سکس من و فاطی

0 views
0%

من از دوران دبیرستان وقتی دیدم که با دختر نمیشه تا حد زیادی حال کرد اونم تو شهرستان همیشه آرزو داشتم با یک زن که جلوش بازه سکس کنم دوره دانشجوییم بود و تو کف سکس تو مترو باهاش آشنا شدم اونم به قصد کمک بهش برای جابجایی بارش 40 سالش بود ولی خیلی سرحال بود باسنش قلمبه بود و اونچیزی که منو دیوونه میکرد میگفت تازه شوهرش مرده ولی بسیار حشری بود از سکس بار اولم میگم بقیشو اگه خواستین بعدا میگم اصرار عجیبی داشت ببرمش خونه منم جا نداشتم بچه بزرگ داشت ولی بار اول ردیف آخر سینما نشستیم زیر کاپشنم کیرمو خورد باور نکردنی بود حرفه ای بود وقتی سر کیرمو میلیسید چشام میرفت داشتم بیهوش میشدم با ولع زیاد میخورد و سرشو میچرخوند جوری شد که همونجا آبم اومد آروم دستمال گرفتم پاکش کردم عاشق کیرم شده بود میگفت کیر 23 سانتی به کلفتی مچ دستم تا حالا ندیدم خلاصه چند روز بعد با اصرار اون رفتیم بابلسر تا رسیدیم به خونه پرید و لبامو خورد چنان زبونشو میچرخوند تو دهنم که بی حال شدم زبونمو شروع کرد به مکیدن منم لباشو خوردم خواستم گردنشو بخورم دیدم حشرش زده بالا لباسامو بسرعت در آورد کاپشنم جر خورد ولی حالیش نبود منم لختش کردم سرم داغ شده بود اجازه نمیداد من حرکت کنم منو انداخت رو تخت و پرید روم شروع کرد از گردنم و اومد پایین من دیگه نتونستم کاری کنم دراز کشیدم سینه ها و شکم و بعد رسید به کیرم یهو همشو گرفت به دهن داشتم بیهوش میشدم رفت پایین تر و سوراخ کونمو خورد بعد خوایه هامو لیسید دیگه تاب نداشتم خواستم بلند شم بلیسمش نذاشت نشست رو کیرم اول سرشو حسابی مالوند به در کوسش و بعد اروم رستادش داخل یه اوففففففف گفت و چند ثانیه وایساد اخه کیرم کلفت بود فکر کنم دردش گرفت بعد لباشو گذاشت رو لبام و تند تند خودشو تکون تکون داد چشاش خون شده بود و اخ اوخش بلند شده بود آب کوسش کیر وخایمو پوشش داده بود منم داشتم روانی میشدم محکم سینه هاشو چسبوندم به سینه هام و تند تند تلمبه زدم بعد حدود ده دقیقه تامبه وحشیانه جیغی کشید نگو که ارضا شده منم نمیتونستم اون کوس لیز داغ رو وسط کار ول کنم ولش نکردم و چند دقیقه تلمبه زدم داشت آبم میومد سریع خوابوندمش زیرو تا دسته فرو کردم توش اونم جیغ میزد و چشام وارونه شد و آبمو با شدت زیاد ریختم تو کوس داغ لیزش و بعد افتام روش تا چند دقیقه و آروم ازش لب میگرفتم و از اون موقع به بعد هرهفته دوروز آخر هفته منو میبرد شمال نوشته

Date: August 4, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *