشقانه ی ساناز حرکات دستم سریعتر و با شدت بیشتری انجام میشد صدای آه ش خیلی بلندش شده بود و من بلافاصله لبمو چفت لباش کردم و لبای نازشو میبوسیدم و با زبونم دور لبشو خیس کردم و لب بالاشو گاز میگرفتم دوباره افتادم روش و دستمو گذاشتم دور کمرش و شلوارشو اروم کشیدم پایین انقدر حشری بود که هیچ مقاومتی نمیکرد شلوارشو تا زانو کشیدم پایین و کیرمو درحالی که شرت پام بود گذاشتم لای پاش کمرشو محکم فشار میدادم و با شدت بیشتری کیرمو میکردم لای پاش از روی شرت کسشو دست میزدم و چاک کسش داشت دیوونم میکرد پیرهنشو دراوردم کاملا و سوتین سفید رنگشو که با بدن برنزش درتضاد بود کاملا دراوردم هیچکدوممون تو حال خودمون نبودیم حسابی افتادم به جون اون سینه های نازش محکم نوکشو گاز میگرفتم و لیس میزدم براش و کیرمو فرو میکردم لای پاش کارمون یه ساعت طول کشید بعد از یه ساعت خواهره ساناز بهش زنگ زد و گفت مادرش حالش بده و ساناز با عجله رفت من کل اون شب تک تک صحنه های سکسمونو داشتم مرور میکردم و با یه جق درست و حسابی خودمو خالی کردم این بود اولین رابطه ی جنسیه من با یه دختر هنوزم با ساناز دوستم و خیلی دوسش دارم شاید خیلیا راضی نباشن از این داستان چون زیاد سکسی نبود ولی این داستان واقعی بود نوشته

Date: April 15, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *