<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>vanessa veracruz &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/actor/vanessa-veracruz/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 20:02:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>vanessa veracruz &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چجوری آب کس رو باید گرفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Dec 2019 08:50:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينجام]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاها]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشم]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داديمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراي]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونن]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتنم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ديگه راستو دروغشو خودتون قضاوت فیلم سکسی كنيد-بعد از ماجراي اونروز من عذاب</h2>
<p>وجدان عجيبي گرفتم و از طرفيم ديگه روم نميشد با امير روبه رو بشم- سکسی همش ازش فرار ميكردمو هرجاهم گيرم</p>
<h3>مينداخت شاه کس يه جوري با جواباي كوتاه سرو ته قضيه رو</h3>
<p>هم مياوردم- همه جوناي فاميلم فهميده کونی بودن من يه چيزيم شده- چون اينقدر تو فكر بودم كن از همه كناره</p>
<h4>ميگرفتم- جنده ته باغ يه آلاچيغ بزرگ هست كه از خونه</h4>
<p>هامون ديد نداره و خاي دنج پستون و قشنگيه كه حتي عروسيامونم اونجا ميگيريم- خلاصه اونجا پناهگاه منه و هروقت دلم</p>
<h5>ميگيره ميرم کوس اونجا همه ميدونن اينجام اما كسي كاري نداره-يه</h5>
<p>روز اينجا بودم كف آلاچيق نشسته بودم نميخواستم كسي ببينتم و غرق افكار خودم بودم كه امير غافلگيرم كردو كنارم نشست- هم سکس داستان تعجب كردم هم</p>
<h6>دستپاچهشدم سلام كردم با نگاه خيره جوابمو داد ایران سکس سرم پايين</h6>
<p>بود خواستم بلندشم برم كه دستمو گرفتو به زور نشوندم روزمين گفت بشين كارت دارم- مثل بچه هاي حرف گوشكن نشستم هنوز سرم پايين بود- گفت نگام كن- آروم سرمو بالا آوردم ولي فقط لباشو ميديدم گفت تو چشام نگاه كن- لحنش يه چيزي بين تحكم و خواهش بيد- نگاش كردم- دلم لرزيد تو نگاهش هم عشق بود،هم غم و هم دلخوري- چه قدر دلم براش تنگ شده بود چونه ام لرزيد خودمو انداختم بغلش اشكام سرازير شد اونم موهامو نوازش ميكرد- يه لحظه فكر كردم چه احمقانه خودمو اين مدت عذاب دادم- شروع كرد به حرف زدن- عزيزم عروسكم چرا اينجوري ميكني؟ چرا ازم فرار ميكني؟ به خاطر اونروزه؟صداي هق هقم بلند شد- گفت: گريه نكن- مگه بهت نگفتم ميخوام خانومم باشي؟ نگفتم مال مني؟ ما همو ميخوايم پس نترس كارمون بد نيست- ولي مگه گريه ي من قطع ميشد! منو از خودش جدا كردو دونه دونه اشكامو بوسيد بعد بي هوا لبشو گذاشت رو لبام- اولش فقط ساكت شدمو عكس العملي نداشتم اما وقتي لبمو كشيد تو لباش منم باهاش همراهي كردم- لبامو ميمكيد منم خوب بلد نبودم بيشتر گاز ميگرفتم لباشو اما آروم- دستاشو رو كمرم حركت ميداد و آرومم ميكرد- دستمو بردم دور گردنش منو كشيد سمت خودش جوري كه تعادلمونو ازدست داديمو من افتادم روش- خندمون گرفت- ساق دستمو گذاشتم زير سرشو اينبار من رفتم جلو لبشو گرفتم- نصف تنم روش بود يه پام روپاهاش بود- اروم به تنم دست ميكشيد و كمكم دستشو برد زير تاپم- تماس دستاي داغش رو كمرم و مكيدن لبامون منو ازخود بيخود كرده بود- منو چرخوند و حالا اون رومن بود جوريكه ران پام لاي پاي اون بود- تنمو ميمالوند- حس ميكردم سينه ها سفت شده- سوتين نداشتم و ميفهميدم نوكش كاملا پيداست- آروم اومد رو چونه امو گاز گرفت كم كم گلومو خورد و دستشو گذاشت روسينه ام &#8211; تو مهره هاي كمرو انگار يه جريان از نوك سينه ام وصل ميشد بهشون و ازونجا ميپيچيد زير شكممو ميريخت تو كسم- خيلي لذت بخش بود- ترشح كسمو احساس ميكردم- اونم يواش از رو تاپ نوك سينه امو با دندون گرفت يكم كشيد بعد تاپمو داد بالا و سينه امو گرفت نوكشو بوسيد كه آه كشيدم اونم سريع لبمو بوسيد و باز رفت سراغ سينه هام- وقتي ميماليد بدجور كسم خيس شده بود ميخواستم بمالونم اما پاش لاي پام بود بي اختيار كسمو مالوندم به بالاي زانوش كه متوجه شدو دامنمو زد بالا همونجور كه سينم دهنش بود پاهامو واكرد رونمو ماليد دس گذاشت رو كسم كه از ته دل آه كشيدم و اون آروم آروم ماليد گاهي نفسم بند ميومد بدجوري لذت ميبردم- گوشه شرتمو داد كنار و كسمو ماليد- با انگشتاش خيسيشو ميمالوند همه جاش- كم كم رفت پاين وسط پام- شرتمو بيشتر كنار زدو يه ليس بزرگ زد كه ناخوداگاه پاهامو جمع كردم- بازشون كرد و همونجور از كنار شرتم كسمو ليسيد- هر ليسش يه جريان از تنم عبور ميكرد انگار هربار صد متر منو از زمين ميكندو ميبرد تو آسمون- به اون بالا بالاها رسيده بودمو نفسم تندتر شده بودو بلند ناله ميكردم كه اونم چوچولمو گرفتو شروع كرد به مكيدن- سرشو فشار ميدادم انگار اون نيرو بزور ميخواست منو اون اوج نگه داره و امير به زور ميخواست با مكيدناش منو بكشه پايين كه ناله هام به يه جيغ خفيف تبديل شد و اينگار امير موفقشد و اون نيرو ولم كردو افتادم زمين و تنم لرزيد و حس كردم يه مايع داره با فشار ازم خارج ميشه- اما امير همچنان ميخورد- تا كمكم آروم شدمو فهميدم كجام- سرم گيج ميرفت- امير هنوز داشت كسمو ميليسيد- خجالت ميكشيدم چشمامو باز كنم خيسش كرده بودم- چونشو گذاشته بود روكسمو صدام ميكرد- اما روم نميشد نگاش كنم- اومد روم و گفت چشاي خشكلتو باز نميكني ببينمت؟ يواش چشامو باز كردم خدايا خيس نبود! اما من همه آبمو پاشيده بودم روش- كاملا كسم نبض داشت- گيج گفتم تو خيس نيستي- خنديد و گفت نه چرا باشم؟ با كلي منو من گفتم آخه آبم پاشيد&#8230; بلند خنديد و برام توضيح داد كه خانوما اكثرا آبشون نميپاشه و اين فقط يه حسه-بعد ازونروز دوباره باهم صميمي شديمو حتي از قبل بيشتر هروقتم فرصتي بود باز باهم سكس ميكرديم اما واسم مسئله بود كه چرا هوچوقت لخت نميشه و فقط منو ارضا ميكنه هروقتم ميپرسيدم يه جوري منو ميپيچوند- تا اينكه بالاخره فهميدم چرا،،،!لطفا نظر بدين و اگه ممكنه بي احترامي نكنين- خوشحال ميشم-</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177567</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جوری جلق میزنه که سه سوت ابت میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[–البته]]></category>
		<category><![CDATA[……اونم]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینقده]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخورتش]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوداصلا]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[توضیحی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوتائی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرتون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ماراتن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[ملتمسانه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موذیانه]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میچکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میومدی]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداريم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارين]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بلکه این داستان یکی از فیلم سکسی خاطراتیه که روزای آخر توی آویزون ثبت شده بود . البته من خودم هم از اونجا نگرفتمش بلکه دست به سکسی دست رسیده به من … لازم به شاه کس ذکر هست بگم که یکی از دوستان میگفت تو بعضی جملات و نحوه نگارشش با کونی نسخه اصلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بلکه این داستان یکی از فیلم سکسی خاطراتیه که روزای آخر توی آویزون</h2>
<p>ثبت شده بود . البته من خودم هم از اونجا نگرفتمش بلکه دست به سکسی دست رسیده به من … لازم</p>
<h3>به شاه کس ذکر هست بگم که یکی از دوستان میگفت تو</h3>
<p>بعضی جملات و نحوه نگارشش با کونی نسخه اصلی یه تفاوتهایی داره که من چون اصلیشو نخوندم نمیتونم این ادعا رو</p>
<h4>تایید جنده کنم يكم كه كاراشو كرد …بهم گفت ميدونى شباهتِ</h4>
<p>گوسفندا با خانوما چيه ؟گفتم نه پستون چيه ؟گفت نميدونى ؟ معلومه خوب &#8230; جفتشون پشم دارن … hehehe&#8230;منم با كلى</p>
<h5>عشوه و کوس ناااااز همراه با یه پوزخند گفتم عجب …</h5>
<p>!!!! &#8230; ما كه نداريم …واقعا نداشتم &#8230; من هميشه کسمو حسابی پوست مى كنم …اينو كه گفتم بازم ديوووونهِ شد ناااااله سکس داستان كرد … جووووووون</p>
<h6>&#8230; راست ميگىییی ؟ …و خيلى سریع دستشو ایران سکس فرستاد لای</h6>
<p>پام و از رو دامن کسمو گرفت …ناخودآگاه نااااااااله كردم … vowwwwwwww..نالم که در اومد با اون یکی دستش از رو مانتو سینمو گرفت تو مشتش… تا اومدم به خودم بیام شروع كرد به ماليدنِ کسم از رووو …و …هی میگفت &#8230;واااای&#8230; چه باحاله …معلووووومه خيلى لطیفه ……جوووووووون &#8230;.. چقده نرمه … جدی جدی داشتم از حال ميرفتم … هى آه و نااااااله ميكردم … نه !!!… تو رو خدا !!!!…ولش كن …اووووف… دارى چى كارش ميكنى …نااااااله میکردم و زیر دستش به خودم میپچیدم &#8230;ولى داشتم حسااااااااابى كيف ميكردم …بهم حق بدین … رو جای حساسی دست گذاشته بود !صورتشو نزدیک کرد … بی اختیار خودم پشت سرشو گرفتم و کشیدمش جلو …&#8230;و با تشنگی تمام لبامو در اختیار لباش گذاشتم … wowزبونشو فرستاد تو دهنم و اونو تو لبام میچرخوند &#8230;منم چشمامو بسته بودم و با ولع تمام لباشو مى خوردم …Ooooffffei….اونم میبوسید و به شدت با کسم ور ميرفت … خيلى سست شده بودمچشام حسابى خمااااااااااااار شده بوداون یکی دستشو از رو سینم برداشت ….پای راستمو انداخته بودم رو پای چپم …دامنم تا نزدیکای زانوم بالا رفته بود و تا حد زیادی از ساق پام لخت و در دسترس بود &#8230;دستشو برد پایین پام &#8230;از مچ پام شروع کرد به نوازش …ساق پامو مالید و مالید تا رسید به دامنم …به نرمی و با احساس تمام &#8230; دستشو برد زير دامنم و به آرووومی لغزوندش سمت رونم …با يه دست از رو کسمو ميماليد و با يكى ديگه از زير …شروع كرد به ماليدنِ روون لخت و بدونِ موم …wowwwww داشتم ديونهِ ميشدم … منم داشتم با لبم حسابى بهش پا ميدادم…خوشم میومد و هی ناااااااااااله میکردم &#8230;وای نه…. میميرما…………..تو داری چه میکنی با من &#8230;.اووووفی &#8230;. اونم كه فهميد حسابى حشرى شدم …خیلی سریع دامنمو جمع کرد بالای کمرم … حتى شرت هم پام نبود …البته این یکی هیچ ربطی به برنامه امروزم نداشت &#8230;من بيشترِ وقتا شرت پام نمى كنمدوست دارم لای پام آزاد و لخت باشه &#8230; اومد جلوم نشست …پای راستمو کنار زد و پاهامو از هم باز کرد …کس لختمو كه ديد از خودبيخود شد …… اوففففففففففف چقده صاااااااف و خوشگله … راس ميگفت &#8230;. کسم خيلى خيلى قشنگه …كشيده و بلند … بدونِ حتى يه ذره پوست یا لبه اضافه … عين مالِ بچه ها ..و مهم تر از اون حسابی صاف و پوست كنده …به جرات میگم هيچ كسى به پاي کس پوست کنده من نمى رسه … محاااااااااااااااااله دوتا دستاشو گرفت زيرِ رونای لختم … پاهامو باز کرد … و سرشو برد جلو كه بخورتش …wowwwwwwwwwwwwwwwwwwwww جدا شدنش از لبام و اون توقفی كه واسه بالا زدن دامنم و ديد زدن کسم كرد&#8230;فرصتی شد كه بتونم خودمو جمع كنم…به خودم اومدم &#8230;سرشو محكم گرفتم و نذاشتم جلوتر بیارتش آخه قرار نبود كار به اينجاها برسهقصدم فقط و فقط اذیت کردنش بوداصلا دوست نداشتم حتی کسمو نشونش بدم چه برسه به اینکه بخواد بخورتش &#8230;ابدا همچی آدمی نبودم &#8230;اصلا هم ازش خوشم نمیومدفقظ میخواستم از حشری کردن و جزجز کردنش لذت ببرم &#8230; به خودم اومدمسرشو محكم گرفتم و نذاشتم جلوتر از این بیارتش التماس ميكرد …تو رو خداااا …فقط يه دقيقه …یه بوس کوچیک …اوووووف … خيلى باحالِه …حق داشت … بدبخت يه پای ناااااااااااز و یه کس مشتی جلوش بود &#8230; حسابى داشتیم با هم زورآزمائی ميكرديماون حسابی دااااغ کرده بود و اصلا حاضر نبود كنار بكشههى التماس ميكرد و زووووور ميزد كه دستامو پس بزنهمنم با عصبانیت ازش میخواستم که تمومش كُنه چى كار ميكنى لعنتى …برو عقب &#8230;…خيلى پر روئی …خجالت بکش &#8230; حسااااااااااااابى سرگرم زور زدن با سرش بودم كه …که ..که ….که …&#8230;که …&#8230;.. آخه قرار نبود كار به اينجاها برسهقصدم فقط و فقط اذیت کردنش بوداصلا دوست نداشتم حتی کسمو نشونش بدم چه برسه به اینکه بخواد بخورتش &#8230;ابدا همچی آدمی نبودماصلا هم ازش خوشم نمیومدفقظ میخواستم از حشری کردن و جزجز کردنش لذت ببرم &#8230; به خودم اومدمسرشو محكم گرفتم و نذاشتم جلوتر از این بیارتشالتماس ميكرد …تو رو خداااا …فقط يه دقيقه …یه بوس کوچیک …اوووووف … خيلى باحالِه …حق داشت … بدبخت يه پای ناااااااااااز و یه کس مشتی جلوش بود &#8230;حسابى داشتیم با هم زورآزمائی ميكرديماون حسابی دااااغ کرده بود و اصلا حاضر نبود كنار بكشههى التماس ميكرد و زووووور ميزد كه دستامو پس بزنهمنم با عصبانیت ازش میخواستم که تمومش كُنهگفتم که … درکل ازش بدم میومد و فقط میخواستم حالشو بگیرم &#8230; ولی قرار نبود تا این حد جلو بریم &#8230;با عصبانیت ازش میخواستم که تمومش كُنهچى كار ميكنى لعنتى …برو عقب &#8230;…خيلى پر روئی …خجالت بکش &#8230;حسااااااااااااابى سرگرم زور زدن با سرش بودم كه …که ..که ….يکی از دستاشو سرىع از زيرِ دامنم فرستاد طرف کسم …تا به خودم اومدم ديدم کسم تو دستشه &#8230;wowwwwww …باز رودست خوردم …نفسم بند اومد…کسم لخت لخت بود و گرمای دستش حسااااابی مسحورم کرد &#8230;ديگه نميتونستم زور بزنم … خمار خمار شدم…&#8230; اونم که دید تسلیم شدم به آرومی شروع كرد به نوازش کردنش …ooooooooooofffff خيلى باحال بودرو یونیت داشتم به خودم میپیچیدمکسم خییییس خیس شده بوددیگه داشت ازش آب میچکیدwow … يه کم که باهاش ور رفت انگشتشو فرستاد توووووووووووش …چشامو ديگه نميتونستم باز نگه دارمانگشتش اون تو میلولید و حشريم ميكرد …با دستش داشت جدى جدى منو ميكرد …فهمید بازم کم آوردمآخه دستامو از جلو سرش برداشته بودم و دو طرف یونیت رو گرفته بودم که نیفتمداشتم به خودم میپیچیدم و بدون هیچ مقاومتی فقط آه و ناااااااله میکردماونم که ديد ديگه نميتونم جلوشو بگيرم &#8230;لب<br />
اشو گذاشت رو رونای صاااااااف و بدونِ موم ..و شروع كرد به ليس زدن پاهای لختم &#8230;وای خداااااااااااا &#8230;با زبونش لیییییییییسم میزد و كم كم داشت مى اومد سمتِ کسمانگشتاااااااااشم كه اون تو داشت حسابی جولون میداد&#8230;خیلی خیلی حال میداد &#8230; اوووووف &#8230;اوووف خدایا چیكار كنم &#8230;.از يه طرف اصلا نميخواستم اينجورى بشهاز طرف ديگه هم حسابی حشرى شده بودممیخواااااااااااااااااستمیه جوریم نشسته بود که کیرش چسبیده بود به پام و کاملا حسش میکردم &#8230;بهم حق بدین … دیگه حتی به اینام راضی نبودمحالا دیگه کیییییییییییییییرشو میخواستمولی نه …بايد يه كارى ميكردم …به خودم نهیب زدم &#8230;.باید جلوشو بگیرم &#8230;باید &#8230;باید &#8230;&#8230;باید &#8230;&#8230;&#8230; با دستم سعى كردم جلوشو بگیرمدستشو گرفتم و سعى كردم جداش كنم …بسه دیگه &#8230;تمومش کن &#8230;.درش بیار &#8230;خواهش میکنم &#8230;هوس دستامو حسابى سست كرده بود ..زورم نمیرسید انگشتامو تکون بدم چه برسه به اینکه بخوام جلوی مرد تشنه ای مثه اونو بگیرمواقعا نميتونستم ……يه دفعه با صدايى پر از ترس گفتم … پاشو دکتر … دارن در ميزنن …وحشت برش داشت …سریع دامنمو برگردوند سر جاش و رفت عقب &#8230;&#8230;.خودمو درست و حسابى جمع و جور كردم &#8230; يه لبخند شیطنت آمیز زدم و گفتم :گولت زدم &#8230;مثلا اومديم دكترااااااا… پول میگیری ازمون دندونمونو درست کنی پررووووو &#8230;یه نفس ِ عميییییییق كشيد و گفت بابا ترسووندی منو &#8230;ah &#8230; همه چیمون خوابید …ولى عجب چيزى داریااااااا …بعدشم کسمو از رو دامن سرىع گرفت و…و ملتمسانه تو چشام نیگا کرد و گفت : حالا ازت كم ميشه اگه يكم بخورمش … ؟خنديديم … دستشو پس زدم &#8230; چشامو با اخم دوختم به نگاهش و جواب دادم : پر رو نشو دکتر !!! &#8230; به كارت برس …وسایلشو برداشت میز کارشو برگردوند سر جاش و آروم گفت &#8230;اینقده دیوونم کردی که به هیچی فکر نمیکردمواقعا اگه این منشیه یه دفعه میومد تو چی میشد ؟؟؟؟و با صدای بلند گفت : كجا رفتى خانم احمدی ؟ … رفتی که برگردیا &#8230;روشو به من كرد&#8230; لپمو آروم گرفت وگفت چه خوب شد برنگشتی &#8230; و خانم احمدی اومد تو …&#8230; ببخشید آقای دکتر &#8230; آخر وقته دیگه &#8230; داشتم پرونده ها و حسابا رو جمع و جور میکردمشرمنده که نیومدم کمکدکتر هم جواب داد : طوری نیست &#8230; کاش اول این موزیکو عوض میکردی بعد میومدی کمک ..خیلی بیخوده &#8230;ببین تو کشوی سمت چپ یه CD آبی رنگ هست &#8230; همونو بذارمنشیه هم چشمی گفت و رفت بیرون &#8230;اونم محکم و سریع لبمو بوسید و گفت : آخرش چی …. بالاخره یه روز میکنمتمنم با يه نگاه پر از شيطنت جوابش دادم : عمرا اگه بتونی … بیچارت میکنم &#8230;موزیک عوض شد و خانم احمدی اومد توحق با دکتر بود موزیک قبلی خیلی مزخرف بود &#8230; خصوصا اینکه هیچ تناسبی با این ماراتن سکسی ما نداشتولی این یکی از این آهنگهای خیلی خیلی ملایم , عشقی و پر احسااااس بود &#8230;دکتر همیشه تو مطبش موزیک میذاشت که صداش هم تو سالن انتظار میومد و هم تو اتاق معاینهبه هرحال منشیه اومد تو و دوتائی شروع کردن به کار کردن روی دندونامیه کم که گذشت منشیه گفت : راستی خانم &#8230; این پسرتونم خیلی حالش بده ها &#8230;بیچاره شوهرتون &#8230; از همون اول بغلشه و داره سعی میکنه آرومش کنه ولی کوچولوتون یه ریز داره ناله میکنهمنم گفتم : e ؟ راست میگی ؟ &#8230; توروخدا دکتر یه کم سریعتر &#8230; گناه داره بچماونم جواب داد : میگی چیکار کنم ؟ همینجوری که نمیتونم رهات کنم &#8230; و یه نیشگون کوچولو از پام گرفت ( مثلا دندونامو میگفت ولی منظورش چیز دیگه ای بود )و دوتائی کارشونو ادامه دادن &#8230;منم كه ديدم فضا امن شد گفتم بذار بازم يكم حالشو بگيرمباز شروع كردم به ناز و عشوه و آه و ناله های آنچنانى …وووووووووووی&#8230;اووووففف اوووووففففففففففففففففف …یواااااشتر …..؟؟؟؟؟؟دردم میاااااااااااااااااد …اونم تو هر فرصتی خودشو بهم ميماليد …پاهاشو محكم چسبونده بود به رونمالبته اینم بگم که از همون اول انتهای سمت راست یونیت خوابیده بودم که در دسترسش باشميكم كه گذشت از منشیش خواست که بره كنار وایسهمنشیه هم بعده يه مدت كه بيكار شد گفت :اگه با من كارى ندارين برم بیرون خيلى كارا مونده كه بايد انجامش بدمالبته من هميشه به منشیاش مشكوك بودم كه باهاش تو اینجور مسائل هماهنگندكتر هم گفت نه ميتونى برى … فقط مونده یه کاریش بكنم و خلاص …( wow “ یه کاریش بكنم ” &#8230; دلم هررری ريخت پائين )و با يه لبخند موذیانه ادامه داد …شما با خیال راحت به كارت برس … خودم تمومش ميكنم …منظورش اين بود كه ديگه نیا تومنشیه كه پشت كرد بهش &#8230; گفت : درو هم ببند لطفا …</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177332</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-18 06:17:50 by W3 Total Cache
-->