<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>tanya tate &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/tanya-tate/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 24 Apr 2024 08:44:24 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>tanya tate &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میلف بلند مامانی و سکس زیبا برای آوردن آب کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Aug 2019 08:33:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[باداباد]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بودمواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چندماه]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظى]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشنيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نبوديم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاى]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بيفته كه فقط من ميتونستم فیلم سکسی اون رو حس كنم! شايد به خاطر مرد بودنش يا شايدم به خاطر اينكه من خيلى عاشقش بودم. روزايى كه سکسی چندين ساعت باهم حرف ميزديم و چندين شاه کس اس ام اس ميفرستاديم جاى خودش رو با روزايى كه چند دقيقه بيشتر تو فكرم کونی نبود، عوض [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بيفته كه فقط من ميتونستم فیلم سکسی اون رو حس كنم! شايد به</h2>
<p>خاطر مرد بودنش يا شايدم به خاطر اينكه من خيلى عاشقش بودم. روزايى كه سکسی چندين ساعت باهم حرف ميزديم و</p>
<h3>چندين شاه کس اس ام اس ميفرستاديم جاى خودش رو با روزايى</h3>
<p>كه چند دقيقه بيشتر تو فكرم کونی نبود، عوض كرد!به خودم اميد ميدادم كه سرگرم كاره، ازم خسته نشده و هنوزم</p>
<h4>عاشقمه! جنده عين روزايى كه هنوز مال اون نشده بودم.واقعا اذيت</h4>
<p>ميشدم اما كارى از دستم بر پستون نميومد. غرورم اجازه نميداد من هر دقيقه بهش زنگ بزنم، نميخواستمم مزاحمش باشم. عزم</p>
<h5>خودم رو کوس جزم كردم و گفتم هرچه باداباد. از استادايى</h5>
<p>كه ميدونستم با آدم راه ميان اجازه گرفتم و بقيه روبيخيال شدم،كه واسه ١٠روز برم خونه.سه شنبه بعد كلاسم ساكم وبستم و سکس داستان رفتم،نميخواستم امير باخبر</p>
<h6>بشه و به خيال خودم ميخواستم قافلگيرش كنم! ایران سکس نزديكاى صبح</h6>
<p>رسيدم خونه و از خستگى تا١٠ خوابيدم. وقتى بيدار شدم كسى خونه نبود، تلفن رو برداشتم و به امير زنگ زدم. خواستم شماره ى خونه بيفته و وقتى من پشت خط باشم ذوق زده شه!!!! چندبار زنگ زدم كه برنداشت،نيم ساعت بعد خودش زنگ زد. وقتى صداى منو شنيد نه ذوق زده شد ، نه تعجب كرد. بعد سلام و احوالپرسى گفت من دو روز ديگه برميگردم! گفتم:چى؟؟ مگه كجايى كه تازه دو روز ديگه برميگردى؟ گفت واسه كارى رفته بندرعباس و دو روزى اونجا ميمونه. خداحافظى كردم و زدم زير گريه،با چه شوقى اومدم و همه چى عكس اون چيزى كه ميخواستم شد! با اينكه دو روزش چهار روز طول كشيد واسه من يه عمر گذشت. شنبه بعدظهر بود كه اومد. يه راست اومده بود خونه ما! خيلى سرد باهاش حرف زدم و رفتم تو اتاقم،مثل اينكه مامانم بهش گفته بود بياد و از دلم دراره، آخه اميرو ميشناختم كه تا بهش نگم ازت دلخورم نازمو نميكشيد!!رو تختم به حالت بغض نشسته بودم كه اومد!-نبينم خانومم ازم دلخور باشه؟!نگامو ازش دزديدم تا از چشام نخونه انقدر دوسش دارم كه همه بدى هاى عالم نميتونه عشقشو تو قلبم تيره كنه.نشست كنارمو موهامو از صورتم كنار زد،پيشونيمو بوسيدو بغلم كرد. تا خودمو بين بازوهاش حس كردم بغضم تركيد، گفتم به اندازه همه ى نبودنات دوستت دارم! لبامون به هم قفل شد، با صورتش اشكامو پاك ميكرد و دوباره لبامو ميبوسيد. متوجه گذر زمان نبوديم كه گوشى امير زنگ خورد، مامانش گفت بيا و ندا رو هم بيار. امير يه بوس كوچيك از لبم كرد و رفت از مامانم اجازه گرفت،منم زود آماده شدم و رفتيم.شام رو خورديم و رفتيم اتاق امير، بايد آخر شب بر ميگشتم. نشسته بوديم و حرف ميزديم، از دلتنگيام و گله هام براش گفتم، اونم با دقت گوش ميكرد ؛ بعضى وقتا دليل مى تراشيد وبعضى وقتام عذرخواهى ميكرد. رو تختش دراز كشيده بود و منم رو بازوش، منو به سينش چسبونده بود طورى كه صداى تپش قلبشو ميشنيدم. خودمو جابجا كردم و رفتم روش ، چشماشو بوسيدم، گونشو بعدشم لباشو&#8230; اول خيلى آروم لب ميگرفتيم،اما همين كه زبونم رو وارد دهنش كردم خيلى محكمتر ادامه داد، بدنم رو بهش ميمالوندم و موهاشو نوازش ميكردم يه غلت خورد و جامون عوض ،حين لب گرفتن دكمه هامو باز كرد سوتينم باز كرد و سينه هامو ميماليد.نفسم تندتر شده بود و تو تنم احساس حرارت ميكردم، بعد چندماه دوباره وزن عشقم رو روم حس ميكردم. عاشق بوساى ريزش بودم،از موهام پيشونيم،چشمام، گونه هام. خودش ميدونست رو لاله ى گوشم حساسم، وقتى نفسش رو احساس ميكنم خيلى تحريك ميشم. لاله ى گوشم رو ميك ميزد و ميگفت دوستت دارم. حسابى تحريك شده بودم،چشامو بسته بودم و لذت ميبردم. پا شد لخت شد و شلوار و شورت منم درآورد! دوباره شروع كرد، اينبار به ميك زدن سينم نفسام به آه كشيدن تبديل شده بود اميرم دست كمى از من نداشت، از رو شورتش كاملا معلوم بود اونم چقدر تو تحريكه. بعد چند دقيقه بلند شدم و به شورتش اشاره كردم،گفتم پاره ميشه ها! شورتش رو كشيدم پايين و شروع كردم به ساك زدن،موهاش اذيتم ميكرد اما ميخواستم عشقم لذت ببره وقتى خسته شدم سرمو بردم عقب و دستمو كشيدم رو سينش،اونم بلندم كرد گذاشت رو تخت، طاق باز جلوش بودم. خودشو بهم نزديك كرد كيرشو گذاشت رو كسم، داشتم نگاش ميكردم. خم شد روم لبمو بوسيد و گفت يادت نره عاشقتم و آروم كيرش رو فرو كرد توم. خيلى درد داشتم كه امير فهميد و كشيد بيرون بعد دوباره آروم آروم فرستاد تو،بازوهاشو چنگ ميزدم و لبمو گاز ميگرفتم،درد جاى لذت رو برام گرفته بود. چند دقيقه به همين منوال كه گذشت احساس كردم دردم كمتر شده و اميرم راحتتر عقب جلو ميكرد، چند لحظه بعد حركتش تند تر شد و شروع كرد به تلمبه زدن تو همون حين من ارضا شدم و امير خيلى ديرتر از من ارضا شد،آبش رو رو شكمم ريخت و بغل هم دراز كشيديم. امير پاشد پاكم كرد و لباسامونو پوشيديم و راهى خونمون شديم كه ياده قولمون افتاديم و كلى خنديديم!!از اون روز به بعد بيشتر هواى همو داريم و نميزاريم روزمرگى مارو از هم برنجونه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175586</post-id>	</item>
		<item>
		<title>همسر خوشگل و بلند جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jul 2019 09:22:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[باحالي]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بوداول]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوددستشو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشروع]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دختراي]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربياره]]></category>
		<category><![CDATA[دلداريش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[كردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[هركاري]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وحشيانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شايد براي شماهام جالب باشه. فیلم سکسی من تو يكي از شهرهاي مازندران تو دانشگاه درس ميخونم.كلاسي كه من توشم پراز دختراي سكسي باحال شماليه.خود من شمالي سکسی نيستم اما ازين نظر شماليارو خيلي قبول شاه کس دار.من آدم خيلي حشري اي هستم.دوس دخترم از خودم بدتره.البته جريان داره كه واستون ميگم.2ماهي کونی بود با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شايد براي شماهام جالب باشه. فیلم سکسی من تو يكي از شهرهاي مازندران</h2>
<p>تو دانشگاه درس ميخونم.كلاسي كه من توشم پراز دختراي سكسي باحال شماليه.خود من شمالي سکسی نيستم اما ازين نظر شماليارو خيلي</p>
<h3>قبول شاه کس دار.من آدم خيلي حشري اي هستم.دوس دخترم از خودم</h3>
<p>بدتره.البته جريان داره كه واستون ميگم.2ماهي کونی بود با دوس دخترم دوست شده بودم.به شدت هم توكف سكس بودم اما بعد</p>
<h4>2ماه جنده كه كاسه صبرم لبريز شد بهش پيشنهاد سكس كردم.با</h4>
<p>هزار بدبختي قبول كرد.بدبختانه خودم خونه پستون ندارم و توخوابگاهم.واسه همين مجبور شدم ويلا بگيرم واسه يك شب كه واسم كلي</p>
<h5>خرج برداشت.راستي کوس يادم رفت اسم دوس دختر حشري من ساراست.ساعت2بعدازظهر</h5>
<p>رفتيم ويلا.يه ويلاي توپ كامل.اولين كار زدم ماهواره كانال سكسي.رئش نميشد لباساشو دربياره سارا.آخه نه تنها تاحلا سكس نكرده بود بلكه من سکس داستان اولين دوس پسرش</p>
<h6>بودم.خلاصه من قدم پيش گذاشتمو رفتم جلو.شروع كردم ایران سکس به لب</h6>
<p>گرفتن.درحالي كه لباشو گرفته بودم آروم آه ميكشيد.با اين كار مني كه 2ماه بود سكس نكرده بودم كيرم يكهو راس شد.من اصليتم كورده تبعيديه.اندازه كيرم 22سانته.خيليم كلفته. لب كه تموم شد رفتم تو كار سينه.از رو سوتين خوشگل صورتي كادوي خودم شرو كردم به خوردن سينه هاش.ديگه صداش دراومد.ميخواست سرمو پس بكشه نزاشتم بدتر خوردم تا كاملا حشري شد.سوتينشو درآوردم بو كردمو پرت كردم يك گوشه.ديگه نوبت خوردن كس رسيده بود دامنشو دام بالا از رو شرتش شروع كردم به خوردن.دادش دراومده بود.دستشو بردم گذاشتم رو كيرم از رو شلوارك گفتم بگيرش.همين كه لمسش كرد چشاش 4تا شد.گفت جواد مادرقحبه اين كيره يا تيربرق؟آخه طفلكي حق داشت.هيكلش كوچيك بود.تقريبا اندازه ساعدش بود.بدجوري از هيبت كيرم ترسيد.گفت عمرا اگه بزارم اينو بكني تو كونم آخه كسش نميشد پرده داشت منم از كون فقط خوشم مياد.توجه نكردم.شرتشو آوردم پايين كسشو با اشتها خوردم.آروم قرار نداشت.داد ميزد.به خودش ميپيچيد منم هي شديدترش ميكردم.چوچولشو ميمكيدم اونم داد و هوارش ويلارو برداشته بود.بعد پاشدم شلواركو كشيدم پايين يكهو ساراي بيچاره گريش گرفت.گفت بخد اين بره تو كونم حتما پاره ميشم.بغلش كردمو دلداريش دادم.زبون چربيم دارم راضيش كردم كه بخوره.كيرمو دادم دستش انگار دسته بيل گرفته بود دستش.آروم دهنشو برد سمتش كه بخوره.اول بهش زبون زد بعد كرد تو دهنش.اما متاسفانه هركاري كرد فقط سر كيرم رفت تو دهنش.ناجارا با سرش باربون يكم بازي كرد بعد شد نوبت كردن كون خوشگل ساراجون.خيلي كون باحالي داشت اما بيش از حد تنگ بود.اول كامل كرم زدم بهش.باكونش بازي كردم سوراخشو با انگشت نرم كردم اما تو حالت انگشتم باز درد زيادي ميكشيد.منم كم صبر.كيرگندمو گذاشتم لاي سوراخ كونش.يكم فشار دادم جيغ كشيد.انگار سوزنم نميتونه بره تو چب برسه به 22سانت كير كلفت من.ديدم اينطوري فايده نداره.سرشو با سختي رد كردم بجون خودم حلقه سوراخ كونش از تنگي داشت كيرمو نصف ويكرد.ميدونستم چه دردي داره ميكشه.اما رحم نكردم يكهو يك فشار دادم اون عظتو كامل دادم تو.سارا يك جيغ خيلي بلند كشيد شروع كرد به فوش دادن و گاز گرفتن.از بس چنگم زد بدنم خوني شد.تحمل كردم و واسش شروع كردم به تلمبه زدن.كم كم داداش كم شد روون شد ديگه آه ميكشيد باورم نميشد اون سوراخ تنگ انقد گشاد شه.آخه كير من بيوه زن 35ساله رو به گريه انداخته بود.آبم دير ميومد واسه همين وحشيانه تلمبه ميزدم. اونم تو اين فاصاه 2بار از درد گريه كرد ديگه داشت آبم ميوود كه درآوردم كيرمو از كونش گذاشتم دهنش ساك بزنه.اونم باحرص ساك ميزد.گفت اگه آب كبرت اومد نريزي تو دهنم اما وقتي آبم اومد وحكم فشارش دادم تو دهنش تا همشو نخورد درش نياوردم.يادش بخير تو اون 12ساعت8بار كردمش.كونش كاملا باز شده بود اما سكس باسارا واسم لذت بخش ترين سكس بوده و هستاالانم باهميم.هفته اي 2بار ميكنمش.چون كون سارا تكه تو همكلاسيام.اينم از داستان سكس حاج جواد كير كلفت.اميدوارم خوشتون اومده باشه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175212</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عزیزم دلم میخواد تا ته بکنی تو کسم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 06:11:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطی]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امکانات]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بغلمون]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونات]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونه]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[کنمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتره]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زده بود. آخه من زياد فیلم سکسی دوستی باهاش نداشتم. در ضمن اصلا قرار نبود سال بعدهم همون مدرسه بمونم و اونم می دونست. در هر حال سکسی خيلی خوشحال شدم. دلم نمی خواست خونه شاه کس باشم. دائم خونه تنها بودم. بعد از اون جريان برادر بزرگترم اصلا خونه نميومد. و کونی کوچکتره هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>زده بود. آخه من زياد فیلم سکسی دوستی باهاش نداشتم. در ضمن اصلا</h2>
<p>قرار نبود سال بعدهم همون مدرسه بمونم و اونم می دونست. در هر حال سکسی خيلی خوشحال شدم. دلم نمی خواست</p>
<h3>خونه شاه کس باشم. دائم خونه تنها بودم. بعد از اون جريان</h3>
<p>برادر بزرگترم اصلا خونه نميومد. و کونی کوچکتره هم دائم با هنگامه مشغول بود. هفته ای يکبار ميومد و بهم پول</p>
<h4>می جنده داد و دوباره غيب می شد. منم تمام اون</h4>
<p>پولو سيگار می کشيدم! و تقريبا پستون تمام ذخيره مشروب بابامو هم خورده بودم. غذا هم اصولا نمی خوردم! بعضی وقتها</p>
<h5>پيتزا! يک کوس جورائی از هنگامه و برادرم بدم ميومد. فکر</h5>
<p>می کردم برادرم بهترين دوستمو از من گرفته و هنگامه برادرمو! وقتی ازش اجازه گرفتم فکر کنم خيلی خوشحال شد چون همون سکس داستان روز عصر دو</p>
<h6>تا بليط گرفته بود. حتی بليط دوستمم خريده ایران سکس بود. کادوی</h6>
<p>دعوت من! دوستمم کلی ذوق کرده بود. اولين باری بود که دو تا همکلاسی مسافرت می رفتيم. خواهرش دانشجوی يکی از شهرهای جنوبی بود. و ما با هواپيما رفتيم. دوستم کلی کيف می کرد. و از بالا زمينو نگاه می کرد و منم دائم بالا مياوردم!!! توی فرودگاه؛ کميته جفتمونو چک کرد و برد توی اتاق و کلی ازمون سوال کردن که چرا دو تائی تنها مسافرت می کنيم. مشکل اساسی من بودم که چرا با اين سن و سال دارم می رم ديدن خواهر دوستم. بعد از يک ساعت سوال و جواب و اومدن خواهر دوستم بالاخره راضی شدن که اجازه بدن منم وارد اون شهر بشم. برعکس اون چيزی که فکر می کردم شهر جالبی بود. مردم با لباسهای محلی. خونه دانشجوئی خيلی ساده؛ يک اتاق خوابه با توالت توی حياط بيشتر شبيه يک اتاق کوچيک توی يک خونه بزرگ. دوست داشتنی و صميمی با حداقل امکانات. صاحب خونه توی خونه بزرگتره زندگی می کرد که رفته بود مسافرت. هم خونه ای خواهر دوستم هم ترم تابستونه نداشت. ما از صبح دو تائی بيرون می رفتيم و توی بازار ميگشتيم و بازاريها هم به زبون خودشون احتمالا هزار تا دری وری نصيبمون می کردن. بهمون لبخند می زدن و بعضی وقتا ما را برای صرف چای دعوت می کردن که ما فقط می خنديديم و پای مهمون نوازی می گذاشتيم. هر چند بعدا چيزای ديگه شنيديم. توی بازار هر کی از بغلمون رد می شد پيشنهاد نوار کاست و يا فيلم يا پوستر يا ورق (( پاسور می داد )) که اينم برام خيلی جالب بود. خواهر دوستم امتحان داشت و با ما بيرون نميو مد بايد اعتراف کنم که بهم خوش می گذشت. احساس می کردم يک دختر کاملا معموليم! روزای آخر؛ خواهر دوستم بهمون گفت که يکی از پسرهای دانشگاه را دعوت کرده تا با هم درس بخونن! خوب به ما ارتباطی نداشت؛ عصر که از بازار برگشتيم خونه هنوز درس می خوندن! رفتيم تو اتاق کمی تلويزيون نگاه کرديم و بعد هم خوابيديم. نزديکيهای صبح دستشوئی داشتم. برای رفتن به حياط بايد بود از هال می گذشتم. لای درو آهسته باز کردم. چراغ مطالعه روشن بود. خواهر دوستم لخت لخت بود. پشت به من. نشسته بود روی زمين. همکلاسيش هم لخت بود و ايستاده رو به من. دختره داشت کير پسره رو مک می زد. به عبارتی با شدت ساک می زد. پسره چشماش باز بود. و داشت نگاهش می کرد. رگ گردنش بيرون زده بود. به گمانم از هيجان بود. سرشو آورد بالا منو ديد. خيلی خونسرد بهم چشمک زد. و دستشو به نشونه هيس برد کنار بينی اش. خنده ام گرفته بود. منم با پروئی ايستادم تا تماشا کنم. نمی دونم چرا نگاه می کردم! پسره؛ دختره را بلند کرد. ولی بر خلاف انتظارم نبوسيدش. شونه هاشو گاز می گرفت. صداشو می شنيدم. &#8211; آفرين راه افتادی. ايندفعه خيلی خوب خوردی. دخترک خنديد. &#8211; استادم خوب بوده. پسرک دستشو برد توی کس دختره. &#8211; مگه نگفتم موهاتو نزن. من پشمالو دوست دارم. حالم داشت بهم می خورد. هيچوقت از اينکه کسی موقع سکس باهام کثيف صحبت کنه خوشم نيومده. دختره گفت: آخه تميز نيست. و شروع کرد عشوه اومدن. &#8211; برام می ليسی. نه! هزار بار گفتم بدم مياد. دختره- چطور من بايد هر دفعه بخورم. پسره- تو زنی . تازه تو خوشت مياد. دختره &#8211; کی گفته؟ پسره &#8211; من ميگم!!! پسره &#8211; آخ کثافت چه خودتو خيس کردی. دختره &#8211; آخه دست خودمه انگار. خوب می ماليم. پسره &#8211; باز که ورزش نکردی. پستونات شل شده!! (( می خواستم برم تو اتاق و يکی بزنم تو سر دختره )) دختره &#8211; آخه امتحان داشتم!!پسره &#8211; دفعه ديگه شل باشه نمی کنمت!!! ببين کيرم هم از حال رفت: دوباره بخور. دختره دوباره رفت پائين!! &#8211; هوم!!- داره حالم بهم می خوره. آه تا ته نکن تو دهنم گنده است. آخ. پسره &#8211; &#8211; خفه شو بخور. و دخترک با تمام انرژی ساک می زد. تکيه کن به ميز. دختره کونش به من بود. بدن سفيد قشنگی داشت. پسره هم هيکل معمولی داشت. &#8211; پاهاتو باز کن! دختره &#8211; ببين از جلو نکن! پسره &#8211; چرا هزار بار بهم دادی حالا امروز نه! دختره &#8211; گشاد می شم می گن بعد دوختنش سخت می شه! پسره &#8211; خوب به درک!!! به من چه. می خوام بکنمت. محکم فشار داد تو. دختره جيغ خفه ای زد. احتمالا دستشو جلوی دهنش گرفته بود که مثلا ما نشنويم! دختره &#8211; آخ. يواش. آخ. وحشی پسره &#8211; زهر مار خفه شو. دختره &#8211; آخ. تو را خدا. تو را هر کی دوست داری. آخ درد می گيره. داری جرم می دی. آخ . پسرک بالا و پائين می کرد.- آّه. همچين می کنمت که از جات بلند نشی. دلت کير می خواد. و دخترک آهسته ناله می کرد. يک جورائی نا له هاش به هق هق شبيه بود.با التماس گفت: يواش باباصداتو می شنون اينا! پسره- بگذار بشنون. اونا رم می کنم!!!خلاصه بعد از سه چهار بار تلمبه زدن!! پسره &#8211; آبم داره مياد برگرد. دخترک برگشت. دختره &#8211; نه تو رو خدا نه بدم مياد. پسره &#8211; يعنی چی! مگه مال استاد که بدت مياد.و محکم دهان دخترک را گرفت و آبشو ريخت توش. بوی آب اتاقو برداشته بود. دخترک به سرفه افتاد. پسرک خنديد و گفت: کس و کونمونو خوب امشب ديد زدن. بعد با توجه به نگاه متعجب خواهر دوستم گفت: هيچی بابا. من برم ديگه داره صبح می شه و سريع لباسشو پوشيد و کتاب دفتراشو برداشت.- فردا پشت من می شينيا. خشک خشک می کنمت اگه بهم نرسوننی!! دست شوئیم داشت می ريخت! گريه ام گرفته بود. سعی می کردم به خودم تلقين کنم که اصلا جيش ندارم!!!. خواهر دوستم دهنشو پاک کرده بود و لخت کف اتاق نشسته بود و گريه می کرد. حالت بدی بود. يک کيسه پيدا کردم. ديگه نمی تونستم. آهسته توی کيسه جيش کردم. داغ داغ بود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174019</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شرکت جنده وار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:53:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدین]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشمون]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبتو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جلومون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمون]]></category>
		<category><![CDATA[شاگردش]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[شدیماز]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرودین]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی</h2>
<p>شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر</p>
<h3>بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر</h3>
<p>شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با قد۱۶۹ وزن۵۵ تقریبا باری و سینه های کوچیک تقریبا۶۵ که منو آزار</p>
<h4>میداد جنده پوستی سفید گندمی ولی بینهایت حشری به طوری که</h4>
<p>اگه ناخواسته یه حرف سکسی میزدی پستون این داغ میکنه.خودمم که آدم سکسی که حجاب واسم بی معنی هست و کلا</p>
<h5>خانوممو آزاد کوس گذاشتم.سرتون رو درد نیارم رسیدیم بوشهر دنبال اسکان</h5>
<p>میگشتیم که خانومم گفت من چادر و کانکس نمیخوام فقد باید خونه بگیری که راحت باشیم .چندتا شماره زنگ زدیم تا بلاخره سکس داستان یکیش خوب ادرس</p>
<h6>داد رفتیم ببینیم دیدیم یه مرد تقریبا ۴۰ ایران سکس ساله با</h6>
<p>شلوارک وایساده جوری بود که قشنگ بزرگی کیرشو میشد از رو شلوارک دید حتی وقتی که خواب بود.خلاصه رفتیم سلامو علیک که شرایطو گفت و ما قبول کردیم ولی همش نگاهش رو خانومم بود و خانومم واسه تخفیف گرفتن ازش همش دلبری میکرد و اونم حال میکرد و خداییش تخفیف خیلی خوبی هم داد و گفت اگه کاری داشتین با این شماره تماس بگیرید یه شماره ی دیگه غیر از اونی که واسه خونه تو سایت دیوار گذاشته بود. شماره رو داشت میگفت و خانومم داشت میزد تو گوشیش که یهو گفت ای وای تک زدم و دوتاشون خندیدن. آقاهه وقت رفت گفت من یه مغازه حوله فروشی هم دارم اگه چیزی لازم داشتین زنگ بزن ادرس بدم بیاین.خلاصه رفت و ما رفتیم داخل و خانومم تا درو بستیم گفت دیدی بی شرف چه کیری داشت گفتم اره خندید و شلوارمو کشید پایین و شروع کرد با ساک زدن ذهنم رو حرف خانومم بود که انگار حشرمو زیادتر کرد ابمو تو دهنش خالی کردم ناراحت شد که چرا ارضاش نکردم گفتم یکم بخوابیم بعد ترتیبتو میدم گفت باشه خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم خانومم حمام هست رفتم در حمامو زدم و رفتم داخل محکم کردمش جوری که دوبار ارضا شد.خلاصه اومدیم بیرون و خانومم ارایش غلیظی کرد و یا دامن که تا وسط ساق پاش بود پوشید.رفتیم لب ساحل تقریبا نگاهه همه مردا رو رو پایه خانومم حس میکردم رفتیم یه سفره خونه که موسیقی زنده داشت و تقریبا شلوغ بود که شام بخوریم رفتیم رو تخت نشستیم خانومم جوری نشسته بود که تخت روبرویی قشنگ تا رون و زانو خانوممو میدید من اصلا به رو خودم نمیاوردم که یهو دعوا نشه و مسافرتو تو دهنش زهر نکنم.تو همین حالات بودیم که یهو صاحب خونه از جلومون رد شد که یهو ندا صداش زد اومد پیشمون و گفت اااا شما هم اومدین اینجا جایه خوبی هست و از این حرفا یه یهو چشمش افتاد به سفیدی پایه خانومم نتونست خودشو کنترل کنه گفت حالا چون اتفاقی همو دیدیم و مهمان هستید امشب کلا همه چی مهمان من هستید و بدون اینکه نظره منو بپرسه اومد رو تخت ما نشست و دقیق جلو خانومم.منم چیزی نگفتم خلاصه بساط شوخی و خنده بالا رفت و خیلی باهم شوخی میکردند و خانومم چند با به بهانه ی گرمیه هوا دامنشو تکون داد که قشنگ تا شرتش معلوم میشد و قشنگ کیره شق شده ی صاحب خونمونو میشد دید یه یک ساعتی تو سفره خونه بودیم و رفتیم .تو ماشین خانومم همش از مرده تعریف میکرد و معلوم بود خیلی خوشش اومده ازش و سرش تو گوشیش بود و معلوم بود داره به یکی پیام میده گفتم کیه گفت ابجیمه و از این حرفا.گفت ساعت۱۱ هست مغازه ها بازن بریم مرکز خرید گفتم باش رفتیم اونجا داشتیم میگشتیم تو پاساژ که یهو دوباره صاحب خونمونو دیدیم بازم سلام احوال پرسی رفتیم داخل مغازش حوله فروشی بود قیمتارو پرسیدیدم واقعا خیلی ارزون مبگفت خانومم دوتا حوله ست واسه خودمو خودش برداشت ولی تو رنگش شک داشت خلاصه صاحب خونه به شاگردش گفت همرو بهشون بده بعد که انتخاب کردی اونایی رو که نمیخواین واسم بیاربن.خرید کردیم و برگشتیم خونه تو راه خانومم میگفت خیلی زشته اول صبح اون صورتی رو که نمیخوایم برو بهشون بده از پاساژ تا خونه تقریبا یه ربع ساعتی راه بود. صبح ساعت ۹ بود خانومم بیدارم کرد گفت برو حوله رو بهش بده زشته تعجب کردم تازه از حمام اومده بود بیرون گفتم کی رفتی حمام که الان اومدی بیرون گفت بدنم دیشب عرق داشت رفتم یه دوش سبک گرفتم شک کردم بهش .حوله رو برداشتم برم گفت نه یه ۱۰ دقیقه دیگه برو که بیشتر شک کردم‌گفتم این یه چیزیش میشه بهش گفتم خودمم کار دارم یه خرید دارم ممکنه دیر تر بیام اصلا نپرسید چی گفت عالیه اوکی برو .سوار ماشین شدم که برم رفتم تا اخره خیابون ولی همش نگاهم به اینه بود خیابونو رد کردم‌گفتم بزار یه دور بزنم.ماشینو سر خیابون گذاشتم اروم اروم رفتم تو خیابون به جایی رسیدم که خونه از دور معلوم بود یه۵ دقیقه وایسادم گفتم الکی شک کردی خواستم برم که دیدم صاحب خونه اومد در خونمون با یه نفر دیگه بعد سریع رفتن داخل تعجب کردم .دویدم که برم ببینم چرا رفتند که گفتم بیخیال شو ببین چی میشه.رفتم در خونه از زیر در نگاه کردم دیدم هیشکی تو حیاط نیست اروم از دره حیاط پریدم بالا و رفتم تو خونه صداشون از تو اتاق مییومد اروم رفتم تو اشپزخونه یه کارد برداشتم در اتاق باز بود یواشی بدون اینکه کسی منو ببینه رفتم پشت کاناپه از دقیق روبرو تخته تو اتاقه بود نشستم گوشیمو زدم رو ضبط فیلم .خانومم داشت واسه اون پسره ساک میزد و صاحب خونه هم به شکل وحشتناک داشت میکردش .پسره بلند شد رفت زیره خانومم و صاحب خونه هم بالاش زاویه شون قشنگ جوری بود که خانومم سمت من قنبل کرده بود و کیرایی که میرفت تو کس و کونشو میدیدم وضبط میکردم خانومم داشت از لذت داد میزد که یهو یکیش ابش اومد و خانومم میگفت بریز تو کونم داغم کن سریع گوشیو قطع کردم و اروم اروم زدم بیرون.یه حس خیلی بدی داشتم نمیدونستم چیکار کنم یه فکری به ذهنم رسید رفتم حوله هارو دادم برگشتم خونه دیدم خانومم بی حال افتاده رو تخت همه چی هم عادی بود .من همیشه دلم سکس با یه زن تپل و سینه بزرگو میخواست.بهش گفتم ندا واسه من یه زن تپل با سینه بزرگ پیدا کن باهاش سکس کنم گفت خجالت بکش این چه حرفیه که سریع فیلمه رو نشونش دادم راشت سکته میکرد که گفت غلط کردم ببخشید گفتم اشکال نداره از این به بعدواسه من کس تپل جور کن بکنم چاره ای جز قبولی نداشت .بعدش رفتیم دلوار یه با یه زوج رو لنج آشنا شدیم چند بار ضربه دری رفتیم و واقعا یکی از مسافرتای سکسیمون بود.وقتی رسیدیم شهر خودمون گفتیم هر کاری کردیمو هرچی بوده فراموش میکنیم و هراز گاهی مسافرت سکسی هم بریم ممنون		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1627</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لز زیبا از دو جنده خوشگل,</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Dec 2018 09:33:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[لز]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=169814</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QJaSJ_-2zJLgr1iNn80neA/024/308/051/v2/1280x720.241.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="لز زیبا از دو جنده خوشگل," title="لز زیبا از دو جنده خوشگل," decoding="async" fetchpriority="high" /></p>جنده خانوم های خوشگل و مدل به جون هم میوفتن و با هم بازی میکنن]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QJaSJ_-2zJLgr1iNn80neA/024/308/051/v2/1280x720.241.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="لز زیبا از دو جنده خوشگل," title="لز زیبا از دو جنده خوشگل," decoding="async" /></p><p>جنده خانوم های خوشگل و مدل به جون هم میوفتن و با هم بازی میکنن</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/QJaSJ_-2zJLgr1iNn80neA/024/308/051/v2/1280x720.241.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">169814</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یاد دادن و آموزش سکس به خانوم کوچولو</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Sep 2018 04:23:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=165701</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/MC4yHBuMzDhLJFddgLV2DQ/022/319/072/v2/1280x720.205.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یاد دادن و آموزش سکس به خانوم کوچولو" title="یاد دادن و آموزش سکس به خانوم کوچولو" decoding="async" /></p>سکس میلف و دختر ۱۸ ساله با پسر خوش شانس]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/MC4yHBuMzDhLJFddgLV2DQ/022/319/072/v2/1280x720.205.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یاد دادن و آموزش سکس به خانوم کوچولو" title="یاد دادن و آموزش سکس به خانوم کوچولو" decoding="async" loading="lazy" /></p><p>سکس میلف و دختر ۱۸ ساله با پسر خوش شانس </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/MC4yHBuMzDhLJFddgLV2DQ/022/319/072/v2/1280x720.205.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">165701</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 33/45 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-22 15:39:11 by W3 Total Cache
-->