سکس امین و سهیل با سلما

0 views
0%

تو شرکت بودم داشتم آماده می شدم واسه رفتن به خونه که امین زنگ زد گفت کجایی بابا مهمون برام اومده از شمال اینقدر ازت تعریف کردم که گرفته باید همین حالا ببینمش آماده باش میام دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به خانواده بگو شام مهمون مایی خلاصه اومد و سوار شدیم البته بگم امین رو خیلی وقت بود می شناختم و خداییش سکس باهاش نداشتم کلا من ادم اهل سکس نیستم ولی خوب بدم نمیاد سهیل خان و همونجا ملاقات کردیم یه پسر هیکل دار و خوش زبون از اونایی که تا یه جنس لطیف رو میدید زود می خواست مخشو بزنه بهش گفتم سهیل خان نمی خاد با این حرفا مخ منو بزنی ما گوشمون از این حرفا پره خندیدگفت امین گفته بود سلما دختر زبون درازیه خلاصه رفتیم خونه امین اینا مامانش نبود گفتم پس مامانت گفت رفته بیرون خوب مانتو و روسریمو در اوردمو نشستم رو مبل امین هم تلویزیون رو روشن کرد یه فیلم سوپر گذاشته بود که مردهای 40 50 ساله داشتن دخترای 10 11 ساله رو می کردن یه پیر مرده کیرشو به زور کرده بود دهن دختره بیچاره داشت بالا میورد خیلی دلم براش سوخت خلاصه سهیل رفت حموم گفت شماها نمیان گفتم من ظهری حموم بودم لخت اومد بیرون امین گفت افروز با هر دو ما راحتی گفتم آره منظور گفت می خوایم حال کنیم با هم تکی یا دونفری تودلم گفتم بد نیست دو نفری تجربه کنم اینهمه تو فیلم دیدم خلاصه هر دوشون لخت لخت شدن امین سبزه و هیکلی و سهیل هم سرخ وسفید و هیکلی کلا من مردای هیکلدار رو خیلی دوست دارم چون خودم هیکلم ورزشکاریه هر دوشون اومدن طرفم من وسط ایستاده بودم و اونا از هر دو طرف خودشونو می مالوندن به من هر کودوم یکی از سینه هامو فشار میداد یکی گردنمو لیس میزد و اون یکی ازم لب می گرفت خودم کم کم داشتم شلوارمو پایین می کشیدم حالا دیگه یه سوتین و شورت مشکی تنم بود با موهای صاف و بلند و قهوه ای روشن منو هل دادن رو مبل جوری که کله ام خورد به دیوار اشکم دراومد کیر شون حسابی شق شده بود امین پایین پام بود از نوک انگشتام می لیسید میومد بالا سهیل هم صورتمو گرفته بود تو دستاشو لبامو می خورد کیر سهیل دم دستم بود داشتم با دستام می مالوندمش سهیل با دندوناش سوتینمو می کشید امین هم شورتو با دندوناش می کشید پایین کم کم لخت لختم کردن سهیل یه سینه مو می خورد امین اون یکی رو منم تو حال خودم بودم با دستام موهاشونو می کشید مو نازشون می کردم به سینه ام فشار شون میدادم کم کم آه و ناله ام بلند شد سهیل می گفت جون جون جیچرتو برم عزیز دلم بابک رفته بود پایین پاهامو باز می کرد وسرش لای پام گم شده بود و با حرص و ولع کسم می خورد آه و ناله و وای وای من بلندتر شده بود امین اومد بالا تر روی زمین دراز کشیده بودیم امین کیرشو گذاشت لای سینه هام و فشار میداد و عقب و جلومی رفت چشماشو بسته بود و فقط آه و ناله میکرد همه مون نفسامون تند شده بود سهیل داشت کسمو می خورد خیلی لذت داشت برام زیر بدن امین و سهیل داشتم مثه کرم لول می خوردم سهیل کاندوم گذاشت و یواش یواش کیرشو گذاشت در کسم و خیلی آروم کرد توش و هی جلو عقب می کرد یه ذره درد داشت بعد از مدتی صدای فریاد سهیل بلند شد دیوونه دیوونه ام کردی که یهو احساس کردم کیرش تو کسم مثه نبض میزنه وسهیل بی حال افتاد رو پاهام امین همینطور داشت با سینه هام ور می رفت کیر سهیل که اصلا نمی خوابید جاشو با امین عوض کرد حالا سهیل دوتا سینه هامو گرفته بود تو دستاش و می خورد باز بونش لیس می زدوامین هم داشت کسم و می خورد و زبونش و می کرد تو کسم من واقعا لذت می بردم چنگ می زدم تو موهام و آه و ناله می کردم امین کیرشو می مالوند در کسم گفت سهیل بیا کس شو وا کن کیرمو بذارم تو کسش سهیل هم اومد پایین امین کیرشو گذاشت تو کسم یه ذره سئخت ولی خوشم اومد همینطوری که امین عقب جلو میرفت سهیل هم کس من و بیضه های امین می لیسید وای امین داشت دیوونه میشد داد میزد که یهو آب امین پاشید تو کوسم چقدر داغ بود انقدر زیاد بود که تا 30 ثانیه پرش آبش رو تو کسم حس میکردم از پرش های پی در پی آبش تمام کسم مور مور افتاد چیزی هم نبود که تموم بشه انگار 2 سال بود آبشو خالی نکرده بود بلاخره تموم شد و بی حال شد و امین کیرشو بیرون کشید و آب امین از کسم به بیرون ره افتاد هر دو نسشتن رو مبل رفتم پایین پاشون کیرشونو گرفتم تو دستم یه لیس از این یه لیس از اون هاممممم چه حالی داشت یه کیر سبزه یه کیر سفید با کله صورتی هههههه با اون چشمام نیگاشون می کردم و قتی که کیرشونو می کردم تو دهنم لبام غنچه میشد یه چشمک زدم بهشون گفتم می خوام از هم لب بگیرین شما دوتا گفتن نمی شه لوس نشو گفتم پس منم واستون ساک نمیزنم خلاصه به زور راضی شدن اونام از هم لب می گرفتن منم یه لیوان شراب سرخ انگور ریختم رو کیرشون و می خوردم و حتی تخماشونم و لیس میزدم زیر تخماشونو با زبون می لیسیدم دوباره وحشی شدن من ارضا نشده بودم ولی اونا دوبار ارضا شده بودن با یه حالت وحشیانه منو پرت کردن رو تخت گفتن باید ارضا بشی هر دو افتادن به جون من سهیل کسمو می خورد و انگشتشو کرده بود توش و چوچوله امو لیس میزد امین سینه هامو می خورد و باز بونش نوکش میلیسید دیگه داشتم دیوونه می شد داد میزدم ولم کنین کشتین منو وای دیوونه ها وای بسه بسه دارم میشم اونا اصلا به حرفم گوش نمیدادن به کارشون ادامه میدادن دادمیزدم سهیل بخور لیس بزن امین بکن منو سر سهیل رو با پام فشار میدادم امین رو با دستام محکم چسبیده بودم انگشتم و کردم تو دهنم و می مکیدمش تا یه ربع من فقط داد میزدم اونا دو تا وحشی تموم تنمو می خوردن بی حال شدم سهیل و امین داد زدن هورااااااااااااااااااااا و هردوش بغلم کردن می بوسیدن منو خداییش خیلی باحال بود تا صبح تو بغلشون بودم و 2 تایی منو از کس و کون چند بار گاییدن و همش تو کون و کسم آبشونو خالی میکردن یه بار هم هر دوشون موقع خداحافظی آبشون را تو دهنم ریختن و من هم تا قطره آخر برا هر دوشون آبشونو خوردم چقدر آبشون خوشمزه بود وقتی با هم آبشون و تو دهنم پاشیدنند و توی دهنم آبشون قاطی شده بود مزه وصف ناشدنی بود برام دهنم ترش و شیرین شده بود یا بهتره بگم آبشون ملس شده بود چون خیلی آب بود اول کلی تو دهنم غرغره اش کردم بعد قورتش دادم پایین خلاصه رفتم سر و صورتمو شستم و لباسهامو هر دو شون تنم کردن و ازم تشکر کردن و من راهی شدم برم و از آنها خداحافضی کردم اما خداییش دلم نمی امد که از پیششون برم چون خیلی بهم چسبیده بود 2 شب بعد دوباره ازم دعوت کردن برم پیششون من هم رفتم که باز هم اتفاق جالبی افتاد که تو داستان بعدی براتون مینویسم نظر یادتون نره عزیزانم نوشته شده

Date: August 12, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *