<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ashley fires &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/ashley-fires/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 13 Mar 2024 09:07:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ashley fires &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ببینم چی زیر حوله قایم کردی , نکنه سیخ کردی برام</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%85-%da%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d9%88%d9%84%d9%87-%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%86%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%85-%da%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d9%88%d9%84%d9%87-%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%86%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Dec 2019 15:53:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://files.avizoone.com/?p=4127</guid>

					<description><![CDATA[اشلی با کس دادن تمام عیار حجامسایه خودش رو خوشحال میکنه]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اشلی با کس دادن تمام عیار حجامسایه خودش رو خوشحال میکنه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d9%85-%da%86%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d9%88%d9%84%d9%87-%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%86%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%ae-%da%a9%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4127</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کردن تو گلشو و بازی با سوراخ کونش رو خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[جالبتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[متشکرم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولي]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر</h2>
<p>بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله</p>
<h3>) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش</h3>
<p>و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها !از خصوصيات اين دختره براتون بگم</p>
<h4>که جنده قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و</h4>
<p>سينه هاي بزرگ که وقتي با پستون لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات</p>
<h5>رفتاريش هم کوس بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي</h5>
<p>در مي ياورد !بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو سکس داستان ماه بعد از</p>
<h6>اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه ایران سکس شده بودم</h6>
<p>و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن !ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو !تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟!منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود !من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو !گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم !ما هم گفتيم خطريه ها !گفت اشکالي نداره مواظب باش !کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام<br />
و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين !اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177785</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون خوب رو باید روغن کاری کرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Aug 2019 06:37:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودسينه]]></category>
		<category><![CDATA[بودكيرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[توواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشروع]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبا]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سيبيلو]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[كنمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<category><![CDATA[وسطشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يك ماه و نيم .10 فیلم سکسی روز از اومدنم گذشته بود كه بد جورى كف كردم.يكى از دوستام خيلى اسرار ميكرد كه يه خانم هست بريم سکسی بكنيمش.راستش يه بار هم رفتيم جاشو ياد شاه کس گرفتم ولى گفتم من خانم نميكنم.خيلى بهم فشار ميومد.شبش تصميم گرفتم فرداش برم سمت خانومه کونی بدون اين [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يك ماه و نيم .10 فیلم سکسی روز از اومدنم گذشته بود كه</h2>
<p>بد جورى كف كردم.يكى از دوستام خيلى اسرار ميكرد كه يه خانم هست بريم سکسی بكنيمش.راستش يه بار هم رفتيم جاشو</p>
<h3>ياد شاه کس گرفتم ولى گفتم من خانم نميكنم.خيلى بهم فشار ميومد.شبش</h3>
<p>تصميم گرفتم فرداش برم سمت خانومه کونی بدون اين كه كسى بفهمه بكنمش كه ابروم هم جلو دوستم نره.فرداش رسيد و</p>
<h4>با جنده داداشم هماهنگ كردم برام خونشو خالى كرد و ماشينش</h4>
<p>رو هم بهم داد.رفتم پاتق بيتا پستون خانم كه بهش ميگفتن بيتا جون.از دور ديدم يه پاترل وايساده همون جا.رفتم پشتش</p>
<h5>ديدم بيتا کوس از دور داره ميره طرف ماشين.با خودم گفتم</h5>
<p>اين همه راه اومدم نامرديه دست خالى بر گردم.از ماشين پياده شدم دويدم طرف بيتا.يهو جا خورد منو اونجورى ديد.سلام كردم گفتم سکس داستان من از مشترياى</p>
<h6>قديمتم الان هم مسافرم امروز به من يه ایران سکس حالى بده</h6>
<p>جبران ميكنم.گفت مشتريامو چيكار كنم.گفتم هرچى اونا ميدن من دو برابر ميدم تا شب هم فقط با خودم باش.قبول كرد رفتيم سوار ماشين شديم كه يارو پاتروليه شاكى شد.از بغلش رد شديم كه افتاد دنبالمون.منم كه ريده بودم تو خودم.اخه سه تا ادم نخراشيده سيبيلو تو ماشين بودن و گيرشون ميفتادم هم بيتا رو ميبردن يه دست هم كون منو ميزاشتن.كلى گاز و ويراژ دادم تااز دستشون فرار كرديم و رفتيم طرف خونه داداشم.تو ماشين يه بوى بدى ميومد.گفتم لابد تند رفتم چسيده.ولى بو چس نبود.بى خيال شدم رسيديم خونه.رفتيم داخل و نشست رو كاناپه.منم رفتم لباسامو در اوردم و فقط با يه مايو پاچه دار اومدم بيرون.همش ميترسيدم يه چيزى بلند كنه.اخه داداشم عتيقه زياد داره.نشستم پيشش و بهش نزديك شدم.باز هم همون بو ميومد.دستم رو انداختم دور گردنش كه ببوسمش ولى نزديك تر كه شدم حالت استفراغ بهم دست داد.بيتا بود كه بو ميداد.اينقدر عرق كرده بود و يه عطر كيرى به خودش زده بود كه بوى لاشه سگ ميداد.با خودم گفتم اينجورى نميشه بكنمش.گفتم پاشو پاشو بريم تو حموم كارت دارم.ميدونستم اگه يه جورى بگم ناراحت بشه بهم نميده.راضى شد بريم حموم.من كه مايو داشتم ولى بيتا رو بايد لخت ميكردم.اول مانتوش رو خودش در اورد.يه تاپ ابى زيرش نش بود.سينه هاش خيلى گنده بود و اويزون.شلورش رو هم در اورد.پوستش گندمى بود.كون خيلى بزرگى داشت.تاپش رو كه در اورد دوتا پسون گنده افتاد بيرون.بعد نوبت شورتش شد.كشيد پايين يه كون سياه داشت كه حالم رو به هم ميزد.رو به من كرد كه نگام افتاد طرف كسش.چشمتون روز بد نبينه رم داشت به ضخامت سيبيل بابابزرگم.لباساش بوىتعفن ميداد.رفتيم تو حموم.اول ميخواستم فقط تنش رو با صابون بشورم ولى چشمش افتاد به كيسه و سفيد اب حوس كرد كيسش بكشم.يه خورده كه بخار جمع شد كيسه رو برداشتم شروع كردم كيسه كشيدن.من هى سفيداب ميزدم اونم از تنش كثافت ميومد.كف حموم شده بود پر از چرك سياه.با كف پام احساستون ميكردم.بعد نوبت رم زنى شد.ژيلت داداشم رو برداشتم افتادم به جون موهاى پا و كس و كونش.حالا هرچقدر ميزدم تموم نميشد كه.به داس نياز داشت.با هر بدبختى بود موهاشو زديم و سرش رو هم با نصف شامپوى گرون داداشم شست و ليف هم زد و رفتيم بيرون.با حوله داداشم خودم و خشك كدم همون حوله رو دادم بهش.اومديم تو اتاق خواب و سشوار رو روشن كردم و خشكش كردم.تنش كه خشك شد خواست بره لباساشو بياره نزاشتمش.حالا كه لازمش ندارى.باشه واسه بعد.رو تخت خوابيديم منم به خاطر خيس شدن مايو درش اورده بودم.رفتم ازش لب بگيرم .مشغول شدم ولى دهنش هم بو پياز ميداد.خدايا حالا اينو چيكارش كنم.بى خيال شدم رفتم طرف سينه هاش كه نصفش رو نوك احاطه كرده بود.شروع كردم به ليسيدن و خوردن.كلم وسط سينه هاى گندش گم ميشد.وقطى سرم رو وسطشون فشار ميداد نميتونستم نفس بكشم.خلاصه با فشار سرم رو برد طرف كسش.نميخوستم بليسم ولى يه دفعه دهنم رو جلو كسش ديدم.يه بوى عجيبى ميداد با اين كه شته بودمش.دل رو زدم به دريا و شروإع كردم خوردن.اولش مزش ترش بود يه خورده كه ليسيدم و با دستم كس گنده سياهشو ماليدم دهنم تند شد.اون موقع بود كه به اين فكر افتادم كه يه روزى كير سه تا پاتروليه رفته اين تو.يهو حالم به هم خورد و خودمو انداختم اونور تخت.بيتا گفت چت شد؟گفتم معدم خاليه حال تهوع بهم دست داده.كلى تف كردم روى تخت و دهنم رو ماليدم به رختخواب كه مثلا تميز بشه ولى فكرش حالم رو به هم ميزد.گفتم حالا تو بيا جلو.شروع كرد با كيرم ور رفتن كه يه كم بلند شد و كرد تو دهنش.موهاش هنوز خيس ببود و ساك كه ميزد خيسيس با تنم برخورد ميكرد و چون سرد بود حال رو از سرم ميپروند.بى خيال ساك شدم .ميخواستم بكنمش كه گفت من برم جيش كنم و بيام.كفرم در اومده بود گفتم نميخواد من كمرم شله زود ابم مياد تا برى برگردى كيرم دوباره ميخوابه.كاندم رو گذاشتم رو كيرم و رفتم وسط لنگش و كيرم رو كردم تو كسش.خيلى گشد بود مثل اين كه دوتا كيسه فريزر اب ولرم رو به كيرت فشار بدى.شروع كردم به تلمبه زدن ولى هرچى بيشتر و تند تر ميردم كيرم بى حال تر ميشد.واسه اين كه بيشتر حال بده بالشت داداشم رو گذاشتم زير كونش تا كسش بياد بالا تر.چشمام رو هم بستم و رفتم تو خيال انجلينا جولى.همينجورى كه تلمبه زدن.بيتا هم كه داشت سر و صدا ميكرد يهو شروع كرد فحش دادن ولى من اعتنايى نكردم و كار خودمم رو ميكردم.انجلينا بهم خوب حال ميداد.يه دفعه با مشت زد تو دلم كه ريدم به خودم.كيرم رو در اوردم يهو ابش اومد.دو سه ليترى اب داشت شاخم در اومده بود خدايا اين همه اب كجاش بوده.بالشت زير كونش خيس خيس شد. همين طور محو تماشاى ابشار بودم كه بيتا گفت كثافت چرا نزاشتى برم بشاشم.تو يه لحظه كيرم خوابيد.بيتا شاشيده بود رو بالشت داداشم.وقتى ميكردمش و فحش ميداد فكر كردم چون دهنش هرزه سبك دادنش با فحش همراهه.غافل از اين كه داره ميشاشه تو خودش.گه شد تو روحياتمون.نشستم رو زمين و فكر ميكردم اخه اين چه كسى بود كه ما داريم ميكنيم و تو دلم به رفيقم فحش ميدادم.بيتا خودش هم خيلى خجالت كشيده بود و ميخواست جبران كنه.اومد طرفم و روى زمين شروع كرد ور رفتن با تخمم.يه كم كه حالى به حالى شدم دوباره رفتيم رو تخت.بالشت شاشى رو انداختم اونور و افتادم روش.كاندم رو در اوردم و بش گفتم ميخوام بدون كاندم بكنم قبول كرد.به من كه نميخورد ايدزى باشم اونم كه &#8230;&#8230;..خلاصه كيرمو دوباره كردم تو كسش و شروع كردم تلمبه زدن.هر كارى كردم انجلينا حال نميداد و كيرم دوباره داشت ميخوابيد.گفتم ميخوام كونتو بزارم .گفت نميشه.كلى التماس كردم تا راضى شد.برش گردوندم و كيرم رو تف مالى كردم بردم در سوراخش و فشار دادم.رفت تو.واقعا از كسش بهتر بود.درد داشت ولى تحمل ميكرد.شروع كردم به تلمبه زدن و اين بار جنيفر رو تصور ميكردم.تو همين حس ها بودم بازم بو اومد.اينبار بو گه ميومد.كير بدون كاندمم رو كرده بودم تو كون گهيش.بو كون همه فضاى اتاقو پر كرده بود.كيرم رو كشيدم بيرون يه تيكه گه بهش چسبيده بود.داشتم خودم رو لعنت ميكردم و كيرم رو با دستمال كاغذى پاك ميكردم.احساس ميكردم يكى با بيل دهنمو رويس كرده.كيرم دوباره خوابيد.ريده بودم با اين سكس كردنم.افتادم رو تخت.بيتا دلش سوخت و دوباره شروع كرد ساك زدن و همون كير گهى رو كرد تو دهنش.فكر كنم تميز ترين جاى بدنش بود.ربع ساعت ساك ميزد و با تخمام ور ميرفت كه ابم اومد.اولين قطره ابم كه اومد تو دهنش كيرم رو ول كرد.داشتم ميمردم زود شروع كردم جق زدن كه بازم ريدم و گه شد تو حالم.احساس ميكردم شيره جونم از كمرم اومده بيرون.كمرم داشت ميشكست و بيضه هام ورم كرده بود.جون نداشتم بلند شم.بيتا رفت سمت حموم منم نميتونستم تنهاش بزارم به زور بلند شدم رفتم دنبالش.لباساشو همونجا تنش كرد.شورتش اندازه شورت بيگ ماما بود.اماده شو وباره رفت رو كاناپه.دوست داشتم بكشمش.الكى زنگ تلفنم رو در اوردم و گفتم بايد برم جايى و كار دارم بيا برسونمت.بردم تا يه جايى رسوندمش و 100 تومن تيغم زد و رفت.برگشتم خونه و حموم و اتاق خواب رو تميز كردم و بالشت شاشى رو هم گذاشتم صندوق عقب كه بشورمش و بيارمش.فردا صبحش از خواب بيدار شدم ديدم دهنم پر افت شده و باز نميشه.همش يادم به مزه تند كس بيتا مىافتاد و دلم اشوب ميشد.طرف ظهر بود كه داداشم اومد ماشينشو ببره ديدم صورتش يه جوشاى وحشتناكى زده كه ادم دلش ريش ريش ميشد.گفتم صورتت چى شده.گفت شيو كردم فكر كنم ژيلت كثيف بوده.تو دلم گفتم ريدم به قبر پدر بيتا.داداشم گفت بالشتم رو كجاگذاشتى؟يادم اومد تو صندوقه گفتم ازش خوشم اومد برش داشتم واسه خودم.از تو صندوق اوردمش و بردم اتاقم.بعدش هم باقى تعطيلاتم رو با فحش دادن به خودم گذروندم.بعد ازيك سال كه دوباره برگشتم ايران شب اول كه رفتم تو اتاقم بخوابم چون تابستون بود و هوا هم گرم موهام عرق كرد.نصف شب بود كه ديدم يه بويى مياد.نگا كردم ديدم بالشت داداشم كه تو اتاق گذاشته بودم زير سرمه و بو همون بوى شاش بيتا بود.اميدوارم از اين داستان زياد حالتون به هم نخورده باشه.دوستون دارم حتى اگه فحش بديد.نوشته:‌ پدرام</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2621</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه تلمبه ای میزنه به سوراخ کون این جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Aug 2019 05:37:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اصالتاً]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ايستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بابايي]]></category>
		<category><![CDATA[بازنشسته]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگردی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارت]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيچيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[جورواجور]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داروخانه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دختربچه]]></category>
		<category><![CDATA[درازتر]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دندونش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[رودخونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسريش]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندي]]></category>
		<category><![CDATA[مجازات]]></category>
		<category><![CDATA[محبتهای]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[مهربوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبيني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همكارام‬]]></category>
		<category><![CDATA[همكاري]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[امیدوارم جوابگوی محبتهای شما باشم. فیلم سکسی چند روزي بود كه حال درستي نداشتم، همش بخاطر فشار كاري اين مدتم بود. مراجعی داشتم كه اصلا همكاري نميكرد سکسی و همين مساله باعث شده بود كه شاه کس شديدا اعصابم بهم بريزه. وقتی میومد پیشم گارد گرفته بود، توی تموم مدت مشاوره اصلا کونی به من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>امیدوارم جوابگوی محبتهای شما باشم. فیلم سکسی چند روزي بود كه حال درستي</h2>
<p>نداشتم، همش بخاطر فشار كاري اين مدتم بود. مراجعی داشتم كه اصلا همكاري نميكرد سکسی و همين مساله باعث شده بود</p>
<h3>كه شاه کس شديدا اعصابم بهم بريزه. وقتی میومد پیشم گارد گرفته</h3>
<p>بود، توی تموم مدت مشاوره اصلا کونی به من نگاه نمیکرد. نمیدونستم چه اتفاقی واسش افتاده و چه جوری میتونم کمکش</p>
<h4>کنم. جنده يه جور احساس عذاب وجدان داشتم انگار مقصر منم</h4>
<p>كه نميتونستم اونو به حرف بيارم. پستون حرفهاي مهدي و همكارام هم نميتونست آرومم كنه. سرم سنگين بود، شبهازودتر از همیشه</p>
<h5>به رختخواب کوس میرفتم اما تا دير وقت بيدار بودم. دلم</h5>
<p>بهم ميخورد اما استفراغ نميكردم. شك كرده بودم كه نكنه حامله ام اما تست حاملگي جوابش منفي بود. دكتر ميگفت يه اسپاسم سکس داستان ساده معده است</p>
<h6>كه بخاطر فشار روحي و عصبي بوجود اومده. ایران سکس اون شب</h6>
<p>مهدي زودتر اومد خونه تا منو به رستوران ببره تا مثلا حالم جا بياد، از صبح صد دفعه از شرکت تماس گرفته بود و با من هماهنگ کرده بود. تا درو باز كرد بلند صدام زد:م- سلامممممم، من اومدم . ندا&#8230;&#8230;. خانومي آماده اي؟روي تخت دراز كشيده بودم و به سقف اتاق نگاه ميكردم. روي صورتم خم شد و لبامو بوسيد:م- چطوري يا بهتري؟ پاشو پاشو ميز رزرو كردمن- سلام . حال ندارمم- حال نداري؟ من نبودم چيكار كردي؟ &#8230;. بيا اول بريم بيرون یه شام توپ بزنیم به رگ ، بعد قول ميدم حالت رو بگيرم و بيارم سر جاش.دستشو انداخت زير كمرم و بلندم كرد، يهو نمیدونم چی شد که بغضم ترکید. خودم هم نمیدونستم چه مرگم شده، مهدی با محكم بغلم كرد:م- چي شد يهو؟&#8230;.. ترو خدا اينجوري گريه نكن، دلم ريش ميشه. چي شده خوب؟ چي ميخواي ؟ هان &#8230;. باباييهميشه وقتي گريه ميكردم با همين لحن باهام حرف ميزد، من ميشدم دختربچه لوس و ننر مهدي كه اون بايد نازم رو ميكشيد،اونم خيلي خوب اين كار رو ميكرد. نميدونم چي شد اما يهو بدون مقدمه گفتم:ن- يه بچه!كمي نگام كرد و برخلاف انتظارم قهقهه زد:م- چي؟ بچه؟ همين؟ن- كجاي حرفم خنده دار بود؟م- خوب من كه حرفي ندارم. اگه تو حالت با يه بچه خوب ميشه باشه &#8230;&#8230;. بيا همين الان بهت بچه ميدملبم رو گاز گرفتم:ن- الان كه نه!م- مگه خودت نگفتي بچه ميخواي؟ پاشو كه ميخوام ترو به آرزوت برسونم.ن- امشب كه نه&#8230;. من آمادگي ندارمم- مگه ميخواي چيكار كني؟ بيا بيا خربزه رو بخور، پاي لرزشم بشينكيرش رو از روي شلوار می ماليد، چراغ رو خاموش كرد و بطرفم اومد:ن- الان كه سیرمم- شب دراز است و قلندر هم بیدار هم از اون درازتر! تا صبح وقت داري كه بخوريشآروم اومد و روم دراز كشيد، لبامون توي هم قفل شد. تنش مثل كوره ميسوخت. دستاشو ميكشيد روي تنم، انگار بار اولي بود كه با من سكس ميكرد. حرص و ولعي داشت كه برام قابل درك نبود. ناخنهاشو روی تنم میکشید و لبامو گاز میگرفت. بعد از اینکه حسابی سر و گردنم رو خورد، رفت سراغ سینه هام. نوک سینه هامو زیر دندونش میگرفت و با دستاش محکم سینه هامو میمالید. کمرمو از روی تخت بلند کردم، با دستش دوباره منو خوابوند روی تخت . با دستش محکم فشارم میداد، چشماش برق عجیبی داشت. همه کاراش با خشونت همراه بود. اون شب يكي از بهترين و قشنگترين سكسهامون رو داشتيم. خدايا چقدر حالم بد بود: ضعف داشتم،‌ گشنه م بود، دلم بهم ميخورد، انگار همه درد و مرضها رو با هم داشتم. با حال زار و نزار رفتم داروخانه سر كوچه و يه تست حاملگي خريدم. هنوز ناشتا بودم و ميتونستم آزمايش كنم. نوار تست نشون ميداد كه حدسم درسته و من ميزبان يه كوچولو شدم. شادي عجيبي زير پوستم دويد.صبحونه رو با اشتهاي كامل خوردم. انگار حالا كه ميدونستم حامله م تكليفم روشن شده بود و هوس غذاهاي جورواجور ميكردم. از فريزر چند تيكه گوشت بيفتكي در آوردم، ميخواستم بذارمشون توي ماكروفر كه زنگ زدن:مادر شوهرم بود.- سلام. خوبي ندا جون؟ن‌- سلام مامان جون، خوش اومدين . چه عجب از اين طرفا؟- رفته بودم خريد، گفتم بيام يه سر بهت بزنم. شما که سراغی از ما نمیگیرین. حالت بهتر شده؟ن- بخدا خیلی سرمون شلوغه، مهدی که صبح میره و شب میاد، منم که فعلا بخاطر حالم یه مدت خونه م. بهترم، شما و پدر جون خوبین؟وقتي گوشتها رو ديد با تعجب نگاهي كرد:- ما هم خوبیم خدا رو شکر. از الان ميخواي ناهار درست كني؟خنده م گرفت، ‌با خجالت سرمو پائين انداختم :ن- خيلي گشنه م بود.- وا &#8230;.. مگه صبحونه نخوردي؟ شماها كه تحصيل كرده اين ، خودت كه بهتر ميدوني صبحونه كاملترين وعده غذاييه.يه لحظه احساس ضعف كردم،‌ چشمام سياهي رفت و دستم رو به صندلی گرفتم. مامان مهدي كه هول شده بود، دويد جلو و دستم رو گرفت:- خدا مرگم بده،‌ چي شد ندا؟ رنگت پريده،‌ پاشو بريم دكتر.ن- نه مامان جون خوبم، چیزی نیست. از دست اين &#8230;..- از دست كي مهدي؟ چيزي شده؟ن- نه بابا، از دست بچه مهديچند لحظه اي چيزي نگفت، بعد انگار تازه فهميد من چي گفتم، اشك توي چشماش جمع شد. محكم بغلم كرد و سر و صورتم رو غرق بوسه كرد:- واي مبارك باشه عزيز دلم، خدايا شكرت چه خبر خوبي بهم دادي!كمي مكث كرد:- مهدي ميدونه؟سرمو به علامت نه تكون دادم. لبخندي زد:- بهتر كه ندونه،‌ بعدا بهش ميگي.بعد مانتو و روسريش رو در آورد و اومد توي آشپزخونه:- چي دوست داري بگو تا برات درست كنم.ن- واي نه مامان جون زحمت ميشه- اين حرفا چيه؟ تو ضعف داري، بايد بخوري تا جون بگيري.گوشتها رو يكي يكي در آورد و كوبيد،‌ بعدش توي روغن داغ انداخت. آشپزي مامان مهدي عالي بود، هر وقت خونشون مهمون بوديم غذاهايي رو درست ميكرد كه من دوست داشتم.گوشتها رو توي بشقاب چيد،‌ با كمي چیپس و گوجه فرنگي و خيارشور جلوم گذاشت. خودش هم روبروي من نشست:- بخور تا سرد نشدهن- شما هم بفرمائيد- نه ممنون عزيزم. من صبحونه كاملي خوردم و اصلا اشتها ندارم.مادر شوهرم اصالتا تبريزي بود و پدرش یکی از فرش فروشهای معروف بازار. تنها دختر خانواده بود و بخاطر ته تغاري بودنش عزيز كرده خانواده، توي زمان خودش معلم خصوصي داشت و به زبان انگليسي و آلماني صحبت ميكرد. با پدر شوهرم توي دفتر بيمه يكي از دوستاش آشنا شده بود. پدر شوهرم مرد آروم و مهربوني بود. دبير بازنشسته ادبيات كه گاه گداري داستان يا شعري هم مينوشت كه البته من تنها كسي بودم كه اجازه ميداد نوشته هاش رو بخونم.مادر شوهرم براي ناهار نموند، ميگفت پدر شوهرم نگران ميشه. ازش قول گرفتم كه به مهدي حرفي نزنه تا خودم به وقتش بهش بگم، قبول كرد و رفت. يه كم به سر و وضع خونه رسيدم، زود خسته شدم و روي تخت دراز كشيدم. دستم رو روي شكمم گذاشتم :ن- خوب حالا چطوري به بابايي بگيم؟همينطور كه داشتم با مهمون كوچيكم حرف ميزدم خوابم برد. با صداي مهدي از خواب بيدار شدم.م- به به خانوم خانوما&#8230;&#8230; بميرم الهي، خيلي خسته شدي؟ن- سلام. كي اومدي گلم؟م- همين الانساعت 4 بعداز ظهر بود و من از ساعت 11 خوابيده بودم.ن- الان ناهارتو ميارمم- نميخواد تو شركت يه چيزايي خوردم. تو برو يه دوش بگير حالم بهم خورد.حوله ام رو برداشتم و همونطور كه بهش دهن كجي ميكردم به طرف حموم رفتم. قطره هاي آب بهم آرامش ميداد و حس ميكردم كه سبك شدم.بعد از يه دوش كه سر حالم آورد، به آشپزخونه رفتم. دو تا فنجون قهوه درست كردم و روي مبل كنار مهدي نشستم، داشت فوتبال نگاه ميكرد و طبق معمول غرق بازی بود. دستمو روي دستش گذاشتم:ن- ميگم مهديم- هووووووومنميدونستم داستان مهمون كوچولومون رو چطوري بهش بگم:ن- هيچي ولش كنم- اوهوم&#8230;&#8230;. راستي ندان- جونم؟م- هيچي بي خيالبا عصبانيت نگاش كردم، همونطور كه به تلويزيون نگاه ميكرد زبون درازي كرد:ن- مسخرهم- خودتيبطرفم برگشت و لبامو بوسيد، كمي تو چشمام خيره شد:م- چي رو داري از من قايم ميكني؟ن- هيچيم- چشات چيزه ديگه اي داره ميگهن- نه بابا توامم- پايه هستي چند روز بريم كلاردشت؟ حال توام جا مياد.مثل بچه ها ذوق كردم و پريدم بغلش. محكم منو گرفت بين بازوهاش و سعي ميكرد كه آرومم كنه:ن- آره بريم بريم &#8230;&#8230;.. فقط &#8230;.. كار تو چي ميشه؟م- هيچي فداي سرت. ميگم رضا چند روز حواسش به شرکت باشه . فردا ميريم و دوشنبه هم برميگرديم.صبح زود راه افتاديم، آخر اسفند ماه بود و هوا هنوز سرد. با اينكه بخاري ماشين روشن بود اما بازم احساس سرما ميكردم. توي فكر خودم غرق بودم كه حس كردم مهدي داره نگام ميكنه، برگشتم و بهش لبخند زدم:م- ندا وقتي ميخندي ديوونه م ميكني!ن- تو از اول ديوونه بودي، تقصیر من نندازم- ما ديوونه، ‌تو كه روانشناسي درمونم كنن- نچ &#8230;&#8230; من دوست دارم تو همين جوري ديوونه بموني.دستش رو گرفتم و فشار دادم:م- ندا &#8230; چشمات صبح يه جوري ميشهن- چه جوري؟م- ديوونه كننده. صدبار گفتم ريمل نزنن- بابا من ريمل نزدمم- خوب خط چشم هم نكشن- خط چشم هم ندارهم- چه ميدونم &#8230;.. پس &#8230;&#8230;ن- پس چي؟ ميخواي چشامو كور كنم تا راحت بشيم- نه &#8230;. اگه چيزي به چشات نزدي پس چرا اينطوريه؟ مژه هات تو هم گره خورده، چشات هميشه عسليه اما الان سبز و آبيه.خنديدم و ديگه حرفي نزدم. صداي ضبط رو زياد كردم، سیروان خسروی داشت ميخوند :بارون که میباره، ترو یاد من میارهمنتظر میشینم تا تو برگردی دوبارههمیشه اینجا تو خونهجای تو خالی میمونهتو دیگه بر نمیگردیدل من تنها میمونه&#8230;&#8230;..دو راهي مرزن آباد و كلاردشت رو رد كرديم، از ديدن منظره هاي جاده لذت ميبردم. وارد حسن كيف شديم، ويلايي كه پدرم برامون خريده بود در منطقه زيبا و خنكي به اسم رودبارك بود. چشم انداز جنگل و رودخونه هميشه آرومم ميكرد.رسيديم به ويلا و در رو باز كرديم. سرماي وحشتناكي بهمون خوش اومد گفت، به مهدي چسبيدم. با خنده بهم نگاه کرد و با هم به اتاق خواب رفتیم . مهدی چمدون رو روی زمین گذاشت و بغلم کرد.م- بیا بریم توی هال تا شومینه رو روشن کنم، اینجا سرده.ن- نه نمیخوام&#8230;. جام خوبهدستشو برد زیرم و از روی زمین بلندم کرد، دستامو دور گردنش حلقه کردم.همونجور که لباشو میخوردم به طرف هال رفتیم. منو روی مبل گذاشت و خودش نشست تا شومینه رو راه بندازه. بعد از چند لحظه گرماي لذتبخشي به صورتم خورد. چشمام به شعله های آتیش بود که داشتن جلوم میرقصیدن.ن- میگم مهدی &#8230;&#8230; مهدي روي كاناپه خوابش برده بود. آروم بلند شدم و بطرف اتاق خواب رفتم، لباسهامو عوض کردم و با یه پتو به هال برگشتم. خیلی آروم پتو رو روی مهدی انداختم و خودم به آشپزخونه رفتم و با چيزايي كه از تهران آورده بوديم مشغول پختن غذا شدم. بعد از تموم شدن كارم هوس كردم كه توي باغ كمي قدم بزنم. از پشت پنجره به مهي كه تا بالاي ساختمون رو گرفته بود خيره شدم. جايي كه ويلاي ما قرار داشت از سطح شهر بالاتر بود. چقدر منظره قشنگی بود، همیشه دوست داشتم توی یه همچین جایی زندگی کنم.به محض باز كردن در احساس لرز كردم. هواي بوي تازگي ميداد و خيلي سرد بود. به ويلا برگشتم و از روي جالباسي كت پشمي و سورمه اي مهدي رو كه توي ماه عسل از كيش خريده بوديم، پوشيدم. بوي عطر مهدي و بوي تنش گيجم كرد. كت رو محكم دور خودم پيچيدم و بطرف باغ حرکت کردم، نفسهای عمیق میکشیدم و از هوا لذت میبردم. بعد حدودا نیم ساعتی که توی باغ پیاده روی کردم به ویلا برگشتم، روی کاناپه کناری مهدی دراز کشیدم و خیلی زود خوابم برد. با نوازش دستهاي مهدي بيدار شدم، داشت رويم پتو ميكشيد:ن- سلامم- بيدارت كردم؟ن- نه خوبه، دیگه باید بیدار میشدم. ساعت چنده؟م- نزديك 4.ن- ناهار خوردي؟م- نه، منم تازه بيدار شدم. از گشنگي دارم ميميرم.ن- جون من الان نمير كه وقت خوبي نيست.بلند شدم اما سرم گيج رفت. توي بغل مهدي ولو شدم:م- چي شد؟ خوبي؟ن- سرم گيج رفت، فكر كنم از گشنگيه.با كمك مهدي بطرف آشپزخونه رفتم و زير غذا رو روشن كردم. دست و صورتم رو شستم و پشت ميز روبروي مهدي نشستم.م- چيه؟ چي شده؟ مشكوك ميزني؟ن- من؟ تو مثل اينكه حالت خوش نيست هام- ميبيني خانوم دكتر انقدر حالم خرابه كه هر كس با يه نگاه ميفهمه.غذا رو كشيدم و مشغول خوردن شديم:م- نظرت چيه بعد ناهار بريم شهر ؟ن- نيكي و پرسش؟م- نه عزيزم اون نيك و نيكو بود&#8230;&#8230; اون دو تا زنبورااز زير ميز پاشو لگد كردم. آخ بلندی گفت و مشغول خوردن شد. بعد از صرف ناهار و شستن ظرفها به اتاق رفتم تا آماده بشم. زيرلب ترانه اي زمزمه ميكردم و دستم رو روي شكمم ميكشيدم و با بچه م حرف ميزدم. يهو ديدم روي هوام، مهدي منو بالاي سرش برده بود و مي چرخوند:م- تا نگي داری چی رو از من قایم میکنی نميزارمت پائين.ن- ديوونه سرم داره گيج ميره، حالم الان بهم ميخورهم- اصلا مهم نيست&#8230;. يالله بگواحساس ميكردم يه چيزي توي دلم تكون ميخوره، حالت تهوع داشتم. دستم رو جلوي دهنم گرفتم و با دست ديگه ام شونه مهدي رو فشار دادم. با ديدن حالت من وايستاد و منو روي تخت گذاشت:م- چيه؟ حالت بده؟ اين مجازات آدميه كه يه چيزو از من قايم كنه.چند تا نفس عميق كشيم:ن- من چيزي رو ازت قايم نكردم.م- تو كه راست ميگي ، كير تو كون آدم خالي بندن- آخخخخخخخخخ جوووووووووووونيه كم با هم سر و كله زديم و آماده بيرون رفتن شديم. توي شهر خريدهاي مورد نظر رو كرديم و به ويلا برگشتيم. هوا سرد و باروني بود، مهدي هم به هر بهونه اي بغلم ميكرد تا مثلا گرم بشم. كنار پنجره ايستادم، به قطره های بارون نگاه میکردم که به شیشه میخوردن. مهدي اومد از پشت بغلم کرد، سرش رو لای موهام کرده بود و بو میکشید:م- مممممممممم چه بوی خوبی میدین- مهدي؟م- جونم؟ن- چقدر منو دوست داري؟م- اندازه دنيان- دنيا؟ دنیا چقدره؟م- همه دنیای من تویی تو.ن- اگه يه وقت يه چيزي بشه، اگه یه اتفاقی بیفته بازم منو اینجوری دوست داري؟سرمو برگردوند و توي چشمام زل زد:م- منظورت چيه؟ چی شده؟ داری نگرانم میکنین- منظورم اينه كه &#8230;&#8230;. اگه بابا بشي منو بيشتر دوست داري يا &#8230;..م- بابا بشم؟توي چشمام نگاه كرد و لباشو گذاشت روی لبام، محکمتر بغلم كرد:م- اي ووروجك&#8230;. چند وقته؟ن- حدودا دو ماهم- دو ماهه اون وقت تو الان داری به من ميگي؟ن- خوب ديگهمنو محكم به خودش چسبوند.م- خوب پس به آرزوت رسیدی؟ تبریک میگم مامانین- مرسیم- حالا بخاطر اینکه به من نگفتی بلایی سرت میارم که دیگه از من چیزی رو قایم نکنیدستشو کرد توی شلوار و انگشتش رو توی کونم فرو کرد:ن- آخ &#8230;.. بخدا خودمم فقط دو روزه که میدونمم- خوب دو روزه که میدونی و به من نمیگی؟انگشتش رو توی کونم میچرخوند، با لباش گوشم رو گاز میگرفت.داشتم شل میشدم، توی بغلش ولو شدم و بهش اجازه دادم که منو تنبیه کنه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%aa%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175681</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ببین سوراخ هامو دوست داری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%87%d8%a7%d9%85%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%87%d8%a7%d9%85%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Jul 2019 05:35:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اندرون]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگواری]]></category>
		<category><![CDATA[بوددلم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیمانه]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[شدهاما]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمو]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پس به بزرگواری خودتون ببخشیدبه فیلم سکسی دلیل برخی مسائل از آوردن اسم خود داری کردمامیدوارم خوشتون بیاد شبی طولانی و هم بی سحر بوددلم تنها و سکسی سر هم پر حشر بودشمردم تا نهایت شاه کس من ستارهولیکن خواب من شد پاره پارهگذشت آن شام و آن شب هم سحر شدولی کونی در مغز [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پس به بزرگواری خودتون ببخشیدبه فیلم سکسی دلیل برخی مسائل از آوردن اسم</h2>
<p>خود داری کردمامیدوارم خوشتون بیاد شبی طولانی و هم بی سحر بوددلم تنها و سکسی سر هم پر حشر بودشمردم تا</p>
<h3>نهایت شاه کس من ستارهولیکن خواب من شد پاره پارهگذشت آن شام</h3>
<p>و آن شب هم سحر شدولی کونی در مغز صد در صد حشر شدزدم بیرون ز خانه بهر بازینشد یک شخص</p>
<h4>در جنده یک شهر راضیچرا که صورت زیبا ندارمو کیر خر</h4>
<p>که لای پا ندارمخلاصه سوی دارو پستون خانه رفتمبه دنبال می و پیمانه رفتمگرفتم یک کرم من بهر یک جلقبه یاد</p>
<h5>کون و کوس پستون و کس خلقبه یک لحظه دلم زیر</h5>
<p>و زبر شدبه قلب احساس و دل حالی دگر شدبدیدم دختری زیبا و طنازلبش چون لعل و رخ چون خم شیرازدو ابرو سکس داستان خنجری یا نیش</p>
<h6>گژدمنگه بان مژه و پلک و مردم(منظور مردمک ایران سکس چشم)دو نرگس</h6>
<p>مثل دو بادام بیروتنه بل چون در و مروارید و یاقوترخش چون ماه و ساقش مثل ماهیبرم قربان آن پستان الهینه پستان بلکه سرخینه اناریز لبها لعل ریزان چون قناریدمی چشمم به چشمش خیره کردمدلم را بر دلش زنجیره کردمزدم دل را به دریا پیش رفتمپی صیاد و دام و نیش رفتمصبوری کردمی تا وقت عالیشماره دادمی حالی به حالینشستم از پی اش یک روز و یک شامنبودم در روان و قلب، آرامیکی لحظه شدم نومید و بی دلولی به روزی آید بعد مشکلبزد زنگی دلم آنی فرو ریختتنم را مثل گندم او فرو بیختصدایش را شنیدم دل فرو ریختحشر با عشق آندم در درآهیختشدم چندی به صحبتهاش مسرورچنان مستم که میخواره ز مخموربه یک باره چنان گردیدم عاشقکه طوفان می برد در بحر قایقگذشت از آن زمان ۱۰ روز و یک ماهزدم زنگی که ای مه اندرون چاهکه رسم عاشقی در سکس باشدکه بهتر از دوا و اکس باشدوگر غمخوار و یار و جان نگه داریکی مادر بس است از بهر غمخواربگفتم تا دلش راضی شدندیبه خیر و شر سرش قاضی شدندیبه فردایش مکانی جور کردممکان حاضر ز بهر سور کردمکمر پر آب و در کون هم عروسیزدم زنگش که خوشگل ملوسیشده منزلی یکی امروز خالیکه بهر عشق بازیست عالینشانی دادم و او شد روانهپی تقدیر و بازی زمانهرسید او درب منزل باز کردمپی بوسیدنش من ساز کردمگرفتم لب!نه لب!بل شهد کامهچنان نرم و چنان شیرین که خامهگذشت از تایم پنج و ده دقیقهکمر پر آب و پر عشقم شقیقهچنان از دیدنش من راست کردمازو کون و کسش را خواست کردمببردم دلبرم را روی تختیمکیدم من دوباره لعل،لختینمودم از برش بیرون لباسششدم کور از تن و از انعکاسشچنان چون کافور و مثل حریریندیدم از ملک مثلش نظیریچنان خوردم تنش از پای تا سرسپس از سر به پایش بار دیگردر آندم من هوس از کون کردمسپس البسه ام بیرون کردمنمودم باسنش را کردن آهنگسوراخ ریز و هم عالی و هم تنگنمودم چرب کیرم تا شود لیزبمالیدم ورا تا گردد او لیزیکی انگشت در کونش نهادمدگر دستم روی رونش نهادمگرفتم کس به دست و بوسه از لبز گرمایش شدم دیوانه در تبسپس انگشت دو انگشت سومنمودم من گشاد آن کون قلزمنهادم کله کیری را به کونشگرفتم در بغل پستان و رونشفشردم اندک اندک داخلش شدپذیرنده چرم را کاملش شدزدم آن دم تلمبه کون یارمندانستم ز حالش من ز کارمکشیدم لحظه انزال بیرونچر سیمین بدن را هم من از کونبیامد خامه از کیرم به بیرونشد او لیلی و من گردیده مجنوننهادم لب به لب هم روی در روینگنجیدی میان هر دومان موینگه کردم به ساعت جا دریدمز جایم تا در منزل پریدمهمه آب منی را پاک کردمسپس دسمال کاغظ خاک کردملباسش را به تن چون یوز جنگیبخسبید آن زمان آن کیر سنگینمودم من روانه دلبرم رابه سوی خانه آن ویرانگرم رابه یک بوسه ورا بدرود کردمبیامد آن زمان در بیضه دردم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%d9%87%d8%a7%d9%85%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175480</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کون بلوند و جنده بازیهاش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Oct 2018 05:13:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=166803</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/10/d8b4d8a7d987-daa9d988d986-d8a8d984d988d986d8af-d988-d8acd986d8afd987-d8a8d8a7d8b2db8cd987d8a7d8b4.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شاه کون بلوند و جنده بازیهاش" title="شاه کون بلوند و جنده بازیهاش" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/10/d8b4d8a7d987-daa9d988d986-d8a8d984d988d986d8af-d988-d8acd986d8afd987-d8a8d8a7d8b2db8cd987d8a7d8b4.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/10/d8b4d8a7d987-daa9d988d986-d8a8d984d988d986d8af-d988-d8acd986d8afd987-d8a8d8a7d8b2db8cd987d8a7d8b4.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p>اشلی کس میده اونم به خوبی]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/10/d8b4d8a7d987-daa9d988d986-d8a8d984d988d986d8af-d988-d8acd986d8afd987-d8a8d8a7d8b2db8cd987d8a7d8b4.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شاه کون بلوند و جنده بازیهاش" title="شاه کون بلوند و جنده بازیهاش" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/10/d8b4d8a7d987-daa9d988d986-d8a8d984d988d986d8af-d988-d8acd986d8afd987-d8a8d8a7d8b2db8cd987d8a7d8b4.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/10/d8b4d8a7d987-daa9d988d986-d8a8d984d988d986d8af-d988-d8acd986d8afd987-d8a8d8a7d8b2db8cd987d8a7d8b4.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p><p>اشلی کس میده اونم به خوبی </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/FuNaGKsluC4CRRcsopswJQ/001/277/884/v2/1280x720.217.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">166803</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مادر دست شکسته کسش رو میده پسرش تو توالت بارش پاک کنه بعد میده بزاره تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%aa/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Aug 2018 06:29:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=153529</guid>

					<description><![CDATA[سکس خانوادگی مادر و پسر]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سکس خانوادگی مادر و پسر</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>14</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">153529</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/43 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 17:16:03 by W3 Total Cache
-->