قرار نبود

0 views
0%

چندروزی بود رفتاراش عجیب شده بود ن ک بد باشه زیادی خوب شده بود توجه زیاد حساسیت نشون دادن خیلی زیاد قرارمون یه دوستیه ساده بود یه جورایی جفتمون میدونستیم موندنی نیستیم من شیطنت داشتم اما اهل سکس نبودم نه اینکه ادعای خوب بود داشته باشم میترسیدم بخاطر همین سنگامو باهاش وا کندم که این یه دوستیه سادس فقط مثه 2تا دوست 2 3ماه همه چیز عادی بود همونطور ک میخاستم ولی کم کم رفتاراش عوض شد هی با بهونه و بی بهونه همه جا باهام بود هرکاری داشتم زبون باز نکرده در دسرس بود روز بروزم حساس تر میشد نکته جالب ماجرا اینجا بود این حساسیتا و محدودیتاش نه تنها ناراحتو عصبیم نمیکرد خیلیم خوشحال بودم ازش تابستون رسیده بود جفتمون فارغ از درس و دانشگاه اخرین روز امتحانم زنگ زد ک من دمه در دانشگاهم کارت تموم شد بیا منتظرم دوس نداشتم بیرون منتظر باشه دخترای دانشکده ازاد رشت و تیپای افتضاحشون نمیدونم با چه سرعتی امتحان دادمو پرواز کردم سمت در خروجی ماشینش مثل همیشه تو کوچه پشت دانشکده پارک بود از ماهان بگم یه پسر سبزه و خیلی قد بلند و عضله ای قیافشم نسبت به سنش بیشتر مردونه بود تا پسرونه خوشگل نبود اما بانمکو دل نشین بود رفتم کنار ماشین دیدم صندلیو خابوندهو چشاشو بسته در ماشین باز بود رفتم داخل دیدم هیچ حرکتی نمیکنه واقعا خواب بود منم نشستم به دید زدنش دلم خواست ببوسمش ولی غرورم بهم اجازه نمیداد ک پیشقدم بشم اروم با موهاش بازی میکردم تا بیدار بشه یکم خم شده بودم به سمتشو داشتم پیشونیشو نوازش میکردم ک یهو دستمو چسبید اینقد تو فکرو خیال بودم ک با این کارش ترسیدمو یه جیغ خفه کشیدم کف دستمو گرفت بوسیدو با صدای 2رگه گف ترسیدی جوجو لوسم نمیدونم واقعا خواستنی شده یا تاثیره فکرو خیالاته قبلمه ک دوس دارم بگیرم چلپ چلپ ماچش کنم خلاصه کل مسیرو واسه اینکه بیشتر ازین نرم تو هپروتو فکرای خاک برسری شرو کرم به وراجی اونم فقط به پرچونگیم میخندیدو سربه سرم میذاشت توی مسیر طبق عادته همیشگیم از بازوش اویزون بودمو ناخنای بلندموارومو نوازش مانند میکشیدم رو پوسته دستش عاشقه ناخن بلند بود ناخنام شده بود مثه عجوزها ولی اجاه نمیداد کوتاش کنم مشغوله کارم بودم ک گف جوجو اگه این انگشتای شیطونت بخاد همینطور به شیطنت ادامه بده قول نمیدم ک سالم برسونمت خونتون زودی دسمو ورداشتمو دیگه حرفی نزدم تا اینکه منو رسوند خونه کله روز فکرم درگیره این بود که چرا یکم نمیاد سمتم درسته خیلی بهم محبت میکردو وابسته بود اما احساس میکردم از نظرش خاستنی نیستم ک نمیاد سمتم درسته یکم خلو چلو شیطون بودم اما بازم خیلی از حرکاتم لوند بودو بقول خودش خیلی لوس یعنی اینا به چشمش نمیاد جلو اینه به خودم خیره شده بودم قدم 168 یکم لاغر بودم ولی پاهای بلندو کمره باریکم بیشتر از لاغر سکسی بود قیافمم بقول خودش خیلی خوشکل نبود اما نازو لوند بود چشای عسلی موهای قهوه ای روشن پوست سفید در کل بد نبودم اما چرا اینا به چشمش نمیومد روز بعدش نوبت ارایشگاه داشتم میخاستم واسه ارایشو اپیلاسیون صورتو دستو پام برم چون عروسی دعوت بودیم بهش خبر دادمو رفتم خانومه ک شرو ب کار کرد وسوسه شدم کل بدنمو صفا بدم وقتی کارش تموم شد کلی قربون قدو بالام رفتمو ذوق کردم موهای بدنم بور کم پشت بود اصلا نمیزدمش اصلا فکرشو نمیکردم با از بین بردنشون اینقد پوستم شفاف بشه ینی بیشتر از ارایشو مدل مو واس هرس کردن پشمام ذوق داشتم دوس داشتم لخت بپرم وسط عروسی کارم ک تموم شد بهش گفتم ک بیاد دنبالم با هزار زحمت بابامو پیچوندم ک بتونم یکم با این تیپو قیافه دلبری کنم شاید چششو گرفتم اومد دم ارایشگا بوق زد ک من پریدم بیرون ساعت 12 ظهر بود قرار بود برم خونه ک شب بریم عروسی ماهان بنده خدام ک شده بود راننده شخصیم پریدم تو ماشینو زودی درو بستم گفتم برووووو گف چی چیو برو وا کن اون روبندتو ببینم خانم ارایشگر چیکا کرد با این جوجو زشته ما چشامو لوچ کردم بمن میگه زشششت سرمو به حالته قهر برگردوندمو شالمو کشیدم جلوتر ک چیزی نبینه با دسم اشاره کردم ک ینی را بیف برو یهو چسبید دسمو یه داد زد ک احساس میکردم کله ماشین قهوه ای شده گف ناخنات چرا کوتا شده حالا یکم مرتب شده بودا فک نمیکرم همچین کنه برگشتم سمتش عین بچها لب برچیدم کفتم خیلی زشت شد شالم یکم رفته بود عقبو صورتم مشخص شد دیدم زوم شده روم پلکم نمیزنه کم کم اومد جلو دستشم اومد سمته شالم ک جیغ زدم اینجا نه شلوغه بنده خدا سکته کرد زودی ماشینو روشن کرد پیچید تو کوچه پس کوچها یهو زد رو ترمز گف مریم درار دیگه کشتیم حالا منم ک خاک برسره منفی نگر زودی برگشتم سمتش با جیغ جیغ گفتم چیوووو یهو خندیدو گف شالتو خانومم البته چیز دیگه هم خاستی دراری مدیونی اگ فک کنی جلوتو میگیرم بدشم یهو ترکید از خنده لوووووس منم ک در او لحظه رنگم بنفشه مایل به ارغوانی بود خندش ک تموم شد گف ببخش جوجو شوخی بود حالا بزا ببینم چیکا کردن با جوجو لوسم دلم اب شد اروم شالمو زد کنار موهام بلند بود کلشو فر درشت کرده بود جلوشو سفت داده بود بالا ک صورتو چشامو کشیده تر نشون میداد منگوله های فرفریمم دورم ولو بود همیینطور داشت با چشاش منو میخورد دستشو اروم از رو گونم اورد رو لبم یکم همینطور زل زد به لبام یهو انگار ک جنی شده باشه گف تاکی میتونی بیرون باشی منم گفتم مشکلی ندارم فوقش ب مامان گفتم میرم خونه هاله اینا دخترخالم بعد با اونا میام عروسی گف اوکی پس بامنی غروبم خودم زودتر میبرمت خونه خالت فقط با هاله هماهنگ کن ک سوتی نده و ماشینو روشن کرد گفتم اخه با این سرو وض گف بنظرت خودم عقلم نمیرسه منم دیدم خوب مسلما میرسه و میدونه چیکار کنه پس لال شدمو ب هاله خبر دادمو ساکت نشستم دیدم جلو اپارتمان خودش نگه داشت گف بپر پایین حالا من دارم سکته میکنم گفتم اینجا چرا گف انتظار نداری با این قیافه ببرمت شهر بازی ک دلمم نیومد با این قیافه ملوس به این زودی ولت کنم پس زود بپر پایین تا کسی ندیده قلبم اونقد محکم میزد ک فک میکردم کل ساختمون صداشو میشنون رفتیم داخل واحدش الهییییییی چقد تمیزه بچم رو اولین مبل ولو شدموگفتم کوللللر زودی کولرو روشن کرد یه لیوان ابمیوه داد دستم گف گرمه مانتوتو درار زیرش یه تاپ ازادو گله گشاد مثه مانتوم تنم بود با یه جین اصولا رو این مسائل حساس نبودم با هزار بدبختی مانتومو دراودیم ک موهام خراب نشه تاپمو ک دید بادش خالی شد اخه اینقد گشاد بود مثه گونی بو چشش به ساک لباسم ک افتا برق زد گف جوجو برو لباسو تنت کن ببینم با لباس چه عروسکی میشی دیگه برخودم لعنت فرستادم ک چرا صب لباسو سره راهم از خشکشویی گرفتم لباسم یه لباس کوتاهو جذبه دکلته مشکی بود درسته جوراب شلواریو کت داشت اما ماهان خان دستور دادن جینگیل مینگیلای اضافشو بیخی میخام لباسو تو تنت ببینم وقتی لباسو پوشیدم گفتم بیخی هرچه بادا بادو زدم از اتاق بیرون تو اشپزخونه بود داشت میوه میچید صداش زدم وقتی برگشت یه چرخ زدمو با خنده ای ک نمیدونم چرا اینقد لوندی داشتو از کجا اومده بود گفتم میپسنددی اولش پلکم نمیزد اروم اومد سمتمو دستاشو گذاشت دو طرفه کمره باریکم یه نگا به لبام کرد یه نگا به چشام گف اجازه هس منم با این امید ک ماچو بوسه بین همه دوسدختر دوسپسرا هستو یه چیز عادیه خودمو خر کردمو اجازرو صادر نمودم نرم نرم لبامو میبوسیدو دستشو پشت کمرم تکون میداد اروم منو برد سمت مبلا خوش نشست منو نشوند رو پاهاش یکم نگام کردو دوباره رف سراغ لبام ایندفه باشدت بیشتر منم پرو شده بودمو لباشو گاز میگرفتم یا دسمو میبردم لای موهاش خوب ک ماتیکمو خورد منو فرستاد عقب جز ب جز صورتمو نگا کرو دستاشو اروم گذاشت رو شونهای لختم اووردش پایین تا رسید به لباسم سوتین نبسته بودم لباسمو پایینتر کشید تا جایی ک خطه سینهای سفیدم مشخص شد اروم انگشتشو رو خطش حرکت میداد نگاهشو دوخت تو چشام از خجالت کله پوسته لبمو جویده بودم اما زبون 6متریم نچرخید تو دهنم ک یه کلمه فقط بگم نه برعکس یجوری با چشام نگاش میکردم ک بیشتر ترغیب بشه اروم لبمو از تو دهنم کشید بیرون گف نکن جوجو کندیش بدشم با یه حالت بامزه ای گف مال خودمه فقط بیشتر خجالت کشیدم ک قهقهشو برد هوا گف نمیگی اینطوری سرخو سفید میشیو مثه پیشی ملوسا نگام میکنی کار دستمون میدم خو فکره دل منم باش دختر دوس داشتم بگم ن ک هیچکارینکردی تاحالا ولی باز لال شدمو سرمو انداختم پایین ک دیدم باز دستاش میجنبه اروم یه دستشو گذاشت پشتمو بیشتر اووردم سمته خودش یه دستشم بند کرده بود به جلوی لباسم ایندفه ازم اجازه نخواست فک کنم نگام به قدر کافی تابلو بود ک خودش دس به کار شدو لباسو تا شکمم کشید پایین یه لحظه فک کردم ک مردم دو تا دستاشو اروم گذاشت رو سینهای گردو خوش فرمم برگشت نگام کردوگف اخه چقد سفیدی تو دختر یه خنده کردم خنده ای ک نمیدونم چرا هی داشت عشوش بیشتر میشد اروم دو تا سینهامو تو دستاش فشار میدادو گاهی نوک صورتیشو بین انگشتاش فشار میداد منو خابوند رو یه مبل 3 نفره اومد روم یه لیس رو سینم کشیدو چشامو بستم کم کم شرو کرد به چلوندنو خوردنه سینها و گردنم مطمئن بودم ک کبود میشه اما اون لحظه هیچی واسم مهم نبود نفسام تند شده بود لباسمو در نیاروداز پایین فرستادش بالا وسط شکمم جمش کرد یه شرت توری پام بود چشای ماهان 2تا کاسه خون بود چشای عسلی خمار منم ک داشت بسته میشد دستشو میکشید روی پاهام تا نوک انگشتای پامو میبوسی انگشتامو میمکید میگف اخ وای چرا سیر نمیشم جوجو چقد شیرینی چقد خوردنی شدی پیشی ملوسم منم فقط نگاش میکردم نگاهه خمارمو ک میدید میخندیدو میگف چیشده پیشی خابش میاد ولی من هنوز سیر نشدمو دوباره میوفتاد به جون بدنم دستشو از رون پام سر داد رو شرتم ناخاسته یه اهه کشیدم ک نگام کردو اروم گف جووون همینطور ک نگام میکرد انگشتشو محکمتر از رو شرت کشید رو خط کسم ک منم بلندترو حشری تر اه کشیدم شرتمو از پام کشید بیرون همه کاراش ارومو ملایم بود پاهامو باز کردو زل زد به کس سفیدو بی موم چشاش داشت میترکید انگشتشو اروم کشید روی کسم خیلی تحریک شده بودم اما کسم خیس نبود انگشتشو اورد سمت دهنم وقتی ک خوب خیسش کردم بردش سمتی کسم همونطور ک اومده بود روم لبامو میخوردو با دستش کسمو بازی میداد کم کم کسم خیس شدو اهو نالم بلند شد همش میگف جونم جوجو این انگشته شیطونه من اذیتت کرده ک دادت درومده منم تو دلم میگفتم تا باشه ازین اذیتا از روم بلند شد رفت پایین پام ازم خاست پاهامو باز کنم چشاشو بستو یه نفش عمیق کشیدو با لذت شرو کرد به خوردن کسم زبونشو میفرستاد داخل کسمو مثه وحشیا میخوردش یهو بغلم کرد برد داخل اتاقش تختش یه نفره بود اما از کاناپه بهتر بود ماهان هنو لباس تنش بود با ابرو اشاره به لباسای تنش کردم ک دستاشو باز کرد اومد جلوم ایستادو مثه خودم اشاره کرد ک درش بیار دکمه های لباسشو باز کردمو از تنش دراوردم جینشم با کمک خودش دراوردم حالا با یه شرت باد کرده جلام ایستاده بود منو خابوند رو تحت یه انگشتشو خیس کردو یکم باهاش کسمو بازی داد یعد همونطور ک خم شد تا کسمو لیس بزنه انگشتشو میکشید رو سوراخه کونم یکم ک فرستادش تو خودمو جم کردم نگام کردو گف نترس خانومم حواسم هس حدود 10دقیقه کسمو خوردو با سوراخ کونم ور میرفت تا جایی ک 3تا انگشتش راحت میرف تو کونمو درمیومد خودشم اومد رو تخت نشست شرتشو داد پایین وووی یه کیر صورتیو سیخه خوشکل ولی یه لحظه اندازشو دیدم سکته کردم انگار ک اونم متوجه شد دوباره تکرار کرد ک حواسش هست ازم خاست فقط کیرشو خیس کنمو نخاست ساک بزنم یه بالش گذاشت زیر کمرمو اونقدی پاهامو داد بالا ک زانوم کناره صورتم رسیده بود خوب ک سوراخ کونمو خیس کرد اروم سره کیرشو فرستاد داخل اولش ک درد نداشت اومد رومو 2تا دستاشو گذاشت 2طرف سرم یه فشار دیگه داد ک از درد میخاستم بمیرم دیگه حرکت نکرد یکم ک جا باز کرد کم کم کلشو جا کرد تو کونم باورم نمیشد کیر به اون بزرگی رفته باشه تو کونم به خودم ک اومدم دیدم داره تلنبه میزنهو اهو ناله منم به راهه دردش کمتر شده بود اما بازم شدید بودپاهدم خسته شده بود منو برد لبه تخت یه پامو گذاشت رو تخت یه یه پام رو زمین دوباره کیره گندشو فرستاد تو کونم ارومو عمیق روی موهامو میبوسیدو نفس میکشید دره گوشم قربون صدقم میرفتو کیرشو اروم عقب جلو میکرد گاهیم کامل میکشید بیرونو دوباره بافشار میفرستادش داخل منم با اهو نالهای شهوتیم همراهیش میکردمبلندم کرد برد جلوی میز توالت روبروی اینه یه پام روی میز بود از پشت شرو کرد به جر دادن کونم یه دستش رو سینهام بود با یه دستشم با کسم ور میرفت انگار تصویر کون دادن یه دختر حشری تو اینه وحشی ترش کرده بود چون تلنبه هاش محکمتر شدو کسمو تو مشتش میچلوند منم داشتم از زور لذت میمردم خودمو دادم عقبو کونمو بیشتر چسبوندم بهش با یه لحنه سراسر شهوت بهش گفتم جررررم بدهههه ازونجا بود ک نالهای من تو اتاق پیچید ک ماهااان جرررم بده جووووون اه ه همش ماله خودته عشقم ماهاااانم بککککن حرکات ماهانم تندو تندتر میشد یهو احساس کردم ک کله عضلات کسم منقبض شده یه حسه خیلی خوب خوب خوب با جیغه بلند منو داد ماهان ک میگف داره میتد کل ابش خالی شد رو کمرو لباسم ک وسطش جمع شده بود وقتی به ارایش به گند نشستهو تنو گردن قرمزمو از همه بدتر لباسم نگاه کردم دلم میخاست بشینم زاار بزنم اما بازم با یه لبخند از تو اینه به ماهدن نگاه کردمو با یه لبخند گفتم ارزششو داشت لحظاتتون پر از عشقو لذت نوشته

Date: September 24, 2023

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *