<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>heather starlet &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/heather-starlet/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:20:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>heather starlet &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دو تا زن جنده بلوند خوشگل ۲ تا کیر رو با هم به اشتراک میزارن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%db%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%db%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Nov 2019 06:57:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استخونام]]></category>
		<category><![CDATA[استریپ]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[پائینه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهام]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبتو]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودستی]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[رونامو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتو]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[متمرکز]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مقابله]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میده، انگار یه عمر رقاص فیلم سکسی بوده. منم برای جلب توجه خودمو بیشتر کج و راست میکردم. میرفتم تو کوک رقص این و اون تا بهتر سکسی یاد بگیرم. فهمیدم باید بتونم کون و شاه کس کمرمو آروم بچرخونم و سینه هامو بلرزونم. البته تا 17-16 سالگی سینه هام قابل لرزوندن کونی نبود، به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میده، انگار یه عمر رقاص فیلم سکسی بوده. منم برای جلب توجه خودمو</h2>
<p>بیشتر کج و راست میکردم. میرفتم تو کوک رقص این و اون تا بهتر سکسی یاد بگیرم. فهمیدم باید بتونم کون</p>
<h3>و شاه کس کمرمو آروم بچرخونم و سینه هامو بلرزونم. البته تا</h3>
<p>17-16 سالگی سینه هام قابل لرزوندن کونی نبود، به هرحال اداشو در میاوردم. تو انتخاب لباس خیلی دقت میکردم تا حسابی</p>
<h4>خوشکل جنده بشم. ستاره ی رقص هر مجلسی بودم، برام دست</h4>
<p>میزدن و من کیف میکردم. معتاد پستون این لذت شده بودم، قبل از هر مراسمی میرفتم دنبال لباس و تمرین و</p>
<h5>این چیزا، کوس واقعا هیچ منظوری غیر از جلب توجه نداشتم.آخر</h5>
<p>همون هفته ی کذائی مهمونی بود و میخواستم لباسهای تازمو تست کنم. همیشه میرفتم تو اتاق خودم در رو از تو قفل سکس داستان میکردم تا راحت</p>
<h6>به کارم برسم. اون روز چون کسی خونه ایران سکس نبود دیگه</h6>
<p>در رو نبستم. رفتم سراغ لباسا. اول یه تی شرت صورتی پوشیدم، بدون سوتین. رفتم جلو آئینه، سینه هام معلوم بود، نوکشون زده بود بیرون. یه خورده خودمو تکون دادم سینه هام مثل ژله تکون میخوردن و میلرزیدن. پسرا از این منظره خیلی خوششون میاد ولی نمیدونن نزدیک پریود همین تکونا چه دردی داره. تی شرتو در آوردم. دو سه جور سوتین خریده بودم که ببینم کدومش سینه هامو درشت تر نشون میده، اون مدلی که پستونا گرد و قلمبه میزنن بیرون. میدونستم سایزش باید کوچیکتر باشه. یه توری مشکی خریده بودم، به زور بستمش، یه خورده سفت بود و به سینه ها فشار میاورد، ولی بهشون ابهتی میداد: سینه هائی که در حالت عادی به سمت پائین آویزون میشن خودشونو گرد و قلمبه میدن بالا. یه کم رقصیدم ببینم چه منظره ای داره، وقتی بازوهامو به پهلوهام میچسبوندم سینه هام جلوتر میومد و سکسی تر میشد. همینو تصویب کردم.سوال بعدی: شلوار یا دامن؟ خب دامن که برا رقص بیشتر جون میده، چرخ که میزنی پر و پات میفته بیرون همه میخوان اون زیرو دید برنن. خب شورت چی بپوشم؟ شلوارمو در آوردم، یه شورت سفید پوشیدم: وای! پشمام معلوم بود. باید بزنمشون. شورتمو در آوردم یه راست رفتم حموم. با تیغ افتادم به جون موهای کسم. لامصب کند بود و آخمو در آورد. گفتم برم یه تیغ نو از داداشم بلند کنم. همون جور کون برهنه رفتم تو اتاقش کشوهاشو گشتم تا پیدا کردم. پنج دقیقه ای کسمو کردم عین هلو. یه آبی به پائین تنه زدم حوله انداختم رو دوشم رفتم که تیغو بزارم سر جاش. اومدم کشو رو دودستی بکشم بیرون که حوله افتاد. برگشتم که حوله رو بردارم یه دفه خشکم زد. داداشم از پشت در داشت نگا میکرد. شورتش پائین بود و کیرش تو دستش. جیغ کوتاهی کشیدم و فوری حوله رو گرفتم جلوم:- ذلیل مرده تو اینجا چکار میکنی؟ چرا شوارت پائینه؟ مگه نرفتی دانشگاه؟- سرکار خانم تو اتاق من چکار میکنن؟ راستشو بگو، برا کی خودتو ساختی؟ از اولش همه کارائی رو که کردی دیدم، اونقد سرت تو جنده بازی بود که نفهمیدی من اومدم. باید بگی با کی قرار داری؟ به کی میخوای کس بدی وگرنه خودم ترتیبتو میدم.- خفه شو کثافت، من با کسی قرار ندارم، خجالت بکش!- ببین کی به ما درس اخلاق میده.همون جوری با کیر راست کرده ش اومد طرفم. از ترسم رفتم کوشه اتاق رومو کردم به دیوار، ازش خواهش کردم اذیتم نکنه.- تقصیر خودته، خودت منو حشری کردی باید خودتم توونش رو بدی.- دست بهم بزنی هوار میکشم، بزار برم.بهم نزدیک شد، مشتشو آورد بالا که مثلا بزنه تو سرم، ناخودآگاه دولا شدم، حوله رو از تنم کشید، یه دفه حس کردم یه چیز گرم رفت لای کونم. بعدش با دو دست سینه هامو مشت کرد. خیلی ترسیدم.- کثافت نکن، من خواهرتم.- خودت باعث شدی، خودت مثل جنده ها قر و عشوه اومدی، استریپ تیز کردی، تا نکنمت ولت نمیکنم.همه ی زورمو جمع کردم تا از دستش فرار کنم. با یه چرخ برگشتم و هلش دادم که فرار کنم طرف در ولی از پشت موهامو گرفت، انداختم رو تخت. تا به خودم بجنبم افتاده بود روم. دوبار کیرشو حس کردم که انداخته بودش لای کسم. از ترس میلرزیدم.- نمیذارم بکنی، هرچی هم زور بزنی نمیتونی، چون من نمیذارم.یه خورده شل که شد خودمو از زیرش کشیدم بیرون، نیم خیز شدم که بلند شم دستمو از پشت گرفت.- نمیتونی از دستم در بری.مونده بودم چکار کنم، حالا دو تائی لب تخت بغل به بغل نشسته بودیم و مچ دستم از پشت تو دستش بود و نمی تونستم تکون بخورم. زیر چشمی به کیرش نگاه میکردم که از اولش هم بزرگتر شده بود. هول کردم: واقعا اینو میخواد بکنه تو کسم؟- خب نمیکنمت، ولی باید بذاری با کسو کونت بازی کنم، پستوناتو بخورم.با خودم گفتم خب این بهتر از اونه که کس دست نخوردمو پاره کنه. گریه م گرفته بود.- خبر مرگت هر کاری داری زودتر تموم کن.مهلتم نداد. به پشت خوابوندم طوری که پاهام از تخت آویزون شد. رونامو از هم باز کرد. نمیدیدم چکار میکنه، به کسم دست میکشید، مشتش میکرد، لاش انگشت میکرد. بعد کلشو آورد لای پام. حالا همون کارا رو با لب و دهنش میکرد. اول یه لب کسمو کرد تو دهنش. اونو می مکید. بعد رفت سراغ لب اون طرفی، بعد همه ی کسمو کرد تو دهنش. هنوز هیچ حس خوبی نداشتم فقط میخواستم زودتر تموم شه. بعد پاهامو داد بالا، با لب و زبون چوچولمو تحریک میکرد. اینو از کجا بلد بود؟ زبونشو لای کسم بالا و پائین میکرد، یه انگشتش هم با سوراخ کونم بازی میکرد. دیگه بی خیال شده بودم. یواش یواش ترسم رفت. دروغ نگم خوشمم میومد. خودمو شل کردم. اولین تجربه ی جنسیم بود که ناخواسته بهش تن داده بودم. قبل از اون فقط متلک شنیده بودم یا توی اتوبوس پسرای هیز انگولکم کرده بودن که چندش آور بود. دو سه دقیقه بدون توقف کسمو میخورد و باهام ور میرفت. گاهی حالت نوازش داشت گاهی کمی خشن میشد. بالاخره اولین ارضای جنسی را تجربه کردم. وقتی ضربه های زبونش رو نقطه ی حساس متمرکز شد حس کردم زیر دلم سفت شد، بعدش انگار اونجا بادکنک های کوچولوی پر شده از آب میترکوندن. بی اختیار دستام رفت طرف سرش، موهاشو چنگ زدم سرشو فشار دادم به کسم. بعدش منگ و بی حال وارفتم. بلند شد اومد روم خوابید. نمیدونستم میخواد چکار کنه. یه کم سینه هامو خورد دوباره رفت سراغ کسم، این دفعه با کیرش، حس مقابله نداشتم، فکرم نمیکردم کار خطرناکی بکنه ولی سر کیرشو گذاشته بود تو کسم و یواش یواش عقب و جلو میکرد. اونقدر لیز شده بود که راحت میرفت تو و میومد بیرون. کم کم رسید به یه جائی که دیگه جلوتر نمیرفت. ناخودآگاه پاهامو به هم چسبوندم که جلوتر نره.- مواظب باش پارم نکنی، بدبخت میشم.- نتر<br />
س، حواسم هست.کشید بیرون، دوباره روم خوابید، چنگ زد به سینه هام، بعد دستاشو برد زیر کمرم، یه فشاری داد که گفتم استخونام شکست، دوباره یه کوچولو ارضا شدم. نالم در اومد، اونم ناله ای کرد و فوران مایعی گرم رو روی شکمم حس کردم.تو حموم که خودمو تمیز میکردم فکرای مختلفی تو سرم میومد: از یه طرف خوشحال بودم که شانس آورده بودم از این بدتر نشده بود. از طرف دیگه سکس رو تجربه کرده بودم، که خوشمزه بود. اگه بازم سراغم اومد چکار کنم؟ باید مواظب باشم کار به جای باریک نکشه. خودمو به جریان ولرم آب سپردم تا فراموشی به کمکم بیاید و سعی کردم هیچ فکری نکنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%db%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177143</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خوب دادن به این میگن جنده خانوم خوب زده بالا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%da%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b2%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%da%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b2%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jun 2019 06:36:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آدمايي]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالي]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پروندم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستيم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داريگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[شيريني]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزوند]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[موذيانه]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[هستماين]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هست. سال ها پيش سال فیلم سکسی دوم دبيرستان بودم يكي از اقوام هايمان فوت شد و خانواده ما هم مطابق معمول به آنجا رفتيم. در آن سکسی ميان دختري رو ديدم كه مثل فرشته شاه کس بود به نام لیلا. از همون وقت ديگه نمي دونستم تو عروسيم يا عزا فقط کونی به اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هست. سال ها پيش سال فیلم سکسی دوم دبيرستان بودم يكي از اقوام</h2>
<p>هايمان فوت شد و خانواده ما هم مطابق معمول به آنجا رفتيم. در آن سکسی ميان دختري رو ديدم كه مثل</p>
<h3>فرشته شاه کس بود به نام لیلا. از همون وقت ديگه نمي</h3>
<p>دونستم تو عروسيم يا عزا فقط کونی به اون فكر مي كردم .به خودم كه اومدم ديدم اونقدر دوسش دارم كه</p>
<h4>عاشقش جنده شدم.اونجا يه روسات تقريباً بزرگ بود و اون دختر</h4>
<p>هم بعضي از مواقع مي يومد پستون خونه مادربزرگش. بعد از چند روز كه مي يومد خونه كسي كه فوت شده</p>
<h5>بود چند کوس كلامي حرف هاي چرت و پرت گفتيم و</h5>
<p>تقريباَ داشتيم با هم دوست مي شديم. باهاش كه صحبت كردم فهميدم كه هم سن خودمه و متولد همون جايي كه من سکس داستان هم هستم؛ يعني</p>
<h6>شيراز. خلاصه طوري شده بود كه من هفته ایران سکس هفته به</h6>
<p>عشق اون خونه عموم مي موندم تا بيشتر باهاش باشم. تا مدتي همين گونه گذشت تا يه روز كه سيزده بدر بود گله اي زديم بيرون و رفتيم كوه. دلم مي خواست كه مي تونستم به دست و پاش دست بزنم ولي حيف كه اينقدر دوسش داشتم كه مي ترسيدم از دستش بدم.خلاصه همون روز دلو زدم به دريا (راستي تو اقوام ما رسم نسيت كه با دخترا زياد گرم بگيري)بطوري كه ضايع نباشه و بهش گفتم بيا بريم كمي بالاي كوه يا مسابقه بذاريم اون هم از خدا خواسته قبول كرد و دسته اي شديم و رفتيم.خلاصه كمي كه بالا رفتيم شروع به كس شعر گفتن به هم ديگه شديم. تا از دخترا كمي صحبت كردم(اون موقع من اهل بچه بازي زياد بودم و هر هفته دو،سه تا بچه مي كردم) و در همون بين گل شقايقي رو ديدم رفتم براش چيدم و وقتي كه خواستم بهش بدم دستمو زدم به دستش اون هم فكر كنم زباد خوشش نتومد.خلاصه بالاتر كه رفتيم بهش گفتم كه خيلي دوسش دارم اون هم گفت كه اين حرفا رو نزن . ديدم كه خط نميده خواستم همونجا زورگيرش كنم كه بقيه اومدن و صدامون كردن. خلاصه گذشت تا سوار ماشين شديم و خواستيم بريم درياچه .توي يه ماشين بوديم. وقتي خواستيم پياده بشيم صداي ضبط بلند بود و اون هم كمي سينه ها شو لرزوند كه كير ما هم انگار يكي زد تو سرش و از خواب پريد و شق شد.خلاصه چند نفري داشتن مي قصدين كه من هم رفتم توشون و خودمو بهش ميزدم ولي پشيمونم كه دلم نيومد يه انگلكش هم بكنم.بعد كه فهميد من چه قصدي دارم ديگه زياد تحويلم نگرفت.روز بعد هم يه نامه نوشت به من و داد به دختر عموم كه بده به من.نوشته بود كه دگه نمي خواد منو ببينه و سراغش هم نرم و گفته بود كه جواب بدم.من هم از اينكه چيزي به بابام نگه ديگه ولش كردم.خلاصه ديگه تو اين روزا ازش اين قدر بدم مي يومد كه تا يه ماه خونه عموم نرفتم و همه فكر مي كردن كه من قهر كردم. ديگه از همه دخترا متنفر بودم و به هر كدومشون كه نگا مي كردم فقط و فقط براي گاييدن بود. اين ماجرا گذشت تا اينكه كمي بزرگتر شديم و يكي از برادرهاي اون براي خواستگاري مادرش رو فرستاد واسه دختر عموم و اونها هم بعد از كمي مشورت قبول كردن .آخه اون آخرين دختر عموم بود كه هنوز شوهر نكرده بود.خلاصه من توي اين فكر بوده كه يه جوري تلافي كنم . خدا خدا مي كردم كه شوهر نكرده باشه تا يه حالي ازش بگيرم كه غرورشو ريده مال كنم. تو سايتا يا با دوستام كه صحبت مي كردم فهميدم كه بهترين چي واسه اين كار كم محليه اونم به يه دختر كه ازت خوشش بياد. من هم همين ترفند رو پيش گرفتم و يه بار كه با پدرم به باغ رفتيم، رفتم تا به خونواده عموم يه سري بزنم، ديدم كه اون هم اونجاست.من هم رفتم يه سلامي كردم ولي نه به اون سلام كردم نه نگاهش كردم و وقتي هم كه حرف ميزد من تكه هاي ناجور مي پروندم كه نمي تونست جوابش رو بده و ديگه چيزي نمي گفت. ظهر كه رفتيم خونه عموم تا نهار بزنيم ديدم اون هم اونجاست از اونجا زدم بيرون و به اونها گفتم من ميرم تو باغ گرسنم نيست. حالا داشتم ا گشنگي مي مردم. بعد از 3 ساعت كه برگشتم ديدم كه نيستش.يه سوال موذيانه پرسيدم كه كجاست.گفتن بعد از اينكه تو رفتي اون هم رفت. گذشت تا روز عقدكنون دختر عموم كه دوباره ديدمش . من پشت ماشين نشسته بودم. داشت پياده مي شد گفت:اي ول رانندگي كه بلدي.محلش نذاشتم وگفتم:برو بابا. گفت:هي ؛مگه چيكارت كردم كه اين طوري مي كني؟ گفتم يادت نيست؟گفت نه؟گفتم خوب نمي خواد زور بزني.گ فت:خوب گمشو ديگه تو چشام نباش.گفتم :خوب چشاي قشنگتونو ببندين اول مهر باز كنين كه رفتم دانشگاه(اون تا ديپلم رفته بود) گفت :چي؟دانشگاه؟نميدونم چش شد كه گفت خوب آقا پسر حالا كجا.گفتم:مي ريم شايد اونجا كسي دست ما رو گرفت كه دوست بشه.گفت انگار خيلي شاكي هستي.گفتم:خيلي. اون موقع كه خواستم يكمي دستم بهت بخوره چه كارا كه نكردي. واسه همين ازت بدم مي ياد.گفت خوب حالا هرچي مي خواي بيا دستو بهم بزن.اصلاَباور نمي كردم كه همچين حرفي ازش در بياد.گفتم:برو بابا دوباره مي خواي ما رو خر كني.گفت؟نه بخدا. راستي هنوز منو دوست داري؟گفتم ديگه نه. گفت ولي من دوست دارم. من هم از خدا خواسته كمي ناز كردم و رفتم تو. بعد كه دوباره همديگه رو ديديم وقتي بود كه اومده بود لباس عروسي بگيره.با يه صد نفري. ما رو تو بازار ديد اومد سلام كرد و آبروي ما رو برد.آخه اينقدر خوشگله كه به يه آدمايي مثه گوگوش(مادونا)ميگه ميره. خلاصه بعد كه ما رو ديد اصرار كرد كه باهاشون برم.وقت برگشتن هم ما رو خر كردن كه ببريمشون.خلاصه تقريباَداشت درست مي شد.تا روز اوج يعني عروسي كه با هم قرار گذاشتيم كه با هم كمي بگرديم.خلاصه من رفتم تا شيريني ها رو بيارم.تو راه هم لیلا خوشگله رو ديدم .سوار شد با يه سلام اومد تو و گفت برو بريم جيگر. فهميدم كه حشرش گرفته. در راه كه به هم حرف مي زديم گفت:راستي يه سر بريم خونه ما يه كاري دارم. بعد كه شيريني ها رو گرفتيم رفتيم خونشون گفت بيا تو تا من حاضر بشم بعد بريم .گفتم:فقط زود. رفتم تو و روي صندلي نشسته بودم كه رفت تو اتاق و بعد از چند دقيقه كه بيرون اومد.اوه،فكر كردم يه فرشته اومدبيرون يه سوتين قرمز شيك با يه شرتي كه اگه پاش نبود قشنگ تر بود(از بس نازك بود).چندتا هم سي دي تو دستش بود گفتم اين كارا يعني چي؟ گفت:مي خوام دستت بهم بخوره.نهتو هم كم دوست داري.سي دسي رو رو كامپيوتر تو اتاقش گذاشت . گفت بيا تو .در رو بست و به خودم گفتم كه حالا وقتشه.اومد يه لب ناز ازم گرفت و داشت لباسامو در مي آورد .گفت:جيگر مي خوام مثه تو اين فيلم دستت بهم بخوره. تو فيلم هم اول مردك كيرشو مي كرد تو كس خانوم.گفتم تو ك<br />
ه پرده داري.گفت خوب چه اشكالي داره.پس تو بوقي. برش دار. فقط درد نياد. گفتم باشه يه كرم مخصوص به كيرم زدم تا دراز تر بشه. اومد كمي جلقبزنه. گفت: زود باش دير شد منتظر هستن.گفت:فقط يه چيزي،حالا دوستم داري گفتم :آره بابا كرستش آدمو ديونه مي كرد. اونو اول كندم و با حرص داشتم سينه ها شو مي خوردم. بعد سر كيرمو گذاشتم لب كسش . كمي تنگ بود. هي آه آه مي كرد .با يه فشار كم پرده برداري شد و كمي خون بيرون اومد.اونو پاك كردم و كيرمو در آوردم و دوباره تا ته كردم تو كه داشت جيغ مي زد كه درش بيار دارم مي سوزم.درش آوردم و يه كمي كسش رو ماساژ دادم تا روبه را بشه.اين دفعه خوابوندمش لب تختو آروم يه كمي كرم آوردم و به كرم ماليدم و سرشو گذاشتم لبسوراخش با يه فشار كلاهك داخل رفت.كمي عقب و جلو كردم تا جا بيفته. بعد كم كم ا ته هل دادم تو و شروع به تلمبه زدن كردم.سوراخش خيلي تنگ بود..بعد سرعت رو كردمو تا ته هل دادم و گرفتمش كه داشت گريه مي كرد.گفت:نامرد داري انتقام مي گيري؟گفتم:آره.از بس كه عقده ايم كردي دارم حالا تلافي مي كنم.گفت:خوب جر بده. مال خودتبعد كيرمو در آوردم و به حالتي كه روي يه دست خوابيده بود انداختم عقبش .هنوز شرتش پاش بود اونو پاره كردم و رفتم روش واينقدر از كون كردمش كه بي حال شد.بعد كه درش آوردم سوراخش مثه سوتينش شده بود.يه ابر ديگه هم انداختم تو كسش تا آبم بياد .وقتي اومد خاليش كردم رو سينش.اون هم اب حال نا خوشي كه داشت آبو رو سينه هاش ماليد و به داخل حموم رفتيم.اونجا موقعي كه سينه هاشو پاك كرد يه كمي هم سينه هاشو خوردمويه دفعه ديگه هم از عقب كردمش بطوري كه ديگه نمي تونست راه بره.تا اينجا تقريباَ يهكمي از انتقام خودمو گرفته بودم.بعد زود شال و كلاه كرديم و تا اونجا رسيديم دستم يا تو كسش بود يا لاي سينه هاشaminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%da%af%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b2%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174629</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 09:21:16 by W3 Total Cache
-->