<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>danny wylde &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/danny-wylde/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:42:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>danny wylde &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی با پسر پشت بار کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشون]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالي]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامي]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پذيرايي]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جامونو]]></category>
		<category><![CDATA[جورايي]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاست]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زندايم]]></category>
		<category><![CDATA[زندايي]]></category>
		<category><![CDATA[زنداييم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهواني]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرايي]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقات]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسيده]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[ننشستم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و يا تخيل ذهنم نيست فیلم سکسی .يه خاطره واقعيه .اول حرفام بگم نگارشم ضعيفه. اگه خوشتون اومد بهم بگين تا بقيه خاطراتمو براتون تعريف كنم . سکسی جنبه داشته باشيد وتهش نگيد تو كه شاه کس داستان نوشتن بلد نبودي چرا اين كارو كردي.بريم سر اصل ماجرا .بهتره اول از خودم کونی بگم .من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و يا تخيل ذهنم نيست فیلم سکسی .يه خاطره واقعيه .اول حرفام بگم</h2>
<p>نگارشم ضعيفه. اگه خوشتون اومد بهم بگين تا بقيه خاطراتمو براتون تعريف كنم . سکسی جنبه داشته باشيد وتهش نگيد تو</p>
<h3>كه شاه کس داستان نوشتن بلد نبودي چرا اين كارو كردي.بريم سر</h3>
<p>اصل ماجرا .بهتره اول از خودم کونی بگم .من قدم 185 و وزنم 80 كيلو .رشته ورزشيم كشتي .و حمل بر</p>
<h4>خود جنده ستايي نباشه يه تيپ اسپرت دارم. اين زندايي كه</h4>
<p>ميخوام ماجراشو واستون تعريف كنم زن پستون دوم دايي منه ( زن اولش فوت شده ) و تقريبا هم سن و</p>
<h5>سال دخترشه کوس .يه خانم حدودا 30 ساله با اندامي كاملا</h5>
<p>سكسي .پوست بدنش به سفيديه برفه .و بدنش حتي يه تار مو برا نمونه نداره .يادمه اولين باري كه ديدمش اولين چيزي سکس داستان كه توجه منو</p>
<h6>جلب كرد باسن فوق العاده بزرگ و گوشتي ایران سکس وخوش فرمش</h6>
<p>بود .اين ماجرا بر ميگرده به 2 سال پيش .وقتي من 18 سالم بود و بدجور تو كف كون بودم .و چشام دنبال كس و كون ملت بود. تابستون سال 86 بود و ما براي مسابقات كشوري كه ميزبانش تهران بود آماده شده بوديم . مسابقات كلا تو 3 روز انجام ميشد و ما روز اول كه رسيديم تهران برا وزن كشي سه شنبه بود .وزن كشي تموم شد و من چون كيلو هاي زيادي كم كرده بودم .نميتونستم همراه تيم به خوابگاه برم .و مادرم سفارش منو به داييم كرده بود و اون بنده خدا هيجي برام كم نذاشت ( سرم وصل كردم ).شب اول كه رفتيم خونه دايي با پذيرايي گرم زندايي روبرو شدم. اون شب گذشت و ما روز اول مسابقات رو خوب شروع كرديم.شب شد و من منتظر دايم بودم كه بياد دنبالم .كه ديدم بهم زنگ زده كه نميتونه بياد .منم خسته و كوفته با يه آژانس خودمو رسوندم خونه دايم .شامو كه خوردم از زندايم سوال كردم .دايي امشب نمياد. اونم گفت نه امشب يه كاري واسش پيش اومده بايد ميرفت شهرستان .راستي يادم رفت بگم من يه پسر دايي كوچيك هم دارم .كه اون موقع حدودا چهار سالش بود .بعده شام نشستم باهاش پلي استيشن بازي كردم .اون لفلكي از بس خسته بود دسته بازي تو دستش خوابش برد.زندايم جامونو تو اتاق حسام پهن كرد .منم مثل شب قبل چون جاي خوابم عوض شده بود خوابم نميبرد. تا دير وقت بيدار بودم . يه نمه كه چشام سنگين شد .ديدم پتوم داره تكون ميخوره .اولش فكر كردم حسامه .بعد ديدم يه دستي از زير پتو دور كمرمو گرفته .چون دستاش هم وزن دستاي حسام نبود .يه نمه جا خوردم .برگشتم ديدم زندايي گرام بنده اومده پيشم .چند لحظه بهش نگاه كردم .برگشت بهم گفت :‌چيه جن ديدي .؟!لال شده بودم .توف تو دهنم ساچمه شده بود . بهم گفت نميخواي امشب شوهرم باشي . منم گفتم چرا كه نه .دستمو گرفت منو برد تو اتاقشون . منو خوابوند رو تخت و نشست روم . منم چون باره اولم بود با كسي سكس داشتم .رك و راست بهش گفتم .گفتم زندايي من چيزي بلد ني&#8230;&#8230; نذاشت حرفام تموم شه .گفت اشكالي نداره .خودم يادت ميدم .مثل تو فيلم ها شروع كرد به لب گرفتن .اين يه قلمو بلد بودم . بعدش كم كم لباسامو از تنم در آورد .خودم نفهميدم كي لختم كرد .بعد كيرمو گرفت تو دستش .قربون صدقش رفت .كرد تو دهنش .يه چند دقيقه اي كه برام ساك زد .من احساس كردم آبم داره مياد .بهش گفتم اونم گفت اشكالي نداره . همون لحظه كه اين حرفو زد آبم با فشار ريخت رو سر و صورتش .تا قطره آخرشو خورد . بعدش با دستمال صورتشو پاك كرد .و گفت حالا نوبت تو .منم كه تا حالا از اين كارا نكرده بودم .پيش خودم گفتم شايد اين كارها رو نكردم ولي فيلمشو كه ديدم .تمام سعي خودمو كردم كه شبيه هنر پيشه هاي فيلم سكسي نقش بازي كنم . اول شروع كردم به لب گرفتن . وقتي باهاش لب ميگرفتم يه جورايي داشتم آب خودمو ميخوردم .حس بدي بود .ولي كارش نميشد كرد .بعد لب رفتم سراغ زير گلوش .اخه شنيده بودم براشون لذت بخشه .زن داييم فكر كنم از اين قسمت بيشتر خوشش اومد .اه و نالش داشت شروع ميشد . يه خورده كه زير گلوشو خوردم لباسشو از تنش در اوردم .يه تاپ قرمز داشت كه زيرش يه سوتين سفيد بود .وقتي سوتينو وا كرد يه صحنه اي رو ديدم كه تا به اون لحظه نديده بودم .دوتا چيز گنده با نوك قهوه اي اينقدر سفيد بود كه قهوه اي بودن نوك سينه هاش تو ذوق ميزد .مثله وحشي ها رفتم سراغ سينه هاش . اينقدر هم نرم بود لاكردار كه نميشه حتي با ژله مقايسش كرد .مشغول كار بودم كه زندايم بهم گفت برو پايين تر .خودم فهميدم كه از خوردنش لذت نبرد .چون در حقيقت من داشتم باهاشون بازي ميكردم .شرتشو كه از پاش در آوردم .چشام به كسش افتاد .يه كس توپول و سفيد و بدون مو .نميدونستم چي كار بايد بكنم .زل زده بودم به كسش .( اخه باره اولم بود از نزديك يه كسو ديد ميزدم .)‌ زندايم گفت چرا زل زدي شروع كن ديگه . ميدونستم اگه دست خودش بود از دست اين گيج بازي هام يه كشيده ميخوابوند زير گوشم .اولش از اينكه بخوام كسشو بخورم خوشم نميومد .ولي وقتي شروع كردم نظرم عوض شد. يه خورده كه كسشو ليسيدم مزه بدش از بين رفت .عين اين فيلم ها با يه دستم با چوچولش بازي ميكردم با انگشت وسطي رو فرو ميكردم تو كسش و با زبونم كسشو ليس ميزدم .كارمو خيلي خوب انجام ميدادم .چون زن دايي بيچارم چون نميتونست داد و فرياد كنه .از ترس اينكه حسام بيدار شه .در عوض موهاي سرمو داشت ميكند .لباشو گاز ميگرفت .كلا تو فضا بود .كه يه هو ديدم بدنش لرزيد يه آهي كشيد .و اين اولين بارم بود كه ميديم يه زن ارضا ميشه . بعدش كلي قربون صدقم رفت منم فهميدم كارمو خوب انجام دادم .بعدش ديگه از استرس اول كار كم شد . بهش گفتم حالت 69 بريم .اونم قبول كرد .يه چند دقيقه اي كه با كسش ور رفتم اونم با كيرم .ديدم دوباره كيرم داره سفت ميشه .بهش گفتم زندايي چهار دست و پا بشين .اخه من از اين پوزيشن خيلي خوشم مياد .كونشو كه قمبول كرد .من مونده بودم تو كونش بزارم يا كوسش .اول خواستم بكونم تو كونش ديدم خودشو سفت كرده منم موتوجه شدم خوشش نمياد .راهمو عوض كردم كيرمو با آب كوسش خيس كردم . و اروم كيرمو فشار دادم تو كسش .يه جيغ كوچيك كشيد .منم پيش خودم گفتم اگه تا ته بكنم توش لابد منفجر ميشه . وقتي ديدم كيرم تا ته كردم تو. ككشم نگزيد .متوجه شدم اون گشاد تر از اين حرفاست .همين طور كه داشتم تلمبه ميزدم .يه احساس خوبي بهم دست داد . كيرم رفته بود تو يه جاي گرم و و لزج .بعد از چند دقيقه خواستم پوزيشنو عوض كنم .زندايي منم از خدا خواسته منو خوابوند رو تخت و نشست رو كيرم .بي شرف به كارشم خيلي وارد بود .منم بيكار ننشستم با دستام اون لمبر هاي گندشو بالا پايين ميكردم . يه خورده كه گذشت خوابيد روم منم شروع كردم از زير تلمبه زدن . همه اين حركت ها رو مديون اون فيلمهاي بودم كه ميديدم .اينفدر گرممون شده بود كه هر دو عرق كرديم .وقتي بدنمون به هم ميخورد و عرق بدنمون يكي ميشد جو كاملا سكسي بوجود ميومد .من پيش خودم گفتم حيفه تا اينجا اومدم و يه حالي به اون كون گنده زنداييم ندم .واسه همين اونو دمر رو خوابوندم پتو رو گذاشتم زير شكمش .كونش گنده تر از قبل شد .و كيرمو كه هنوز خيس بود گذاشتم دمه سوراخ كونش فكر كردم مثله كسش با يه فشار ميره تو ولي ديدم نه .سفت تر از اين حرفاست .بعد انگشتمو خيس كردم فرو كردم تو .ديدم زندايم كمك كرد خودشو. كشيد بالا كونشو قمبول كرد اين بار دوتا انگشتمو فرو كردم تو كونش نصبت به قبلش بيشتر جا باز كرده بود .بعدش آروم كيرمو با آب كوسش خيس كردم و شروع به كار شدم . كيرمو تا نصف كردم تو كونش ديدم داره پتو رو چنگ ميزنه . به گمونم باره اولي بود كه داشت كون ميداد .منم يه ضربه زدم به اون لمبرهاي گندش كه نرمي قبل رو نداشت ديدم اونم خودشو شل كرد . همين كارش باعث شد كيرمو تا ته فرو كردم تو كونش . ديدم داره كمرشو خم ميكنه داشت درد زيادي رو تحمل ميكرد و به رو خودش نمياورد .منم خيلي آروم شروع كردم به تلمبه زدن . كردن كونش با كردن كسش تومني ده زار فرق ميكرد .آخه احساس كردم كيرم داره ميشكنه و مثله فرو كردن يه حلقه دور كيرم بود .چون جاش تنگ بود و تقربيا كل كيرم درگير بود .خيلي زود احساس كردم آبم داره مياد .به دو دقيقه نرسيده بود كه ديدم ابم داره مياد به زندايي گفتم چي كارش كنم .گفت بريز توش .منم تلمبه زدنمو سريع تر كردم و آبمو كه نسبت به قبل كمتر بود خالي كردم تو كونش .همونجا يه آهي كشيدم و رو زندايم دراز كشيدم .خيلي خسته شده بودم . يه پنج دقيقه اي كنارش خوابديم .بعد با هم رفتيم حمام .زير دوش حمام ديگه نا نداشتم بكونمش فقط با هم بازي ميكرديم .بعد اينكه از حمام اومديم بيرون رفتم كنارش رو تخت خوابيدم . همون لحظه يه چيزي يادم اومد كه خيلي ناراحتم كرد .پيش خودم گفتم : پسر مگه تو فردا مسابقه نداشتي . ولي كاريه كه شده .كارش نميشه كرد . وتا صبح نتونستم بخوابم . دم صبح يه چرت كوچيك زدم . ديدم صبح زندايي منو از خواب بيدار كرد و يه صبحانه برام آماده كرد كه خيلي كامل بود . ولي فايده اي نداشت چون صبح اولين مسابقه رو باختم و حذف شدم .اگه خوشتون اومد بگيد تا دوتا ديگه از خاطراتمو كه يكي از اونا تو ديسكوي تركيه بود و براتون تعريف كنم .اميدوارم خوشتون اومده باشه .اگه كمي و كاستي داشت .بزنيد به حساب كم تجربه بودنم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175842</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی ونظر داشتن به کیر جوان</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jul 2019 07:13:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[التماسم]]></category>
		<category><![CDATA[انتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باباشو]]></category>
		<category><![CDATA[بابامم]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پرستاری]]></category>
		<category><![CDATA[تعمیرگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهراش]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاههای]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شدوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرشون]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[فروختیم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کنماین]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[‫موقعیتم]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینه]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[وافتاد]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اوایله دوره دانشجوییم که اون فیلم سکسی زمان 20 سالم بود.از نظر من تو اوایله دوره دانشجووییم دانشگاه جای درس بود نه زید بازی و اوایله دوره سکسی دانشجوییم جوه درس منو گرفته بود و شاه کس از همون روزای اول شروع کردم به مرور روزانه درسه استاد.یه مدت گذشتو خوب که کونی دورو برمو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اوایله دوره دانشجوییم که اون فیلم سکسی زمان 20 سالم بود.از نظر من</h2>
<p>تو اوایله دوره دانشجووییم دانشگاه جای درس بود نه زید بازی و اوایله دوره سکسی دانشجوییم جوه درس منو گرفته بود</p>
<h3>و شاه کس از همون روزای اول شروع کردم به مرور روزانه</h3>
<p>درسه استاد.یه مدت گذشتو خوب که کونی دورو برمو نگاه کردم دیدم همه بچه ها زیده دانشجو دارن و درسته خارجه</p>
<h4>دانشگاه جنده زید داشتم ولی خوب که فک کردم دیدم زیده</h4>
<p>تحصیل کرده و هم دانشگاه یه پستون چیزه دیگس از طرفی خوب کسایی تو دانشگاه ریخته و تصمیم گرفتم یه حرکتی</p>
<h5>بکنم.اینم بگم کوس که من رشتم پرستاری یکی از دانشگاههای آزاده</h5>
<p>تهران بود.از اونجایی که تیپم خوب بود(تعریف از خود نباشه) قدم 182یه و اون زمان بدنسازی کار میکردمو حسابی بدنم ساخته بود سکس داستان قیافمم خوبه و</p>
<h6>بابامم رئیس کارخونه بود و یه زانتیا انداخته ایران سکس بود زیره</h6>
<p>پام. دخترا زیاد بم پا میدادن.بلاخره تصمیم گرفتم دنباله یه مورده خوب بگردم تا اینکه چشم افتاد به دختری بسیار خوش اندام&#8221;خوشکل و مهربون به نامه نازنین.نازنین رشتش پرستاری بود منتها یه سال از من عقبتر بود.همه پسرا تو کفش بودن ولی به هیچکی پا نمیداد.یه روز تصمیمه خودمو گرفتمو رفتم سراغش وقتی دیدم اصلا پا نمیده یه فکره شیطانی اومد تو سرم اونم این بود که با تریپ ازدواج مخشو بزنم.به یکی از زیدامم سپردم خودشو مامانم معرفی کنه و بهش بزنگه تا باورش بشه حرفم حرفه.خلاصه نازنینم باورش شد و از اونجایی که من موقعیتم بد نبود و اونم بچه شهرستان بود یه دل نه صد دل عاشقم شد.وقتی از زندگیش حرف میزد خیلی دلم واسش میسوخت.میگفت باباش فوت شده و مامانشم پیره و بقیه برادرو خواهراش ازدواج کردن و تمامه امیدش نازنینه و بیشتره حقوقه بازنشستگیه باباشو میده برا خرجه دانشگاهه نازنین.ولی من دلم بیشتر برا کیرم میسوخت که تو کفه کونه دست نخورده نازنین بمونه.یه روز بهش گفتم بیا بریم خونمون تا با مامانم آشنات کنم.اونم از اونجایی که تو مدته آشناییمون سنگه صبورش بودم و بهم شدیدا دل بسته بودو اطمینان کرده بود قبول کرد.همینکه وارده خونه شدیم و دید بهش دروغ گفتم زد زیره گریه وافتاد به پام و التماسم کرد که بذارم برم.ولی من اونموقع عقلم تو کیرم بود اون موقع و جز کردنش به هیچی فکر نمیکردم.یه شربت واسش درست کردم و یه کم داروی خواب آور یواشکی توش ریختم و گفتم:بخورش آروم که شدی چشم میریم بیرون اصلا بریم بگردیم.اونم بازم اطمینان کرد و شربتو سر کشید.بعد چند دقیقه گیج شد و تو همون حال لباساشو در آوردم&#8230;جوون چه بدنه نازی داشت.یه ذره مو تو بدنش دیده نمیشد.و هیکلش عینه باربی بود.بدنش مثه برف سفید بود.خوابوندمش رو تخت و نازنین تو حالت گیجی میگفت:ولم کن چیکار میکنی و از اونجایی که صداش خمارگونه بود بیشتر تحریک میشدم به کردنش!!!از بالا به پایین شروع کردم به بوسیدن و خوردنش:پیشونی/گونه و لبشو میبوسیدم به به چه لبای شیرین و خوشمزه ای داشت لامصب!! بعد شروع کردم به خوردنه گردن و سینه هاش.سینهاش سایزشون 85بود و خیلی خوشفرم و خوشکل و خوشمزه بودن دیوونه وار شروع کردم به خوردنشون دیدم تو حالت گیجی صدای آه و نالش در اومد و خوشحال شدم که اونم داره لذت میبره.اونقد خوردمشون که سفته سفت شدن سینه هاش.بعدش شیکمو نافشو خوردم تا اینکه رسیدم به کس کوچولوش.انگاری یه تیکه هلو گذاشته بودن لا پاش خیسه خیس شده بود با ولعه زیاد کسشم خوردم و در حینه خوردنه کسش دستمو کرمی کردمو با سوراخه کونش بازی میکردم تا باز بشه.با زبونم حسابی به کسش حال دادم اونم تو اون حالش حال میکرد خلاصه بعده 10دقیقه که به پشت خوابوندمش و سره کیرمو که داشت میترکید سریع کردم تو کونش و تا بیخ کردمش تو کونش&#8230; جووون چه گرمو تنگ بود.تا حالا همچین کونی نگاییده بودم با ورود کیرم تو کونش صدای جیغش رفت هوا.شانسم گرفت خونمون ویلاییه وگرنه دهنم سرویس بود.موقعه تلمبه زدن تو کونش با دستم با کسش بازی میکردم و گاهیم با سیتهاش بازی میکردم.و کم کمک اونم حال میکرد.خلاصه بعده یه رب دیدم داره آبم میاد آبمم تو کونش خالی کردم و انداختمش رو تخت و یه لب ازش گرفتم.زد زیره گریه.تازه فهمیده بود چه بلایی سرش آوردم.دیدم حرف از شکایت میزنه تو منم از بدنه لخته مادرزادش چنتا عکس گرفتمو تهدیدش کردم اگه به کسی بگه مادرشو میگام و عکسشو واسه نه نه ش میفرستم اونم گریه زاری کرد و منم همه چیزو بش گفتم و گفتم هدفم از دوستی باهاش چی بوده اونم نفرینم کرد.گفت:امیدوارم یه روزه خوش نبینی منم با خنده گفتم:وای تورو خدا نفرینم نکن الان میمیرم!!! بعد انداختمش از خونمون بیرون.نمیدونم چه کرمی داشتم که حتما باید میکردمش. با اینکه اینهمه زید تو شهر داشتم ولی کردنه نازنین برام آرزو شده بود.1هفته گذشت و نفریناش گرفت:بابام شرکتش ورشکست کرد و با ایسته قلب فوت شد.برا پاسه چکای برگشتیش همه زندگیمونو فروختیم و دیگه هیچی برامون نموند.یه پسره سره آبجیم همون بلایی رو آورد که من سره نازنین آوردم و آبجیمم در نهایت خودکشی کرد و من موندمو مامانم که الان از غصه روانی شده.2ساله پیش ترکه تحصیل کردمو الان تو یه تعمیرگاه اتوموبیل مشغوله به کارم.هر چی دنباله نازنین گشتم که ازش حلالیت بخوام پیداش نکردم.مثه اینکه انتقالی گرفته بود. روم نمیشد برم شهرشون و تو چشاش نگاه کنم.این داستانو نوشتم که به همه شما پسرای همجنسم بگم که چوبه خدا صدا نداره و آهه یه دختر که عاشقونه دوستون داره چه کارا که نمیتونه باهاتون بکنه.من همه چی داشتم ولی برا نیم ساعت لذت کله زندگیمو به باد دادم.اگه کسی پایه دوستی نبود با تریپ ازدواج مخشو نزنید.امیدوارم همگی موفق باشین.و التماسه دعا دارم از همنون.بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175302</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان خوشگل به پسرش میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Apr 2019 05:58:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://files.avizoone.com/?p=1044</guid>

					<description><![CDATA[سکس مامان پستون گنده با پسر حشریش]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سکس مامان پستون گنده با پسر حشریش</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">172994</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.241 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:54:21 by W3 Total Cache
-->