<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>allie james &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/allie-james/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 13 Mar 2024 14:28:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>allie james &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر عینکی و بلوند حسابی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 09:26:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[ضرباتم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کابینت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمانی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده و لب های ناز که فقط کونی دوست داری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که واقعا فراموش نشدنی بود فیلم سکسی اول خودم رو معرفی میکنم و</h2>
<p>ایلیا 29 ساله و خانم رویا 25 ساله است.رویا نگو یه تکه گوشت بگو سکسی هرچی بگم کم گفتم از معرفت</p>
<h3>و شاه کس مهربونی بگو تا هیکل قشنگش سینه های جا افتاده</h3>
<p>و لب های ناز که فقط کونی دوست داری بهش بچسبی ولش نگونی باسن نگو که روی جنیفرلوپز را از پشت</p>
<h4>بسته جنده شرط میبندم جفتشون کنار هم وایسن بخوان نمره بدن</h4>
<p>شرط میبند رویا نفر اول بشه پستون همین الان که دارم این خاطره رو براتون مینویسم فکرش رو که می کنم</p>
<h5>گیرم گله کوس کرده وای به حال شما که بخواهید از</h5>
<p>نزدیک ببینید گفتون میبره بریم سر اصل مطلب.پنچ شبنه بعدازظهر که از سرکار آمدم خانه مادر و پدرم رفته بودن باغ قرار سکس داستان بود ما هم</p>
<h6>بریم اما یه حسی بهم می گفت ولش ایران سکس کن بخیال</h6>
<p>شو فردا برو باغ وقتی آمدم خانه رویا داشت تلویزیون نگاه می کرد تا منو دید خسته نباشی و احوال پرسی دیدم یک تاب و یه مینی جوب پوشیده بهش گفتم خونه رو خلوت دیدی دوباره به خودت رسیدی جگر گفت اینکار رو کردم تا آقامون میاد از خجالتش دربیام اگه امشب ناز نکونی بهش گفتم کی برای شب جمعه ناز می کنه که من نفر اولش باشم اونم با نازگلی مثل تو بعد رفتم رو کاناپه دارز کشیدم و رویا رفت تو آشپزخانه یه لیوان شربت برام آورد گفت بخور تا از خستگی در بیای بعد کنار من نشست داشت تلویزیون نگاه می کرد بهش گفتم من میرم یه چرت بزنم بعد بلند میشم برم یه دوش بگیرم بریم شام بیرون گفت باشه برو بخواب ساعت هشت بلندت می کنم من رفتم خوابیدم ساعت هشت بود دیدم یکی بالای سرم می گیه گلم نمیخواهی بلند بشی ساعت هشت گفت چرا الان بلند میشم بعد از چند تا غلط تو رختخواب بلند شدم دیگه خواب از سرم پریده شده بود رفتم حمام یه حالی به بدن بدیم خودمو کامل با تیغ صفا داده بودم اون جا رو اینقدر ناز زده بودم که مورچه روش لیزمیخورد بعد که از حمام آمدم بیرون سرمو که داشتم خشک می کردم به رویا گفتم کارتو بکنم بریم شام بیرون رفتم تو اتاق داشتم اونجا رو پودر بچه میزدم که رویا آمد گفت چقدر خشکل کردی امشب فکر کنم یه دل سیری از اذا دربیاریم گفت اگه من ساربونم بلند چه جوری ترتیب تو رو بدم که اینکار ده نفر ترتیبت دادن دوتای یه خندیه ای کردیم بعداز لباس پوشیدن رفتیم بیرون جاتون خالی رفتیم شام پیتزا خوردیم یه دوری تو خیابون زدیم برگشتیم خانه حدودا ساعت 12 بود چند بار مادر زنگ زد گفت نمیاید امشب گفتم نه ما فردا میایم نمیدونم کاری میخواستن اونجا بکنن که چند بار زنگ زد تا آمار ما رو بگیرن که میایم یا نه آخه دوست خانوادگیمان هم با اونا رفته بودن حتماَ اونجا خبری بوده که مامان چند دفعه آمار گرفت که ما میایم یا نه سرتون درد نیارم وقتی که رسیدم خانه من لباسمو درآوردم و یه شرت مایو بلند پوشیدم اونچنان هم بلند نبود و رویا رفت تو اتاق و لباساشو عوض نکنه وقتی که من لباسمو عوض کردم دو تا صندلی بردم پای گاز و زیر کابینت پلاستیک بسات خودم رو درآورد من هر شب جمعه که بخوام نزدیکی کنم چند تا دود شیره میگیرم تا کمره سفت بشه تا آبم دیر بیاد آخه آدم زود آبش بیاد زد حال من اصلا دوست ندارم در حال دود گرفتن بودم که رویا وارد آشپزخانه شد رویا نگو حوری یا فرشته بگو باورتان نمیشه بگم در چند ثانیه گیرم گله کرد باورتان نمیشه یک لباس زیر نازک آبی خوش رنگ با یه آرایش غلیظ که اصلا باورتان نمیشه که رویا بود با یه شورت هم ست لباس که با ناز و عشوه داشت میامد جلو گفت نامرد تنهای گفتم شما مشغول آرایش بودید گفتم مزاحم نشم بعد نشست رو صندلی جلوی من یه لول هم برای اون درست کردم بعد دوتای مشغول دود گرفتن شدیم در حین دود گرفتن یه موقع شیطونی میگردم با نوک سینه های رویا بازی می گردم گفت عجله نکون همش مال خودت یه موقع هم با دستم با کوس بازی می کردم میگفت اینقدر اذیت نکن دهنتو سرویس می کنم بعد که قشنگ که توپ توپ شده بودیم از دم گاز اومدیم کنار رفتم کنار کامپیوتر که ببینم دیشب چقدر دانلود کرده بودم یه چند تای فیلم سوپر گذاشته بود برای دانلود از مجموعه محصولات بازارس یا بنکبراس عجب شرکت های ساخت فیلم های سوپر قشنگی هستند خوراک من دانلود این فیلم هاست بعد از تماشی چند تا صحنه به رویا گفتم امشب میخوام یه حال اساسی بهم بدی گفت ناراحت نباش کاری بسرت میارم که حالشو ببری بعد رفتیم داخل اتاق خواب همین جوری که روی تخت نشسته بود یه آهنگ ناز ملایم هم گذاشته بودم رویا هم مشغول رقصیدن شدن ناکس اصل رقاص بود هر مدلی که میگفتی برات میرقصه خوراکش رقص عربی بعد از اینکه رقصید بهش گفتم رویا دوست دارم مثل اول فیلم سوپرا هست که باخودشون ور میرن یا دارن لباساشون در میارن دوست دارم تو هم اینکار رو بکنی گفت هرچی تو بکی امشب ارباب شما هستید ما رعیت هستیم بعد مشغول بازی با خودش شود بازی نکون حال بگو داشتم از گیر شقی می مردم شهوت زده بود رو هزار بعد یواش یواش نزدیک من شد از نوک انگشت پاهام مشغول خوردن شدن تا رسید به گیرم شرت مایو رو از تنم در آورد و مشغول ساک زدن شد گیر نگو گله کرده بود خراب بعد از چند دقیقه خوردن بهش گفتم بیا روم منم میخوام کستو بخورم بعد آمد روم کس نکن یه تکه گوشت ناز بگو با زبون با چوچولو هاش داشتم بازی میگردم میدم داره به شهوت میرسه هی من بیشتر نوک زبونم تو کسش می گیردم و از اون طرف با انگشتم ور به کونش میرفتم یه تف در کونش انداختم و دستم هی داخل و خارج می کردم بعد که به اوج شهوت رسیده بودم خوابوندمش رو تخت بهش گفت لای پات و باز کن و لنگاتو بده بالا یواش یواش گیرم گذاشتم روی کسش یه کمی روش داشتم بازی می کردم که هی میگفت اذیت نکن مادر قهوه بکن داخل جرم بده دیونم داری میگنی خوب بکن داخل منم که میخواستم با اوج شهوت برسه هی گیرم میمالوندم روی کسش بعد که دیدم خیلی تو حس کردم تو کسش یه جیغ بلندی زد خوب بود پدرم اینا نبودن وگرنه زنگ میزد پایین ببینه چی شده گفت یواش گفت پارم کردی کونده قبلش یه بوقی یه سوتی بزن تندی میکنی تو گفتم اینجوری حالش بیشتر همین جور که داشتم تلمبه میزده رویا زیر کار داشت ناله می کرد من دوتا سینه هاش گرفته بود سفت هی میمالوندم گفت اینقدر این بد مسبه نمال بزرگ میشه زشته نمیشه زیاد لباس پوشید گفتم من تو فکر حالم تو فکر لباس بعد دوباره مشغول تلمبه زدن شدن اما این دفعه سریع تر هی میگفت اگه زود بخوای آبتو بیار<br />
ی دهنتو سرویس میکنم بهش گفتم اگه تو آب من دیدی سلام من رو بهش برسون بد تعداد ضرباتم بیشتر و بیشتر می شد و رویا هم آه و ناله اش بیشتر می شده هی میگفت جون جرم بدم فدات شم قربون گیر به این بزرگیت بشم پارم کن منم بیشتر به اوج میرسیدم بعد از چند دقیقه بهش گفتم قنبل کن میخوام از کون بکنمت گفت درد داره گفت یواش میکنم که دردت نیاد بعد قنبل کرد یه مقدار روغن زیتون اسپانیای ریختم در کونش و روی کونش و مشغول مالوندم شدم همین جوری که داشتم کونش روغن میزدم یه بوس هم ازش می کردم کون نکون یه تکه پنبه با یه ضرب تند تند بالا و پایین میشد همینجوری که با انگشتم با سوراخ کونش داشتم ور میرفت گیرم نزدیک سوراخ کونش کردم گفت آمادهی بکنون توش گفت مال خودت میخواهی جرش بده منم یواش سر کلاهک گیر و گذاشتم دم سوراخ و یواش یواش هول دادم داخل همه نسبتن تمام گیرم رفته بود داخل کونش بهش گفتم من تکون نمیخورم خودت عقب و جلو بکن که دردت نیاد بعد خودش مشغول عقب و جلو شد چه کیفی می داد از اون طرف هم خودش داشت با دستش کوسشو میمالوند واقعا دو تای تو اوج بودیم .این برنامه تا صبح چند دفعه تکرار شد و هر دفعه بیشتر از دیگر حال میکردیم واقعا که چه زنی دارم از اون زن های باحال روزگار که پر جنبه است منم هیچ موقع از این موقعیتی که دارم سو استفاده نمیکنم .دفعه بد داستان رفتن خانه دوستم مهمانی که اون شب هم خیلی خوش گذشت و شب باور نکردنی بود رو براتون تعریف میکنم با اجازه شما.ایلیا و رویا &#8230;&#8230;/</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%db%8c%d9%86%da%a9%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177695</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خونه خالی تخت هم که مهیا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d9%87%d9%85-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%87%db%8c%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d9%87%d9%85-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%87%db%8c%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 May 2019 09:07:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[‫افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[‫البته]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[‫بابام]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابن‬]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[بکنمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[‫خودمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[درنیاد]]></category>
		<category><![CDATA[‫دقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارنامه]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کونمون]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندنم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[مکافاتی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبریم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتش]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیک‬]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[‫سلام‬ ، ‫اسم من پستون امیر و ۲۱ سالمه . چند وقتیه که به این سایت میام اما تا حالا داستانی کوس براتون تعریف نکردم ‫اما یه دفعه یاد یه خاطره افتادم و فکر کردم برای شما هم بگم ، شاید خوشتون بیاد‬ : ‫به قول پیره مردها یاد سکس داستان اون قدیما به خیر‬. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				‫سلام‬ ، ‫اسم من پستون امیر و ۲۱ سالمه . چند وقتیه که به این سایت میام اما تا</p>
<h5>حالا داستانی کوس براتون تعریف نکردم ‫اما یه دفعه</h5>
<p>یاد یه خاطره افتادم و فکر کردم برای شما هم بگم ، شاید خوشتون بیاد‬ : ‫به قول پیره مردها یاد سکس داستان اون قدیما به</p>
<h6>خیر‬. من ۱۷ سالم بود و تا اون ایران سکس مو قع</h6>
<p>با کسی سکس نداشتم و از شوبولی (کیرم) فقط برای شاشیدن استفاده‬ ‫کرده بودم . البته راهای استفاده از شوبولی رو بلد بودم اما موقعیت مناسبی پیش نیومده بود‬ . ‫یادمه که اون سال بعد از امتحانات خرداد و گرفتن کارنامه ها بابام گفت که قرار بریم مسافرت‬ ‫و کم شروع کردن به فراهم کردن مقدمات سفرکردند .. اینطور که بوش میومد مثل همیشه اول میرفتیم شمال و‬ ‫یادم نیست که جمعه بود یا شنبه &#8230;.قرار بود فردا راه بیوفتیم . شب بود که بابام به داییم تلفن زد و برنامه سفرو‬ ‫به داییم اینا گفت .. نمیدونم چی شد که داییم هم هوس سفر کرد . بنابر این مسافرت ما چند روز عقب افتاد‬ . چون قرار شد ما با داییم وبچه هاش بریم . داییم هم در به در دنبال مرخصی‬ ‫من که کلی دلمو صابون زده بودم که فردا راه میوفتیم حسابی ریده شد به اعصابم و شروع کردم با خودم‬ ‫غرغر کردن و به دایی فحش دادن ، شوبولی رو حواله زن و بچش میکردم که یهو یاد دختر داییم افتادم‬ ‫اسمشو از این یه بعد میزارم مینا ( مینا یه دختر خوشکل و تپل و سفید بود&#8230;هر چی از خوشگلی اون بگم‬ ‫کم گفتم &#8230;. ) خودمونیم چند بار دنبال یه فرصت بودم که بکنمش اما نشد ( یهو چراغ مغزم روشن شد و‬ ‫با خودم گفتم که شاید توی این سفر یه موقعیتی پیش بیاد که شاید بشه از خجالت شوبولی در بیایم و یه حالی‬ ‫بهش بدم .. کلی خوشحال شدمو واسه خودم نقشه میکشیدم که چه جوری بکنمش‬ . ‫تا اینکه اون روز کذایی رسید و ما راه افتادیم . من وسط راه رفتم تو ماشین داییم تا یه کم رو مخ مینا کار کنم‬ ‫. منو مینا از بچگی با هم همبازی بودیم و داییم هم زیاد آدم گیری نبود و کاری به کار ما نداشت . منو مینا و‬ ‫برادرش که 6 سالش بود عقب نشسته بودیم (پسر داییه کونده اومده بود وسط ما دوتا) تا اونجا کلی با مینا از‬ ‫گذشته و حال و آینده و هر کسو شعر دیگه که به ذهنم رسید حرف زدیم . شب بود که همه رسیدم لب دریا و‬ ‫بابام و داییم با هزار بدبختی یه ویلا گیر اوردن . دقیقا کنار دریا بود شب همه خسته بودن و میخواستن بخوابن‬ . قرار شد فردا هم یریم‬ ‫یه گشتی بزنیم و خرید کنیم دایییم و زن داییم رفتن توی یه اتاق ، مامان و بابای من هم رفتن یه اتاق و منو‬ برادرم‬ که‫از من ۳ سال کوچیک تره اما از من زرنگتر و دختر باز تره ، (و از همه کارای من معمولا با خبره و هیچی ‫هم به کسی نمیگه) داشتم میگفتم ..قرار شد ما بچه ها هم همه باهم توی هال بخوابیم .. مینا رفت روی کاناپه‬ که اونور هال بود خوابید ، منو برادرم و پسر داییم هم روی ‫من که توی کل این مدت فقط دنبال یه فرصت بودم روضاع رو مناسب دیدم و با خودم گفتم خودمو به خواب‬ میزنم تا همه بخوابن بعدش یه کاری میکنم. بالاخره‬ ‫چشمامو بستم که مثلا من خوابم &#8230;.. بدفعه چشمامو باز کردم و فهمیدم که خوابم برده ) حدود ۱ ساعت خوابیده بودم. گفتم چه بهتر الان که همه خوابن.. اما بازم پاشدم و یه سرو گوشی آب دادم ..دیدم همه خوابیدن‬ . ‫یه نگاه به مینا انداختم &#8230;وای نمیدونید چی دیدم یه فرشته ناز که یقه لباسش یکمی باز شده بود و سینه های‬ گرد و‬ ‫خوش تراشش دیده میشد &#8230; تازه کونش هم کاملا وحتی توی نور کم چراغ خواب به زیبایی دیده میشد‬ . ‫تا حالا مینا رو اینقدر سکسی ندیده بودم .. شوبولی (کیرم) عین تیر چراغ برق قد علم کرده بود و آمپرش‬ زده بود بالا و حسابی داغ شده بود &#8230;.آرومو بی سرو صدا رفتم کنار کناپه که مینا روش خواب بود نشستم .‬ دلم میخواست که سینه هاشو چنگ بزنم و لباشو بخورم &#8230;. اما ترس از بیدار شدن مینا نمیذاشت‬ . ‫بدنم داغ شده بود و قلبم عین موتور دیزلی صدا میداد &#8230;..مونده بودم چیکار کنم &#8230;آروم یه دسته کوچیکی به‬ ‫پاش زدم اما ترس ورم داشت زود پریدم توی رخت خوابم &#8230; بعد از چند دقیقه با خودم گفتم کسخل تا کی می‬ ‫خوای‬ از کیرت فقط واسه شاشیدن و دکور استفاده کنی &#8230;از طرفی ممکن بود دیگه همچین موقعیتی پیش نباد برام‬ ‫این بود که دو باره پاشدم و دست یه کار شدم &#8230;.. تمام فکرم این بود که مینا بیدار نشه و من هم حالمو بکنم‬ تازه اگه باباش بیدار میشد چی ؟؟؟ بکونم میزاشتن &#8230;پس زیاد وقت نداشتم &#8230;دلو زدم به دریا .‬ ‫&#8230; مینا به پهلو و رو به من خوابیده بود &#8230;منم دست راستمو گزاشتم روی کونش و تکون نخوردم که بیدار نشه‬ ‫کم کم جرات پیدا کردمو با دست دیگم آروم سینشو میمالیدم &#8230;توی حال خودم نبودم که احساس کردم مینا بیدار‬ شد‬ . ‫کیرم که تا چند دقیقه قبل یه کلفتی و سفتی درخت چنار بود از ترس شده بود مثل یه مداد کوچیک &#8230;.. مینا هم‬ ‫یهو‬ ‫بلند شد و نشست ..احساس کردم میخواد داد بزنه ..هم من هم اون از ترس ریده بودیم &#8230;. من زود با دست جلوی‬ ‫دهنشو گرفتم تا مغزش آنتن بده و منو بشناسه و داد نزنه &#8230;.بعد دستمو برداشتم &#8230; ‫بهم گفت داشتی چیکار میکردی ؟ گفتم هیچی به خدا ( آره اروای عمت) به گه خوردن افتاده بودم‬ &#8230; ‫فقط خواهش میکردم که ساکت باشه و گریه نکنه &#8230;دستشو گرفتم و بردمش توی اتاق زیر شیرونی &#8230;. (البته‬ با کلی ترس و لرز و کس لیسی کردن مینا) که با من بیادو صداش درنیاد تا براش توضیح بدم‬ . ‫جای کوچیکی بود با سقف کوتاه ..چراغ وروشن کردم ..مینا دوباره گفت چیکار میکردی با من پسره بیشعور‫؟‬ گفتم هیچی ..فقط ساکت باش ..اما ول کن نبود‬ . ‫خلاصه گفتم که دست خودم نبود و نمیخواستم ناراحتش کنم &#8230; که پقی زد زیر گریه‬ . ‫منم دلم براش سوخت و توی دلم هر چی فحش بلد بودم یه خودم دادم &#8230; مینا داشت گریه میکرد و من‬ ‫نیدونستم چیکار کنم ..واسه اینکه آرومش کنم بغلش کردم. اما با تعجب دیدم که اونم منو همراهی کردو منو‬ ‫بغل کرد‬ . ‫باورم نمیشد &#8230;.کم کم صدای گریه هاش هم قطع شد &#8230;.. منم حشرم کم کم زد بالا و دوباره‬ سعی کردم دست به کار شم &#8230;اینبار دیگه مینا مخالفتی نمی کرد و منم ریتم مالوندنم تند شده بود . از سر تا‬ ‫نوک پاشو میبوسیدم و همه جاشو ماساژ میدادم . بعد از چند دقیقه دیدم مینا هم حشری شده و تحریک شدنو از‬ نگاهش میشد فهمید‬ &#8230; ‫من بر اساس چیزایی که توی فیلم های سکسی دیده بودم و توی سایت ها خونده بودم شروع کردم به لب گرفتن‬ ‫از اون . مینا هم با من همکاری میکرد بعد یدفعه مثل وحشی ها لباس مینا رو از تنش در اوردم و سوتینش باز‬ ‫کردم.. عین آدم های قحطی زده شروع کردم به خوردن سینه هاش &#8230;واییییییییی &#8230;.. خیلی خوش مزه بود‬ ‫..چه بویی میداد ..سفید و گرد وسفت &#8230;زیاد بزرگ نبودن اما خیلی ناز بودن ..نوک سینه هاشو گاز میگرفتم‬ و میمکیدم . کم کم نفسهای مینا تبدیل شده بود به آه و ناله هایی که منو بیشتر تحریک میکرد‬ … یواش و آروم اومدم پایین تر و شکمشو لیس میزدم &#8230; بهش گفتم شلوارتو در بیار که دارم میمیرم‬ . ‫اما مینا فقط اه و ناله میکرد و خودشو میمالید و گاهی هم موهامو چنگ میزد&#8230;. جوابمو نداد‬ . ‫اما بعد از چند دقیه آروم و یواش گفت خودت اینکارو بکن &#8230;منم زرتی شلوارو شرتش و باهم کشیدم پایین و‬ ‫از پاش در آوردم ..که دیدم مینا خودشو جمع کرد و با یه لبخند کوچکی گفت پسره ی خل ..شلوار خودتو گفتم‬ ‫تازه نگاهم به خودم افتاد ..شوبولی توی شلوارم خیمه زده بود و منم تمام لباسم تنم بود &#8230;.نفهمیدم چه جوری‬ ‫اما در عرض ۱۰- ۱۲ ثانیه لخت لخت شدم &#8230;. دیدم مینا هم خودشو شل کرد منو کشید روی خودش &#8230;شاید‬ ‫می خواست با اینکار بدن سفیدو نرمشو از من پنهون کنه &#8230;منم حسابی مینا رو بغل کرده بودمو به خودم‬ ‫فشارش میدادم &#8230;اما یادم افتاد که من هنوز بهشت مینارو از بس که حول شدم ندیدم &#8230;با یه حرکت جای‬ ‫خودمو با مینا اوز کردم و با هر مکافاتی بود یه حالتی شبیه 96 لاتین درست کردیم &#8230; چشمم به کسش افتاد‬ ‫&#8230;چه ناز بود ..از لای پاش زده بود بیرون و خیس خیس شده بود &#8230;شروع کردم به لیسیدنش &#8230;تمام کسشو با‬ ‫زبونم تمیز کردم &#8230;بوی خوبی هم میداد و معلوم بود که تازه تروتمیز شده بود &#8230;صاف صاف بدون یه لاخ مو‬ … مینا هم داشت کیر منو ساک میزد برام عجیب بود که چطور یه دختر برای اولین بار ایقدر با مهارت‬ ‫ساک میزنه &#8230;.کیرمو تا ته میکرد تو دهنش و میکشید بیرون و سرشو میک میزد &#8230;انگار داره آبنبات میخوره‬ ‫..یواش یواش احساس میکردم داره آبم میاد &#8230;به مینا گفتم که بسه &#8230;داره میاد &#8230;اما ول کن نبود و همین طور‬ ‫منم دیدم این کس کش شاید بخواد اینطوری کارو زود تموم کنه و سر شوبولی بی کلاه بمونه &#8230;..از روی‬ ‫خودم کنارش زدم و هر جوری بود خودمو شوبولی رو نجات دادم &#8230;.این بار پوزیشن رو عوض کردم و من‬ ‫رفتم روی مینا . .. پاهامو انداختم دو طرف پاهای مینا و با این کار سعی میکردم که پاهای اونو بهم نزدیک‬ ‫کنم تا بیشتر لذت ببریم &#8230;شوبولی رو فرستادم اون وسط مسطا که هر کاری دلش خواست بکنه &#8230;. تا ۳ یا ۴‬ ‫بار تلمبه زدم دیدم مینا ناخون هاشو تو پشت من فرو کرد و نفسش بند اومد و یکمی لرزید &#8230;.فهمیدم که ارضاء‬ ‫شده ..چند ثانیه بهش مهلت دادم که حالش بیاد سر جاش و دوباره خواستم شروع کنم که دیدم پاهاشو باز کرد و‬ گفت : بکن توش &#8230;بکن &#8230;دارم میمرم &#8230;تعجب کرده بودم .. گفتم مگه اپنی ..با سر اشاره کرد که آره&#8230;.آقا‬ ‫مارو میگی تو کونمون عروسی شد وبزن وبرقصی راه افتاد &#8230;منم که ناشی بودم یه دفعه همه شوبولی رو‬ ‫فرستادم توش..که مینا یه داد خفیفی زد و دوباره آه و ناله شروع شد &#8230;. کسش آب انداخته بود و حسابی خیس‬ ‫و داغ بود &#8230;شروع کردم به تلمبه زدن &#8230;مینا هم هی در گوشم زم زمه میکرد &#8230; ) اییی &#8230; تند تر ..آخ و&#8230;. (‬ ‫کم کم احساس کردم آبم داره میاد&#8230;زود گشیدم بیرونو آبم اومد و شوبولی حسابی شکم مینارو خیس کرد &#8230;تا ۵‬ ‫دقیقه بیحس روی مینا بودم و حال تکون خوردن نداشتم ..بعد بلند شدیمو خودمونو تمیز کردیم &#8230;. رفتیم‬ ‫خوابیدیم &#8230;. فرداش از مینا پرسیدم کی افتخار افتتاح کس نازتو داسته &#8230; گفت : علی ) پسر عمه دیگه مینا و‬ ‫به عبارتی پسر خاله خودم ( اینجا بود که فهمیدم اون مهارت در ساک زدن از کجا آب میخوره &#8230;.از اون به‬ ‫بعد هر وقت فرصتی پیش بیاد باز هم با هم سکس میکنیم و از سکس با هم لذت میبریم‬ &#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d9%87%d9%85-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%87%db%8c%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173813</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گیدن دختر ۱۸ ساله توسط کلی پیر مرد کیر کلفت و حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%da%a9%d9%84%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%da%a9%d9%84%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Oct 2018 06:25:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=167403</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/jCQ2ZJyEU7ZQt3scsw9sOA/005/007/438/v2/1280x720.208.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="گیدن دختر ۱۸ ساله توسط کلی پیر مرد کیر کلفت و حشری" title="گیدن دختر ۱۸ ساله توسط کلی پیر مرد کیر کلفت و حشری" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>جنده خانوم دوست داره به بابا بزرگ ها کس بده]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/jCQ2ZJyEU7ZQt3scsw9sOA/005/007/438/v2/1280x720.208.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="گیدن دختر ۱۸ ساله توسط کلی پیر مرد کیر کلفت و حشری" title="گیدن دختر ۱۸ ساله توسط کلی پیر مرد کیر کلفت و حشری" decoding="async" /></p><p>جنده خانوم دوست داره به بابا بزرگ ها کس بده </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%da%a9%d9%84%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/jCQ2ZJyEU7ZQt3scsw9sOA/005/007/438/v2/1280x720.208.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">167403</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 07:28:37 by W3 Total Cache
-->