داستان گی من و دوستم

0 views
0%

2 سلام این داستان گی می باشد اگر دوست ندارید نخونید 2 2 2 2 2 من یک دانشگاه شهر دور قبول شده بودم و انجا یک خانه گرفتم و با دوستم محمد مستعار یک خانه گرفتیم و با هم درس می خواندیم حدود چند ماه بود که با هم بودیم و کلی باهم رفیق شده بودیم و کلی شوخی می کردیم یک روز محمد کار داشت و رفت دانشگاه من هم که ان روز کاری نداشتم رفتم حمام و بدنم را شیو کرده بودم و امدم بیام بیرون دیدم حوله نبردم و هرچی صدا زدم دیدم محمد هم نیست و گفتم خوب کسی که نیست میرم تو اتاق حوله را می گیرم رو خودم تا امدم بیرون محمد امده بود تو و من یک هو دیدمش و سریح رفتم تو اتاق و حوله را پیچیدم دور خودم و خودم را خوشک کردم و لباس پوشیدم امدم بیرون کمی استرس داشتم گفتم چرا صدا زدم جواب ندادی گفت الان امدم ان روز گذشت یک روز تو دانشگاه بودم و محمد زنگ زد گفت من می خواهم برم بیرون تو برو خونه من شب می اییم گفتم کجا گفت کار دارم گفتم باشه رفتم خونه و یک دیدم کنارسطل اشغال هستان را برداشتم و گذاشتم کامپیوتر و دیدم بله فیلم سوپر هست و نشستم نگاه کردم و چون قبلا کمی با خودم حال کرده بودم انگشت کرده بودم خودم را حشری شدم و چون شیو کرده بودم و کرن نرم کننده هم زده بودم بدنم خیلی حشری شده بودم و داشتم با خیار می کردم تو کونم که یک هو دیدم بله محمد بالای سرم هست امده بود تو من نفهمیده بودم و وقتی تو اون حالت من را دید من هول کرده بودم و هیچی امد گفت داشتی چه کار می کردی گفتم هیچی و لال شده بودم گفت باشه من بدم می ایید و گفتم ببخشید دیگه تکرار نمی شود من کمی دوست دارم زنونه پوشی هم و بعد شب بود دیدم محمد با شلوارک امد کنار تلویزیون و یک فیلم داشت میدی به من هم گفت بیا فیلم ببین داشتیم فیلم می دیدم که دیدم دست محمد رو شلوارم هست و داره من را می مالد گفت من را ماساژ بده گفتم بلد نیستم گفت یادت میدم و گفت برو لباسات را در بیار و فقط با شورت بیا من هم گفتم نه گفت میری با اون کاری را که کردی من هم لخت شدم و شروع کرد به ماساژ دادنم و یک ژل زد بهبدنم و شرتم را در اورد من تو حس بودم که بی اختیار کیرش را گرفتم و مالیدم و محمد هم سریع لخت شد و کیرش را داد به من گفت ای شیطون این کاره بودی و به من نمی گفتی و براش ساک زدم و اون هم من را حسابی انشت می کرد و بعد رفت جوری کردم که بدون دست زدن به کیرم ابم امد و از اون روز به بعد من و محمد همش باهم سکس می کردیم اگر خواستین باز هم داستان های سکس من و محمد را برایتان تعریف می کنم این هم عکس بدنم فقط نظر بدید ممنون 617 نوشته

Date: August 26, 2018

2 thoughts on “داستان گی من و دوستم

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *