<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>kitana flores &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/kitana-flores/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:03:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>kitana flores &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی جندگی رو به دخترش یاد میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Sep 2019 05:48:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونه]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[حواستو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صادقیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمونو]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم آشنا شدیم ولی هم فیلم سکسی رشته نیستیم با این حال خیلی زود با هم صمیمی شدیم تا جایی که اسرار همدیگرو بهمدیگه میگفتیم.یه بار فرشاد سکسی چیزی بهم تعریف کرد که با اینکه شاه کس داستان سکسی و سایت سکسی زیاد دیده بودم برام تعجب داشت و باورنکردنی بود.پدر فرشاد کونی فوت کرده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم آشنا شدیم ولی هم فیلم سکسی رشته نیستیم با این حال خیلی</h2>
<p>زود با هم صمیمی شدیم تا جایی که اسرار همدیگرو بهمدیگه میگفتیم.یه بار فرشاد سکسی چیزی بهم تعریف کرد که با</p>
<h3>اینکه شاه کس داستان سکسی و سایت سکسی زیاد دیده بودم برام</h3>
<p>تعجب داشت و باورنکردنی بود.پدر فرشاد کونی فوت کرده و با مادرش تو یه آپارتمان تو تجریش زندگی میکنن.ما هم حوالی</p>
<h4>صادقیه جنده تهران.من به خونه فرشاد اینا زیاد میرفتم و از</h4>
<p>مادرش که اسمش پریوش بود خیلی پستون خوشم میومد چون هم یه زنه جا افتاده بود و هم اندام و هیکلش</p>
<h5>قشنگ بود کوس کونش نه خیلی بزرگ بود و نه خیلی</h5>
<p>کوچیک. معمولی و دلربا.البته جلوی من لباسهای کاملا پوشیده داشت ولی خب یک زن اگه چیزی مالی باشه با هر نوع پوششی سکس داستان توجه رو به</p>
<h6>خودش جلب میکنه. یه بار فرشاد بهم گفت ایران سکس با مادرش</h6>
<p>سکس داره من کلی زدم تو سرش گفتم خر خودتی فکر کردی من گاگولم واسه من خالی میبندی.خیلی سعی کرد بهم بفهمونه که راست میگه.دیگه تو دانشگاه به فرشاد خالیبند صداش میکردم.بهش بر میخورد ولی من ول کن نبودم تا اینکه بهش گفتم آدم یه سری چیزارو فقط با دیدن با چشمای خودش باور میکنه .گفت حالا که اینجوره من بهت ثابت میکنم ولی دو تا شرط داره اول اینکه بین خودمون بمونه دوم اینکه دویست هزار تومان ازت میگیرم اگه حرفم راست بود اگه نه من میدم.گفت حالا باور میکنی؟یکم شک کردم نکنه حرفاش راست باشه گفتم باشه فقط چجوری ثابت میکنی؟گفت از خونتون اجازه بگیر یک شب خونه نری.گفتم مثلا کی گفت پنج شنبه شب.پنج شنبه غروب با هم بودیم رفتیم از رو کلید آپارتمانشون یکی دادیم درست کردن نقشه واسه فرشاد بود.گفت میای خونه ما شامو میخوریم از آپارتمان میای بیرون هر وقت تک زنگ زدم میای تو قایم میشی تو اتاق من زیر تخت.گفتم خوب بعدش چی؟گفت بعدش صبر میکنی ما کارمونو شروع کنیم میای تماشا میکنی.فقط اگه صدات در بیاد بیچارت میکنم حواستو جمع کن خیالی به سرت نزنه.با خودتم دستمال داشته باش کف دستی رفتی خونمونو به گند نکشی.دیگه نیازی نبود که برم و سکس فرشاد و مادرشو ببینم باورم شده بود بس که جدی بود.رفتیم خونشون شامو خوردیم و من تمام مدت تو فکر پریوش بودم این بار به دقت نگاش میکردم تو دلم حس خاصی بود.نیم ساعت بعد از شام گفتم من دیگه باید برم بعد از کلی تعارف بازی اومدم بیرون رفتم تو پارکینگ قایم شدم.40 دقیقه گذشت یه تک زنگ زد سریع رفتم بالا آروم کلیدو انداختم که فرشاد خودش درو باز کرد قلبم داشت میومد تو دهنم.گفت بدو برو تو اتاق من خودشم اومد گفت مامانم رفته تو دستشویی مسواک بزنه.هیچ وقت از قبل برای سکس هماهنگ نمیکنیم تو هم که رفتی چیزی نشد الان میخوام جلوی خودت همه چیزو نشونت بدم.تو فقط صدات در نیاد.رفت بیرون برقهارو همرو خاموش کرد فقط توی هال یه چراغ رو میزی با نور رنگی و کم روشن موند.تلویزیونو روشن کرد زد رو کانال پی دی اف داشت یه فیلم ایرانی نشون میداد.مامانش که از دستشویی اومد بیرون بهش گفت بیا بشینیم فیلم نگاه کنیم دو تا بالش گذاشت رو زمین کنار هم خوابیدن مشغوله تماشا شدن.اتاق پشت سر اونا بود و من میتونستم از پشت نگاهشون کنم.فرشاد دست انداخت رو سینه مامانش گفت قربونش بشم.پریوش گفت میگی بیا فیلم ببین بعد نمیذاری ببینیم چی میگه.فرشاد گفت فیلم بهونه بود خواستم کنار هم دراز بکشیم بدن خوشگل مامانیمو نوازش کنم.پریوش گفت فقط نوازش ناقلا فرشاد گفت نه حالا ببینیم چی میشه. پریوش خندید گفت خوب بریم تو اتاق من دیگه رو تخت.فرشاد گفت نه امشب یه تنوع بدیم همینجا. پریوش گفت باشه.فرشاد شروع کرد لباسو شورتشو درآورد مامانش کیرشو که دید گفت مثل اینکه واسه خودت بریدی و دوختی من فقط باید بگم چشم.کاندومو کی کشیدی رو کیرت؟گفت وقتی دستشویی بودی تصمیم به سکس گرفتم سیندرلای من.حالا اجازه هست.پریوش گفت اجازه ندم با این وضع تو تو خواب انقولک میکنی منو پس شروع کن که هواییم کردی.مامانش همینجور دراز کش رو بالش بود فرشاد بلند شد دامنو از پای مامانش کشید پیرهنشم درآورد.سوتینه مامانشو زد کنار گفت به یاد بچگی یکم پستون مامانو بخوریم.فرشاد دیگه طوری بود که میتونست منو ببینه ولی من اصلا نمیتونستم به طور واضح مادرشو ببینم.خواستم جلوتر برم فرشاد با ابرو اشاره کرد که نرم.مامانش گفت فرشاد بسه بچگیتم تا سر سینمو زخم نمیکردی از دهنت در نمیاوردیش.فرشاد گفت از همون بچگی فهمیده بودم چه مامان نازی دارم. پریوش میخندید گفت بسه شروع کن دیگه.فرشاد هم بدون معطلی شروع کرد کردنه مامانش.در حالی که تلمبه میزد داشت به من نگاه میکرد چشمک بهم میزد.منم بدن مامانشو نمیتونستم کامل ببینم فرشاد هم که اشاره کرده بود جلو نرم ولی نتونستم طاقت بیارم جلوتر رفتم و نزدیک شدم فرشاد ترسید ولی من اشاره کردم که جلوتر نمیرم.فرشاد میخواست منو حشری کنه اعصابمو خورد کنه هی میگفت جون جون چه کسی چه سینه هایی داره مامانم.نکبت همش حرفهای سکسی میزد تا منو هوایی کنه.یه چند بار دیگه تلمبه زد بهم اشاره داد که برگردم تو اتاق رفتم تو اتاق کیرمو از شورت در آوردم سریع خودمو توی دستمال کاغذی خالی کردم.باز برگشتم ببینم کارشون به کجا کشید که دیدم فرشاد ابش اومده دارن قربون صدقه هم دیگه میرن.منم رفتم تو اتاق قایم شدم.مامان فرشاد رفت دوش بگیره فرشاد اومد تو اتاق گفت حال کردی؟گفتم حالشو تو کردی من باید 200 تومن پیاده بشم انصافه؟نمیشد ما هم یه دستی به مامانت میزدیم تا این 200 تومن کوفتمون نشه.گفت زیادت هم بود فیلم سکسی زنده نشونت دادم پررو نشو.خلاصه اینکه شب من تو اتاق فرشاد خوابیدم فرشاد هم با مامانش تو یه اتاق دیگه.صبح قبل از اینکه کسی از خواب پا بشه از خونشون رفتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176296</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با مامان و دختر لاتین با هم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Aug 2019 05:37:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آههههههه]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افزوده]]></category>
		<category><![CDATA[افسانه]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امکانات]]></category>
		<category><![CDATA[انتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیتش]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خبردار]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دارمیه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستها]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرماشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محبتهای]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مممممم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نازشون]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[یادآوری]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با عجله ملافه رو کنار فیلم سکسی زدم و جیغ بنفشی (جیغ خیلی خیلی بلند) کشیدم:ن- مهدییییییی&#8230;&#8230; خواب موندمدر اتاقو باز کردم و جیغ زنان و با سکسی سرعت از پله ها پائین رفتم. چند شاه کس جایی پام پیچید، شانس آوردم مغزم نیومد توی دهنم. مهدی با خونسردی مشغول خوردن صبحونه کونی و گوش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با عجله ملافه رو کنار فیلم سکسی زدم و جیغ بنفشی (جیغ خیلی</h2>
<p>خیلی بلند) کشیدم:ن- مهدییییییی&#8230;&#8230; خواب موندمدر اتاقو باز کردم و جیغ زنان و با سکسی سرعت از پله ها پائین رفتم.</p>
<h3>چند شاه کس جایی پام پیچید، شانس آوردم مغزم نیومد توی دهنم.</h3>
<p>مهدی با خونسردی مشغول خوردن صبحونه کونی و گوش دادن به رادیو بود:ن- من خواب موندم، چرا بیدارم نکردی؟م- علیک سلام،</p>
<h4>صبح جنده شما هم بخیر. اگه انقدر گشنته بشین تا همه</h4>
<p>چی حاضره صبحونه ات رو بخور.ن- پستون ببخشید سلام، صبح بخیر. مهدی خواب موندم این امتحان آخرم بود.مهدی در حالیکه ظرف</p>
<h5>مربا رو کوس جلوم میذاشت، نگاهی کرد و گفت:م- میگن زیاد</h5>
<p>درس خوندن آدمو کس خل میکنه&#8230;. ایناهاشبا دست اشاره ای به من کرد:م- آخه دیوونه تو دیروز آخریش رو دادی و تازه سکس داستان به منم ندادی!!!!اینو</p>
<h6>با یه حالت با مزه ای گفت و ایران سکس مثل بچه</h6>
<p>ها لب ورچید. تازه یادم افتاد که دیروز امتحان زبان تخصصی آخرین امتحان دانشگاه بود. روی پاهاش نشستم، یه نفس عمیق کشیدم و سرمو روی شونه هاش گذاشتم:ن- وای مهدی داشتم سکته میکردم.م- من از این شانس ها ندارمبا مشت به سینه اش کوبیدم:ن- بدجنسبه آرومی دستی به سرم کشید:م- اگه دوست داری برو استراحت کن&#8230;. تو این مدت خیلی به خودت فشار آوردی.ن- نه دیگه خواب از سرم پرید، بلند شم یه ذره به وضع خونه برسم.م- دکتر بعد از این یه کم هم به وضع خودت و من برس&#8230;. امروز برننامه خاصی داری؟همونطور که برای شستن دست و صورتم به سمت دستشویی می رفتم:ن- نه چطور مگه؟م- حالا برو به کارت برسکارم نسبتا طول کشید، کلی با موهام ور رفتم. وقتی اومدم بیرون، مهدی توی آشپزخونه نبود. چند بار صداش کردم و جواب نداد. فکر کردم رفته سرکار، میز صبحونه رو جمع کردم و به سمت اتاق خواب حرکت کردم، صدامو انداخته بودم روی سرم و از پله ها میرفتم بالا:توی یک دیوار سنگیدو تا پنجره اسیرندو تا خسته، دو تا تنهایکیشون تو، یکیشون من&#8230;..دیوار از سنگ سیاههسنگ سرد و سخت خارازده قفل بیصداییبه لبایم- مممممم خفتت کردم، همین الان باید بدیلباشو از روی لبام برداشت:ن- کی میخوای دست از این کارات برداری، قلبم ریختم- ا ببینم کجا ریخت؟ توی شورتت؟؟؟؟؟با گفتن این حرف توی دو ثانیه شورتم رو کشید پائینم- جوووووووووووونکسم رو گرفته بود توی دستش و فشار میداد. انگشتش رو روی چاک کسم میکشید و لباش توی گردنم بود. دست و پام شل شد، حق داشت طفلی الان سه هفته بود که بخاطر امتحانام کاری به کارم نداشت. بعد چند لحظه لبامون توی هم قفل شد و دستامون توی بدن هم مشغول مالش&#8230;. همونجور که لبامون توی هم بود، منو توی بغلش گرفت و به سمت اتاق رفت. دستامو دور گردنش حلقه کرده بودم و محکم لباشو میخوردم. به اتاق که رسیدیم منو روی تخت گذاشت و خودشم آروم روم خوابید، لباش توی گردنم حرکت میکرد و دستاش روی بدنم&#8230; داغ شده بودم.غلطی زدیم و من اومدم روش، شورتش رو در آوردم &#8211; شاید بد باشه اما واسه ما خوبه، ما دو تا عادت داریم که توی خونه با یه لباس و یه شورت می چرخیم- با دستم کیرش رو می مالیدم و مثل آدمای قحطی زده لباشو میخوردم. اونم با دستش چوچولم رو میمالید. احساس میکردم که کسم خیس شده، از گردنش شروع کردم و با بوسهای کوچولو آروم آروم رفتم پائین. مثل همیشه کیرش به احترام من خبردار بود، یه بوس کوچولو ازش گرفتم و رفتم وسط پاهاش دمر خوابیدم، با دستم کیرش رو گرفتم و افتادم به جون تخمهاش. هر کدوم رو توی دهنم میکردم و با زبون نازشون میکردم، صدای ناله های مهدی در اومده بود:م- آههههههه &#8230;&#8230;زبونم رو به سر کیرش کشیدم و با سوراخ سرش بازی میکردم، مهدی سرم رو با دستاش گرفت و بطرف کیرش برد:م- آروم آروم بخورشکیرش رو تا آخرش کردم توی دهنم و میخوردم. با دستم هم تخمهاشو می مالیدم. نفسهاش تندتر شده بود و با دستاش ملافه رو چنگ میزد. حالا وقت شیطنت بود، تند تند کیرش رو می مکیدم، صدای دادش بلند شد:م- کیرم دهنت&#8230;&#8230; بسه نداخودم خوب میدونستم که با این کار دیوونه میشه، توی چشماش خیره شدم، بهم اشاره کرد که بخوابم:ن- نوچچچچچچچچم- نچ یعنی چی بچه پررو&#8230;. بیا بخواب بهت بگمهر کاری کردم از دستش فرار کنم نشد، من کشید بالا و خوابوند روی تخت، آروم خوابید روم و مشغول خوردن لبای هم شدیم. کیرش داغ داغ بود و لای کسم جا خوش کرده بود. دستم رو بردم پائین و گذاشتمش دم سوراخ کسم، توی چشماش نگاه کردم:م- الان بره تو؟؟؟؟ من که هنوز کست رو نخوردمن- الان آماده ستلباش رو روی لبم گذاشت و با یه حرکت کیرش رو فرستاد تو. چقدر دلم واسه کیرش، واسهتکونهای با مزه ای که وقتی توی کسم وایستاده بود بهش میداد تنگ شده بود، گرماشو حس میکردم. عاشق صدای تخمهاش بودم وقتی محکم میخورد به کسم&#8230;..بعد سه هفته بلاخره بهش رسیدم: آرامش. حدود 10 دقیقه ای آروم تلنبه میزد، چشمهامو بسته بودم و لبخند میزدم. ضربه هاش یواش یواش تندتر و محکمتر شد&#8230;..ن- آییییییداغی آبش رو روی سینه هام حس کردم، چشامو باز کردم:ن- زود اومدشرمنده به خدا این بچه طاقتش همین بود&#8230;. آخه اول صبحی شکم ناشتا وقتی انقدر تکون تکونش بدی معلومه حالش بهم میخوره. با دستمال آب روی سینه م رو پاک کردم و لباشو بوسیدمم- مرسی خانومین- کاری نکردم، خوابیدم و دادم. شما خسته شدی&#8230;..مهدی رفت حموم و من روی تخت دراز کشیدم. همیشه بعد از سکس از خدا تشکر میکردم بخدا بدن سالم و آرامشی که خدا بهمون داده بود. خیلی از دوستها و فامیل میگفتن که این عشق بین ما افسانه ست و ما داریم فیلم بازی میکنیم. بیشتر وقتا به این حرف میخندیدم و خودم خوب میدونستم که اگه آرامشی توی خونه دارم مدیون محبتهای پدر و مادرم هستم.توی این 27 سالی که از خدا عمر گرفته بودم تا حالا بخاطر نداشتم که مامان و بابا با هم دعوا کرده باشن یا حتی با صدای بلند همدیگه رو صدا کرده باشن. در مقابل من و برادرم متحد بودن و حرفشون آیه. نگاه کردن به زندگی والدینم ، کمکها و نصیحتهای مادرم باعث میشد که منم زندگیم رو با صبر و آرامش و عشق به مهدی بسازم.مادر من زنی زیبا و نجیب از یک خانواده اصل و نسب دار تهرانی بود. اصولا زن خودداری بود که نه زیاد میخندید و نه زیاد ناراحت میشد، حتی در بدترین شرایط مقاوم و خونسرد بود و در برابر مشکلات خم به ابرو نمی آورد و این بخاطر تربیت و مقررات خشک پدرش بود. تحت هیچ شرایطی دروغ نمیگفت. قدی بلند و چشمها و موهای روشنی داشت که از مادرش به ارث برده بود.پدرم از خانواده های اصیل و قدیمی شیراز بود که از ده سالگی بخاطر کار پدرش به تهران اومده و ساکن شده بودن. قد بلند و چشمهای سیاه و پر جذبه ای داشت که هیچکس جرات خیره نگاه کردن بهش رو نداشت. صداش گرم و پر محبت و پوست گندمی اش به جذابیتش افزوده بود.تنها برادرم بابک که شباهت بی نظیری به پدرم داشت، حدود سه سالی از من بزرگتر بود و در رشته عمران تدریس میکرد. شوخ طبعی اش رو از دایی ام به ارث برده بود و به هر مجلسی که وارد میشد موجی از انرژی و شادی رو با خودش میبرد. همیشه سر به سر من میذاشت و اذیتم میکرد. اما با این حال بعد پدر و مادر و مهدی یک تکیه گاه محکم و یه دوسنت خیلی خوب برای من بود.از نظر اقتصادی خانواده ما همیشه وضع خوب و حتی عالی داشت. خونه بزرگ و دوبلکسی با سه خواب و پذیرایی بزرگی که با چند پله از اتاق مهمون و آشپزخونه قرار داشت، استخر سرپوشیده و حیاط بزرگی که انتهاش پیدا نبود، تو یکی از بهترین نقاط شمالی شهر حاصل زحمتهای شبانه روزی پدر و تدبیر مادرم بود. در مقابل همه این نعمتها پدرم از ما فقط توقع درس خوندن داشت که با وجود اون همه امکانات و فضای امن و آروم خونه توقع بیجایی نبود.من و بابک هم نهایت سعی خودمون رو میکردیم تا طبق خواسته پدر و مادر درس بخونیم شاید اینجوری گوشه ای از زحمتهای اونا رو جبران میکردیم. هر دو توی مدرسه تیزهوشان درس خونده و حتی دو سال را هم جهشی سپری کرده بودیم.م- نداااااااا &#8230;&#8230; جیگر خوابیدی؟آروم چشمهامو باز کردم و دستامو بطرفش دراز کردم:م- پاشو خجالت بکش، خرس گنده من که نباید بغلت کنمن- ممممممم من ببل (بغل) میخوام.دولا شد و لبامو بوس کرد:م- هانی بخدا دیرم شده، شب قول میدم بکنمت خوب؟خندیدم و لباشو بوسیدم:ن- مواظب خودت باشم- شب میبینمتاز روی تخت بلند شدم، بعد از پوشیدن شورتم با کلافگی به دور و برم نگاه کردم:ن- خدای من چقدر کار دارم.یه کم اتاق رو مرتب کردم و روی تخت دراز کشیده، با یادآوری سکس صبحمون چشمامو بستم و خوابم برد.با صدای تلفن از خواب بیدار شدم، ساعت 11 ظهر بود. مامان بود که میخواست حالم رو بپرسه و شام دعوتمون کنه. حدود نیم ساعتی با مامان گپ زدم و قرار شد که شب بریم خونشون. بعد تلفن مامان یه زنگ به مهدی زدم و برنامه شب رو باهاش هماهنگ کردم.دیگه باید یه سر و سامونی به خونه میدادم&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175680</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ملف حشری ی کله کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Jul 2019 09:28:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[املایی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونین]]></category>
		<category><![CDATA[بدونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداری]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>
		<category><![CDATA[تصویری]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهره]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوندید]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دادم بهتره بدونین پس بریم فیلم سکسی سراغ داستان: من از اول به کامپیوتر علاقه داشتم و همه ی فامیل میدونستن و حسابی هم کلاس رفته بودم سکسی وارد بودم هر کی تو فامیل مشکل شاه کس کام داشت با من تماس میگرفت . یکی از روزای خوب خدا که منم اون کونی روز جلق [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دادم بهتره بدونین پس بریم فیلم سکسی سراغ داستان: من از اول به</h2>
<p>کامپیوتر علاقه داشتم و همه ی فامیل میدونستن و حسابی هم کلاس رفته بودم سکسی وارد بودم هر کی تو فامیل</p>
<h3>مشکل شاه کس کام داشت با من تماس میگرفت . یکی از</h3>
<p>روزای خوب خدا که منم اون کونی روز جلق نزده بودم زن داییم زنگ زد گفت داییت یه لپ تاب سونی</p>
<h4>از جنده مالزی گرفته بیا یادم بده ، منم با ذوق</h4>
<p>رفتم و در زدم با آیفون پستون تصویری در و باز کرد و تو آیفون گفت بازم که تیپ زدی، آخه</p>
<h5>من با کوس زن داییم راحت بودم و چند بار با</h5>
<p>جی اف هام تلفنی حرف زده بود رفتم بالا حسابی ذوق زده شدم یه لب تاپ سونی اصل مالزی 7 هسته ای سکس داستان که من حسابی</p>
<h6>دنبالش بودم رفتم سراغش روشنش کردم یه ویستا ایران سکس روش بود</h6>
<p>یه پکیج نرم افزار کینگ آورده بودم و شروع به نصب کردم که کامل بشه بعد چند ساعت در زدن، که دیدم به به خواهره زن داییه، اونم چه تکه ای چند بار دیده بودمش اومد تو و بعداز احوال پرسی نشست کنارم و مشغول پرسیدن شد نفساهاش که به صورتم میخورد مست میشدم خیلی ناز بود من حسابی کلاس میزاشتم و جواب میدادم، گفت بریم اینترنت منم زود گوشی آینو سونی اریکسون خودمو درآوردم با بلوتوث لب تاپ وصل شدم به اینترنت گوشی یه چرخی زدیم و تو تبلیغات یه وبلاگ نوشته بود سفت کن سینه، یواشکی گفت بزن ببینیم جنسش چیه، تو این اوضاع زن داییم گفت داییت زنگ زد گفت باید بریم بیمارستان عیادت یکی از دوستاش و یه ربع دیگه من و عاطفه جونم تنها بودیم حسابی تو فکر یه نقشه بودم که بریم طرف سایت های سکسی تا شاید مخشو بزنم و دوست بشیم تا اینکه گفت بزن یه داستان عاشقانه بخونیم و منم دلمو زدم به دریا و گفتم اگه ناراحت نشی و با جنبه باشی بریم یه داستان سکسی بخونیم، یه خنده ای کرد گفت اگه تو پررو بازی نکنی برو بخونیم من زود زدم شهوانی دات کام رفتم سراغ قصه ی دکتر فداکار و شروع کردم بلند بلند خوندن، رسیدم به اونجایی که دکتر واسه پسره جلق میزنه تو مطبش یه لحظه نگا کردم دیدم صورتش قرمز شده و داره کم کم نفس نفس میزنه فهمیدم که بله خانوم زده به سرش ،بازم خوندم و رسیدم به جاهای سکسیش که دیدم شهوت از چشاش میباره و دیگه نتونستم طاقت بیارم و لبهامو روی لبهاش گذاشتم و آروم شروع کردم به خوردن. داغ داغ بودن. نمیتونستم از لبهاش دل بکنم. لباشو میمکیدم و آروم یه گاز کوچولو از لب پایینیش گرفتم که گفت جوون، فهمیدم که خوشش اومده. یه چند دقیقه داشتیم لبای همو میخوردیم که یه دفه بلندم کرد و برد توی اتاق خوابه خواهرش، روی تخت دراز کشیدیم که دوباره شروع کرد لبامو خوردن بعدش شروع کرد به بوسیدن پیشونیم و لاله ی گوشم و گردنم.دیگه شهوت تمام وجودمو گرفته بود زود لخت شدم و گفتم عاطفه پاشو زود لخت شو مردم دیگه، میخوام حالی به هولی بکنیم، اونم زود همه چیزشو در آورد و یه بدن سفید و صاف و ناز جلوم گذاشت من دیگه هنگ کرده بودم ،کیرم مثله چکش فولادی محکم شده بود ،یه لحظه کیر منو دید و زد زیر خنده گفت خیلی با جنبه ای، من دیگه حرفاشو نمیفهمیدم ،همه ی حواسم به کوسش و سینه هاش بود زبونمو گذاشتم رو سینه ی خوشگلشو شروع کردم به خوردن. صداش در آومد. منم همینجوری ادامه میدادم و سینه هاشو لیس می زدم.دیگه باید میرفتم سراغ مرحله ی بعدی، پس در همون حالت خوردن سینه ها که اونم غرق لذت شده بود. دستمو بردم سمت کسش خیس بود و یجورایی شوک شد براش، چون به محض اینکه دستم خورد بهش چشماش باز شدو گرد شد و صداش یک لحظه بالاتر رفت&#8230; ولی زود دوباره چشماشوبست و گفت بسه ،بس کن، کیر منم که سیخ شده بود واسش چراغ میزد دستشو گرفت دورشو، گفت بخورم برات ؟ گفتم نیکی و پرسش ؟بعد سریع کرد تو دهنش تا آخر. هر چند دفعه که تو دهنش جلو و عقب می کرد. کیرمو که خیس میشد با دستش می مالید و دوباره شروع می کرد.خیلی لذت داشت و دیدم اگه یک دقیقه ی دیگه ادامه بده آبم میادو کلی کار داشتیم با هم.سرشو گرفتم و گفتم بسه عزیزم. یه ماچ از لباش کردمو رفتم دوباره سراغ کسش بعد گفتم دراز بکش عاطفه جونم. دستمو گذاشتم روش و براش حسابی مالوندم و بعد براش حسابی خوردم، دیگه صداش به اوج رسیده بود. گفت آرومتر الان ارضا میشم، گفت حالا نوبت منه..عاطفه شروع کرد از بالا تلافی کردن و هرکاری من کرده بودم برام انجام داد دائم میگفت من کیرتو میخوام منم میگفتم بخور عزیزم مال خودته خلاصه ادای فیلمها رو در میاوردیم. حسابی برام ساک زد و منم کلی حالشو بردم. خیلی خوب ساک میزد انگار حرفه ای بود. تو فضا بودم داشتم با کسی که نازو خوشگل بود سکس میکردم اونم یه سکس توپ و عالیدیگه طاقتمو بریده بود کیرمو از زیر لبهای قشنگش درآوردم و گفتم بسه عزیزم ممنون، کشیدمش روی خودم و دوباره لبهای همو عاشقانه خوردیم تا اینکه عاطفه گفت: منو بکن زود باش دارم دیوونه میشم. من طاق باز خوابوندمش و کیرم رو چندین بار روی کسش کشیدم که آخ و اوخش در اومد و گفت بکن دیگه کشتی منو منم بدجنسی میکردم و بیشتر طولش میدادم میدونستم تشنه تر میشه ولی بهش بیشتر حال میده وقتی که حسابی حواسش رو پرت کردم یهو کیرمو تا ته کردم تو کسش چون حسابی آب انداخته بود راحت تا ته رفت توش&#8230; اوممممممممآهی که عاطفه کشید حسابی حشریم کرد و منم حرکت کمرم رو تندتر کردم و شروع به کردن کسش کردم، عاطفه که تو زمین نبود و حسابی داشت حال میکرد و فقط میگفت جووون بکن تندتر بکن منم با حرفهاش بیشتر تحریک میشدم و حرکتم رو تندتر میکردم. کم کم حس کردم آبم داره میاد ولی دوست نداشتم به این زودی تموم بشه برای همین پوزیشن رو عوض کردم به حالت سگی خوابوندمش و از پشت کردم تو کسش و دوباره شروع کردم تلمبه زدنهر وقت آبم میخواست بیاد در میاوردم و کمی میزدم رو باسن عاطفه تا از اون داغی در بیاد بعد با یه پوزیشن جدید میکردمش همه جوری کردمش، حتی گرفتمش تو بغلم و از روی زمین بلندش کردم و میکردمش چون سبک بود چند دقیقه تونستم کنترلش کنم روی کیرم و بعدش ساعتی مشغول بودیم و وقتی خسته میشدیم لبهای همو میخوردیم تا اینکه بالاخره در یکی از پوزیشنها که حسابی حرکتهام دیوونه وار تند شده بود آبم اومد ریختم روی شکمش &#8230; از عاطفه پرسیدم که اونم ارضا شده یا نه اونم گفت چندبار ارضا شده که یکیش همون بار اول بوده که کیرم رفته تو کسش چند دقیقه بعد دستمال آوردم و تمیزش کردم و لباس پوشیدیم و از اتاق بیرون رفتیم. حالا توضیحات:اولا ممنون که داستان رو تا آخرش خوندید داستانی که من نوشتم کپی برداری از چند داستان قدیمی بود تا جایی که تونستم غلط املایی نداشتم و حرف از خیانت و سکس با محرم و جنده بازی نبود امیدوارم کپی برداریم خوب شده باشه که حداقل ارزش خوندن داشته باشه ضمنا من تو کف زن داییم نیستم و خواهر هم نداره جلق هم زدم قبلا بعد نگین برو جلقتو بزن فقط واسه این نوشتم و کپی کردم که دور هم بخونیم همین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%db%8c-%da%a9%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175213</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 11:29:36 by W3 Total Cache
-->