<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	
	>
<channel>
	<title>
	Comments on: وقتی دخترم رو کردم	</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 May 2024 15:10:43 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>
	<item>
		<title>
		By: نیما		</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/#comment-7983</link>

		<dc:creator><![CDATA[نیما]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Oct 2019 23:22:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=149570#comment-7983</guid>

					<description><![CDATA[خیلی رومانتیک بود منم با دخترم خیلی نزدیک بودیم حتی مامانش حسودی میکردمادرش میگفت ماساژش بدم عادتش بود دخترم هم میخواست  باسن زنمو ماساژ میدادم اما دخترمو نه تا یروز که تنها بودیم و تازه 14 سالش شده بود که ساپورت پوشیدن هم مد شد.دیدم ساپورت مشکی براق باسن و رانهای خوش تراششو بدجوری نمایش داده حتی لاز پاهاش خط.کوسش معلوم بود و برجسته جوریکه رودست مادرش بود منم اولین بار لمبر هاشو مالیدم خیلی خوشش اومد اخیش گعتنش  هنوزن تحریکم میکنه این عادتش شد که مامانش نبود میگفت بابایی خستگی همش تو باسنمه بمال منم با احساس تر ماساژ میدادم و بالا بپایین دستم گاهی به کوسش هم میرسید میدیدم دهنشو رو مچش فشار میده حسابی حال میکنه منم شهوت تمام وجودمو گرفته یبار گفتم برگرد جلوتم ماساژ بدم برگشت دیدم کوسش برجستگی سکسی.داره خط کوسش نفسمو بند اورد من پاهاو به بابا مالش دادم از کنار واژن به رو شکمش رفتم امگشتمو توی نافش چرخوندم که قلقلکش اومد منم بشوخی لبامو روشکمش گداشتم و شکم.لختشو بوسیدم گفتم قربونت گلم برم و ماچ بارونش ککردم اومم پاهاش از هم باز و چشم خمارش میگفت که تحریک.شده از شکم  بصورت چرخشی به کناره کوس دست میکشبدم چشاشو بسته و دستش رو چشماش بود گفتم قطع کنم که گفت.بابای کمی دیگه منم بی اراده گاهی دستمو کنار کوسش میکشوندم اونم لرزه به بدنش میافتاد و پاهاشو بازتر میکرد تا انگستم مثلا اشتباها شیار کوسشو لمس میکرد خودم هم بدنم لرزید حتی برجستگی چوچولشو حس کردم حالا بیستر کوسش زیر انگستام بود که گفنم قربون دختر نازم برم ماشاله هیکلش تکه و کمی تیشرتشو بالا.زدم و شکمس که سرد.شده بود رو بوس میکردم کنار.رونهاش بغل رونش و یکدععه لبم رو کوسش قفل شد پیچ و تاب خوردموهامو چنگ زد.و به کوسش فشار داد میک.میزدم که دیدم حسابی خیس شده میک زبون.و.لرزوندن کوسش زیتد طول نکشید که انگار نفسش گرفته باشه موهاو چنگ زد.و.مثل ماهی بیرون.از اب بالا پایین پرید اروم که شد گفتم.بابایی مایاژت خوب بود چشاش زیر.دستس خندید منم لوپ و لبشو بوسیدم وبلند شدمیگه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی رومانتیک بود منم با دخترم خیلی نزدیک بودیم حتی مامانش حسودی میکردمادرش میگفت ماساژش بدم عادتش بود دخترم هم میخواست  باسن زنمو ماساژ میدادم اما دخترمو نه تا یروز که تنها بودیم و تازه 14 سالش شده بود که ساپورت پوشیدن هم مد شد.دیدم ساپورت مشکی براق باسن و رانهای خوش تراششو بدجوری نمایش داده حتی لاز پاهاش خط.کوسش معلوم بود و برجسته جوریکه رودست مادرش بود منم اولین بار لمبر هاشو مالیدم خیلی خوشش اومد اخیش گعتنش  هنوزن تحریکم میکنه این عادتش شد که مامانش نبود میگفت بابایی خستگی همش تو باسنمه بمال منم با احساس تر ماساژ میدادم و بالا بپایین دستم گاهی به کوسش هم میرسید میدیدم دهنشو رو مچش فشار میده حسابی حال میکنه منم شهوت تمام وجودمو گرفته یبار گفتم برگرد جلوتم ماساژ بدم برگشت دیدم کوسش برجستگی سکسی.داره خط کوسش نفسمو بند اورد من پاهاو به بابا مالش دادم از کنار واژن به رو شکمش رفتم امگشتمو توی نافش چرخوندم که قلقلکش اومد منم بشوخی لبامو روشکمش گداشتم و شکم.لختشو بوسیدم گفتم قربونت گلم برم و ماچ بارونش ککردم اومم پاهاش از هم باز و چشم خمارش میگفت که تحریک.شده از شکم  بصورت چرخشی به کناره کوس دست میکشبدم چشاشو بسته و دستش رو چشماش بود گفتم قطع کنم که گفت.بابای کمی دیگه منم بی اراده گاهی دستمو کنار کوسش میکشوندم اونم لرزه به بدنش میافتاد و پاهاشو بازتر میکرد تا انگستم مثلا اشتباها شیار کوسشو لمس میکرد خودم هم بدنم لرزید حتی برجستگی چوچولشو حس کردم حالا بیستر کوسش زیر انگستام بود که گفنم قربون دختر نازم برم ماشاله هیکلش تکه و کمی تیشرتشو بالا.زدم و شکمس که سرد.شده بود رو بوس میکردم کنار.رونهاش بغل رونش و یکدععه لبم رو کوسش قفل شد پیچ و تاب خوردموهامو چنگ زد.و به کوسش فشار داد میک.میزدم که دیدم حسابی خیس شده میک زبون.و.لرزوندن کوسش زیتد طول نکشید که انگار نفسش گرفته باشه موهاو چنگ زد.و.مثل ماهی بیرون.از اب بالا پایین پرید اروم که شد گفتم.بابایی مایاژت خوب بود چشاش زیر.دستس خندید منم لوپ و لبشو بوسیدم وبلند شدمیگه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		By: سلمان صالحی		</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/#comment-561</link>

		<dc:creator><![CDATA[سلمان صالحی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 23:01:31 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=149570#comment-561</guid>

					<description><![CDATA[خیلی خوب بود راضی هستی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی خوب بود راضی هستی</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 24/33 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 01:26:23 by W3 Total Cache
-->