<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>lia lor &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/lia-lor/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:22:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>lia lor &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم های خوشگل و لز تو تخت با کس و کون هم بازی میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:04:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقم]]></category>
		<category><![CDATA[افرادي]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارم]]></category>
		<category><![CDATA[تعریفی]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتش]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[وکاملا]]></category>
		<category><![CDATA[ومادرم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنم مربوطه مي شه به فیلم سکسی 18 سالگي ام .وپدرمم كه به خاطر مسائل سیاسی قبل از تولد من به خارج فرار کرده بود ومادرم را سکسی هم غیابی طلاق داده ولی مادرم بعد شاه کس 12 سال از تولدم به خاطر یک تومور عمرشا داد به شما ومن تنها شدم کونی وپیش بابا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنم مربوطه مي شه به فیلم سکسی 18 سالگي ام .وپدرمم كه به</h2>
<p>خاطر مسائل سیاسی قبل از تولد من به خارج فرار کرده بود ومادرم را سکسی هم غیابی طلاق داده ولی مادرم</p>
<h3>بعد شاه کس 12 سال از تولدم به خاطر یک تومور عمرشا</h3>
<p>داد به شما ومن تنها شدم کونی وپیش بابا بزرگمومادر بزرگم زندگي مي كردم ،بابا بزرگم بزرگ فاميل هم بود ،</p>
<h4>خيلي جنده هم مذهبي ، وخونه شون هم سبك پدر سالاري</h4>
<p>بود يعني هر چه بابا بزرگه پستون مي گفت اون مي شد بابا بزرگم مردی بودی سنتی ومذهبی وضع مالی بابا</p>
<h5>بزرگم هم کوس تعریفی نداشت ودر حد بخور نمیر مسمتری می</h5>
<p>گرفت اما این فقط خرج دوا ودکترش می شد ودر این بین دائیم کمی کمکش می کرد ولی نه زیاد کلاً زندگی سکس داستان فقرانه ای داشتیم.</p>
<h6>من که کلاس سوم دبیرستان را تمام کرده ایران سکس بودم و</h6>
<p>سال چهار دبیرستانم مونده بوداز نظر قیافه هم خوشکل و بدن سفید و اندام خیلی رو فرمی داشتم.( کمی شبیه این عکس اما از این بهتر بودم ) کلا ً بگم که مثل مانکها بود ( البته تعریف از خودم نیست چون این را بقیه هم می گفتند ) خوشگلم هستم در تمام این مدت که از عمرم گذشته بود خیلی چشم وگوش بسته بودم و نسبت به همسنان خودم اصلاً چیزی نمی دونستم ومذهبی ترهم بودم و اصلاً آرایش نمی کردم ویا بهتر بگم نمی دونستم آرایش چیه معنیش را نمی دوستم خلاصه این طور بدونن که واقعاً هیچ چیزی ای مسائل روز جنسی وغیر و غیر نمی دونستم و هیچ توجهی هم نمی کردم به خاطر این نوع اخلاقم اصلادوستی نداشتم و اگر هم دوستی داشتم در سطح سلام وعلیک بود و خیلی ها از من دوری می کردندروز گار به همین منوال می گذشت كه به طوری اتفاقی شنيدم كه ميگفتن كه بابام از خارج اومده . خلاصه بابا بزرگه راضي شد كه بابام بياد خونه ومنو را ببينه . پيام را همون روز به بابام رسوندند . فرداش بابام با سه چمدان پر به خانه اومد همه توي خونه منتظر پدرم بودند من هم كه از همه بيشتر دلم ميخواست كه اون را ببينم چون ، من اورا نديده بوديم وقتی که جلوی درب خونه بابا را دیدم اصلاً فکر این را نمی کردم که بابام ایقدر جوون خوش تیپ باشه خلاصه واقعتش در یک نگاه شیفته بابایی شدم .خلاصه اومد خونه و با همه خوشوبش كرده ومنو هم بيشتر بغل مي كرد لازم به ذکرم که من تا قبل از اینکه بابام منو بغلم کنه تا به حال هیج مردی منو بغل نکرده بود و این اولین بغل گیری من بود ، که واقعاً به هم حال می داد بعد همه رفيتم توي اتاق بزرگ مهمون جمع شديم من كه ديگه خيلي خوشحال بودم كه بابام اومد خلاصه بابا به همه يه سوغاتي داده وبه بابابرزگم يك ساعت اصل از ساعتهاي ساخت كشور سوئيس داده كه بابابزر گم خيلي خوشش اومده بود بعد از يه دو ساعتي كه همه با بابام حرف مي زدنند راجع به اينكه اين مدت هيچ خبري از او نبود مي پرسيدند كه بابام گفت كه دو سال بعداز رفتنش به خارج اونجا تصادف مي كنه ويك سال توي اغماء بود و پنچ ساله هيچ خاطره از گذشته به ياد نمي آورد وکاملاً فراموش کردم تا اين كه به طور تصادفي يكي از دوستاش توي مونترال بابام را مي شناسه وكمكش مي كنه كه گذشته اش را به ياد بياره حالا هم بعد تصادف که 10 سال می گذره هنوز هم خيلي از مسائل يادش نمياد. اصلاً اسم ايراني يادش نمياد ولي دكتراش گفته بودند كه اگر با افرادي كه در گذشته ش بوده معاشرت و رفت و آمد داشته باشه مي تونه خاطراتش را به ياد بياره .با بابا كمي خلوت تر کردیم و بابام هم بيشتر منو بغل مي كرده و مي بوسيد راستش من هم خيلي خوشم مي اومد كه منو مي بوسه و بغلم مي كنه چون تا اون موقع مردي منو بغل وبوسم نكرده بود باهم رفيتم توي حياط كه بزرگ و خيلي درخت ميوه هم داشت دستم همه اش توي دست بابام بود و با هم حرف مي زديم و مي خنديدم كه به تاب رسيديم وبا هم سوار تاب شديم ومن توي بغلش نشوندش در حين تاب بازي بابام چندبار دستش نه عمدي به سنيه هام خورد و خيلي خيلي خوشم اومد وضعيت سنيه هام هم خيلي بزرگ هم نبود وخيلي هم كوچك. در ضمن من كمر باريك و باسن بزرگي دارم قدم هم 170 سانته بعدش باهم رفتيم توي اتاقم يكي از چمدان هاش را هم توي اتاق من آورد وگفت اين چمدان همه اش مال منه من هم با كنجاوي گفتم چي هستش گفت بيا بازش كن و ببين باز كردم وكلي لباس برام آورده بود و خيلي هم قشنگ و گران قيمت بودند پرديم بغلش و بو سيدمش و اون هم محكم بغلم كرده وبوسيد اما از لبام .نظر بدین تا ادامه اش را بگذارم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%84%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177135</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسر حشری مامانش رو خوب میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Jun 2019 06:45:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرین]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جیگرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونفری]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[نازشون]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسامون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی تو شركت بودم داشتم آماده می شاه کس شدم واسه رفتن به خونه كه ساسان زنگ زد گفت كجایی بابا؟ مهمون برام اومده کونی از آمریكا اینقدر ازت تعریف كردم كه گرفته باید همین حالا ببینمش آماده باش میام جنده دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به خانواده بگو شام مهمون مایی!خلاصه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی تو شركت بودم داشتم آماده</p>
<h3>می شاه کس شدم واسه رفتن به خونه كه ساسان زنگ زد</h3>
<p>گفت كجایی بابا؟ مهمون برام اومده کونی از آمریكا اینقدر ازت تعریف كردم كه گرفته باید همین حالا ببینمش آماده باش</p>
<h4>میام جنده دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به</h4>
<p>خانواده بگو شام مهمون مایی!خلاصه اومد پستون و سوار شدیم ( الته بگم ساسان رو خیلی وقت بود می شناختم و</p>
<h5>خداییش سكس کوس باهاش نداشتم كلا من ادم اهل سكس نیستم</h5>
<p>ولی خوب بدم نمیاد )بابك خان و همونجا ملاقات كردیم یه پسر هیكل دار و خوش زبون . از اونایی كه تا سکس داستان یه جنس لطیف</p>
<h6>رو میدید زود می خواست مخشو بزنه. بهش ایران سکس گفتم بابك</h6>
<p>خان نمی خاد با این حرفا مخ منو بزنی ما گوشمون از این حرفا پره. خندید گفت ساسان گفته بود افروز دختر زبون درازیه. خلاصه رفتیم خونه ساسان اینا. مامانش نبود گفتم پس مامانت؟ گفت رفته بیرون. خوب مانتو و روسریمو در اوردمو نشستم رو مبل ساسان هم تلویزیون رو روشن كرد یه فیلم سوپر گذاشته بود كه مردای 40-50 ساله داشتن دخترای نوجوون رو می كردن یه پیر مرده كیرشو به زور كرده بود دهن دختره بیجاره داشت بالا میورد خیلی دلم براش سوخت.خلاصه بابك رفت حموم گفت شماها نمیان گفتم من ظهری حموم بودم لخت اومد بیرون ساسان گفت افروز با هر دو ما راحتی؟ گفتم آره منظور؟گفت می خوایم حال كنیم با هم تكی یا دونفری؟ تودلم گفتم بد نیست دو نفری تجربه كنم اینهمه تو فیلم دیدم. خلاصه هر دوشون لخت لخت شدن ساسان سبزه و هیكلی و بابك هم سرخ وسفید و هیكلی كلا من مردای هیكلدار رو خیلی دوست دارم چون خودم هیكلم ورزشكاریه. هر دوشون اومدن طرفم.من وسط ایستاده بودم و اونا از هر دو طرف خودشونو می مالوندن به من.هر كدوم یكی از سینه هامو فشار میداد یكی گردنمو لیس میزد و اون یكی ازم لب می گرفت. خودم كم كم داشتم شلوارمو پایین می كشیدم حالا دیگه یه سوتین و شورت مشكی تنم بود با موهای فر و بلند و قهوه ای روشن (وای چه تاپ بودم ههههههه)منو هل دادن رو مبل جوری كه كله ام خورد به دیوار اشكم دراومد. كیر شون حسابی شق شده بودساسان پایین پام بود از نوك انگشتام می لیسید میومد بالا. بابك هم صورتمو گرفته بود تو دستاشو لبامو می خورد . كیر بابك دم دستم بود داشتم با دستام می مالوندمش بابك با دندوناش سوتینمو می كشید ساسان هم شورتو با دندوناش می كشید پایین. كم كم لخت لختم كردن. بابك یه سینه مو می خورد ساسان اون یكی رو . منم تو حال خودم بودم با دستام موهاشونو می كشیدمو نازشون می كردم به سینه ام فشار شون میدادم. كم كم آه و ناله ام بلند شد. بابك می گفت جون جون ..جیگرتو برم …عزیز دلم. بابك رفته بود پایین پاهامو باز می كرد و سرش لای پام گم شده بود و با حرص و ولع كسم می خورد . آه و ناله و وای وای من بلندتر شده بود .ساسان اومد بالا تر روی زمین دراز كشیده بودیم ساسان كیرشو گذاشت لای سینه هام و فشار میداد و عقب و جلومی رفت. چشماشو بسته بود و فقط آه و ناله میكرد همه مون نفسامون تند شده بودبابك داشت كسمو می خورد.خیلی لذت داشت برام زیر بدن ساسان و بابك داشتم مثه كرم لول می خوردم.بابك كاندوم گذاشت و یواش یواش كیرشو گذاشت در كسم و خیلی آروم كرد توش و هی جلو عقب می كرد یه ذره درد داشت بعد از مدتی صدای فریاد بابك بلند شد -دیوونه . دیوونه ام كردی كه یهو احساس كردم كیرش تو كسم مثه نبض میزنه وبابك بی حال افتاد رو پاهام.ساسان همینطور داشت با سینه هام ور می رفت كیر بابك كه اصلا نمی خوابید جاشو با ساسان عوض كرد حالا بابك دو تا سینه هامو گرفته بود تو دستاش و می خورد با زبونش لیس می زد و ساسانم داشت كسم و می خورد و زبونش و می كرد تو كسم . من واقعا لذت می بردم چنگ می زدم تو موهام و آه و ناله می كردم. ساسان كیرشو می مالوند در كسم گفت بابك بیا كس شو واكن كیرمو بذارم تو كسش. بابك هم اومد پایین ساسان كیرشو گذاشت تو كسم یه ذره سخت ولی خوشم اومد .همینطوری كه ساسان عقب جلو میرفت بابك هم كس من و بیضه های ساسانو می لیسید وای ساسان داشت دیوونه میشد داد میزد. كه یهو بی حال شد . هر دو نسشتن رو مبل رفتم پایین پاشون كیرشونو گرفتم تو دستم یه لیس از این یه لیس از اون ..هاممممم چه حالی داشت یه كیر سیا یه كیر سفید هههههه با اون چشمام نیگاشون می كردم وقتی كه كیرشونو می كردم تو دهنم لبام غنچه میشد یه چشمك زدم بهشون. گفتم می خوام از هم لب بگیرین شما دوتا. گفتن نمی شه لوس نشو گفتم پس منم واستون ساك نمیزنم! خلاصه به زور راضی شدن اونام از هم لب می گرفتن منم یه لیوان شراب سرخ انگور ریختم رو كیرشون و می خوردم و حتی تخماشونم و لیس میزدم زیر تخماشونو با زبون می لیسیدم دوباره وحشی شدن .من ارضا نشده بودم ولی اونا دوبار ارضا شده بودن با یه حالت وحشیانه منو پرت كردن رو تخت گفتن باید ارضا بشی.هر دو افتادن به جون من بابك كسمو می خورد و انگشتشو كرده بود توش و چوچوله امو لیس میزد ساسانم سینه هامو می خورد و باز بونش نوكش میلیسید. دیگه داشتم دیوونه می شد . داد میزدم ولم كنین كشتین منو وای دیوونه ها …وای بسه بسه دارم میشم اونا اصلا به حرفم گوش نمیدادن به كارشون ادامه میدادن دادمیزدم بابك بخور لیس بزن ساسان بكن منو سر بابك رو با پام فشار میدادم ساسان رو با دستام محكم چسبیده بودم انگشتم و كردم تو دهنم و می مكیدمش تا یه ربع من فقط داد میزدم اونا دو تا وحشی تموم تنمو می خوردن بی حال شدم ساسان و بابك داد زدن هورااااو هردوش بغلم كردن می بوسیدن منو خداییش خیلی باحال بود واسه من كه با هر مردی سكس بهم نمی چسبه …		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2001</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم و داستان کس دادنش به همسایه حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Jun 2019 07:43:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازخجالت]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باخودش]]></category>
		<category><![CDATA[بادستم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاپایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[بیماری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تودیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[حمومشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روصندلی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیییییییر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوابه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حالی باهاش بکنم اخه اون فیلم سکسی خیلی خوش هیکله قد کوتاه و تپل باکون خیلی گنده و سینه های گرد ودرشت. راستی اسم من مهرانه 18 سکسی سالمه یه پسر عمه دارم همسنه خودم. شاه کس عمم 38 سالشه. من یه روز در میان خونه عمم بودم قلیون می کشیدم از کونی اینجور کارا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>حالی باهاش بکنم اخه اون فیلم سکسی خیلی خوش هیکله قد کوتاه و</h2>
<p>تپل باکون خیلی گنده و سینه های گرد ودرشت. راستی اسم من مهرانه 18 سکسی سالمه یه پسر عمه دارم همسنه</p>
<h3>خودم. شاه کس عمم 38 سالشه. من یه روز در میان خونه</h3>
<p>عمم بودم قلیون می کشیدم از کونی اینجور کارا من ترک تحسیل کردم ولی پسر عمم درس میخوند یه شب خونه</p>
<h4>عمم جنده خوابیدم صبح ساعت 8 ازخواب بیدار شدم پسر عمم</h4>
<p>رفته بود مدرسه(راستی یادم رفت بگم پستون شوهر عمم 4ساله پیش بر اثر بیماری فوت کرد) دیدم عمم خوابه یه ملافه</p>
<h5>ی سفید کوس روشه یه لیوان چای خوردم رفتم تو اتاق</h5>
<p>سرکامپیوتر یه چند تا کلیپ سکسی دیدم و یه پوشه پیدا کردم توش چند تا داستان سکسی بود خوندم یه حالی بهم سکس داستان دست داد داشتم</p>
<h6>اتیش میگرفتم داستان در مورد سکس یه مادروپسر ایران سکس بود که</h6>
<p>مادر مخ پسرشو زده بود رفتم تو اتاق کنار عمم دیدم خوابه خوابه راستی خوابشم خیلی سنگینه رفتم ترفش ملافه رو کنار زده بود یه دامن مشکی نازک پاش بود. اروم دامن و زدم بالا یه دست رو پاهای سفیدش کشیدم اروم پاهاشو نوازش میکردم دمرو خوابیده بود البته عادت داشت یکم دست رو سینه هاش کشیدم خواب خواب بود دوباره دستمو اوردم پایین گذاشتم رو کونش که خیلی بزرگ بود خیلی هم نرم بود همینتور دست می کشیدمو فشار میدادم کیرم داشت میترکید بدنم گر گرفته بود اروم دامنشو دادم پایین از رو شرت کونشو بو کردم داشت منو مست میکرد یواش شرتشم کشیدم پایین دوتا کپلاش افتاد بیرون انگار که از زندان ازاد شدن کونش سفید و گرم بود دستمو گذاشتو لای کونش بالاوپایین میکردم یه لحظه دستم خورد به جای گرم کسش بود خیلی داغ بود کیرمو ازتو شلوارم دراورم اروم مالیوم به کونش دیدم فایده ای نداره یه توف انداختم لای کپلاش بادستم مالیدم لیز لیز شده بود کیرمو گزاشتم لاش داشتم از گرما میمردم چندتا بالاوپایین کردم دیگه کامل وزنمو انداخته بودم روش کیرم ملیده میشد به کسشچندتا دیگه بالاپایین کردم دیگه اختیار خودمو ازدست دادم ابم با فشار ریخت لای کونش و روی کسش بلند شدم شلوارمو شلوارشو کشیدم بالا از اتاق امدم بیرون لباس پوشیدم از خونه زدم بیرون رفتم مغازه یه کم خرید کردم. آمدم خونه ساعت نزدیک 10 بود امدم تو دیدم عمه بیدار شده ترسیدم گفتم نکنه فهمیده باشه اصلان حواسم به آبم نبود که ریختم تو شرتش. اوناحمومشون تو اشپزخونست رفتم تو اشپزخونه دیدم تو حمومه اما متوجه من نشده بود دیدم داره باخودش حرف میزنه حمومشون پرده داره پرده رو زدم کنار توری که نفهمه دیدم روصندلی نشته دامنشو در اورده شرت تو دستش پشت به من داره کسشو میماله شرتشو بو میکنه میگه جووووووووون چه اب کیری با اب کیرم داشت کسشو میمالید اخ جوووووووون کیر مخوام این اب کیه من کیییییییر میخوام یه دفعه یه جیغ کشید و پاشد رفت سمت دوش منم کیرم راست شده بود امدم کنار صداش زدم گفتم عمه همومی گفت اره گفتم خوب من صبحانه رو اماده می کنم گفت دستت درد نکنه الان منم میام رفتم سفره رو انداختم دیدم داره صدام میکنه رفتم گفت بی زحمت پشتمو لیف بکش همیشه پسر عمم میکشید چون جز اون کسی نبود اینبا به من گفت منم گفتم چشم بازوغ رفتم تودیدم با همون شرت سفید یه کرست مشکی تو حمومه محو بدنش شدم گفت به چی نگاه میکنی بیا این لیف خودت زن میگیری سیر میشی به من پشت کردو رو چهار پایه نشت منم رفتم شروع کردم به لیف کشیدن تمام کمرشو کشیدم گفت پشت رونمم بکش بلد شد ایستاد منم شروع کردم از پاین امدم بالا گفت کپلامم بکش خجالت نکش من عمتم شرتش ازیت میکرد گفت شرتمو درار اذیت نشی از یه طرف شق کرده بودم از یه طرفم تعجب که چرا این جوری شده این ازاین حرفا نمیزد شرتشو کشیدم پایین از پاش دراوردم گفت فقط به اونجام زیاد نگاه نکن کار دستم بدی گفتم چشم تمام کپلشو لیف کشیدم گفت لاشم بکشلیفو گذاشتم لای پاش دوسه بار بالا پاین کردم گفت پاین لای پامو زیاد بکش شروع کردم رو کسشو لیف کشیدن دیدم داره ناله میکنه با صدای لرزان گفت لیفو درار با دست بکش لیفو در اوردم یه دستمو گزاشتم زیر شکمش دست چپمم از پشت لای رونش رو کسش گذاشتم شرو کردم به مالیدن گفت تند بکش هینطور ناله میکرد گفت اگه خوب بکشی برات جبران میکنم. شلوارکو پیرنتو در بیار خیس نشه. دراوردم دوباره شروع کردم کیرم داشت شرتم و پاره میکرد. یه جیغ زد گفت حالا پاشو تمام پشتمو زیر دوش بشور پاشدم دوشو باز کردم رفت زیر دوش گفت شرتتم دربیار خیس نشه گفتم اخه گفت اخه نداره من عمتم خجالت نکش شرتمم دراوردم تا کیر راست منو دید اروم گفت جون بعد گفت بخشید اینو بیدار کردم داشتم از تعجب شاخ در میاورد چرا این کارارو میکنه پشتشو از بالا تا پایین شستم گاهی اقات کیرم میخرد به کونش میگفت اخ جووووون گفت دستت درد نکنه برگشت یه نگاه به کیرم کرد گفت هنوز بیداره؟ من داشتم ازخجالت میمردم گفت اینو بخوابون دیگه گفتم شما برید من میخوابونمش گفت نه الان بخوابون باهات کار دارم گفتم جلو شما روم نمیشه گفت خجالت و بزار کنار اصلان من میخوام ببینم چه جوری میخوابونیش زود باش. یه کم شامپو ریختم تو دستم شروع کردم به جرق زدن چند بار بالا پایین کردم دیم میگه میخوای من برت بکنم؟ کفتم باشه مثل تو دستشوی نشست با دست برام جرق زد گفت پس چرا نمی خوابه؟ گفتم تا اب ازش بیرون نیاد نمیخوابه گفت چه کارکنم اب ازش بیرون بیاد؟ گفتم باید یه جای نرم باشه به سینه هاش نگاه کردم. اونم گفت مثلا کجا ؟ به سینه هاش اشاره کردم سریع کرستشو باز کرد سینه هاش افتاد بیرون بزرگ وسفید وگرد بود گفت اینجا خوبه گفتم اره روشون شامپو ریخت کیرم میمالید بهشون. گفتم اینجوری نه بادست نگهشون دار من میزارم لاش گفت باشه و ان کارو کرد منم گذاشتم وسط سینه هاش خیلی حال میداد ولی بازم نیومد. گفت دیگه چرا نمیاد؟ گفتم باید سوراخ نرم باشه گفت مثل کس؟ گفتم آره وقتی اینو گفت داشتم میمردم ولی زد تو پوزم گفت نه نمیشه منم پکر شدم. گفتم پس بخورش. گفت باشه کیرمو شستم گذاشتم رو لباش یکم بازی بازی کرد و کرد تو دهنش. خیلی خوب ساک میزد منم صدام رفت بالا خیلی حال میداد گفتم عمه داره میاد چکار کنم گفت بریز رو کسم سرشو بکن تو کیرمو در اوردم ار تو دهنش دراز کشید کیرمو گرفت میمالید رو کسش همین که ابم امد سرشو کردتو کسش تمام ابم با قدرت ریخ تو کسش گفت جوننننننننننننننن چه ابی داغه دارم میسوزم وایییییییییییییی<br />
ی اب جوووووووووووووووون چندساله نخوردم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174445</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 25/37 queries in 0.256 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 04:11:46 by W3 Total Cache
-->