فاطمه و دوست نامرد

0 views
0%

سلام من فاطمه هستم17سالمه این خاطره مال یه سال پیشه من تو محلمون خوشگلترین وخوش تیپ ترینو خوش هیکل ترین دختر بودمو هستم پسرایه زیادی دنبالم هستن که بام دوس بشن اعتقاد من این بود که آدم باید خوشگلیو هیکلشو بزاره واسه شوهرش واسه همینم باهیچ پسری دوس نمیشدم من پارسال بادختری به اسم فایزه که تو محلمون میشست دوس شدم فایزه منو خیلی دوس داشتو منو دوست صمیمی خودش حساب میکرد هروقت منو میدید شروع میکرد به بوس کردنو بغل کردن من خلاصه ماباهم خیلی صمیمی شده بودیم چندبار خونشون دعوتم کرد یه بارواسه تولد یه بار واسه ناهارو یه روز توتابستون مثله همیشه رفتم خونه فایزه اینا پاکامپیوترش هربار وقتی میرفتم خونشون یامامانش خونشون بود یاباباش اما این بار خونشون خالیه خالی بود منم راحت تراز همیشه لباسامو درآوردمو بایه تاپو شلوارک نشستم پشت کامپیوتر خودشم که مثله من یه تاپو شورتک پوشیده بود همین جوری که داشتم عکساشو میدیم دستشو گذاشت رو رون پامو شروع کرد به مالش دادن من یه نگاه بدی بش کردمو گفتم این کاراچیه دستتو بردار خجالت بکش ولی اون بهم نزدیک تر شدوصورتشوآورد جلو وگفت امروز فقط میخوام بات حال کنم توهم سعی کن بامن حال کنی اینجوری نه تواذیت میشی نه من هنوز حرفی نزده بودم که لباشو چسبوند به لباموشروع کرد به خوردن حالم بد شده بود یه جوری شده بودم مثله اینکه یکم شهوتی شده بودم بعدش رفت کنارو بم گفت بروبخواب روتخت منم که یه خورده شهوتی شده بودم رفتم خوابیدم خودش لباساشو درآورد وافتاد رومو شروع کرد لباسای منو دربیاره خلاصه دوتایی لخت لخت روهم خوابیدیم بعدش داشت واسم ساک میزد که یهو در اتاق باز شد حالا کی بود یکی از پسرایی بود که دوماه بود میخواست بام دوست بشه وای خدا تا دیدمش ازجام پریدم فایزه رو هلش دادم اون طرفورفتم که لباسامو بپوشم که یهو امید همون پسره اومد جلومو گفت چطوری خانوم خانوما دلم لک میزد واسه همچین لحظه ای برو بخواب روتخت حالا حالا مهمونه مایی من تف انداختم تو صورتشو گفتم برو گمشو کنار میخوام برم یه دفعه بغلم کرد وانداختم روتختو به فایزه گفت نگهش دار تامن آماده شم فایزه دوباره افتاد رومو منو محکم گرفت من هرچی تلاش میکردم نمیتونستم کاری بکنم بعد ازچندلحظه امید لخت شد اومد روتخت فایزه رو کشید کنارو خوابید روم اول لبامو کامل خورد بعد سینه هامو مالیش دادومک زد بعد آروم آروم رفت طرف کسم کسم حسابی خیس خیس شده بود بدنم داغ داغ بود حسابی شهوتی شده بودم لاپامو باز کردو کسمو خورد بعد نوک کیرشق شدشو کرد تو کسم پردم پاره شد گفت به چه خونی قربونت برم عزیزم منم گفتم حالا که پاره کردی پس تا ته فرو کن اونم نامردی نکردو کیر عربیشو تا ته فرو کرد منم همینجور ناله میکردم بعد که حسابی باکسم حال کرد رفت سراغ کون گوشتیم اول کونمو مالید تف انداخت دمش ونوک کیرشو مالید به سوراخ کونم بعد آروم آروم فرو کرد من جیغ میزدم یه بالشت بهم داد تاگازش بگیرم بعد ازچند دقیقه کیرشو درآورد ودوتایی روتخت ول شدیم خوابم برد بعد که بیدار شدم دیدم فایزه لباساشو پوشیده وبالا سرمه امیدم رفته بود نوشته

Date: October 5, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *