<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ASA AKIRA &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/asa-akira/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 16 Mar 2024 17:43:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ASA AKIRA &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس زیبای پورنستار شرقی اسی آکیرا و  کیر کلفته دوست داشتنیش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2019 10:17:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بگیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترشون]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردماومد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[معرفیش]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من آرش 25سالمه و تیپ فیلم سکسی دختر کشی دارم.یک مامان دارم اسمش سمیراست با یک کون گوشتی و بزرگ که هروقت راه میره مثل ژله بالا سکسی و پایین میره.داستان من با مادرم بر شاه کس میگرده به دو سال پیش.و برای دومین بار داشتم سکس رو تجربه میکردم که بار کونی قبلیش با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من آرش 25سالمه و تیپ فیلم سکسی دختر کشی دارم.یک مامان دارم اسمش</h2>
<p>سمیراست با یک کون گوشتی و بزرگ که هروقت راه میره مثل ژله بالا سکسی و پایین میره.داستان من با مادرم</p>
<h3>بر شاه کس میگرده به دو سال پیش.و برای دومین بار داشتم</h3>
<p>سکس رو تجربه میکردم که بار کونی قبلیش با دوست دخترم بود که ترکم کرد.من اصلا به فکر سکس با مامانم</p>
<h4>نبودم جنده که اومدم تو این سایت و وقتی که داستان</h4>
<p>بچه ها رو خوندم کم کم پستون به فکر این افتادم که یک جوری کون مامانمو بکنم.اول کار بگم که من</p>
<h5>۲تا خواهرم کوس دارم که هردوشون به مرحمت الهی رفتن خونه</h5>
<p>بخت.بابام هم که یک شرکت داره و بیشتر مواقع خونه نیست.راستی سن مامانم و نگفتم مامانم ۴۲ سالشه ولی خدا شاهد مثل سکس داستان زنای ۲۴ ساله</p>
<h6>میمونه.داستان سکس من با مادرم از اونجایی شروع ایران سکس شد که</h6>
<p>بابام میخواست به سفر خارج بره و دستگاه بخره.شب اولی که بابام رفت من تو این سایت بودم و دوباره داستان بچه ها رو خوندم تا ببینم با چه ترفندی مادراشونو به گا دادن.که بیشترشون از طریق زور بود که من اصلا خوشم نمیومد.من شب اولی که بابام رفت نتونستم بخوابم و داشتم واسه کردن اون کون گنده مامانم نقشه میکشیدم.وای همینطور که داشتم فکر میکردم کیرمو که آقا پرویز صداش میکردم را میمالیدم که یکدفعه دیدم داره آبم میاد و ولش کردم.آقا من نقشه کشیدم که هر وقت میرم حمام به مامانم بگم بیاد پشتم را لیف بزنه و بعد ببینم تنش میخاره یا نه که بعدا عملیاتو شروع کنم.دو روز بعدش که به اندازه دو سال گذشت مادرم بهم گفت آرش بو گرفتی برو حموم.منم از خدا خواسته رفتم حموم.در ضمن اینم بگم تو این دو روز مادرم یک جوری من نگاه میکرد و همیشه میخواست اون کون و سینش را به من نشون بده که کم کم باورم شد که مادرم تنش میخواره.بنده خدا حق داره شوهرش ۱۲ روز نیست و اونم کیر میخواد.سرتونو درد نیارم رفتم حمام یک ۵ دقیقه ای گذشت من داشتم واجبی میزدم که هر وقت مامانم کیرمو دید نترسه.کیرم هم بزرگه و هم کلفت و حالا پشماشم اگه بود بنده خدا سکته میکرد.واجبیمو که زدم داشتم قشنگ خودمو لیف میزدم و کیرمو قشنگ میشستم.که پیش خودم گفتم حالا وقتشه.بلند صدا زدم ماااااماااان.اونم گفت جون مامانم.(با لحن خاصی این جمله رو گفت که حشریم کنه)گفتم میای پشتم رو لیف بزنی.گفت چرا نمیشه عزیزم.منم که تو کونم عروسی بود.نقشه اول که به خوبی گذشت.بعد دو دقیقه اومد و در حمام و زد و گفت آرش جان در و باز کن میخوام بیام تو.به مامانم عمدا گفتم بزار شرتم را بپوشم تا شاید بتونم حشریش کنم.شرت سفیدمو پا کردم تا کیرم یک ذره معلوم بشه و در رو باز کردم.اومد تو حمام و گفت:بخواب رو زمین تا قشنگ پشت تو لیف بزنم.منم گفتم چشم مامانیم.خوابیدم و اونم شامپو بدنو ریخت تو لیف و شروع کرد به لیف زدن.من که کیرم شق شده بود و میخواستم کاری کنم کیرم رو ببینه و حشری بشه.بهش گفتم مامان سینم درد گرفت بزار وایسم و شما لیف بزن.اونم قبول کرد.من بلند شدم و اومدم که پشت کنم کیرم و دید و بشوخی گفت یا ابوالفضل این چیه که داره شرت را جر میده.منم که اصلا انتظار همچین حرفیو نداشتم و از طرف دیگه از خدام بود که همچین حرفی بهم بزنه گفتم شما که بیشتر میدونی این چیه.و بشوخی گفتم مه بابا از اینا نداره؟اونم خندی و گفت پشتتو بکن به من واست لیف بزنم.آخ چقدر قشنگ لیف میزد.لیف زدنشم مثل خودش قشنگ بود.بعد رفتم آب رو باز کردم و از عمد سر دوش حمامو طرف مامانم گرفتم و فشار آب و کردم تا آخر که دیدم مامانم مثل موش آب کشیده شده.وای اون کونش داشت از اون شلوار تنگش میومد بیرون.تازه یک چیز دیگه رو هم دیدم سینه هاش.سوتین نپوشیده بود.من که کیرم شق شده بود که با دیدن این صحنه میخواست قد علم کنه ولی نمیتونست.سرتون را درد نیارم به مامانم گفتم ببخشید حواسم نبود اونم گفت اشکال نداره.گفتم مامان برو بیرون و لباساتو عوض کن که گفت نه منم احساس میکنم کثیفم که یکدفعه از دهنم پرید چه بهتر.گفت چی؟گفتم هیچی میم عجب کار خوبی کردم که خیستون کردم.به جای این که حرف قبلیم را درست کنم ریدم توش.مامانم هیچی نگفت و خندید منم همراش خندیدم.بعدش گفت اینی که تو شورتت هست و نمیتونی بخوابونی.منم با کمال پررویی گفتم تا شما هستید که نمیخوابه که یکدفعه دیدم گفت نمیخوای به ما معرفیش کنی.منم که مات و مبهوت بودم نمیدونستم چی بگم.که وقتی که از اون حالت بیرون اومدم دیدم مامانم داره لباساشو در میاره.لخت مادر زاد اومد جلوم و گفت تو نمیخوای این بدبخت و از سلولت در بیاری من که هنوز باورم نشده بود گفتم چرا چرا.گفت پس چرا ول معطلی در بیار دیگه.منم در اوردم.وقتی به خودم اومدم اون کون گندش رو دیدم که میگفت بیا منو بکن منم بهش میگفتم صبرکن صبرکن یک طوری بکنمت تا به گوه خوردن بیافتی.بعد مامانم گفت نمیخوای منو لیف بزنی گفتم صددرصد.رفتم لیفشو برداشتم و شامپو بدنم برداشتم و اول کار شروع کردم پستوناش و شستن وای چه حالی میداد انگار داری به پنبه دست میزنی.نوک قهوه ای رنگ پستوناش منو تا حد جنون رسوند که یکم آب اولیم اومد ولی کم بود.بعد شروع کردم نافشو لیف زدن و بعدش رسیدم به کسش که رنگ صورتی داشت.وای چه بویی داشت.اصلا فکرشم نمیکردم من کس مامانمو بشورم داشتم کسشو همرا با لیف میمالیدم که یکدفعه دیدم داره میلرزه نگاه به بالا کردم دیدم خانوم چشاشو بسته و انگشتشو گذاشته تو دهنش منم که حشری تر هی کسشو میمالوندم برای بار دوم ارگراسم شده بود.بعد رفتم سراغ پاهاش و اونا رو هم شستم بعد بردمش زیر دوش حمام.من دوست نداشتم تو حمام کارشو بسازم گفتم مامان هروقت سرتو شستم بریم بیرون تا من دوباره بهت حال بدم اونم که هنوز تو فضا بود با صدای شهوت انگیزی گفت هرچی تو بگی.منم سرشو شستم و بدون این که سر خودمو بشورم اومدیم بیرون.من سریع خشکش کردم اونم منو قشنگ خشک کرد.بعد بردمش تو اتاق خودشون که تخت دو نفره فنری داشت.انداختمش رو تخت و شروع کردم به خوردن سینه هاش اونم که از خالی بودن خونه استفاده میکرد و هی آه و ناله میکرد.سر پستوناشو میخوردم وای چه حالی بهم داد.رفتم سراغ کسش و هی کسشو لیس میزدم اونم میگفت سر زبونتو بکن تو کسم و هی میگفت آه آه آه آرش جون ننتو بگا.منم که حشری شده بود. بیشتر لیس زدم و چچلشو پیدا کردمو میمکیدم که یکدفعه دیدم آب غلیظی اومد بیرون که من سرم را از کسش بیرون آوردم.بعد من بدون مقدمه کیرمو گذاشتم لاکسش و یک<br />
دفعه کردم تو که آه و نالش کوچه رو برداشته بود.بعد داشتم تلمبه میزدم که دیدم داره آبم میاد بعد رفتم سراغ کونش و یک تف زدمو کیر رو کردم تو کونش ویک آخ کرد.بعد ۴دقیقه تلمبه زدن آبم اومد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177568</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پرستار شیطون و آسا آکیرای حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b3%d8%a7-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b3%d8%a7-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 21 Jun 2019 07:46:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[آهستگی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اقیانوس]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارشو]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونجور]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باباشو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بلعیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشتون]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوی]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبش]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزائی]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حسابدار]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوبهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونه]]></category>
		<category><![CDATA[خودكار]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترانه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترگفت]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگیر]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صندلیم]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[كارهای]]></category>
		<category><![CDATA[كردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذروند]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گواهینامه]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهات]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزوند]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینت]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانه]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[ملاحظه]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[‫موقعیتم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میپرید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینه]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میكردن]]></category>
		<category><![CDATA[میكنید]]></category>
		<category><![CDATA[میكنیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نباشید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واستادیم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و رفتم تو محل كمی فیلم سکسی دویدم هنوز خیلی زود بود و محله تقریبا تو خواب. كمی بعد داشتم سمت خونه میومدم كه یه پژو 206 سکسی سفید با سرعت اومد تو شكمم چسبیدم شاه کس كنار كوچه و با سرعت زیاد از كنارم رد شد پشت سرش داد زدم : کونی آهای گاریچی! [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و رفتم تو محل كمی فیلم سکسی دویدم هنوز خیلی زود بود و</h2>
<p>محله تقریبا تو خواب. كمی بعد داشتم سمت خونه میومدم كه یه پژو 206 سکسی سفید با سرعت اومد تو شكمم</p>
<h3>چسبیدم شاه کس كنار كوچه و با سرعت زیاد از كنارم رد</h3>
<p>شد پشت سرش داد زدم : کونی آهای گاریچی! و باز دویدم سمت خونه!داشتم در ورودی مجتمع رو باز میكردم كه</p>
<h4>یه جنده ماشین پشت سرم واستاد برگشتم دیدم همون ماشینه با</h4>
<p>یه دختر خوشگل پشت فرمونش تا پستون خواستم برم تو گفت آهای آقا طوریتون نشد؟برگشتم و خیلی عصبانی گفتم فقط كم</p>
<h5>مونده بود کوس برم اون دنیا همیشه همین طوری رانندگی میكنی؟با</h5>
<p>خنده از ماشین پیاده شد و گفت خوب معذرت میخوام چرا میزنی ؟و كمی اومد جلو مثل ژاپنی ها تعظیم كرد و سکس داستان گفت ببخشید تقصیر</p>
<h6>من نبود تازه كارم و صبا خیابون خلوته ایران سکس برا همین</h6>
<p>صبحها میام بیرون تمرین رانندگی حالا ببخشید دیگه تا من برم!گفتم بفرما برو!گفت بخشیدی؟گفتم آره بفرما!كمی بعد صدای لاستیكهای ماشین و تیك آف شدیدش پشتمو لرزوند با اینكه كلی دور شده بود ولی زوزه ماشینش به گوش میرسید با تاسف سری تكان دادم و رفتم داخل و صبحانه مفصلی رو بلعیدم و مطابق هر روز رفتم سمت شركت همیشه صبحها از بلوار سجاد رد میشدم و گاهی كارهای بانكی رو اول صبح كه بانكها خلوت بود خودم انجام میدادم دم بانك ملی ایستادم و كمی پول برداشتم تا به حسابم واریز كنم هنوز تقریبا خلوت بود جلوی گیشه بانك یه خانمی داشت با موبایلش صحبت میكرد و من پشت سرش واستادم كمی معطل كردم خودكار جلوی گیشه تو دستش بود و موبایل هم به گوشش چسبیده بود متصدی صندوق داشت كارهای متفرقه اشو میكرد و اصلا اهمیتی نمیداد كمی پشت سر خانمه بلند بلند غرغر كردم بلكه بفهمه !چقدر مردم بی ملاحظه اند !گوشیتون نسوزه !راحت باشین راحت باشین مردم وقت دارند !بانك مال خودتونه این حرفها چیه !یدفعه برگشت و گفت با منی؟تا گفتم آره دیدم همون دختر صبحیه است!گفتم امروز چه روزی بشه خدا؟گفت مگه چی شده 2 دقیقه واستادی نمردی كه!گفتم نه ولی صبح داشتی میكشتیم .یدفعه زل زد تو صورتم و گفت اه توئی چه جالب و زد زیر خنده !گفتم آره اما برخورد سوممون باید جالب تر باشه و بزور خودمو كنار گیشه جا كردم و مشغول پر كردن فیش نقدی شدم كمی بهش چسبیدم و بی خیال بود بوی عطر تحریك كننده اش خیلی اذیتم میكرد چشاش كاملا آبی بود آبی سیر مثل اقیانوس خیلی سفید و بور بود خطوط سبزی از زیر پوستش معلوم میشد رگهاش . پیش خودم مجسم كردم كه اگه این لخت بشه مثل یه پیكره بلورین میمونه پیكری كه از مرمر خالص با دستای هنرمندی تراش خورده باشه موهاش مثل یه طاق خشك جلوی روسریشو بالا نگه داشته بود مژگان بلندی داشت اونهم برنگ طلائی . خوشگل نبود ولی جذاب بود لباش كشیده بود وقتی لبخند میزد دندون عقلشم دیده میشد فیشمو به متصدی باجه دادم وقتی داشت اونو ماشین میكرد گفت آقا اول صبحی ناراحت نباشید روزتون خراب میشه ضمنا برخورد با همچین خانمی بیشتر باید نشاط آور باشه!گفتم حق با شماست به شرطی كه این خانم نخواد با ماشینش شما رو زیر بگیره!یه نگاهی كرد و گفت حالتون خوبه؟گفتم هیچوقت به این خوبی نبودم و فیشو ازش گرفتم دیدم دختره رفته!یه لحظه افسوس خوردم كه چرا لااقل یه نشونی چیزی ازش نگرفتم چهره اش تو ذهنم نقش بسته بود رفتم سوار ماشین شدم و رفتم سمت شركت یه چهارراه پائین تر دیدم واستاده گفتم خدا بخیر بگذرونه اینم سومیش از كنارش رد شدم دیدم همینطور واستاده و تكون نمی خوره بعد از چهارراه واستادم دیدم اومد پائین و كاپوت ماشینشو زد بالا دست به كمر و مستاصل.دنده عقب گرفتم و رفتم كنارشگفت ببخشید! روشن نمیشه اه باز كه شمائید!اومدم پائین و گفتم طوری شده ؟گفت خاموش شد و دیگه روشن نشد نمیدونم چه مرگشه!كمی نگاه كردم منم چیزی سرم نمیشد گفتم بنزین داره !! گفت بنزین !! نمیدونم!گفتم خوبه بابا چطور از ماشینت خبر نداری ؟گفت مال مامانه من تازه گواهینامه گرفتم!ماشینو به كنار خیابون هل دادم زنگ زد برادرش و موضوع رو گفت!گفتم كجا میری ؟گفت احمد آبادگفتم چه خوب آخه منم دفترم اونجاست!گفت : مزاحمت نیستم؟گفتم نه بزار این سومیشم بخیر بگذره موبایلم رو خونه جا گذاشته بودم عمدا بهش گفتم ببین نمیدونم موبایلمو كجای ماشین گذاشتم میشه از گوشیت شماره منو بگیری؟گفت آره و شماره منو گرفت الكی اینور و انور ماشین و زیر صندلی ها رو نگاه كردمگفت آدم . صدای زنگش كه نمیاد پس تو ماشین نیست!گفتم اه راست میگی ها اما لبخندی زدم كه در جواب گفت خیلی جلبی ! میدون احمد آباد پیاده اش كردم و دفترمو هم نشونش دادم از دور گفتم تشریف بیارین با گرمی خداحافظی كرد و رفت تخته گاز برگشتم خونه و گوشی موبایلو برداشتم شماره اش افتاده بود برگشتم تو ماشین و فوری بهش زنگ زدم با تردید گفت سلام بفرمائید!سلام دیگه نمیخوای منو بكشی؟ اگه بتونم چرا این دفعه حتما میكشمت! كاری داری؟نه میخواستم ببینم شماره ات درسته یا نه ؟آره درسته ولی لطف كن دیگه زنگ نزن اگه بهت خندیدم پر رو نشو من اصلا اهلشم نیستم !مگه گفتم اهلشی! اصلا خواستم احوالتو بپرسم !احوال بی بی تو بپرس دیگه تماس نگیر خواهش میكنم خداحافظ.قطع كرد&#8230; حالم گرفته شد یعنی چی تا حالا دختری اینطوری نزده بود تو ذوقم در حالیكه خودمو فحش میدادم رفتم تو اتاقم كمی بعد بچه ها اومدن و كار شروع شد طبق هر روز شب رفتم خونه ولی قیافه اون دختر از جلوی چشاه دور نمیشد صبح كه بیدار شدم موضوع تقریبا كمرنگ شده بود با شلوار ورزشی و كاپشن رفتم كه دور محله بدوم تا از در رفتم بیرون یه ماشین پشت سرم استارت خورد موضوع دیروز یادم اومد و خودمو كشیدم كنار اما خیلی با عجله ماشینه حرمتی نكرد برگشتم خودش بود رفتم سمت راست ماشین و از پنجره گفتم مریضی كرم داری اول صبحی ؟از خنده ریسه میرفت سرش رو فرمون بود تو خنده هاش یه چیزائی میگفت كه اصلا حالیم نشد درو باز كردم و نشستم كنارش خوب كه خندید گفت میدونی میخواستم با ماشین بیام روت و بترسونمت ولی اونقدر هول شدم كه فقط تونستم ماشینو روشن كنم بعد كه دیدم ترسیدی دیگه برام بس بود وای خدا و ادامه خنده اش كمی بعد خیلی آروم گفت بیا بشین پشت رل بریم پارك ملت !- گفتم نه دیرم میشه &#8211; پس چرا دیروز زنگ زدی !- آخه اون دیروز بود! &#8211; پشیمون شدی ؟- نه ولی ضد حال زدی هنوز جاش هست !- كجا ؟ &#8211; دم كونم!&#8230; خندید و گفت : چه راحت به همین زودی سوختی؟ نشستم<br />
پشت فرمون و رفتیم و یه چرخی زدیم شیطنت دخترانه شو داشت خیلی شوخی میكرد!گفتم چرا دیروز اونجور التماس میكردی و چرا امروز اومدی؟گفت دیروز موقعیتم ناجور بود و امروز اومدم ببینمت فقط همین! گفتم چرا موقعیتت ناجور بود گفت اگه بگم بابام كیه همین الان از ماشین میپری بیرون و فرار میكنی!گفتم هر كی میخواد باشه برام فرق نمی كنه !گفت جدی؟گفتم آره!گفت من سحر &#8230;&#8230;&#8230;. هستم!محكم زدم رو ترمز برگشتم و با دقت بهش نگاه كردم. &#8211; چرند نگو !كیفشو درآورد و عكس باباشو كه تو كیف بود نشونم داد!وای اصلا باورم نمیشد واقعا هم باید در میرفتم اگه منو با این دختر میدین كونم پاره بود!گفتم ب ب بخشید اصلا انتظارشو نداشتم و سریع پیچیدم نو یه كوچه و واستادم زل زدم بهش شباهتهائی دیدم میشد!گفتم ببین من میرم اگه با هم دیده بشیم خیلی بده!گفت برو بابا بریم سمت خونت رفتم و دم در پیاده شدم و اون با خداحافظی خیلی گرم رفت تازه متوجه شدم چقدر عرق كردم رفتم تو و دوش گرفتم و رفتم شركت از همه دیرتر رسیدم!ندا مشكوكانه نگاهی كرد و بعدش موهای خیسمو از نظر گذروند رفتم تو بلافاصله اومد داخل اتاقم وقتی مطمئن شد كه حموم بودم رفت بیرون تو درگاه در گفتم چیه حسود ؟گفت هیچی مهمونت كی بوده ؟ گفتم منحرف دیگه نمیشه حموم هم رفت هیچكس تنهای تنها بودم. رفت بیرون و درو بست تا ظهر مشغول كار بودم ساعت 1 ظهر دیدم در باز شد و سحر اومد تو مثل برق گرفته ها از جام بلند شدم و واستادم درو بست و اومد تو و نشست !گفتم اینجا چیكار میكنید خانم &#8230;..با ناراحتی گفت : تا وقتی كه نمیدونستی كی هستم كه داشتی با چشات منو میخوری اما حالا مگه چی فرق كرده كه شدم خانم &#8230;&#8230;&#8230;. گفتم ببین هیچی عوض نشده اما دیده شدن با تو برای هر كسی خطرناكه !خیلی زیاد!گفت همه همینو میگن شما ها مثلا مردین یذره جرات ندارین!گفتم نه اینطور نیست!گفت چرا بلند شد كه بره یه جوریم شد هم نمیشد ازش گذشت هم واقعا پدر خطرناكی داشت ( میدونید اصلا نمیشه حتی اشاره ای هم به باباش بكنم! )گفتم حالا كجا ؟ بشین !با نارارحتی نشست و گفت خوب كه چی ؟ندا رو صدا كردم تا اومد تو تا داخل شد گفت مهمون دیشبوتن ایشون بودن با تعجب به ندا نگاه كردم حسادت از چشماش جاری بود و سحر رو هدف گرفته گفتم ندا این چه حرفیه ایشون خانم سحر &#8230;..هستند!با بی میلی گفت خوشوقتم!گفتم انگار متوجه نشدی دختر آقای &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. !!!&#8230;. دیدم شوكه شد نشست و گفت مممعذرت میخوام! بخدا قصدی نداشتم شوخی بود! فقط كیوان میدونه ببخشید من برم!گفتم كجا بیا بابا كارت دارم ایشون دست من هستن اما چطور میشه كه ایشون رو كسی نشناسه فكر میكنی بشه ؟ندا برگشت و گفت یعنی تو جمع ما هستن؟گفتم اینطور فرض كن منتها با این تیپ كافیه یه خیابون رو با هم بریم تا دستگیر بشم!سحر گفت نه اینجوریام نیست!گفتم چرا اگه بابات بفهمه از ناخن شصت پا آویزونم میكنه!خندید . ندا گفت خوب مگه مجبوری اینقدر خودتو بپوشونی لباسهات و تیپتو عوض كن ؟گفت مثلا چه جوری؟گفت بیا تا بگم و هر دو رفتن بیرون یك ربع بعد سحر ندا اومد تو گفتم سحر چی شد ؟تا سرشو بلند كرد دیدم سحره با لباسهای ندا و آرایشو تشكیلات . گفتم اوف! مرسی چی شدی بابا!رفت بیرون و پشت سرش رفتم دیدم ندا واستاده و نیمه لخته و سینه هاش بیرونه شورت پاش بود و ظاهرا كرست فنریشو به سحر داده بود گفت بیا دنبالم ندا!رفتم دیدم از لای در داره تو اتاق رو دید میزنه تا نگاه كردم سحر رو در حال عوض كردن لباس دیدم عجب بلوری بود بلور چی بور مرمر خالص هر دو كف كردیم ندا گفت منكه دخترم آب از دهنم راه افتاد وای بحال تو &#8230;. به سختی از اون منظره دل كندم و برگشتم تو اتاقم در حالیكه كیرم بلند شده بود و از صندلیم نمیتونستم تكون بخورم كمی بعد ندا و سحر اومدن تو اتاق ندا خیلی راحت گفت اگه سحر مایله كه باهات دوست باشه فكر نكنم اصلا مشكلی باشه میتونه با كمی تغییر لباس شناخته نشه!سحر گفت من هر وقت فرصت بشه میام اینجا پیشتون و بعد بلند شد و خیلی ساده خداحافظی كرد و رفت چند دقیقه بعد ندا اومد تو اتاق از چشاش و حرف زدنش معلوم بود كه خیلی شهوتی شده!گفتم ندا تو همجنس بازی ؟ موهامو محكم گرفت و سرمو تو شكمش فشار داد و گفت فعلا همه چی هستم و بعد كسشو از لای مانتوش دیدم كه حاضره خیلی سریع بدون هیچ كاری كیرمو كشید بیرون و گذاشت توش و بلافاصله گفت این چیه كیوان مثل آب رو آتیش میمونه همونطور كه مشغول بودیم دیدم خانم حسابدار از لای در داره دید میزنه توجهی نكردم و به ندا كه درو قفل نكرده بود لعنت فرستادم عصر به خونه رفتم و حدود 11 شب كه میخواستم بخوابم موبایلم زنگ زد : حدود 11 شب كه میخواستم بخوابم موبایلم زنگ زد :- سلام پدر سوخته !!!- سلام سحر توئی ؟- آره با یه ماشین سواری چطوری ؟ &#8211; نه بیا بالا اینطوری بهتره !- خیال كردی ؟ اگه منو تنها گیر بیاری میدونم چیكار میكنی نه بیا بریم یه گشتی بزنیم !گفتم : نه حسش نیست بیا خونم !ببین اگه نیای الان تموم همسایه اهاتو میریزم بیرون دیگه خود دانی! بلافاصله صدای بوق ماشین تو محل پخش شد و سحر گفت حالا میای یا نه ؟ تو دلم گفتم این چه جونوریه باید به سختی ترتیبش داده بشه!گفتم الان میام آبروریزی نكن .كمی بعد رفتم پائین گفتم بیا با ماشین من بریم اون قبول كرد ولی نشست پشت فرمون و راه افتادیم مستقیم رفت طرقبه كمی بعد دور میدان اصلی شهر واستادیم و رفتیم سر وقت مغازه ها!سریع چند تا لواشك گرفت و مثل بچه ها مشغول شیطنت شد مثل یه دختر كوچولو و خوشگل شیطونی میكرد سر به سر مغازه دار ها میذاشت همه جنسهاشون رو بهم میریخت و بعد هم هیچی نمیخ<br />
رید اما اونها هم با سحر حال میكردن حدود 2 ساعتی اونجا بودیم و بعد من نشستم پشت فرمون و برگشتیم سمت مشهد!مرتب میگفت تند برو تندتر برو اون ماشینو بگیر این ماشینو بگیر كلی براش ویراژ دادم البته شب بود و خلوت سر چهار راه خیام یه رنو كه چهار تا دختر توش بودن پشت چراغ چشمك زن واستاده بودن سحر گفت كیوان بزن به اونها !!گفتم چی ؟گفت یواش بزن به سپرشون!!!به آهستگی از پشت زدم بهشون یدفعه جیغ دخترا به آسمون رفت و همهشون ریخت بیرون هر كی یه چیزی میگفت ؟ &#8211; مگه كوری &#8211; گاریچی &#8211; ابله &#8211; ازگلآخرش سحر پیاده شد با دیدن اون یدفعه دخترا ساكت شدن و باهاش احوالپرسی مفصلی كردن و از منهم كلی عذر خواهی كردن و رفتن!ندا از خنده ریسه میرفت گفتم كجا ببرمت ؟گفت برو خونت!یادم اومد ماشینش اونجاست رفتم خونه . گفت ببین كیوان باهات میام بالا اما نباید كاری به كارم داشته باشی!گفتم مگه تو خونه زندگی نداری دختر؟ نمی گن این دختر الان كجاست! خنده تلخی كرد و گفت بریم بالا تا بگم !رفتیم و اون مانتوشو در آورد و نشست خیلی ملوس و زیبا بود مثل یه تابلوی رنگ روغن كه هنرمند با احساسی اونو كشیده باشه وقتی میخندید ردیف دندانهای مروارید گونش چشمها رو نوازش میداد خیلی دوست داشتم تمام حالات اونو عكس بگیرم و دور تا دورم بچسبونم!گفت كیوان میدونی من از بچه گی همش تو دوره های مذهبی و روضه و این جور چیزا بودم الان هم كلی مسئولیتهای این شكلی برام ردیف شده خوب منم یه پولی به دوستام میدم كه از خداشونه این كارها رو بجای من و بنام من انجام بدن خودمم میرم دنبال تفریح باور كن از هر چی دین و مذهب هست خسته شدم من اخلاقا هیچ سنخیتی با این چیزا ندارن وقتی تو این مجالس میرم غم میشینه تو دلم و بغض گلومو میگیره !كمی بعد گفتم مشروب میخوری ؟گفت نه اصلا !كمی بعد گفت فیلم سوپر داری ؟شاخم در اومد! گفتم تو الان گفتی باهات كاری نداشته باشم حالا فیلم سوپر از من میخوای ؟؟؟خندید و گفت مگه فیلم ببینی باید دیگه &#8230;..!!!خندید م و گفتم خوب آدم شهوتی میشه خودتم حتما میشی!گفت باشه اما نباید كاری بكنی!بعد چند تا سی دی پورنو بهش دادم و اونم گذاشت فیلم بدگرز3 بود خیلی خوشش اومد اما من داشتم كنترل خودم رو از دست میدادم . كمی بعد آرنجش رو نزدیكیهای كیرم گذاشته بود چیكو به سختی شلوار رو تحمل میكرد خودمو كمی جابجا كردم كیرم به دستش خورد برگشت و كمی از روی شلوار به كیرم نگاه كرد بعد آهسته از كنارم بلند شد و روبروم نشست و گفت كیوان میشه كیرتو ببینم ؟گفتم این آخرین مرحله است !اما گفت نه ! فقط میخوام كیرتو ببینم همین! و بعد بدون توجه بمن با ترس زیپمو كشید پائین اما جرات نداشت دستشو تو شرتم بكنه!گفت درش بیار؟گفتم نه با خودته!خیلی شهوتی شده بود ولی خودشو كنترل میكرد به سختی و خیلی آهسته دستشو كرد تو شرتم و كیرمو درآورد یه نگاهی بهش كرد و آهسته كمی مالوندش!گفت چرا بلند میشه بخوابونیش!زدم زیر خنده و گفتم البته میشه كه بخوابه اما این كاره توئه بلند شد و گفت : گفتم كه نه!گفتم لازم نیست بكنیش تو!- پس چی؟- گفتم برام بمالش!- همین &#8211; آره همین!!!كمی بعد داشت برام حسابی جلق میزد واقعا لذت داشت یه دختر خوشكل كه خودش افتاده بود تو دامنت كمی بعد خسته شد و سرعتشو یواش كرد و رفت تو بحر هیكل و قد وقواره چیكو بعد با تردید گفت كیوان تمیزه ؟- چطور؟- تو فیلمها همه مال همدیگر رو میخورن مریض نمیشن ؟ خندیدمو و گفتم نه اینم یه عضو بدنه دیگه!با تردید دهنشو برد سمت كله چیكو و یه بوس آروم از سرش كرد كمی بعد با زبونش داشت زیر سر چیكو رو قلقلك میداد و بعد كرد تو دهنش تقریبا كنترلش از دستش خارج شده بود گذاشتم تا حسابی حال بیاد اینه كه بهش دست نزدم همونطور كه داشت ساك میزد به چشماش بمن نگاه میكرد سرشو بالا آوردم و گفتم میخوای یه حالی بهت بدم كه تا عمر داری یادن نره ؟گفت نه میترسم من باكره ام!- با اون كاری ندارم نمیخوام بكنمت حتی اگه خودتم بخوای از جلو نمیكنمت اما با هم حال میكنیم !با تردید قبول كرد و به سرعت لباسهاشو درآورد با یه شورت و كرست جلوم واستاد خودش دستمو گرفت و از رو شرت مالوند به كسش اونقدر تحریك شده بود كه شرتش خیسه خیس بودگفتم تو با خودت چه كردی دختر؟گفت میترسم كیوان میترسم!نشوندمش و گفتم اصلا نترس حالا میخوام شرتتو در بیارم با نگاهش التماس كرد كمی شرتشو از روس كسش زدم كنار كسی صاف و تمیز و خیس بوی كسش تمام فضای خونه رو پر كرد!خجالت كشید با انگشت كمی تحریكش كردم هنوز میترسید!گفتم ببین راحت باش همونطور باكره كه اومدی میری پس سعی كن لذت ببری خودشو شل كرد شرتشو درآوردم تو بدنش حتی یه خال كوچیك یا لك هم نبود سینه هاش از زیر تور كرستش دیده میشد زبونمو به كسش نزدیك كردم و كمی به چوچولش مالوندم سرمو محكم گرفت و گفت مراقبی؟گفتم آره!بعد سرمو تو كسش فرو كرد چنان ناله هائی میكرد كه گفتم الان تموم میكنه نتونست تحمل كنه و منو بلند كرد و جلوم زانو زد و كیرمو كرد تو دهنش اما بازم كمش بود بلند شد و گفت كیوان بیا منو بكن اصلا دیگه مهم نیست فقط زدوتر منو بكن!گفتم نه نمیشه و كیرمو لای پاش گذاشتم سعی داشت سرشو بكنه توش ولی نمیذاشتم برش گردوندم و گفتم میخوام از عقب بكنمت خیلی لذت داره؟گفت باشه فقط بهم حال بده دارم میتركم !برگشت و یه پاشو گذاشت رو مبل منظره كسش انقدر تحریك كننده بود كه میخواستم از جلو بكنمش اما ترس نمیذاشت!كمی كونشو خیس كردم و سرم كیرمو گذاشتم درش زیاد فشار نمیدادم اما اون خودشو به عقب هل داد و گفت یالا دیگه معطل چی هستی ؟ !! خیلی تحریك شده بود اصلا نمی<br />
فهمید چی میگه سر چیكو رو كردم تو ناله ای كرد و گفت اخیش و بعد كمی دیگر چیكو رفت تو اون سوراخ تنگ و آكبند شروع كردم و با دست كسشو میمالوندم داشت داد میزد كیرم تا ته رفته بود تو كونش كمی بعد خسته شد و برگشت و رومبل ولو شد كسش با لبای باز و صورتی جلوم بود كسشو گاز گرفتم داد میزد كیوان میخوامت بكن دیگه لامصب كیرتو بكن توش كیرمو آهسته از زیر كسش كردم تو كونش مرتب خودشو تكون میداد مجبور شدم دوباره تا ته بكنمش كمی آروم گرفت و با شدت میكردمش با ناباوری بمن كه از عرق خیس بودم نگاه میكرد هنوز كرست تنش بود دستمو انداختم وسط كرستش و با شدت كشیدم به راحتی كنده شد و سینه هاش افتاد بیرون با هر ضربه سینه هاش میپرید بالا و بیشتر منو تحریك میكرد خوابیدم روش و هنوز میكردمش شونم سوخت و دیدم با دندونهاش محكم گاز گرفته كمی بعد همه جامو گاز گرفت و تمام بدنمو مكید همه جام كبود شده بود منم گازش میگرفتم!زبونشو كرد زیر بغلم و اونجارو میلیسید یباره ول شدم آبم ریخت تو كونش!كشیدم بیرون هنوز داشت میمود با دیدن آبم اونم جیغی كشید و ارضا شد دستشو گرفت زیر كیرم و ابمو ریخت تو دستش كمی با انگشت باهاش بازی كرد و بعد با دستمال پاكش كرد بلند شد و گفت كیوان چه تجربه جالبی و بعد دستمو گرفت و منو كشوند سمت اتاق خواب گفت امشب مهمونتم تا صبح میخوام فقط منو بكنی و باز بكنی!خندیدم و گفتم اگه از جلو بكنمت لابد دیگه از خونم نمیری ؟گفتم یعنی اینقدر لذت داره ؟گفتم نه بابا این كاری كه باهات كردم بالاترین لذته و با هم رفتیم و رو تخت یزرگ و دو نفره ام افتادیم كمی بعد صدای خرناسش به آسمون رفت و صبح داشتم میرفتم دفتر هنوز خواب بود و تكون هم نخورده بود لخت بود هنوزم مثل یه پیكره مرمری بود اما پر انرژی و شهوت .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b3%d8%a7-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2016</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تری سام خوب از دختر چشم بادومی و جنده بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باخودم]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهزار]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطرش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[شورتهای]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فکرهای]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[متمایل]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مونیتور]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[یکباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دارم تو رختخواب غلت میزدم فیلم سکسی و اونوقت صب فکرهای سکسی به سرم زده بود که زنگ خونه به صدا دراومد گفتم حتما مامان یه چیزی سکسی یادش رفته اومده با خودش ببره بعد شاه کس باخودم گفتم اونکه کلید داره لابد دوره گردی گدایی یا&#8230;.که زنگ در دوباره زده شد. کونی بلندشدم از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دارم تو رختخواب غلت میزدم فیلم سکسی و اونوقت صب فکرهای سکسی به</h2>
<p>سرم زده بود که زنگ خونه به صدا دراومد گفتم حتما مامان یه چیزی سکسی یادش رفته اومده با خودش ببره</p>
<h3>بعد شاه کس باخودم گفتم اونکه کلید داره لابد دوره گردی گدایی</h3>
<p>یا&#8230;.که زنگ در دوباره زده شد. کونی بلندشدم از مونیتور آیفون دیدم گلسا دختر خالمه. گوشی رو برداشتم گفتم سلام بیا</p>
<h4>بالا. جنده گفت خاله هست گفتم بگم نه نمیاد گفتم آره</h4>
<p>دستشوییه. درو زدم اومد بالا. وقتی پستون اومد تو درو بستم گفتم نه خاله نیست دستپاچه شد. میخواست بره قبل از</p>
<h5>اینکه دستش کوس بدر برسه درو قفل کردم وکلیدو نشونش دادم.</h5>
<p>گفت می خوای چیکار کنی؟ گفتم هیچی یه لب میدی بعدا میری. گفت بخواب ببینم. رفتم طرفش درمیرفت باهزار مصیبت گرفتمش میخواستم سکس داستان ببوسمش نمیذاشت. بالاخره</p>
<h6>لبمو رو لبش قراردادم و یک بوسه طولانی ایران سکس از اون</h6>
<p>لبهای قلوه ایی گرفتم. راستی یادم رفت بگم گلسا که ما گلی صداش میکردیم 20 سالشه باقدی 168سانت و سینه های گرد و بزرگ. شماره سوتین 90 دور باسن 97. وزنی درحدود 74کیلو پوست سفید چشم آبی. ضمن بوسیدن مقاومت میکرد ولی آخرهاش نرم شده بود. زیاد درنمی رفت. روسریشو بازکردم و از روی مانتو سینه هاشو میمالیدم که چشمهاش خمار شد. دست انداخت به گردنم ایندفعه اون بودکه ازمن لب میگرفت. دگمه های مانتوش باز کردم و از تنش دراوردم. زیر مانتو یک تاپ کوتاه صورتی ناف پیدا پوشیده بود. تاپ رو دراوردم. تاپلس بود. روی کاناپه هال گذاشتمش وشروع کردم به خوردن اون سینه ها. نوک های قهوه ایی کمرنگ متمایل به صورتی. آخ چه شیرین بود چون عسل . شلوارجین سبزی هم پاش بود در آوردم ازین شورتهای که از پشت فقط یک بنده وازجلو فقط به اندازه یک کفه دسته پوشیده بود اونرو هم دراوردم حرفی نزد شروع کردم به خوردن کسش. فقط ناله میکرد و میگفت زودباش زودباش تاخاله نیومده. گفتم خیالت راحت باشه تا ظهر نمیاد که ناگهان بدنش به رعشه افتاد و بعد شل شد و نای حرف زدن هم نداشت وبه ارگاسم رسیده بود. من هم که فقط یک شورت پام بود از پا دراوردم رویش افتادم بافراز کوچیکه یک کنم بازی کرد و بعد شروع کرد به ساک زدن. مثل حرفه ایی ها ساک میزد. انقدر تند تند ساک زد که نفهمیدم آبم چطور اومد تو دهان گلی پر آب شده بود. همه رو با ولع قورت داد. بعد هم بلند شد لباس پوشید وگفت تا خاله نیومده برم که بیاد ابروم میره چون خاله خیلی تیزه. اون رفت و من رفتم حمام در حمام دوباره یکباره دیگر بخاطرش جلق مفصلی زدم. حوالی ظهر مادر به خانه امد.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174622</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر چشم بادومی آب مردش رو میاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارشو]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالونده]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که بیوه شده بود با فیلم سکسی مادر بزرگم و چون همه با هم فامیل بودیم یعنی ازدواج ها فامیلی بود همه با هم راحت بودیم. من سکسی 17 سالم بود و کیرم شدید کس شاه کس کس می کرد و اصلا نمی دونستم باید چه جوری کس گیر بیارم. فکر اینم کونی که با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>که بیوه شده بود با فیلم سکسی مادر بزرگم و چون همه با</h2>
<p>هم فامیل بودیم یعنی ازدواج ها فامیلی بود همه با هم راحت بودیم. من سکسی 17 سالم بود و کیرم شدید</p>
<h3>کس شاه کس کس می کرد و اصلا نمی دونستم باید چه</h3>
<p>جوری کس گیر بیارم. فکر اینم کونی که با فامیل ها سکس کنم اصلا نمی کردم. عمه ما یه زن</p>
<h4>27 جنده ساله بود که بعد از یک سال زندگی بیوه</h4>
<p>شده بود و خیلی خوشگل و پستون لوند بود. بسیار زیبا و خوش هیکل. هر وقت چیزی تعارف می کرد می</p>
<h5>رفتم تو کوس یقه لباسش و کمی از سینه هاشو می</h5>
<p>دیدم و همین برای یه هفته جلق زدن کافی بود. اونم می فهمید و چیزی نمی گفت. تو فکرم همیشه کس و سکس داستان کون اونو مجسم</p>
<h6>می کردم و چند بار می زدم باز ایران سکس بدتر می</h6>
<p>شدم. یه روز صبح مامان گفت براش چیزی ببرم از حموم. این خونه هم اول یه رختکن بزرگ داشت و بعدش یه راهرو و بعد حموم بود. در زدم و دیدم صدای عمع اومد که کیه؟ گفتم: &#8220;برا مامان می خوام چیزی ببرم.&#8221; گفت: &#8220;خوب بیا تو و برو.&#8221; تا رفتم تو دیدم عمه لخت واستاده البته پشتش به منه اما کون خوشگلش کاملا لخت بود. کیرم خیلی بلند شد و رفتم تو راهرو و وسایل رو دادم مامان. برگشتم و از لای در یواشکی نگاه کردم. دیدم برگشته و منتظر من برم. کسش قشنگ دیده می شد. کمی مو داشت و لباش هم کمی به بیرون زده بود. درو باز کرد که مثلا برم. سریع برگشت و گفت: &#8220;احسان زود برو.&#8221; اما مگه می شد از اون کون سفید دل کند؟ گفتم: &#8220;عمه، خیلی خوشگلی ها.&#8221; منتظر سیلی عمه شدم که برگشت و گفت: &#8220;راست میگی؟&#8221; گفتم: &#8220;آره.&#8221; یه نگاهی به کسش کردم و گفتم: &#8220;وای ببخشید.&#8221; و سریع رفتم بیرون. باورم نمی شد کس عمه رو دیده باشم. سریع رفتم توالت و یه جلق جانانه زدم. مدتها گذشت و این کس و کون عمه از ذهنم پاک نمی شد. کلی نقشه کشیدم که برم ترتیبشو بدم ولی می ترسیدم. یه روز تو اتاق پای ویدئو بودم که عمه اومد تو نشست. هیچ علامتی، چیزی، خبری نبود. گفتم: &#8220;عمه چیکار می کنی این قدر خوشگلی؟&#8221; دیدم چشاش برق زد و گفت: &#8220;وای عمه، تو که ازم تعریف می کنی مور مورم میشه.&#8221; دیدم بهترین وقته. گفتم: &#8220;جدا خیلی خوب موندی. اون روز تو حموم یادته؟&#8221; گفت: &#8220;آره.&#8221; گفتم: &#8220;هیکلت تو ذهنم نقش بسته.&#8221; خندید و گفت: &#8220;شیطون من عمتم، یادت باشه.&#8221; رفتم چسبیدم بهش و گفتم: &#8220;عمه یه کم دیگه برام لخت میشی؟&#8221; خندید و گفت: &#8220;نه، زشته.&#8221; گفتم: &#8220;پس چرا اون بار لخت جلوم واستادی؟&#8221; خنده اش بیشتر شد و گفت: &#8220;خوب اون تو حموم بود.&#8221; گفتم: &#8220;یالا دیگه، لخت شو.&#8221; یه نگاهی کرد و گفت: &#8220;فقط یک کم.&#8221; گفتم: &#8220;باشه.&#8221; یه نگاهی به دور و بر کرد و زیپ پیرهنشو کشید پائین و کرستش رو داد بالا. سینه های سفید و خوشگلش اومد بیرون. بی اختیار دستم رفت رو کیرم و با دست دیگم پستونهاشو مالوندم. تو آسمون ها بودم. عمه کمی مکث کرد و بعد کشید پائین. گفت: &#8220;بسِته شیطون.&#8221; گفتم: &#8220;نه، خواهش می کنم.&#8221; به التماس افتادم. گفت: &#8220;باشه.&#8221; و دوباره سینه هاشو نشونم داد. دیگه نتونستم و کیرمو درآوردم و شروع کردم جلق زد. عمه گفت: &#8220;آهای احسان حواست کجاست؟ این چیه؟&#8221; گفتم: &#8220;عمه کیره، کیر. بیا برام جلق بزن.&#8221; با دودلی دستشو به کیرم رسوند و کمی مالوندش. بلافاصله دستمو بردم طرف کسش. هیچ مقاومتی نکرد و زیپشو باز کردم و بالاخره دستم لای کسش جا گرفت. خیس بود و صاف. کمی که مالوندم بلند شد و رفت در رو قفل کرد و برگشت و شلوارشو کامل داد پائین و گفت: &#8220;بیا سریع بکن تا کسی نیومده.&#8221; باورم نمی شد. کیرمو کردم تو کسش. گرم بود و خیس. برای اولین بار کس کردن رو تجربه کردم. با شدت می کردمش و ناله می کرد. آبم اومد. گفت: &#8220;بکش بیرون.&#8221; همش ریخت رو فرش. عمه بلند شد و لباسشو پوشید و رفت. چند وقت گذشت و اصلا به روم نیاورد. تا یه روز که دوتا از دوستاش مهمونش بودن. اون روز رفتم و از لای در داشتم تو رو دید می زدم. صداشون کاملا واضح بود. یکیشون می گفت: &#8220;مرضیه (مثلا اسم عمه ام مرضیه است)، با اون عشقت به کجا رسیدی؟&#8221; عمه گفت:&#8221; هیچی بابا، فقط می خواست یه دست بکنه و بعدشم رفت دنبال کارش.&#8221; همشون خندیدن. باورم نمی شد عمه همچین حرفهائی بزنه. آمپر کیرم زد بالا و مجبور شدم درش بیارم و همون جا کم کم جلق بزنم. اون یکی گفت: &#8220;مرضی الان کف کنی چیکار می کنی؟&#8221; عمه گفت: &#8220;راستش بچه ها من یه کاری کردم، ببینم نظر شما چیه؟&#8221; گفتن: &#8220;چی؟&#8221; گفت: &#8220;من با بچه داداشم ریختم رو هم. البته فقط یه بار. اونم کلی بعدش خجالت کشیدم. ولی یه پسر جوون که از خودت کوچیک تر باشه خیلی حال میده. نمی دونم ادامه بدم یا نه؟&#8221; اونا گفتن: &#8220;چرا ادامه ندی؟ اون که همین جاست. هر وقت بخوای دم دستته. تازه پسر خوشگلی هم هست. لابد خیلی هم شهوتیه.&#8221; عمه گفت: &#8220;آره، کلی التماس کرد. منم دلم سوخت و یه دفعه دیدم داره منو می کنه.&#8221; همه خندیدن. یکیشون گفت: &#8220;ببین میشه بیاریش اینجا یک کم سر به سرش بذاریم؟&#8221; عمه گفت: &#8220;نه، چرا اذیتش کنید؟&#8221; اون یکی گفت: &#8220;اذیت نه، می خوایم بهش حال بدیم.&#8221; اما اون یکی گفت: &#8220;نه، من روم نمیشه.&#8221; عمه با بی تفاوتی بلند شد و اومد سمت در. پریدم تو حیاط که عمه صدام کرد: &#8220;احسا ن کجائی؟ یه دقیقه بیا کارت دارم.&#8221; نمی دونستم با کیر بلند شده ام چیکار کنم. از مجبوری رفتم. تا منو دید گفت: &#8220;بیا تو.&#8221; یه اشاره کردم به کیرم. تا دید گفت: &#8220;چرا این جوری شده؟&#8221; و دستمو گرفت کشید تو. تا رفتم تو و اونا دیدن دستم رو کیرمه همشون خندیدن. یکیشون گفت: &#8220;خوب، پس من میرم.&#8221; هر چی مرضی اصرار کرد وانستاد و رفت. من موندم و عمه مرضی و دوستش که اسمش ملیحه بود. ملیحه بی مقدمه گفت: &#8220;احسان جون راحت باش. مرضی خیلی از کیرت تعریف می کنه. میشه ببینمش؟&#8221; تا بناگوش سرخ شدم و گفتم: &#8220;با اجازه من برم.&#8221; و تا بلند شدم ملیحه از پشت شلوارم رو کشید. شلوار و شورتم که راحتی مال خونه بود تا زانوم اومد پائین. من که انتظارشو نداشتم سعی کردم بکشم بالا اما مرضی گفت: &#8220;احسان راحت باش. حالا که این کسش بلند شده تو نمی خوای؟&#8221; گفتم: &#8220;عمه این حرفها از تو بعیده.&#8221; خندید و گفت: &#8220;نه. هر حرفی مال یه جائیه. این حرفم مال اینجاست.&#8221; و ملیحه کیر شق شده ام رو گرفت تو دستش و کمی برام جلق زد. خیلی واردتر از مرضی بود. بعدشم راحت کرد تو دهنش. اون قدر تحریک شده بودم که نتونستم از دهنش دربیارم یا بهش بگم، در نتیجه کل آبم خالی شد تو دهنش. منتظر شده که عق بزنه و دعوام کنه، اما برعکس دیدم داره همشو مک می زنه. گفتم: &#8220;ناراحت نشدی؟&#8221; گفت: &#8220;نه، چرا؟&#8221; گفتم: &#8220;برای آبم.&#8221; خندید و گفت: &#8220;فهمیدم آبت داره م<br />
یاد. اگه می خواستی درش بیاری خودم نمی ذاشتم.&#8221; آبم که اومد کمی راحت تر شدم. دیدم عمه بلند شد و درو بست و چفتشو انداخت. بعد برگشت سمت من و گفت: &#8220;تو با ملیحه حال کن. می خوام فقط ببینم.&#8221; ملیحه گفت: &#8220;تو نمی خوای؟&#8221; گفت: &#8220;فعلا نه، دیدنش جذاب تره.&#8221; و رو مبل نشست و سینه هاشو درآورد و شروع به مالوندن کرد. دیدن سینه های عمه کیرمو دوباره پر کرد. ملیحه لخت شد. تا شورتشو درآورد آبم رسید به نوک کیرم. کس خیلی قشنگی داشت. لباشو کمی باز کردم. لاش کامل صورتی بود. لبای کس مرضی کمی تیره می زد ولی مال این صورتی خوشرنگی بود. کیرمو لای لبای کسش مالوند. کسش خیس بود و یه بوی خاصی می داد. یکی از سینه های کوچیک و سیخش رو کردم دهنم. دور پستونش صورتی بود و نوکش خیلی زده بود بیرون. وقتی می خوردم آه می کشید. بالاخره کسش رو فتح کردم و اون منو خوابوند و نشست رو کیرم. کمی که کردمش آبم دوباره داشت می اومد. بلند شد و گفت: &#8220;بریز رو صورتم.&#8221; اما مرضی سینه هاشو آورد جلو و گفت: &#8220;نه، بریز اینجا.&#8221; مرضی انگار داشته کسشو می مالونده چون کسش بیرون بود و خیس هم شده بود. آب کیرم با فشار ریخت رو پستونهای مرضی و کمی هم رو لب و دهن ملیحه. اونم همشو خورد و گفت: &#8220;آبت خوشمزه است.&#8221; باورم نمی شد آبمو کسی بخوره. مرضی می مالوند رو سینه شو ناله می کرد. آخرشم بلند شد و اومد طرفم و کیرمو گرفت و مالوند. می دونستم می خواد بکنه به کسش اما کیرم خوابیده بود و نا نداشت.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174535</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم چشم بادومی خوب کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 May 2019 08:10:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازخجالت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوار]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونجات]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اینجانب]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باسینه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاپایین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چهارده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سرکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرجوابش]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[نخندید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یهدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مدرسه بود و برادر کوچیکه فیلم سکسی منم کلاس چهارم ابتدایی بود. منم حدودا چهارده سالم بود یه روز که داداش بزرگم رفته بود مدرسه داداش کوچیکه سکسی منم رفته بود دبستان. من مونده بودمو شاه کس مامانموخواهر کوچیکم. یادمه خواهرم یه یکی دوماهه بود که من تو این فکر بودم که کونی بچه از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>مدرسه بود و برادر کوچیکه فیلم سکسی منم کلاس چهارم ابتدایی بود. منم</h2>
<p>حدودا چهارده سالم بود یه روز که داداش بزرگم رفته بود مدرسه داداش کوچیکه سکسی منم رفته بود دبستان. من مونده</p>
<h3>بودمو شاه کس مامانموخواهر کوچیکم. یادمه خواهرم یه یکی دوماهه بود که</h3>
<p>من تو این فکر بودم که کونی بچه از کون مادر در میاد یا نه. خیلی دراین مورد فکر میکردم خلاصه</p>
<h4>سردر جنده نمی اوردمو بی خیال میشدم. یه روز صبح که</h4>
<p>از خواب بیدار شدم دیدم مامانم پستون خوابیده (به من نخندید اون موقع بچه های تو سن من کمتر به این</p>
<h5>چیزا فکر کوس میکردن )مخصوصا تو خونه ما من کلا از</h5>
<p>اول منحرف بودم خلاصه داشتم میگفتم تازه از خواب بیدار شده بودم که چشمم به کون قنبل شده مامانم افتاد یواش یواش سکس داستان رفتم جلو اروم</p>
<h6>چسبوندم به مامانم. حس عجیبی داشتم نمیدونستم باید ایران سکس چکار کنم</h6>
<p>خلاصه فشارو بیشتر کردم دیدم واقعا ازدستم خارجه. آخر ترسیدم که مامانم بیدار بشه. رفتم دستشویی که وضع کیرمو ببینم. خلاصه وقتی از دستشویی اومدم حس کردم کیرم داره درد میگیره ویواش یواش دردش شدید شد و دیگه طاقتم تموم شد یواش یواش شروع کردم به ناله کردن که مامانم بیدار شد و گفت چی شده؟ من هم گفتم اونجام درد میکنه به خودم میپیچیدم. خلاصه گفت ببینم چی شده یه ذره خندش گرفته بود. خلاصه گفت اروم باش تا ببینم یواش یواش شلوارو شورت منو کشید پایینو دید کیرم رنگش شده قرمز و سیخ رفته بود هوا. گفت بچه من با این چه کار کنم؟ شروع کرد به فشار اوردن کیرم که من فریادم رفت آسمون. دید اینجوری نمیشه اروم اروم شروع کرد به دلداری دادن منو گفت خوب میشه گریه نکن! منم امیدوار شدم میخواستم اعتراف کنم که چه غلطی کردم که دیدم رفت از آشپزخانه کرم افسون آورد و شروع کرد به مالیدن کیر اینجانب. گفتم چیکار میکنی؟ گفت خفه شو تو بالا سرتو نگاه کنو حرف نزن به منم نگاه نکن! منم اروم شدمو بالا سرمو نگاه میکردمو بعضی وقتا زیرزیرکی مامانمو نگاه میکردم خلاصه کرمو مالید رو کیرمو شروع کرد مالیدن. مالیدومالید دید من اروم شدمو چشامو بستم. صدام کرد فکر کرد ازحال رفتم منم جوابشو دادمو گفت بد که نمیگذره؟ منم ازخجالت هیچی نگفتم. گفت دیگه درد نمیکنه؟ منم حس کردم دردش بهترشده گفتم دردش کم شده اونم گفت پس شلوارتو بکش بالا. منم تازه داشتم حال میکردم گفتم اخه ..یه ذره دیگه بمال. گفت دیگه بسه پرو میشی هر روز کارت میشه. این خلاصه شلوارمو دادم بالا و رفتم پیش مامانم دراز کشیدم. ازش در مورد درد کیرم سوال کردم وگفت بعدها خودت میفهمی. منم شروع کردم از رو لباس باسینه مامانم بازی کردن. البته چیزی نمیفهمیدم. خلاصه همین جور که باهم حرف میزدیم ازش خواستم به من ممه بده که با خنده گفت خاک تو سرت زشته بزرگ شدی! دید من اصرار میکنم یکی از سینهاشو دراورد و گفت بیا به تو تو بچگی شیر ندادم بیا بخور ولی چشاتو ببند منم ازرو ناچاری چشامو بستمو شروع کردم به خوردن. همین که داشتم سینههاشو میخوردم دوباره کیرم شروع کرد به راست شدن منم تو اون لحظه یه فکری به سرم زدو یواش یواش خودمو چسبوندم بهش. اروم اروم خودمو مالیدم بهش. دیدم چیزی نمیگه بعد بهم گفت دوباره درد میگیرها! بهش گفتم برام میمالی اول مخالفت کرد ولی دید دیگه چاره نداره گفت خیلی خوب شلوارتو بکش پایین منم کشیدمو اروم اروم کیرمو مالید. منم دستمو گذاشتم رو پهلو مامانمو یواش پیراهن یکسره مامانمو کشیدم بالا وفکر میکردم نمیفهمه درصورتیکه کاملا حواسش به من بود ولی چیزی نمیگفت خلاصه اینقدر کشیدم بالا که دستم یهدفعه خورد به شورتش حس کردم خودشو کشید به سمت منو کیرمو گذاشت لای پاهاش. بعد از یه مدت گفت بلند شو که من فکر کردم بازم میخواد ضدحال بزنه اعصابم داشت خورد میشد. یه لحظه تصمیم گرفتم که بپرم روشو حسابی بکنمش که دیدم به پشت خوابیدوگفت بیا روم منم کلی حال کردمو رفتم روش بعد از یه مدت سرکیرم میخورد به شورتشو اعصابمو خورد میکرد بهش گفتم اونم چون شاید حشری شده بودشرتشو تا زانو کشید پایینو منم شروع کردم بالا پایین کردن همینجور که بالاپایین میکردم یه دفعه سر کیرم رفت تویه جای گرمو تنگ یکدفعه خودشو جمع کردو گفت بکش بیرون پدرسگ! منم چون از هیچ جا خبر نداشتمو نمیدونستم اصلا چی شده ترسیدمو ازجام پریدم گفتم چی شد؟! گفت فقط بزار لای پام. منم گذاشتم لای پاهاشو شروع کردم به تلمبه زدن خلاصه بعد از چند دقیقه حس کردم تمام ماهیچه هام دارن منفجر میشن گفتم مامان چرا دارم اینجوری میشم دیگه منتظرجوابش نشدم خودمو گم کرده بودم که این چیه از سر کیرم با فشار داره میزنه بیرون که بیحال شدمو افتادم رومامانم وقتی به حال اومدم دیدم داره منو صدا میزنه و یه لیوان شربت که بوی بیشتر گلاب میداد بهم خوروند و بعد گفت چطوری دیگه اونجات درد نمیکنه؟ منم تازه سرحال شده بودم وگفتم نه ولی اون چی بود ازم ریخت روت اونم با خنده گفت بعدا خودت میفهمی این تنها سکسی بود که با مادرم داشتم و دیگه تکرار نشد امیدوارم از خاطره من خوشتون اومده باشه ممنون		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174103</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چشم های بادومی جون میره برای خالی کردن آب کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ac%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ac%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 May 2019 09:41:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومدگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشین]]></category>
		<category><![CDATA[ببینند]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بیارند]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسید:]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهام]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[حسابداری]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خواستند]]></category>
		<category><![CDATA[خودتان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[دادماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستهام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستهای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[سراسیمه]]></category>
		<category><![CDATA[سركلاس]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قراربود]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[كامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[كردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[كلاسها]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مامایی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنا]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردند]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میكنند]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناغافل]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نكردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدی]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وفادار]]></category>
		<category><![CDATA[یكیشون]]></category>
		<category><![CDATA[یلداست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی چند هفته ای بود كه سر شاه کس كلاس آمار نرفته بودم. خیلی دلواپس بودم. بهر حال این درس خیلی سختی بود و کونی قبلا هم یكبار ازش افتاده بودم. وقتی وارد كلاس شدم تازه متوجه شدم كه استادمون جنده چند تا جلسه هم جبرانی گذاشته بود و بنابر این خیلی از درس عقبم. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی چند هفته ای بود كه</p>
<h3>سر شاه کس كلاس آمار نرفته بودم. خیلی دلواپس بودم. بهر حال</h3>
<p>این درس خیلی سختی بود و کونی قبلا هم یكبار ازش افتاده بودم. وقتی وارد كلاس شدم تازه متوجه شدم كه</p>
<h4>استادمون جنده چند تا جلسه هم جبرانی گذاشته بود و بنابر</h4>
<p>این خیلی از درس عقبم. به پستون فكرم رسید هر چه زودتر بهتره یك جزوه از یك جایی گیر بیارم. جزوه</p>
<h5>پارسال من کوس گم شده بود و گیر آوردن جزوه از</h5>
<p>دوستان پسرم هم محال بود. باقی پسرها هم مثل من بودند و كمتر توی كلاسها شركت میكردند. در همین فكربودم كه یك سکس داستان دختر خیلی خوشگل</p>
<h6>اومد و جلوی من نشست. با دقت به ایران سکس جزوه اش</h6>
<p>نگاهی كردم. هم خطش خوب بود و هم از قطر نوشته هاش معلوم بود كه جزوه اش كامله.در تمام طول كلاس به این فكر میكردم كه چطور ازش خواهش كنم جزوه شو به من بده تا هم از جزوه استفاده كنم و هم یك طوری باهاش دوست بشم.در اواسط كلاس یك لحظه اینقدر حواسم به استاد بود كه متوجه نشدم دختر مورد علاقه من از جلوم بلند شد و از كلاس بیرون رفت و یكی دیگه كه از نظر هیكل به اون شباهت داشت اومد جلوی من نشست. در پایان درس وقتی استاد اجازه مرخصی را صادر كرد. من بلافاصله گفتم: عذر میخوام. شما جزوه تون كامله؟وقتی طرف روشو برگردوند. من شوكه شدم و حسابی حالم گرفته شد. این چرا عوض شده بود؟ این دیگه كیه؟ البته زشت نبود بلكه كمی خوشگل هم بود. امااین كجا و اون تیكه ناب كجا.دیگه نمیشد جا بزنم چون حرفمو زده بودم. و برای همین جزوه شو گرفتم و اومدم بیرون. به بخت خودم لعنت میفرستادم و به طرف بیرون دانشگاه میرفتم. به فكرم رسید نگاهی به داخل جزوه بكنم. اوه چه خط گندی. مطمئنا امروز روی شانس نبودم. اما خوب چاره چی بود. حداقل یك جزوه آمار گیرم اومده بود.من توی یك خونه دانشجویی با 3 تا از دوستهای تخسم زندگی میكردم. دوستهایی كه تنها فكر و ذكرشون كیر كردن همدیگه بود. خیلی از این محیط بدم میومد. اما چون مجبور بودم تحمل میكردم. دیگه تا پایان ترم چیزی نمونده بود و نمیشد از اون خونه رفت.از روی دفتر اون صفحاتی كه لازم داشتم را كپی میكردم ولی چون حوصله نداشتم هفته بعد به كلاس آمار برم و از طرفی میخواستم به شهر خودم برم. چون با دوست دخترم قرارداشتم. از دوستهام خواهش كردم تا دفتر را هفته بعد وقتی من به شهر خودم رفتم به كلاس ببرند و به دختره تحویل بدند. و تازه منت هم سر اون گذاشتم كه آره شاید با هم اینطوری دوست بشید.بعد از یك هفته كه به خونه دانشجویی برگشتم. دیدم اونها نه تنها دفتر را نبردند. بلكه انداختنش یك گوشه خونه و دفتره هم حسابی پاره شده. هر چی بهشون گفتم چرادفتر و نبردید بدید؟ گفتند مگه ما نوكرتیم. و حسابی كیرم كردند. چاره ای نبود باید خودم دفتر رامیبردم و به صاحبش میدادم. اینقدر ناراحت شده بودم كه نگو. آخه این چه دوستهای بود كه من داشتم.به كلاس آمار كه رسیدم خیلی خجالت زده بودم. آخه هم یك هفته دفتر و دیر برده بودم و هم دفتره حسابی پاره پوره شده بود. اما اگر میگفتم دفتره گم شده یا هر چیز دیگری میگفتم بدتر بود. سر كلاس هم كه نمیتونستم نرم. البته به عمد كمی دیرتر سر كلاس رفتم تااستاد سر كلاس اومده باشه و اون نتونه چیزی بگه. در كلاس را باز كردم و دختره تا منو دید اشاره ای كرد. منهم بلافاصله دفتر را كه دستم بود را به اودادم و در آخرین صندلی كلاس نشستم. نگاهی عمیق به دفتر كرد و هیچی نگفت. در آخر كلاس هم سریع بیرون پریدم و گم شدم.اونروز گذشت. فرداش كه شد. هم خونه ایهام گفتند: راستی مهدی دفتره را دادی یا نه؟گفتم:آره.ناگهان همه به هم نگاهی كردند و زدند زیر خنده. حالا نخند كی بخند. تعجب كردم و پرسیدم چرا میخندید كه بابك گفت: توش رو اصلا نگاه نكردی؟- نه! مگه چیكاركردین؟- بابا. ما تو اون دفتر یك عالم عكس كیر كشیده بودیم. هزار جاش نوشته بودیم دنبال كس میگردیم. مشخصات كیرتو نوشته بودیم. تو كسخول نگاه نكرده رفتی اونو دادی صاحبش؟هر چی میگذشت خنده هاشون بیشتر میشد. خیلی حرصم گرفته بود. اون خرابكاریهاشون یك طرف و این كارشون دیگه اعصابمو خورد كرد. برای همین یك دعوای حسابی باهاشون كردم و اومدم بیرون و همش به این فكرمیكردم كه حالا چه خاكی تو سرم ریخته میشه.هفته بعد سركلاس آمار نرفتم. اما هفته بعدش دیگه نمیتونستم نرم. چون غیبتهام خیلی زیاد میشد. به اجبار راهی كلاس آمار شدم. ولی باز هم دیررفتم تا موقعیكه استاد سركلاس باشه به كلاس برسم. تا به داخل كلاس رفتم. دیدم دختره نگاهی به من كرد و تا من نشستم اونم بلند شد و سریع نزدیك من نشست و روشو برگردوند و به من گفت:آقای&#8230; لطفا بعد از كلاس وایستین یك كار واجبی با شما دارم. آقا منو میگی حسابی جفت كرده بودم و میترسیدم و به خودم گفتم: حتما كارم به حراست میكشه. در تمام طول كلاس اصلا از حرفهای استاد هیچی حالیم نمیشد. نمیتونستم صبر نكنم چون اونوقت ممكن بودبرام بدتر تموم بشه. كلاس تموم شد و من و اون صبر كردیم تا همه برند بیرون. بلافاصله به طرف من اومد.گفت: آقای&#8230; میخواستم باهاتون یك قرار بذارم. البته بیرون دانشگاه.- خانوم&#8230; میدونم در مورد چی میخوان صحبت كنین. ببینیید من میتونم توضیح بدم.- هیچ احتیاجی به توضیح نیست. امشب ساعت 6 بعدازظهر، كافی شاپ نسترن. چطوره؟ میاین؟- آخه ببینید&#8230;.- شما ببینید. من الآن نمیتونم باهاتون صحبت كنم. دوستهام ممكنه برام حرف در بیارند. پس قرارمون همونجا. قبوله؟چاره ای نداشتم. بنابراین قبول كردم. و منتظر موندم ببینم هم خونه ایهام اینبار چه خاكی تو سرم ریختند.ساعت 6 شد. و من سر موقع با یك عالمه فلسفه كه در ذهنم برای تبرئه خودم ساخته بودم سر قرار حاضربودم. كه ناگهان دیدم داره از روبروم بهم نزدیك میشه.- سلام- سلام. خسته نباشید.- نمیخوای چیزی مهمونم كنی؟- چرا. خواهش میكنم.و بعد ازش پرسیدم چی میخوره و براش سفارش دادم. چند لحظه در سكوت سپری شد و بعد ناگهان ناغافل پرسید: این چیزها چی بود كه تو دفترم نوشتی؟- خانوم&#8230; باور كنید اونها رو من ننوشته بودم. هم خونه ایهام نوشته بودند.- آره تو گفتی منم باوركردم.- به جون مادرم راست میگم.- پس مادر تو دوست نداری؟- نه. به خدا چون دوستش دارم میگم.- اگر دوستش داشتی اصلا به جونش قسم نمیخوردی- ببینید این یك سو‌ءتفاهمه. خدا لعنتشون كنه. اینها میخواستند اینطوری اذیتم كنند. آخه با من دشمنند.- چشمهات میگه داری دروغ میگی.- نمیدونستم چشمهام زبون دارند.- تو اصلا بدنت حالت عادی نداره. من عكسشو تو دفترم دیدم.سرخ شدم به دو دلیل. اول بخاطر حرفی كه زد. دوم بخاطر اینكه راست میگفت. دوستهام حسابی عكس و پیشنهاد و چیزهای خیط و پیط براش نوشته بودند.- میشه از شما خواهش كنم منو ببخشین؟ من به شخصه از طرف خودم و دوستهام از شما معذرت میخوام.- نه. نمیبخشم. شما فكركردید همینطوری راحته كه هرچی دلتون خواست تو دفتر من نوشتین؟مستإصل شده بودم. بابا این دیگه كی بود. در چنین موقعیتی بودیم كه ناگهان دختره گفت: آخ.آخ.آخ. دوستهام دارند میان. اگه منو با شما ببینند خیلی بد میشه.یك لحظه خوشحال شدم كه حتما دیگه بخاطراین مسئله میذاره میره و محاكمه من تموم میشه كه ناگهان گفت: ببینید. بیرون برای من خطرناكه. نمیتونم حرف بزنم. چطوره با هم بریم خونه ما.خشكم زد. الآن حتما داداشش و باباش تو خونه شون منتظرمنند. سراسیمه جواب دادم: نه، آخه میدونید. من كار دارم.- بیخود. اگر نیای دفتر رو میبرم حراست و بهشون همه چی رو میگم.- كسی خونه تون نیست؟- چرا دو تا از دوستهام هستند. آخه ما هم خونه دانشجویی داریم. خوابگاه نرفتیم.كمی خیالم راحت شد. حداقل میدونستم كتك نخواهم خورد. البته اگر حرفهاش راست بود. تازه كمی هم خوشم اومد. آخه با چند تا از دخترهای دانشگاهمون تو خونه شون تنها میشدم.توی راه دیگه در مورد ماجرای دفتر صحبت نكردیم. درعوض خانوم&#8230; كه تازه فهمیده بودم اسمش یلداست. فقط از خودش و دوستهاش تعریف میكرد و شروع كرده بودبه پرحرفی. من هنوز میترسیدم نكنه تو خونه اش قراره چوبی تو كون من بدبخت بره. برای همین ساكت بودم و در نتیجه متهم به بی زبونی و مظلوم بودن شدم. القصه ما به خونه شون رسیدیم و وقتی یلدا زنگ زد دختری از پشت اف اف گفت: كیه؟- منم. درو بازكن.دختره از پشت اف اف در اوج ترس من پرسید: تنهایی؟- نه. آقای&#8230; باهامند.دیگرمطمئن شدم منتظر من بودند و حتما الآن دارند كیرهای خر را تیز میكنند. بدجوری میخواستم به خودم بشاشم. باور كنید راست میگم. حتما بعضی اوقات شده از شدت ترس دلتان بخواهد به خودتان بشاشید.نسبت به بقیه خونه های دانشجویی خونه مجهزی بود. كامپیوتر، تلویزیون رنگی، تلفن و مبلمان چیزیه كه در خیلی از خونه دانشجوییها پیدا نمیشه. روبروی 4 تا دختر ناز نشسته بودم. اونیكه كمتر از همه خوشگل بود همین یلدا بود كه منو به اون خونه آورده بود. نگاهی به درودیوارخونه انداختم. بلافاصله یلدا همه رو برد توی یك اطاق و چند لحظه ای صدای پچ پچشون اومد. بعد از چند دقیقه اومدند بیرون و هر 4 تا جلوی من روی مبل نشستند.من كم كم داشتم نفس راحتی میكشیدم چون از بابا و داداش و چوب خبری نبود.یلدا كنار من نشست و گفت: بچه ها نمیدونید چه پسر با نمكیه. انقدر بی سر و زبونه كه نگو.یكی از دوستهاش گفت: آره.از دفتر تو مشخص بود. باز هم خجالت كشیدم. یلدا شروع كرد به معرفی دوستهاش: این شیماست. دانشجوی سال آخر حسابداری. ایشون هم كه فداش بشم تانیاست. اینم كه اینقدر خوشگله هلناست. این دو تا مامایی میخونند. منم كه میدونی مثل خودت مدیریت میخونم.و بعد اشاره ای به تانیا كرد و گفت: تانی. برو همون دفتر آمار من رو بیار.تانیا سریع بلند شد و رفت كه دفترو بیاره كه من تندی گفتم: ببخشین. احتیاجی نیست. من كه معذرت خواهی كردم.هلنا گفت:اِ. نه بابا. باید ببینیم چی نوشتی. از تجسم بلایی كه قراربود چند لحظه بعد سرم بیاد نزدیك بود اشكم در بیاد. تانیا دفترو آورد و شروع كردند با هم ورق زدن.- خدامرگم. شیما ببین چی نوشته. من كیر كلفتی دارم و تو رو میكنم.- وای- وای- چه بی ادبه.این خط حمید بود. میدونستم وقتی میرم خونه چه بلایی سرش بیارم.- نیگاه كن. چه عكسی كشیده. شما هم چقدر بی ادبین ها!چند لحظه ای فقط خجالت میكشیدم. اما بعد تازه مخم بكار افتاد. اینها برای چی دارند اینقدر راحت حرف كس كون جلوی من میزنند؟ نكنه امشب یك حال اساسی افتادیم؟ با این فكر انگار برق 5000 ولت به من وصل كرده باشندمنهم به حرف افتادم: این عكس یك عكس هنریه. توش كیر من تا ته تو كون یلدا خانومه.- نه راست میگین؟و یلدا جیغ كشید: وای كونم. درد گرفت.- این كیر و چرا اینقدر كلفت كشیدین؟ مال شما هم همینقدر كلفته؟- خدمت شما عرض كنم كه نه. یعنی بله. البته نه به این بزرگی ولی خوب یك كمی شباهت داره.شیما گفت: ببین سینه های اینو چه شبیه كشیده. وای خدا. خوش بحال این دختر تو عكس. آقا مهدی سینه های منو نگاه كنین. چیكار كنم به این اندازه بشه؟و بلافاصله پیراهن و سوتین خودشو درآورد. دست منو گرفت و روی سینه هاش گذاشت. من شروع كردم به دستمالی و بلافاصله خوردن. در این هنگام اون 3 تا هم كم كم لباسهاشونو درآوردند و بعد یلدا دستشو گذاشت روی كیرم. كیرم خیلی شق كرده بود. سریعتر از اونچه فكرشو میكردم من رو هم مثل خودشون لخت مادر زاد كردند و به هم پریدیم.چهار تا كس و كون جلوم بود و همشون شدیدا التماس دعا داشتند. هر4 تاهم open بودند و از من كیر میخواستند. بعد از ساكی كه هر 4 تاشون نوبت نوبتی برام زدند. كسهاشونو باز كردند و از من خواستند بكنمشون.منم شروع كردم به كردنشون. بعد از پایان دور اول كه به هر كدوم نزدیك به 50 تا تلمبه رسید آبم برای اولین بار اومد كه شیما خوردش.حالا نوبت كونشون شده بود. البته یلدا از كون نداد و باز هم از كس كردمش. ولی وقتی آبم اومد اینبار یلدا خوردش. دیگه نا نداشتم ولی هنوز اونها راضی نشده بودند. تا 4 مرتبه كردمشون و هر بار در آخر یكی از اونها آبم را خورد. بعد از آخرین حال خوابم برد و تا فردا صبحش همونجا خوابیدم.فردا صبح دوباره من و یلدا با هم آمار داشتیم. بنابر این اون از خواب بیدارم كرد و با هم سر كلاس رفتیم و كنارهم نشستیم. بعد با هم به یك كافی شاپ رفتیم و اونجا بود كه قرار شد هفته ای 3 روز خونه اونها برم. انگار هر 4 تاشون چند وقتی بود دوست پسر نداشتند.البته من در اصل دوست پسر یلدا به حساب میومدم. وقتی یلدا را به خونه اش رسوندم و به خونه خودمون رفتم. دوستهام شروع كردند كه دیشب چرا به خونه نیومدی؟ دلواپس شدیم و هزار تا دروغ دیگه. میدانستم دروغ میگند. برای همین ماجرا را براشون از اول تا آخر تعریف كردم. در آخر داستان همه دهانشون بازمونده بود و به من نگاه میكردند.میدونستم دارند به بخت بدخودشون لعنت میفرستند كه چرا اونها نرفتند دفتر رو بدند. حتی یكیشون گفت: چون من فلان عكسو كشیدم منو باید با یكیشون دوست كنی. كه تندی بیلاخ بهش نشون دادم.از اونروز هفته ای 3 روز و بعد از مدتی هر روز خونه اونها بودم و حسابی میكردمشون. بعد از مدتی دیدم اینجوری نمیشه و كلاً با یلدا و دوستهاش هم خونه شدم. شده بودم مرد 4 تا دختر خوشگل. سال بعد هم با اونها خونه گرفتم. و بالاخره تا پایان دوره دانشجویی با اونها هم خونه بودم. یادش بخیر چه حالی كردیم. هم من و هم 4 تای اونها فقط با هم بودیم و به هم وفادار موندیم.بعد از اونهم تا زمانیكه اون 4 تا ازدواج كردند باهاشون بودم و تازه در این مدت بعضی اوقات خواهرها و دوستان اونها رو هم كردم.با اینكه دیگه كم كم به جایی رسیده بودم كه از بس میكردم دیگه نمیخواستم كسی رابكنم. وقتی هلنا كه آخرین نفر بود میخواست ازدواج كنه منو با چند تا از دوستهاش آشنا كرد كه دوباره بساط كردن به راه افتاد.بله این بود ماجرای واقعی من كه شاید باور نكنید ولی كاملا واقعیه. البته اینم تا یادم نرفته بگم كه بعداز ازدواج اونها هنوز باهاشون رابطه دارم اما دیگه نمیكنمشون.بلكه باهم رفت و آمد خانوادگی داریم. چون من با دخترخاله تانیا ازدواج كردم. بنابر این با همه به راحتی میتونم رابطه داشته باشم. بهر حال اگر اونروز اون دختر خوشگل اولی با یلدا جاش عوض نمیشد و یا دوستهام میرفتند دفتر رو بدند من هیچوقت اینقدر شانس نمیآوردم و همون اتفاق بود كه اینقدر برای من مفید بود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%ac%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173845</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس هارد کور لزبین</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1-%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1-%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Dec 2018 03:05:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[لز]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=169791</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/big-tits-angela-white-and-asa-akira-hardcore-lesbian-action.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس هارد کور لزبین" title="سکس هارد کور لزبین" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/big-tits-angela-white-and-asa-akira-hardcore-lesbian-action.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/big-tits-angela-white-and-asa-akira-hardcore-lesbian-action.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p>جنده خانوم های پستون گنده با هم دیگه چه حالی میکنن]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/big-tits-angela-white-and-asa-akira-hardcore-lesbian-action.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس هارد کور لزبین" title="سکس هارد کور لزبین" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/big-tits-angela-white-and-asa-akira-hardcore-lesbian-action.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/big-tits-angela-white-and-asa-akira-hardcore-lesbian-action.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p><p>جنده خانوم های پستون گنده با هم دیگه چه حالی میکنن </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1-%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/0cHsgD5ZoigSovc1T_i88Q/004/528/630/v2/1280x720.202.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">169791</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پورن استار ژاپنی آمریکایی به سختی گایده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 May 2018 12:50:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pornyfree.com/?p=146322</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/XRVapL-9y8qMO6UQR_Kepw/024/157/981/v2/1280x720.230.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پورن استار ژاپنی آمریکایی به سختی گایده میشه" title="پورن استار ژاپنی آمریکایی به سختی گایده میشه" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/XRVapL-9y8qMO6UQR_Kepw/024/157/981/v2/1280x720.230.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پورن استار ژاپنی آمریکایی به سختی گایده میشه" title="پورن استار ژاپنی آمریکایی به سختی گایده میشه" decoding="async" loading="lazy" /></p>]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/XRVapL-9y8qMO6UQR_Kepw/024/157/981/v2/1280x720.230.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">146813</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 31/45 queries in 0.067 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 02:22:50 by W3 Total Cache
-->