<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>scarlet red &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/scarlet-red/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 16 Mar 2024 17:43:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>scarlet red &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دو تا جنده خانوم مدرسه ای خوب به معلم میدن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجای]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بنشینم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توهنوز]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گردنبند]]></category>
		<category><![CDATA[گوشواره]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندنم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی چشم هامو باز می کنم. صبح شاه کس شده، توهنوز خوابی اما منو محکم تو بغلت گرفتی، گرمی تنت رو خوب حس می کونی کنم، آخه لباس تنم نیست یک کمی سرده. ساعت رو نگاه می کنم ده و جنده ربع، آروم پتو رو کنار می زنم تا بلند بشم که تو هم بیدار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی چشم هامو باز می کنم.</p>
<h3>صبح شاه کس شده، توهنوز خوابی اما منو محکم تو بغلت گرفتی،</h3>
<p>گرمی تنت رو خوب حس می کونی کنم، آخه لباس تنم نیست یک کمی سرده. ساعت رو نگاه می کنم ده</p>
<h4>و جنده ربع، آروم پتو رو کنار می زنم تا بلند</h4>
<p>بشم که تو هم بیدار می پستون شی می گی &#8211; کجا جیگرم؟من هم می گم &#8211; می رم حموم&#8230; و</p>
<h5>بلند می کوس شم، با نگاهات سر تا پامو نگاه می</h5>
<p>کنی&#8230; هیچی تنم نیست آخه! دیشب لخت لخت تو بغلت خوابم برد. از تخت که میام بیرون یک کم بدنم رو می سکس داستان خوارونم یک نگاه</p>
<h6>به تو می کنم یک نگاه به ساعت ایران سکس می گم-</h6>
<p>تو نمی خوای بیدار بشی؟بعد یک خمیازه. تو هم که راضی نمی شی نگاهت رو از رو بدنم کنار بگیری&#8230; حق هم داری آخه تازه پاهامو تیغ انداختم یعنی همین دیروز&#8230; لاک هم زده بودم&#8230; البته چون تازه از خواب بیدار شده بودم قیافه ام خیلی دیدنی نبود ولی یک کم آرایش از دیشب روم بود سایه ی زیر چشمم و یک کمی هم رژ با وجود اینکه همشو دیشب خورده بودی&#8230; هنوز تو نخ من بودی و نگاهت به اونجای من خیره شده بود که من گفتم &#8211; خوب من می رم حموم تو هم پاشو که یهو گفتی بیا&#8230; اومدم نزدیکت اشاره کردی بنشینم روی تخت&#8230; دست چپت رو گذاشتی زیر بغلم یه قلقلک دادی بعد کشیدیم طرف خودت یه لب ازم گرفتی&#8230; من هم نیشم باز شد خیلی خوشم اومد. رفتم حموم خودم رو شستم شیو هم کردم یک ده دقیقه ای طول کشید. بعد سشوار کردم موهامو ژل زدم ریختم تو صورتم یک تل هم زدم روش ( همونطوری که دوست داری ) بعد یک سایه زیر چشمام کشیدم پودر هم به صورتم زدم خط لب و رژ هم زدم رژ قرمز. گوشواره و گردنبند هم انداختم ( مثل همیشه) یک تاپ صورتی و یک شورت صورتی و یک دامن کوتاه سفید هم پوشیدم.از آخر هم صندلهای سفیدم رو هم پام کردم. گرسنه شدم اما دلم نیومد خودمو بهت نشون ندم.اومدم توی اتاق اما، ای تنبل هنوز خوابی؟!!! صدامو که شنیدی منو یک نگاه کردی یهو جا خوردی از جا پریدی شروع کردی تعریف کردم از من و قربون صدقه رفتن و کم کم مالوندنم. بعد شدید تر مالوندیم و لب تو لب شدیم. خیلی هول شده بودی، همه جامو دست زدی همه جامو. شاید اگه بگم ده دقیقه می بوسیدیم دروغ نگفتم. به معنای واقعی به هم مالوندیم تا واقعا خسته شدیم.احساس کردم کیرت داره بالا میاد که ولم کردی&#8230; لباسهامو هم دست نزدی آخه صبحه هنوز حالش نیست می دونم.می ری چای درست کنی یک تکه کیک هم می آری که با هم می خوریمش. بعد می ری حموم به من هم اجازه می دی تو این مدت آف هامو چک کنم.بیست دقیقه طول کشید تا در بیای&#8230; حالا من جلوی تلویزیون نشستم که تو هم میای. حوصله سکس نداری می دونم اما من می تونم تحریکت کنم. آخه خیلی به پاهام نگاه می کنی مخصوصا به صندل هام. تلویزیون رو خاموش می کنم یهو پاهامو می گذارم تو بغلت&#8230; باز هم جا خوردی اما خندیدی ولی دوزاریت نیوفتاد پاهامو گرفتی ناز کردی اما من پامو خم کردم نزدیک صورتت آوردم خندیدم چشمامو هم بستم. یه نگاه به پاهای تمیز و سفید و لاک زده ام انداختی بعد شروع به بوسیدن کردی اول می بوسیدی اما بعد شروع به لیسیدن کردی یک جوری که داشت قلقلکم می اومد. اما هیچ چیز نگفتم اول پای راستم بعد پای چپم&#8230; کفشا رو هم درآورده بودی&#8230; پاهامو یهو کشیدی طرف خودت قل خوردم رو زمین حالا دیگه واقعا حال می کردی نه داشتی دیوونه می شدی از ساق پام اومدی بالا اینقدر لیس داری که آب دهنت خشک شد. دستتو انداختی زیر دامنم کشیدی پایین درآوردی بعد رسیدی به شورتم اون هم همینطور کیرم رو اول گرفتی تو مشتت فقط دو سه بار مالش دادی بعد ول کردی. مجبورم کردی به پشت بشینم دستامو بذارم رو مبل کونمو بدم بالا و بازش کنم و بی حرکت بمونم. بعد افتادی به جون سوراخ کونم. از من مطمئن بودی چون خودت می دونی من چقدر تمیزم همه جامو صابون می زنم. چند دقیقه گذشت سوراخم خیس خیس بود لزج شده بود منتظر کیرت&#8230;دستات رون پامو فشار می داد و صدای آم آم کردنت رو میشنیدم. خسته ام کردی پاهام درد گرفته بود چون تا آخرین حد ممکن بازشون کرده بودم. نمی دونم چی شد ولی یک دفعه سیر شدی برم گردوندی لبم رو بوسیدی گفتی:- حالا باشه بعد از نهاراصرار کردی که شورتم رو بپوشم سرما نخورم. من هم چیزی نگفتم آخه دوست دارم حرف حرف تو باشه عزیزم. نهار از بیرون سفارش دادی، طول کشید تا بیارن اما خوردیم بالاخره الان ساعت دو شده یک کم سنگینی اما داری یه جور دیگه نگاهم می کنی. بهت می گم بدنمو کرم می زنی ( خودت هم می دونی که منظور اصلیم سوراخ کونمه که چرب و آماده بشه ) اما می گی باید اول برام برقصی قر بدی&#8230; چون دوست داری منو توی اون لباس دخترونه بهتر و بیشتر ببینی و حال کنی. یه چیز دیگه ای که خوب می دونی اینه که وقتی من می رقصم واقعا برات ناز می کنم و عشوه میام و کم کم ترسم جلوی تو می ریزه از طرفی احساس می کنم در اختیار تو هستم و هر کار تو بخوای باید انجام بدم. می دونم دوست نداری یک گوشه وایستم لخت بشم خودت می خوای این کارو انجام بدی&#8230; فقط پنج دقیقه برات رقصیدم و با نگاهات کنار اومدم تا خجالت ریخت حالا دیگه کاملا برده ی تو شدم با یک اشاره می گی بیا تا لختم کنی کرم رو برمیداری از سوراخ کونم شروع می کنی من حالا روی تخت به طرف دیوار دو زانو نشستم لخت مادرزاد هستم با یک صندل&#8230; دست هامو می ذارم زمین&#8230;تو یک زیر پوش به تنت و یک شلوارک پاهاته خیلی سریع هستی به یک چشم به هم زدن هم منو لخت می کنی هم خودتو&#8230; با انگشت وسطی دست راست یک کم کرم برمی داری و شروع می کنی به چرب کدن سوراخم&#8230; وای چقدر باحوصله این کار رو میکنی اینقدر می چرخونی پایین بالا می کنی تا قشنگ جا باز کنه من نفس نمی کشم و تکون نمی خورم چون تو خیلی زرنگی و می دونی چیکار میکنی حالا انگشت دومت اضافه می شه می دی تو می دی بیرون مثل نفسات که صداش میاد. انگشت سوم هم باید بیاد تا جا واسه ی اون شکلات خوشمزه ی تو که عاشقشم ( کیر نازت ) باز بشه انگشت هاتو که در میاری یعنی نوبت منه تا از طعم شکلات بچشم&#8230;من در ساک زدن خیلی ماهرم&#8230; اینو خوب می دونی&#8230; منو به پشت روی تخت می خوابونی تا ساک بزنم&#8230; اینجوری خیلی حال می کنی عزیزم&#8230; من التهاب دارم اینو از نگاهم و از نفسام می فهمی&#8230;. پس حالا لحظه ی رویایی من شروع می شه وای.<br />
.. عزیزم جرم بده چون اینقدر حشریم که ایندفعه بدون هیچ ناز و نوزی خودم پاهامو دادم بالا به پشت هم که خوابیدم با صدای ضعیف و حشری می گم &#8211; شروع کن زود باش&#8230; و کیر 19 سانتیت رو می گذاری دم سوراخم و&#8230;. هیچکس منو نمی تونه اینجوری بکنه که تا دو روز نتونم درست راه برم&#8230; هر وقت یادم میوفته سوراخم داغ می شه و تیر می کشه مثل همون روز&#8230;به داغی آبت که روی سینه های کوچولوم ریختی&#8230;=======از دفتر خاطرات یک کونی!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174723</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم حشری ویدئو دست ساز بازی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افزایش]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهادی]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمون]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوند]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[هارمونی]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[وحسابی]]></category>
		<category><![CDATA[وخواستم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نکردم وبه سر کار رفتم فیلم سکسی از مریم خواستم خانمی رو که قبلا برای کار های خونه میفرستاد بفرسته چون فکر نمیکردم این دختر کار تو سکسی خونه رو بلد باشه که معلوم شد شاه کس درست فکر میکردن و یک هفته طول کشید تا سلیمه تمام وکمال کار کردن توی کونی خونه رو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>نکردم وبه سر کار رفتم فیلم سکسی از مریم خواستم خانمی رو که</h2>
<p>قبلا برای کار های خونه میفرستاد بفرسته چون فکر نمیکردم این دختر کار تو سکسی خونه رو بلد باشه که معلوم</p>
<h3>شد شاه کس درست فکر میکردن و یک هفته طول کشید تا</h3>
<p>سلیمه تمام وکمال کار کردن توی کونی خونه رو به خوبی یاد بگیره .یک هفته ای گذشت ودخترک از اون حالت</p>
<h4>افسردگی جنده بیرون نیومد غذا هم بلد نبود درست کنه بردمش</h4>
<p>پیش روانپزشک ودکتر هم براش دارو پستون نوشت و از من خواست روزهارو با کار ویا کلاس براش پر کنم منهم</p>
<h5>که احساسی کوس مثل ترحم که با نوعی دوست داشتن قاطی</h5>
<p>شده بود نسبت به اون داشتم اون رو به کلاس آشپزی فرستادم و توی یک مدرسه راهنمایی بزرگسالان هم ثبت نامش کردم سکس داستان تا از اول</p>
<h6>راهنمائی شروع به تحصیل کنه . نتیجه معجزه ایران سکس آسا بود</h6>
<p>در عرض دو هفته از شروعش به درس وکلاس آشپزی قرصها رو قطع کرد استعدادش عالی بود . غذا هایی رو که استادش درس میداد خوب درست میکرد وهم تودرس عالی بود . من هم خودم رو حسابی بهش نزدیک کردم و زمانه زیادی رو برای او میگذاشتم وتو درس دادن بهش کمک میکردم ولی همچنان نه از سکس خبری بود نه حتی از یک بوس کوچولو وحسابی توی کف سلیمه بودم ولی به دستور پزشک که گفته بود هر پیشنهادی در این زمینه باید از سوی سلیمه باشد . منهم ابدا پیگیر سکس نبودم. وفقط خودم را با مریم تخلیه میکردم . ولی چیزی به سلیمه در باره رابطه سکس با مریم نگفته بودم واو هم نپرسید این خانوم وقت وبی وقت باشما چیکار داره ولی میدونستم متوجه جریان هست . یک ماهی گذشت سلیمه حسابی توی کار خونه راه افتاده بود وخوب هم درس میخواند تا اینکه اون شب رویایی از راه رسید غروب بود که با سلیمه از خونه بیرون رفتیم تا شام رو توی یک فست فود بخوریم بعد از شام به پیشنهاد من کمی راه رفتیم وهمون موقع بود که سلیمه خودش دست منو گرفت نمیتونم احساسم رو در اونموقع براتون بگم همینقدر بدونید که من روی زمین راه نمیرفتم . مردی نبود که توی خیابون به سلیمه خیره نشه موقع راه رفتن باسنش با هارمونی خاصی بالا وپایین میرفت موهاش از اطراف روسریش بیرون زده بود هیچکس نمیتونست این دوختر رو با یک ماه پیش مقایسه کنه از شمایل یک ولگرد خیابانی به صورت یک پری رویایی در اومده بود نرم حرف میزد کلامش تا عمق وجود آدم رخنه میکرد دستش رو با ریتم راه رفتنش هماهنگ کرده بود وروی دست من بالا و پایین میبرد نگاه ریز و نافذی داشت که آتش فشان شهوت رو بیدار میکرد صبری برای رسیدن به خونه برام نمونده بود سوار تاکسی که شدم برخلاف همیشه صندلی عقب کنار اونشستم وخواستم راننده تاکس سریع مارو به خونه برسونه توی راه چشم از چشمش برنداشتم برای یک لحظه هم دستامون از هم جدانشد. خلاصه به خونه رسیدم در رو باز کردم وتوی همون راه رو خودم رو توی رویا رها کردم اون هم محکم من رو در آغوش کشید تا اونجایی که میتونستم سطح تماس بدنم رو باهاش افزایش دادم بدنم در آتش بدنش میسوخت هرگز زنی به این گرمی رو در آغوش نگرفته بودم لبهاش روی لبهام احساس یک تکه گوشت نبود چیزی غیر قابل وصف بود یک احساسی مثل خلسه چیزی غیر قابل شرح یک تحریک بینهایت. مثل سکس های قبل بدنم از دسته جادوییم فرمان نمیگرفت. احساس شهوتم در نگاه سلیمه تمرکز پیدا کرده بود حاضر نبودم حتی برای سکس نگاهم از نگاهش جدا بشه موهاش مثل یک حجاب دوطرف صورتش رو گرفته بودن وازبین اونها نور به سختی خودش رو به جشن نگاه ما میرسوند. نمیدونم این نگاه وبوسه ها چقدر طول کشید یا دستهامون چندبار بین صورت، سر وکمر مون جا عوض کرد ولی وقتی به خودمون اومدیم که گلدان توی اتاق سلیمه با برخورد بدن من افتاد وشکست نفهمیده بودم کی وچرا به اتاق سلیمه رفتیم شماره بوسه ها از دستمون رفته بود اختیار دستم با خودم نبود با افتادن گلدان هرچند اختلالی در ادامه کار ما به وجود نیومد ولی ما از اون حال وهوا بییرون اومدیم و به سراغ اصل قضیه رفتیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174534</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم خوشگل و ساک و کس دادنش تو باشگاه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 06:11:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختند]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهام]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[برگرداندم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاورم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایند]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایش]]></category>
		<category><![CDATA[پایانی]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیوسته]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تعاونی]]></category>
		<category><![CDATA[تعمیرگاه]]></category>
		<category><![CDATA[چسباند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبانده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداوند]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانستم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترانه]]></category>
		<category><![CDATA[درگیری]]></category>
		<category><![CDATA[دریافت]]></category>
		<category><![CDATA[دستهام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوساعت]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوهفته]]></category>
		<category><![CDATA[رانهای]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زیرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فریادی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كارهای]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاملا]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتین]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لبهایم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محترمانه]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[معماری]]></category>
		<category><![CDATA[مهربانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهرماه]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمت]]></category>
		<category><![CDATA[میتوان]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردند]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[ناموسی]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[همخونه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری]]></category>
		<category><![CDATA[همكلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[/&#62; فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } A:link { color: #0000ff سکسی } &#8211;&#62; /&#62; شاه کس هیچ وقت قبول نكردم كه قبولی من در دانشگاه معلول تلاش کونی و كوشش شبانه روزی من باشد . ( جمله ای كه مادرم همیشه به فامیل جنده و آشنا می گفت ) . خودم بهتر از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>/&gt; فیلم سکسی P { margin-bottom:</h2>
<p>0.21cm }<br />
A:link { color: #0000ff سکسی }<br />
&#8211;&gt;</p>
<h3>/&gt; شاه کس هیچ وقت قبول نكردم كه</h3>
<p>قبولی من در دانشگاه معلول تلاش کونی و كوشش شبانه روزی من باشد . ( جمله ای كه مادرم همیشه به</p>
<h4>فامیل جنده و آشنا می گفت ) . خودم بهتر از</h4>
<p>هركسی میدانستم كه اصولاً چنین تلاش پستون و كوششی ( حداقل به صورت شبانه روزی ) وجود نداشت . با و</p>
<h5>جود آنكه کوس چند ماه مانده به كنكور روزی یكی دوساعت</h5>
<p>تست میزدم ولی خودم بهتر از همه میدانستم كه حداكثر تلاش شبانه من به درگیری ها و كشمكش های من با پتو سکس داستان و بالشم محدود</p>
<h6>میشد كه این هم اصولاً جنبه درسی نداشت ایران سکس ! با</h6>
<p>این وجود قبولی من در رشته معماری ( كارشناسی ارشد پیوسته ) مثل بمب توی فامیل صدا كرد . پدرم به قول خود برای خرید اتومبیل وفا كرد ولی از آنجایی كه من بر خلاف تصور او بجای تهران در رشت قبول شده بودم قضیه با خرید یك رنوی مدل 57 گوجه ای رنگ فیصله یافت ! رنوی قراضه ای كه هفته ای شش روز در تعمیرگاه بود و یك روز به زحمت چند كیلومتری راه می رفت !با این حال قبل از اولین انتخاب واحد به همت خواهرم ( كه همیشه محترمانه همدیگر را دوست داشتیم ) ماشین من هم تعمیر اساسی شد و برای انتخاب واحد با ماشین خودم به سفر رفتم.  با دوستم حمید ( كه قرار بود هم دانشگاهی و نه همكلاسی باشیم . چون رشته اش علوم سیاسی بود ) جلوی ترمینال غرب قرار گذاشته بودم . قرار ما ساعت یك و نیم بود و او تا ساعت دو نیامده بود. ترمینال به لحاظ روزهای پایانی تابستان و همچنین آغاز سفر های دانشجویی قیامت بود . كم كم از آمدن او نا امید می شدم . پیاده شدم و به داخل ترمینال رفتم . به معدود تعاونی هایی كه برای رشت اتوبوس داشتند سر زدم . ولی خبری نبود كه نبود . در تعاونی هشت بزن بزن و كتك كاری عجیبی بود. دو جوان مرد میان سالی را كتك می زدند. زن و دختری جیغ میكشیدند و مردم هم می خندیدند . دخترك ریزه میزه ولی ملوس بود. طبیعی بود كه باید به سرعت نقش فردین را بازی میكردم . نگاهی به هیكل دو جوان انداختم . زورم به آنها نمی چربید . اكثر مسافرین را تركها تشكیل میدادند . نقشه ای به ذهنم رسید . یقه یكی از آنها را گرفتم و برگرداندم و حق و ناحق مشت محكمی حواله صورت جوان كردم و با فریادی كه همه ترمینال بشنوند فریاد زدم : « به ناموس مردم چیكار داری ؟ مگه خودت خوار و مادر نداری ؟ چرا به دختر مردم متلك میگی؟! » و مشت دوم را هم توی گردنش زدم . پدر دخترك ابتدا نگاهی با تعجب به من انداخت و بلافاصله متوجه نقشه شیطنت آمیز من شد . و او هم به دفاع خیالی از ناموس بر باد رفته اش پرداخت . تماشاچی ها كه اكثرا ترك بودند و تا آن لحظه فقط نظاره گر دعوا ، با شنیدن كلمه ناموس ( تنها كلمه ای كه میتوان با آن تركها را تحریك كرد ) فوراً نگاهی با عصبانیت به دو جوان انداختند . جوان اول كه تازه از گیجی ضربه مشت من خارج شده بود بلند شد و خطاب به من فریاد زد « منو میزنی مادر …. » با این جمله هر شكی هم كه در دل ترك های عصبانی نسبت به ماهیت ناموسی یا غیر ناموسی دعوا باقی مانده بود رفع شد و به ناگهان بیست دست قوی او را كه برای پاسخ به ضربه من بلند شده بود به زمین انداختند ! وقتی ما ( من و آن خانواده ) در اتوبان كرج بودیم دو جوان بد بخت هنوز مشغول كتك خوردن بودند !!! آقای قاسم زاده دبیر ادبیات بود و ساكن قزوین . همسر بسیار مهربانش ( كه از تهران تا قزوین من را دعا میكرد و با هر دعا یك تكه میوه به من تعارف میكرد ) خانه دار بود و دخترش ( كه اسم اورا نمی دانستم ) دانشجوی سال دوم روان شناسی نگاهی به آینه انداختم &#8211; كدوم دانشگاه مشغول تحصیل هستید ؟ لبخندی زد و گفت  :- دانشگاه آزاد واحد رشت داشت خشكم میزد . مانده بودم كه صلاح هست جلوی پدر و مادرش بگویم كه من هم قرار است با او همشهری بشوم یا نه . قبلًا به آنها گفته بودم كه مسیرم تا رشت است و آنها هم خواهش كرده بودند كه تا قزوین با من بیایند. ولی چیزی راجع به دانشگاه و خودم نگفته بودم . &#8211; شما مشغول چه كاری هستی پسرم ؟ این را خانم قاسم زاده با مهربانی پرسید . با دو دلی پاسخی به دروغ دادم -م ن دانشجوی سال اول رشته معماری ام. البته الان برای انجام یكی از كارهای اداری پدرم چند روزی به رشت می رم. دوباره به دخترك نگاهی كردم و پرسیدم &#8211; راستی شما توی رشت هتل ارزون قیمت سراغ ندارین ؟ &#8211; هتل اردیبهشت بد نیست . البته قدیمیه ولی تمیزه بازهم لبخند دیگری را از آینه تحویل گرفتم . سعی كردم دیگر كمتر جلب توجه كنم . بقیه راه به مشاعره بین من كه خیلی شعر حفظ بودم و آقای قاسم زاده كه دبیر ادبیات بود گذشت . با وجود آنكه دختر و همسرش هم كمكش میكردند عملاً از من شكست خورده بود و من چند بار جواب خودم را خودم دادم. لبخند های توی آینه هم به تدریج به اشاراتی با چشم و ابرو تبدیل شده بود . موقعی كه آنها در فلكه ولیعصر قزوین پیاده می شدند در یك موقعیت خیلی سریع و آرام به دخترك گفتم  :- كی میای رشت ؟ -اول مهر &#8211; منتظر تلفنتم &#8211; به كجا؟ &#8211; هتل اردیبهشت تشكر قاسم زاده و همسرش پایانی نداشت . حتی قاسم زاده تلفن محل كارش را داد تا اگر خواستم در برگشت سری به او بزنم . خوشبختانه شكی نكرده بودند . پیاده شدند و من هم به سمت رشت راندم . عصر روز اول مهرماه تلفن اتاقم زنگ زد . &#8211; جانم &#8211; سلام &#8211; سلام هیچكدام اسم یكدیگر را نمی دانستیم . &#8211; ما رو كه یادت نرفته ؟ &#8211; نه خانم قاسم زاده. میتونم اسم كوچیكت رو صدا كنم ؟ &#8211; …. پریسا. اگه خواستی میتونی پری صدام كنی . &#8211; منم فرشاد. راستی این رشت شما چرا اینقدر بی حاله ؟  همه انگار تو خونه خوابیدن -نه فرشاد خان فقط شما تو هتلتون گرفتین خوابیدین &#8211; چقدر هم كه اینجا هتله. بیشتر شبیه مسافر خونه است . حالا وقت داری رشت رو بهم نشون بدی ؟ &#8211; آره. اگه دلت بخواد ماشین داری ؟ &#8211; هم ماشین دارم و هم یه خبر خوش &#8211; چی هست ؟ &#8211; بعد بهت میگم. قرارمون ساعت پنجو نیم سبزه میدون &#8211; باشه میبینمت اونشب خیلی خوش گذشت . وقتی گفتم قراره توی رشت درس بخونم خیلی خوشحال شد . به كمك پری همه شهر رو دیدم . هتلم رو با یه هتل تمیز و مرتب توی یك بلوار خلوت عوض كردم . گمونم اسمش كادوس یا یه همچین چیزی بود . با محله های خوب و بد شهر هم آشنا شدم . شام رو با هم خوردیم . پری با سه تا از دوستهاش یه زیرزمین رو اج<br />
اره كرده بودند و به قول خودشون ویلای مجردی داشتند. شبهای بعد پری با دوستهاش روی سرم خراب می شدند . این موضوع یك هفته ای ادامه داشت. تا یك شب پری بی مقدمه پرسید &#8211; امشب شام درست كردم. میای خونه ما ؟ &#8211; مزاحم نباشم ؟ &#8211; اختیار دارین صبر كردیم تا هوا تاریك شد. برای اینكه صاحبخانه مرا نبیند بی سرو صدا رفتیم داخل خانه پریسا و دوستانش . اولش كمی مرعوب جو دخترانه شدم. به تدریج شوخی های من هم شروع شد. ملیحه یكی از دوستان پریسا شلوغ تر و وقیح تر بود . كل كل جوك را با او شروع كردم . كار به جوكهای رشتی و قزوینی هم كشید . شام را در یك محیط خیلی گرم خوردیم . بساط حكم بازی را هم راه انداختیم . ساعت حدود یازده بود كه خواستم بروم. ملیحه اصرار كرد &#8211; حالا كجا ؟ &#8211; خوب برم هتل دیگه &#8211; امشب رو با فقیر فقرا بد بگذرون &#8211; لطف داری. نه دیگه برم &#8211; بابا یه لقمه خواب كه تعارف نداره &#8211; آخه درست نیست &#8211; نترس بابا كاریت نداریم. توكه میگفتی مهندسی معماری میخونی . اما انگار مهندسی كشاورزی بیشتر بهت میاد به صورت پریسا نگاه كردم. اوهم گفت &#8211; خوب بمون امشب رو. با حالتی از تظاهر به تسلیم گفتم &#8211; باشه هرچی شما بگین  !دوباره نشستیم . بحثی راجع به ماهیت خداوند بین من و ملیحه آغاز شد. دوست دیگرشان رفت و خوابید. پریسا بیشتر ناظر بحث بود. سرم را روی پای پری گذاشته بودم و دراز كشیده بودم. ملیحه طرفدار ماتریالیسم دیالكتیك بود و من خداپرست دو آتشه ! رانهای پری نرم و داغ بود. بحث جالبی بود. پری گاهی با مو هایم بازی میكرد. بالاخره به نقطه ای رسیدیم كه ملیحه پذیرفت كه به دلیل رفع نیاز انسان باید پذیرفت كه خدا به شكلی كه در اسلام معرفی شده وجود داره . پری كه از موفقیت من در بحث خوشحال بود بازویم را فشرد . بلند شدم و كنار پری نشستم. چانه او را به دست گرفتم و خطاب به ملیحه گفتم  :- اصلاً مگه میشه پذیرفت موجود به این خوشگلی بر حسب تصادف بوجود اومده باشه  ؟و همزمان به نرمی لبهای پری را بوسیدم . پری به من لبخندی زد و به ملیحه گفت  :- تو نمیری بخوابی ؟ &#8211; چرا &#8211; فرشاد رختخواب تو رو بیارم اینجا ؟ من جواب دادم &#8211; من رختخواب نمی خوام. فقط اگه میشه یه بالش به من بدین. پریسا بلند شد و رفت برای خودش و من بالش آورد. چراغ را خاموش كرد . و با فاصله یك متر كنارم دراز كشید. خودم رو كمی به او نزدیك كردم و دستم رو روی شونه او گذاشتم . &#8211; دوستای خوبی داری &#8211; آره. سه ساله كه با هم همخونه ایم .  &#8211; امشب به من خیلی خوش گذشت &#8211; خوشحالم خودم رو كشیدم كنار او . به آرنجم تكیه دادم. كمی نگاهش كردم و چشمهاش رو بوسیدم. به من لبخند قشنگی زد. یكی از دستهام رو روی شكمش گذاشتم . و اینبار كمی محكمتر لبهاش رو بوسیدم. هر دو دستش را روی دستم گذاشت. بوسه های كوچك تر و ظریف تری را به سوی گردن و گونه هاش روانه كردم. به تدریج رفلكس مناسب رو هم دریافت كردم . من رو گرفت و به سمت خودش كشید. بوسه های من را با قرار دادن لبش میان لبم جواب داد . دستم به زیر تی شرتش رفت و باز هم دل و كمر او را لمس كرد. به شكمش خیلی حساس بود . خوابیدم و او را روی خودم كشیدم . نرم و سبك اطاعت كرد و در این اطاعت تی شرتش از تنش لغزید و بدن نرم و لطیفش رو میون بازوهام گرفتم . زبانم كنجكاوانه از گردنش به سمت میان سینه های او رفته بود . گاهی نیر زبانم را به زیر سوتینش می راندم . روی شكمم نشست و سوتینش را بیرون آورد . دكمه های پیرهنم را باز كرد و روی سینه ام خم شد. با مهارت چشمگیری با لبهایش از گردن تا شكمم را تحریك میكرد . انگشتانم را میان موهایش فرو كرده بودم و سرش را به این وسیله هدایت میكردم . وقتی صورتش را بالا اورد و لبهاش دوباره روی لبهای من قرار گرفت او را برگرداندم و خودم روی او قرار گرفتم. سینه هایش را میان دو دستم گرفته بودم و آنها را وحشیانه می لیسیدم. با دست راستم دكمه و زیپ شلوارپارچه ایش را باز كردم و بدون آنكه شرتش را در بیاورم شلوارش را از پایش كشیدم . شورت نخی ساده ای به تن داشت. میان پاهایش خوابیده بودم و با لبهایم از روی شورت با كس او بازی میكردم. به اوج شهوت رسیده بود. یكی از دستهایش را وارد شورتش كرده بود و داشت خودش را می مالید. بلند شدم و شلوار و شورتم را در اوردم . اینبار كاملاً روی او خوابیدم . بلافاصله پاهایش را به هم چسباند . دختر بود . كمی میان پاهایش را خیس كردم و كیرم را میان پایش قرار دادم . آنقدر محكم من را به خودش چسبانده بود كه با تبر هم نمی شد جدایش كرد . با آغاز حركت من او هم شروع كرد به حركت دادن پاهایش . خیلی وارد بود . شانه هایم را سخت گرفته بود ولی هیچ صدایی ازش بلند نمی شد. از كم شدن فشار دستهایش روی شانه ام فهمیدم كه راحت شده . خودم را روی شكمش خالی كردم . ولی از رویش بلند نشدم. در میان تاریكی برق یك جفت چشم دیگر از انتهای اتاق پیدا بود. ملیحه ! فردا صبح در هتل فهمیدم كه روی كیرم به خاطر موهای زائد پریسا آش و لاش شده. انگار به آن سمباده زده باشم ! از شدت سوزش تا یكی دوهفته حتی فكر سكس را هم از خودم دور كردم !		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174015</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس گروهی داغ با شرکت کلی پورن استار توپ</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%da%a9%d9%84%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d9%be/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 May 2018 17:44:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اورجی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pornyfree.com/?p=146301</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/4TJ-4bxXkt-GoNfn1eAU0w/020/545/904/v2/1280x720.261.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس گروهی داغ با شرکت کلی پورن استار توپ" title="سکس گروهی داغ با شرکت کلی پورن استار توپ" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/4TJ-4bxXkt-GoNfn1eAU0w/020/545/904/v2/1280x720.261.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس گروهی داغ با شرکت کلی پورن استار توپ" title="سکس گروهی داغ با شرکت کلی پورن استار توپ" decoding="async" /></p>]]></content:encoded>
					
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/4TJ-4bxXkt-GoNfn1eAU0w/020/545/904/v2/1280x720.261.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">146667</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:01:05 by W3 Total Cache
-->